منبع تحقیق درمورد نظرية، جمعي، تأثير، مستقيم

دانلود پایان نامه ارشد

و كاركرد رسانه‌ها را چنين برمي‌شمارد:
1.   كاركردگرايي به جامعه به عنوان نظامي از عناصر و بخش‌هاي به هم پيوسته با فعاليت‌هاي مرتبط به هم،‌ مداوم و از پيش تعريف شده مي‌نگرد.
2.   چنين جامعه‌اي به سمت تعادل پويا تمايل دارد و اگر ناهماهنگي در آن رخ دهد‌، نيروهاي درون جامعه براي استقرار دوبارة نظم دخالت مي‌كنند.
3.      تمامي فعاليت‌هاي مرتبط به هم،‌ مداوم و از پيش تعريف شدة جامعه، در حفظ تعادل سهيم هستند.
4.      بعضي از فعاليت‌هاي از پيش تعريف شده و مداوم جامعه،‌ براي بقاي آن ضرورت دارند.
5.   رسانه‌هاي ارتباط جمعي يكي از فعاليت‌هاي از پيش تعيين شده و مداوم هستند و در حفظ ثبات و تعادل جامعه نقش دارند.
6.   ارتباط جمعي يكي از عناصر لازم و ضروري ساختار جامعه است و جامعه بدون آن نمي‌تواند به حيات خود ادامه دهد.
7.   وسايل ارتباط جمعي در صورت خلق بي‌نظمي و ناهماهنگي،‌ داراي كژ كاركرد مي‌شوند (سیدحسینی،1386).
يكي از محققاني كه به طور جدي به نقش و كاركرد پيام‌هاي ارتباطي در جامعه توجه كرده است،‌ هارولدلاسول محقق ارتباطات و وي سه كاركرد «نظارت بر محيط»،‌ «همبستگي اجتماعي» و «انتقال ميراث فرهنگي» را براي مطبوعات و رسانه‌ها بر مي‌شمارد .
كاركردهاي اجتماعي رسانه ها عبارتست از : 1) اطلاعات 2) همبستگي«ارتباط»  3) تداوم «استمرار»  4) سرگرمي 5)  بسيج(جانباز،1387)
 2-15-11-نظريه هاي پيام ارتباطي
 1) نظرية تزريقي
نظرية تزريقي،‌ مصداق الگوي تأثير مطلق محتواي رسانه‌اي برنگرش و رفتار مخاطبان است. اين نظريه گوياي آن است كه پيام‌هاي رسانه‌اي به طور يكسان و يكنواخت به همه مخاطبان مي‌رسد و تأثيري مستقيم و فوري برجاي مي‌گذارد.
به عبارتي،‌ نظرية تزريقي وسايل ارتباط جمعي را داراي مطلق، مستقيم و فوري بر مخاطب مي‌داند.
نظرية تزريقي نشأت گرفته از نظرية رفتارگرايي يا الگوي محرك – پاسخ در روان‌شناسي است كه در اوايل سدة بيستم،‌ انگارة مسلط بود.
ويژگي‌هاي اصلي اين نظريه بدين قرار است:
1.      مخاطبان به طور مستقيم و بدون ميانجي ساختار اجتماعي يا گروهي با رسانه‌ها در ارتباط هستند.
2.   مخاطبان به صورت مجموعة همسان و يكپارچه و از نظر وزن و ارزش،‌ «برابر» فرض مي‌شوند {ويژگي‌هاي متمايز فردي و اجتماعي آن‌ها ناديده گرفته مي‌شود}.
3.      رسانه‌ها قدرت تأثيرگذاري بالايي دارند(وادی پور،1388).
 2) نظريه استحكام يا تأثير محدود
نظرية استحكام، تأثير پيام‌هاي ارتباطي برنگرش و رفتار مخاطب را محدود و عمدتاً در جهت تقويت و استحكام عقايد و باورهاي قبلي مي‌داند.
اين نظريه برخلاف نظرية ترزيقي،‌ جريان ارتباط را دو مرحله‌اي مي‌داند كه طي آن پيام‌هاي ارتباطي از رسانه‌ها به واسطه‌هايي به نام «رهبران افكار» مي‌رسد و از آن‌جا به ميان مردم (پيروان) منتقل مي‌شود.(ساعی،1387)
 3) نظرية يادگيري اجتماعي و جامعه پذيري
تأثير رسانه‌هاي جمعي در زندگي روزانة شهروندان، محدود به تقويت يا تغيير نگرش‌ها و رفتارها نيست،‌ بلكه مي تواند منجر به كسب ارزش‌ها و نگرش‌ها و الگوهاي رفتاري شود كه از آن به آثار اجتماعي رسانه‌ها تعبير مي‌كنند. يكي از نظريه‌هاي مربوط به آثار اجتماعي رسانه‌ها، نظرية يادگيري اجتماعي آلبرت باندورا34 (1986) است كه به طور ويژه با ارتباط جمعي در ارتباط است.
براساس اين نظريه،‌ انسان‌ها بيشتر آن‌چه‌را كه براي راهنمايي و عمل در زندگي نياز دارند‌، صرفاً از تجربه و مشاهدة مستقيم ياد نمي‌گيرند، بلكه عمدة آن‌‌ها به طور غير مستقيم و به ويژه از طريق رسانه‌هاي جمعي آموخته مي‌شود. ادعاي اصلي باندورا اين است كه بيشتر رفتارهاي آدمي به صورت مشاهدة رفتارديگران و از طريق الگو‌برداري يادگرفته مي‌شود(جانباز،1387).
نظرية يادگيري اجتماعي به طور گسترده‌اي براي مطالعة تأثير رسانه‌ها بر خشونت مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
چهار فرايند اصلي يادگيري اجتماعي در الگوي باندورا عبارتند از : توجه،‌ حفظ و يادآوري، توليد {عملي} و انگيزش. نقطة شروع يادگيري يك رويداد،‌ مشاهدة مستقيم يا غير مستقيم است.
خلاصه اين كه،‌ رسانه‌هاي جمعي به خصوص رسانه‌هاي تصويري،‌ منبع اصلي يادگيري اجتماعي هستند.
 4) نظرية برجسته سازي
به اين معنا كه رسانه‌ها با برجسته ساختن بعضي از موضوع‌ها و رويدادها،‌ برآگاهي و اطلاعات مردم تأثير مي‌گذارند.
گرچه نمي‌توانند تعيين كنند كه مردم «چگونه» بينديشند،‌ اما مي‌توانند تعيين كنند كه «دربارة چه» بينديشند.
منظور از برجسته سازي رسانه‌ها اين است كه رسانه‌ها، به ويژه در اخبار و گزارش‌هاي خبري و برنامه‌هاي مستند،‌ اين قدرت را دارند كه توجه عموم را به مجموعه‌اي از مسائل و موضوعات معين و محدود معطوف سازند و از مسائل و موضوعات ديگر چشم‌پوشي كنند. فرايند برجسته‌سازي از سه اولويت رسانه، اولويت عموم و اولويت سياسي و رابطة بين اين سه شكل مي‌گيرد(خجسته،1388).
 5) نظرية مارپيچ سكوت
عامل ديگري كه وارد عمل مي‌شود، «مارپيچ سكوت» است. به اين معنا كه در خصوص يك موضوع مناقشه‌انگيز، افراد دربارة توزيع افكار عمومي حدس‌هايي مي‌زنند. آن‌ها سعي مي‌كنند دريابند كه آيا در اكثريت قرار دارند يا در اقليت؛ و سپس مي‌كوشند تعيين كنند كه آيا تغيير افكار عمومي در جهت موافقت با آن‌هاست يا خير. به باورنئومان،‌ اگر آن‌ها احساس كنند در اقليت قرار دارند يا تغيير افكار عمومي در جهت فاصله گرفتن از آن‌هاست،‌ ترجيح مي‌دهند سكوت اختيار كنند. هر چقدر اقليت بيشتر سكوت كنند،‌ مردم احساس مي‌كنند كه ديدگاه خاص و متفاوت ارائه نشده است و لذا مارپيچ سكوت تشديد مي شود(سبحانی،1387).
ويندال35، سيگنايزر36 و اولسون37(1991) معتقدند كه نظرية مارپيچ سكوت بر فرضيات زير استوار است:
1.   اگر مردم احساس كنند داراي عقايد مشترك با ديگران هستند، دربارة آن‌ها با يكديگر صحبت مي‌كنند؛ اما اگر احساس كنند فقط خودشان صاحب عقيدة خاصي هستند،‌ آن عقيده را آشكارا ابراز نمي‌كنند.
2.   افراد ممكن است از رسانه‌هاي جمعي به عنوان منبع توزيع عقايد استفاده كنند. اگر عقيدة خاص آن‌‌ها در رسانه مطرح نشده باشد، آن‌ها نتيجه مي‌گيرند كه آن عقيده مورد پذيرش عمومي نيست.
3.   همة رسانه‌ها به شيوه‌اي تقريباً انحصاري، عقايد مشابهي را بيان مي‌كنند (هم صدايي) و موجب مي‌شوند كه مردم،‌ اغلب از جّو فكري جامعه تصوير نادرستي داشته باشند.
4.   بسياري از افراد كه عقيدة خاصي دارند،‌ از ترس انزوا از آن دفاع نمي‌كنند. لذا هر چه بيشتر،‌ افراد ساكت بمانند،‌ ديگران احساس مي‌كنند كه عقيده مخالف وجود ندارد و بنابراين مارپيچ سكوت در جامعه شكل مي‌گيرد(مهدوی،1387).
 6) نظرية كاشت
نظرية كاشت برآثار تدريجي و دراز مدت رسانه‌ها به ويژه تلويزون بر شكل‌گيري تصوير ذهني مخاطبان از دنياي اطراف و مفهوم سازي آنان از واقعيت اجتمغاعي تأكيد مي‌كند. جرج گربنر واضع نظرية كاشت، در دهة 1960 تحقيقاتي را با عنوان «شاخص‌هاي فرهنگي» شروع كرد تا تأثير تماشاي تلويزيون بر باورها و ديدگاه‌هاي بينندگان دربارة جهان واقعي را بررسي كند(حیاتی،1387).
7) نظرية شكاف آگاهي
 به موازات افزايش انتشار اطلاعات در جامعه توسط رسانه‌هاي جمعي،‌ آن بخش‌هايي از جامعه كه داراي پايگاه اقتصادي اجتماعي بالاتر هستند،‌ در مقايسه با بخش‌هاي داراي پايگاه اقتصادي اجتماعي پايين‌تر،‌ تمايل بيشتر ي به دريافت اطلاعات در كوتاه‌ترين زمان دارند. لذا،‌ شكاف آگاهي بين اين دو بخش،‌ به جاي كاهش،‌ افزايش مي‌يابد»
مفهوم پايگاه اقتصادي اجتماعي كه كاربرد گسترده‌اي در جامعه شناسي دارد،‌ اشاره‌اي است به طبقة اجتماعي افراد. سه شاخص مرتبط باهم در تعريف عملي «طبقة اجتماعي» وجود دارد: آموزش (سطح تحصيلات)، درآمد وشغل).
تيكنور38،‌ دونوهو39 و اولين40 (1975) در مطالعات و پژوهش هاي بعدي، برخي از شرايطي را كه تحت تأثير آن‌ها شكاف آگاهي ممكن است كاهش يابد يا از ميان برود، بررسي كردند(حسنی،1387).
1.      هنگامي كه در موضوعي محلي تعارض وجود داشته باشد،‌ احتمال دارد شكاف آگاهي كاهش يابد.
2.   احتمال گسترش شكاف آگاهي در اجتماعات متكثر كه در آن‌ها منابع اطلاعات متعدد است،‌ بيشتر است تا در اجتماعات همگون كه در آن‌ها مجاري ارتباطي غير رسمي ولي رايج وجود دارد.
3.      هنگامي‌كه موضوعي اثر محلي فوري و قوي دارد، احتمال دارد شكاف آگاهي كاهش يابد(همان منبع).
 8) نظرية استفاده و رضایتمندي
نظرية استفاده و رضامندي ضمن فعال انگاشتن مخاطب،‌ بر نيازها و انگيزه‌هاي وي در استفاده از رسانه ها تأكيد مي‌كند و بر آن است كه ارزش‌ها،‌ علايق و نقش اجتماعي مخاطبان مهم است و مردم براساس اين عوامل آن‌چه را مي‌خواهند ببينند و بشنوند،‌ انتخاب مي‌كنند.
پرسش اساسي نظرية استفاده و رضامندي اين است كه چرا مردم از رسانه‌ها استفاده مي‌كنند و آ‌ن‌ها را براي چه منظوري به كار مي‌گيرند؟ پاسخي كه به اجمال داده مي‌شود اين است كه مردم براي كسب راهنمايي، آرامش،‌ سازگاري، اطلاعات و شكل گيري هويت شخصي،‌ از رسانه‌ها استفاده مي‌كنند .
نظرية استفاده و رضامندي با اتخاذ رويكردي كاركرد گرايانه به ارتباطات و رسانه،‌ مهم‌ترين نقش رسانه‌ها را برآورده ساختن نيازها و انگيزه‌هاي مخاطب مي‌داند. بنابراين،‌ به هر ميزان كه رسانه‌ها اين نيازها و انگيزه‌ها را برآورده سازند،‌ به همان ميزان موجبات رضايتمندي مخاطب را فراهم مي‌كنند(مسعودی،1387).
فرض اصلي نظرية استفاده و رضایتمندي اين است كه افراد مخاطب،‌ كم و بيش به صورت فعال،‌ به دنبال محتوايي هستند كه بيشترين رضايت را {براي آنان} فراهم سازد. ميزان اين رضايت بستگي به نيازها و علايق قرد دارد .
مجموع نيازها و انگيزه‌هاي مخاطب در استفاده از رسانه‌ها را مي‌توان در چهار مقولة اصلي جاي داد:
1.  آگاهي و نظارت: مردم به منظور كسب اخبار و اطلاعات از دنياي پيرامون و نظارت بر محيط  اجتماعي خويش،‌ از رسانه‌ها استفاده مي‌كنند.
2.  روابط شخصي: مردم در فرايند ارتباط،‌ رسانه‌ها را همراه و همنشين خود تلقي مي‌كنند و از محتواي رسانه‌اي براي ارتباط و گفت‌و‌گو با ديگران استفاده مي‌كنند(ضیایی پرور،1387).
3.  هويت شخصي: مردم از رسانه‌ها براي كسب خود آگاهي،‌ يافتن الگو‌هاي رفتاري و تقويت ارزش‌هاي شخصي استفاده مي‌كنند.
4.  سرگرمي و گريز از واقعيت: مردم از رسانه‌ها براي سرگرم شدن و گريز از مشكلات زندگي روزمره و تخلية عاطفي استفاده مي‌كنند.
يكي از مفاهيم و مفروضات اصلي نظرية استفاده و رضامندي،‌ «فعال بودن مخاطب» است.
به اين معنا كه مخاطب در استفاده از رسانه‌ها به دنبال رفع نيازها و كسب رضامندي است و باور دارد كه انتخاب رسانه،‌ رضامندي مورد نظرش را تأمين مي‌كند(معتمدنژاد،1387).
 9) نظرية وابستگي مخاطبان
نظرية وابستگي مخاطبان،‌ روابط بين رسانه‌‌ها،‌ جامعه و مخاطبان را مورد توجه قرار مي‌دهد و با اشاره به نيازهاي مخاطب از جمله داشتن اطلاعات از رويدادهاي پيرامون از يك سو و نيز ندانستن و گريز از واقعيات از سوي ديگر،‌ او را عنصري منفعل و وابسته به رسانه‌ها فرض مي‌كند.
«نظرية وابستگي به عنوان يك نظرية بوم شناختي، بر روابط بين نظام‌هاي بزرگ، متوسط و كوچك و اجزاي آن‌ها تمركز مي‌كند. يك نظرية بوم شناختي، جامعه را به عنوان يك ساختار ارگانيك تلقي مي‌كند و در صدد فهم ارتابط بين بخش‌هاي خرد و كلان نظام‌هاي اجتماعي و تبيين رفتار هر يك از بخش‌ها برحسب اين روابط است.
اين نظريه حاكي از آن است كه افراد وابستگي‌هاي متفاوتي به رسانه ها دارند و اين وابستگي‌ها از شخصي به شخص ديگر، از گروهي به گروه ديگر و از فرهنگي به فرهنگ ديگر متفاوت است(توسلی،1385).
 10) نظرية ساخت اجتماعي واقعيت (بر ساخت گرايي اجتماعي)
نظرية ساخت اجتماعي واقعيت،‌ تصور و درك مخاطب از دنياي پيرامون را حاصلِ تركيبِ ساخت اجتماعي معنا و معناي حاصل از تجربة شخصي يا به عبارتي، مذاكره و توافق علت و عامليت تحت عنوان بر ساخت گرايي اجتماعي مي‌داند.
 11) نظرية چارچوب سازي
چارچوب‌ها،‌

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد دوران مدرن، آداب و رسوم، مصرف كننده، قرن نوزدهم Next Entries منبع تحقیق درمورد پسااستعمار، دال و مدلول، مفهوم وجود، صنعت فرهنگ