منبع تحقیق درمورد نظریه وابستگی، ارتباطات میان فردی، گونه شناسی، تغییرات نگرشی

دانلود پایان نامه ارشد

اثر گسترش رسانهها، مردم بیشتر میخوانند، ولی کمتر درک میکنند.
با گسترش دامنه استفاده از رسانهها و افزایش توان تأثیرگذاری آنها، اندیشمندان عرصه ارتباطات، بیش از پیش به نقش آفرینی رسانهها معتقد شدند و بر اهمیت رسانهها بیشتر تأکید کردند. در این زمینه دونالد شاو و مکسول مک کامبز، با تحلیل نتایج نظرسنجی از مردم در خصوص شعارهای مطرح شده توسط کاندیداهای ریاست جمهوری امریکا در اواسط قرن بیستم، نتیجه گرفتند که رسانهها با بزرگنمایی و اولویت دادن به برخی موضوعات بر اولویتهای مردم تأثیر میگذارند. آنها با ارائه نظریه برجستهسازی و پویا دانستن مخاطب، عنوان کردند که رسانهها در انتقال پیامها نوعی اولویت یا برجستهسازی به وجود میآورند(معتمدنژاد،1387). این نظریه، تأثیرات رسانهها را در حوزه رفتار محدود میداند، اما معتقد است که رسانهها با برجسته ساختن برخی از موضوعات، میتوانند بر اطلاعات مردم تأثیر بگذارند؛ بهعبارت دیگر، هرچند رسانهها نمیتوانند تعیین کنند که مخاطبان چطور بیندیشند، میتوانند تعیین کنند که درباره چه بیندیشند. البته باید درنظر داشت که منتقدان نظریه برجستهسازی معتقدند که برخلاف این نظریه، اولویتها توسط زمینهها و موقعیتهای اجتماعی تعیین میشود، نه توسط رسانهها.
در همان مقطع زمانی (در اواسط قرن بیستم) نظریة تزریقی یا گلوله جادویی ارائه شد که در آن از بین عناصر ارتباط بر پیام تأکید بیشتری صورت گرفت و با منفعل و غیرپویا به شمار آوردن مخاطب، رسانه همهکاره معرفی شد. طبق این نظریه، رسانه بر سطح وسیعی از مخاطبان تأثیری بسیار قوی و عمیق دارد به گونه ای که میتوان با طراحی و فرستادن مستقیم یک پیام مشخص، همانند شلیک کردن یک گلوله یا تزریق یک آمپول، افراد را به عکسالعمل وادار نموده و پاسخ دلخواه و موردانتظار را از آنان دریافت کرد(مشکینی،1390).
دو اصطلاح «شلیک گلوله» و «تزریق کردن آمپول» مؤید این امر است که جریان قوی و منسجم اطلاعات، که به صورت مستقیم از یک منبع قدرتمند برای مخاطب یا دریافت کنندة پیام فرستاده میشود بر وی تأثیر زیادی دارد.این نظریه بر این باور است که پیام همانند گلولهای است که از دهانة تفنگ (رسانه) به مغز فرد (مخاطب یا دریافت کننده) شلیک میشود؛ به تعبیر دیگر، پیامهای رسانهای، همانند آمپولهایی است که مستقیم در بدن مخاطبان منفعل تزریق می شود و بلافاصله تأثیر عمیقی بر آنها برجای میگذارد. در این دیدگاه، رسانه منبع قدرتمند و خطرناکی تلقی میشود؛ زیرا گیرنده یا مخاطب در مقابل تأثیرات پیام ضعیف است و چارهای برای فرار از تحت تأثیر قرار گرفتن در مقابل پیام، ندارد(مهدوی،1387).
برخی از نظریهپردازان رسانهها، پخش پیام نمایشنامه «جنگجهانی» را جلوه برجستة نظریة گلوله جادویی میدانند و معتقدند که این واقعه، نمونه دقیقی از تزریق آمپول به جمع انبوه از طریق فرستادن پیام و ایجاد تفکر همسان است. این ماجرا ، این نظریه را تقویت کرد که رسانهها میتوانند تفکر مردم منفعل و ساده لوح را دستکاری کنند.
نظریه دیگری که در این زمینه ارائه شده، نظریه وابستگی مخاطبان است. که به وجود رابطه ای سهگانه بین رسانه، جامعه و مخاطب معتقد است. طبق این نظریه، مخاطب منفعل است و به دلیل نیاز به بهداشت اطلاعات (اطلاع از تحولات جامعه نوین و مدرن شهری) و نیاز به ندانستن و گریز از واقعیت (برنامههای طنز در اوقات فراغت) به رسانه وابسته است. تداوم نیازها از ویژگیهای این نظریه است؛ زیرا با رفع یک نیاز، نیاز دیگری مطرح میشود که باید توسط رسانه رفع شود. هرچه نیازها بیشتر باشد، میزان وابستگی بیشتر می شود و تأثیر رسانهها بر رفتار و نگرش مخاطبان، بیشتر افزایش مییابد. مطلق انگاشتن نقش رسانهها و نادیدهگرفتن ویژگیهای فردی و ارتباطات میان فردی از انتقادهای واردشده به نظریه وابستگی است. بهعبارت دیگر، این نظریه، رسانهها را در تغییرات نگرشی و رفتاری، توانای مطلق میداند در حالی که توانایی رسانهها، خود از زمینههای قبلی مخاطب و ساختارهای اجتماعی متأثر است(معتمدنژاد،1383).
نظریه دیگری که ارائه شده و بر این عقیده استوار است که به دلیل اختلاف در میزان برخورداری و دسترسی افراد به رسانهها، روش استفاده از اطلاعات و شیوه برقراری ارتباط با رسانهها نزد طبقات مختلف، رسانهها فاصلة اطلاعاتی بین طبقات مختلف مردم را افزایش میدهند، نظریه شکاف آگاهی است. طبق این نظریه، که برای اولین بار در سال۱۹۷۰ توسط فیلیپ تیکهونور55(1970)و اولین دونوهو56(1972)ارائه شد، همزمان با برقراری جریان اطلاعات توسط رسانههای جمعی در جامعه، بخشی از مردم که وضع اقتصادی بهتری دارند، نسبت به بخشی از مردم، که وضع معیشتینامناسبتری دارند، دسترسی بیشتر و سریعتری به اطلاعات دارند و در نتیجه شکاف در میزان آگاهی بین گروههای مختلف مردم افزایش می یابد و مردم جامعه به دو گروه تقسیم میشوند: گروه اول را افراد تحصیل کردة جامعه تشکیل میدهند که اطلاعات زیادی دارند و میتوانند در مورد هر چیز، اظهارنظر کنند. گروه دوم، کسانی هستند که با توجه به پایگاه اقتصادی و سطح سواد پایینتر، آگاهی کمتری در مورد مسائل عمومی و اجتماعی خود دارند؛ ارتباط مداومی با اخبار و رویدادهای مهم روز ندارند و بیشتر هم از عدم آگاهی خود بیاطلاعند(نیازی کومله،1388).
پس از پایان جنگجهانی دوم و گذر کشورها و جوامع مختلف از مراحل اولیه پیامدهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی این جنگ و گسترش دامنه استفاده از رسانهها در جوامع مختلف بویژه جوامع در حال توسعه و توسعه نیافته و افزایش بهرهبرداری بازیگران اصلی رقابتهای جوامع انسانی (در اغلب زمینهها) از رسانه ها به عنوان ابزاری مؤثر در صحنه رقابت و شکلگیری زمینههای اولیه بروز انقلاب اطلاعات، که بعدها از سوی برخی از اندیشمندان و صاحبنظران، همچون آلوین و هیدی تافلر موج سوم نامیده شد در اوایل دهه۱۹۶۰ یکی از مهمترین و فراگیرترین نظریات عرصه ارتباطات از سوی مارشال مک لوهان، تحت عنوان «نظریه تحول تاریخی بر مبنای ارتباطات» ارائه شد. مک لوهان اعلام کرد که انسانها در جوامع اولیه ارتباطات صمیمانهای داشتهاند. این ارتباطات، که وجود انسان کامل و اصیل را نشان میداد بهصورت رودررو برقرار می شد و برمبنای حواس انسانی بود و در آن تمام حواس انسان بهکار گرفته میشد(وادی پور،1387).
مک لوهان معتقد بود وسیله همان پیام است؛ یعنی صورت و شکل رسانه بر محتوای پیام برتری دارد و شیوههای نشر هر فرهنگ بر محتوای آن، تاثیر دارد. همان گونه که لباس امتداد پوست و دوچرخه امتداد پا است، وسایل ارتباطی نیز امتداد حواس انسان است. وی با تقسیم بندی دوران تمدن بشری به سه دوره زیر معتقد است که در هر دوره تمدن بشر یکی از حواس بشر بر دیگر حواس غلبه دارد :
-۱ دوره کهکشان شفاهی یا تمدن باستانی: در این دوره، پیامها از طریق بیان و دریافت سمعی، منتقل میشود؛ لذا شنوایی، حس غالب شنوایی بود و ارتباطات چهره به چهره و صمیمی است. فرد به طور مستقیم در محیط طبیعی خود قرار دارد و خود را با گروه اجتماعی خود یعنی قبیله ادغام میکند.
-۲ کهکشان گوتنبرگ یا عصر، تمدن بصری: این عصر که در آن حس غالب، بینایی و قدرت دیداری است، موجب جدایی انسان از محیط گرم روستایی می شود و در نتیجه ارتباط افراد از طریق نشریات و کتابها به صورت جدا و بیروح انجام میگیرد.
-۳ عصر کهکشان مارکونی یا تمدن الکترونیک: در این دوره، حس شنوایی دوباره برتریمییابد و اصالت بشر دوباره مطرح می شود؛ زیرا فرهنگ حاکم بر رسانههای الکترونیک جدید، کسب اعتبار مجدد بیان شفاهی است و از این جهت، نوعی بازگشت به وضع جامعه ابتدایی فاقد کتابت به شمار میآید. به نظر مک لوهان، این امر رجعتی به نظام قبیلهای در سطح جهانی به شمار میرود ( دهکده جهانی).( Alleyne, M.D. 1995)
مک لوهان در بخش دیگری از آرای خود، رسانهها را به دو گروه گرم و سرد تقسیم میکند. او رسانه های همه حسی را سرد و رسانه های تک حسی را گرم میداند؛ به عبارت دیگر، رسانههای گرم را شامل ابزارهایی میداند که می تواند مفهوم موردنظر را به کمک ذهن و تخیل مخاطب، کامل کند؛ اما رسانههای سرد نمیتواند چنین امکانی را برای مخاطبان خود فراهم سازد. به این ترتیب رادیو گرم است؛ چون شنونده سعی میکند آنچه را میشنود با تصورات ذهنی خود تکمیل کند. در مقابل، تلویزیون رسانهای سرد است؛ چون همه چیز را به بیننده نشان می دهد و جای فعالیت چندانی برای وی نمیگذارد. وی در تفاوت بین سینما و تلویزیون میگوید: درسینما، فیلم توسط چشمها دیده میشود، اما در تلویزیون، فیلم بیش از دیده شدن، لمس میشودKamalipour, Y.R.. (Ed). (1995).
مک لوهان57 نسبت به تحولات فناوری رسانهها، دید خوشبینانهای داشت و امیدوار بود که بشر با پیشرفتهای فنی خود به جامعه ای آرمانی دست یابد که در آن، همگان همه چیز بدانند. به اعتقاد لوهان تحقق این امر، توسط رسانههای جمعی صورت خواهد گرفت. او میگوید: اگر ارشمیدس نقطه اتکایی میخواست تا جهان را جابه جا کند، من رسانهها را میخواهم تا جوامع را دگرگون کند؛هرچند منتقدان افکار مک لوهان معتقدند که تحولات تاریخی و پیدایش رسانه جدید، باعث از بین رفتن رسانههای قدیمی نمیشود و پیدایش جامعه آرمانی یا دهکده جهانی مک لوهان، به طور ماهوی با نظام قبیلهای متفاوت است و در آن تسلط شرکتها و انحصارات جدید در رسانهها جایی برای صمیمیت و ارتباطات برابر باقی نمیگذارد(همان منبع).
2-17-گونه شناسی رسانه ها
مک لوهان در چارچوب نظریه رسانهها، با اشاره به این بیان مشهور خود، که «رسانه پیام است». بر این نکته تأکید میکند که هریک رسانهها میتوانند گیرندههای حسی ما را بهگونه متمایزی تحریک کنند و برانگیزانند و در نتیجه هرکدام به شکل متفاوتی بر ادراک و افکار ما تأثیر بگذارند. هر رسانه دارای محیط رسانهای ویژه و متناسب با امکانات مربوط به خود، و امکانات ارتباطی معینی را در اختیار دارد. این امکانات از یک سو شامل تجهیزات لازم برای طرح گونه های مختلف ارتباط کلامی، تصویری و موسیقیایی (صوتی، متنی و گرافیک) است و از سوی دیگر شامل در اختیار قراردادن میزانی از کنترل برای دریافت اطلاعات و امکان پردازش آن، متناسب با اهداف مخاطب یا کاربر استHamelink,C. 1995)
«دیویس فولگر58(2000)با گونه شناسی رسانهها در قالبهای سنتی و نظامهای متکی به فناوری در ارتباطات میان فردی و گروهی، گونه های پنجگانه ذیل را برشمرده است:
ارتباطات مستقیم چهره به چهره و شیوههای ارتباطات گروههای کوچک از طریق سخنرانی، فرستادن نامه، یادداشت و غیره.
گونه های ارتباط جمعی در قالبهای چاپی مانند کتاب، روزنامه، مجله، بروشور و اعلامیه.
قالبهای هنری (به دلیل امکان انتقال پیام) مانند نقاشی، مجسمه، عکس و …
گونه های مختلف کارتهای شناسایی، برچسبها، انواع بسته بندی، نشانههای اختصاری و انحصاری
رسانههایی که در چارچوب نظام رسانههای نوین با اتکا به فناوری و تجهیزات الکترونیکی با ترکیب امکانات صوتی/متنی، صوتی/گرافیکی، متنی/گرافیکی و نیز ترکیب صوتی/متنی/گرافیکی (تصویری) برقراری ارتباط میان فردی و گروهی را از راه دور فراهم کرده و بدین ترتیب ارتباطها در قالب اشکال گوناگون زبان کلامی یا غیرکلامی مانند تصویر و موسیقی امکانپذیر شده است؛ مانند رادیو، تلویزیون، سینما، اینترنت، وسایل انتشار الکترونیکی اطلاعات روی خط مانند روزنامه، مجله، بولتن، بیلبرد الکترونیکی و وسایل انتشار الکترونیکی اطلاعات خارج از خط مانند پستهای متنی، صوتی و تصویری» . Commission on Gllobal Governance,) 1995.)
2-18-تعامل پذیری، نقطه عطف رسانه های نوین
با ظهور رسانههای نوین، علاوه بر رابطه سنتی میان منبع با مخاطب (که از طریق پیام و رسانه محقق میشود) انواع دیگری از تعامل میان عناصر ارتباط مطرح شده است که در همه آنها مخاطب به عنوان کاربر، نقش محوری در برقراری و حفظ ارتباط دارد. « این روابط تعاملی عبارت است از:
تعامل مخاطب (کاربر) با منبع: به مددرسانههای جدید، مخاطب نیز میتواند آغازگر ارتباط باشد.
تعامل مخاطب (کاربر) با پیام: این تعامل، که به لطف پیدایش

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد رادیو و تلویزیون، وسایل ارتباط جمعی، ارتباط جمعی، نقش آفرینی Next Entries منبع تحقیق درمورد رسانه های جمعی، رسانه آموزشی، پردازش اطلاعات، وسایل ارتباط جمعی