منبع تحقیق درمورد نظام اقتصادی، عدالت اجتماعی، عدالت توزیعی، اقتصاد سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

محروم‌ترین قشرهاي جامعه حاصل کند؛ دوم آنکه، پيوستن به مناصب و موقعیت هاي قابل‌دسترسی براي همه افراد، تحت شرايط برابري منصفانه فراهم آيد. وي به اين ترتيب معيار حداکثرسازي رفاه براي پایین‌ترین قشر مردم را معيار عدالت معرفي می‌کند (پاپلي يزدي و ديگران، 1386: 19- 21).
فضا
فضا حجم مكاني و زماني مجموعه‌ای از تمام فعالیت‌هایی است كه انسان در راه تسلط بر طبيعت و براي بقاي خود انجام می‌دهد و به عبارتي ديگر منظور، فضايي اقتصادي- اجتماعي است كه منعکس‌کننده تمام هستي جوامع انساني است (معصومي اشكوري،1387: 20). فضا مجموعه‌ای از كالبد و محتواست، هنگامي كه صفتي به فضا نسبت داده می‌شود بنابرآن كه كالبد يا محتوي را در نظر داشته باشد، حوزه يا قلمرو فضا را مشخص می‌سازد (معصومي اشكوري،1387: 21).
توزيع فضايي
چگونگي قرارگيري عناصر،‌ پدیده‌ها و مکان‌ها بر روي كره زمين، پراكندگي يا توزيع فضايي ناميده می‌شود (پوراحمد، 1385: 101). توزيع فضايي داراي 3 ويژگي به صورت زيراست:
الف) تراكم نسبي: شامل تعداد پدیده‌ها و تعداد عناصر مورد مطالعه،‌ تقسيم بر مساحت منطقه مورد مطالعه است.
ب) تفرق:‌ برخلاف تمركز شاخصي است كه مقدار پخش يك پديده و ميزان پراكندگي با تمركز آن را در منطقه يا مكان نشان می‌دهد.
ج) بافت:‌ طرز قرارگيري هندسي عناصر و پدیده‌ها را در فضا بافت گويند كه از جمله آن‌ها می‌توان بافت خطي، بافت متمركز و بافت متفرق را نام برد ( پوراحمد، 1385: 103).
توزيع خدمات شهری
از جمله عواملي که بايد در جهت اجراي عدالت اجتماعي و همراه با عدالت فضايي در برنامه‌ریزی شهري رعايت کرد توزيع مناسب خدمات شهري و استفاده صحيح از فضاها است. در اين خصوص کاربری‌ها و خدمات شهري عوامل مؤثري هستند که با ارضاي نيازهاي جمعيتي، افزايش منافع عمومي و توجه به استحقاق و لياقت افراد می‌توانند با برقراري عادلانه‌تر، عدالت اجتماعي و اقتصادي و فضايي را در نواحي شهر برقرار نمايند. لذا عدم توزيع خدمات شهري نه تنها می‌تواند در بر هم زدن جمعيت و عدم توازن آن در شهر بينجامد بلکه فضاهاي شهر را متناقض با عدالت از ابعاد اجتماعي و اقتصادي شکل دهد (وارثي و ديگران، 1387: 144).
خدمات اجتماعي
خدمات اجتماعي که طيف نسبتاً گسترده‌ای از خدمات عمومي را در برمی‌گیرد، از جمله شاخص‌های رفاه اجتماعي است که از تحولات شهرنشيني متأثر می‌شود و اثرات ناشي از رشد جمعيت شهري را به خوبي در خود منعکس می‌کند (علی‌اکبری، 1383: 58).
نابرابري
نابرابري، عدم شرايط برابر بين دو متغير است، به طوري که نبود شرايط مساوي باعث به وجود آمدن اختلاف سطح بين متغيرها می‌شود. آثار نابرابری‌های اقتصادي و اجتماعي در شکل استفاده از فضا بازتاب پيدا می‌کند (پوراحمد، 1385: 220).
وجود نابرابري بين مناطق شهري و روستايي، عموماً به وجود دوگانگي اقتصادي و در نتیجه آن نوعي دوگانگي اجتماعي نسبت داده مي‌شود. اين دو گانگي در مجموعة كلي تري قرار مي‌گيرد كه عبارت است از “شرايط ممالك جهان سوم و اقتصادي‌هاي بيروني”، يا به عبارت ديگر، ميان اقتصادهاي “مركزي” يعني اقتصادهاي مسلط و اقتصادهاي “پيراموني يا محيطي”. شهرهاي بزرگ محل استقرار “آنتن”هاي گيرندة اقتصادهاي خارجي به حساب مي‌آيند و در نظام‌هاي مناسباتي، نقش ارتباط دهنده و تقويت كننده اي بر عهده دارند. چنين نقشي موجبات تمركز درآمدها و منافع حاصل از فرآيند “ترانزيت” کالاها را فراهم مي آورد و حضور نمايندگان اقتصادهاي مرکزي را در خودشان ايجاب مي کند. حاصل اين تمرکز، استقرار جمعيت بهره ور از امكانات معاش مناسب با درآمدهاي فردي بالا مي باشد (زنجاني، 1371: 78) در مقابل، توده‌هاي محروم با حداقل امكانات زيستي پديد مي‌آيند و در فرآيند شكل گيري طبقات اجتماعي، نوعي بي عدالتي را به نمايش مي‌گذارند. بنابراين توزيع عادلانه درآمد، موثرترين راه براي رسيدن به توسعه انساني است (آسايش، 1371: 19).

فصل دوم

مبانی نظری تحقیق

مفهوم عدالت در فضا
مفهوم عدالت در فرهنگهای مختلف معانی زیادی دارد که هر یک از این فرهنگها به معانیی از آن اشاره کرده اند. در فرهنگ فارسی عمید مفهوم عدالت به معنی عادل بودن، انصاف داشتن و دادگر بودن می باشد( عمید، 1375 : 1705). در فرهنگ جامع این واژه به معنی دادگری کردن و عدالت کردن آمده است (سیّاح، 1372 : 563). در فرهنگ گزیده فارسی به عنوان اسم به معنی دادگری و عادل بودن بیان شده است (صدری افشان حکمی، 1382 : 686).
برای دستیابی به مفهوم عدالت در فضا، ابتدا باید به تعریف عدالت بپردازیم: «آزادی» اجتماعی بر «حقوق» فرد در اجتماع دلالت دارد، اما «عدالت» به میزان دستیابی انسانها بر آنچه «استحقاق» آنهاست اطلاق می شود. به بیان دیگر، عدالت میزان یا پیمانه اندازه پاداشی است که انسانها از حضور و تلاش خود در جامعه باید برگیرند.
با قبول اینکه عدالت بر توزیع دستاوردهای فعالیت اجتماعی بر اساس استحقاق انسانها دلالت دارد، ابتدا باید دو مفهوم رسمی4 و عینی یا مادی5 عدالت را از هم تمیز دهیم. عدالت رسمی بیانگر میزان استحقاق هر یک از اعضای جامعه بر اساس قانون است. مثلأ، در اصل سی و یکم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده است: «داشتن مسکن متناسب با نیاز، حق هر فرد و خانواده ایرانی است.» یا در بند دورازدهم اصل سوم، «برطرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینه های تغذیه و مسکن و کار و بهداشت و تعمیم بیمه» هدف قرار گرفته است. تعریف این حقوق اجتماعی6 برای شهروندان ایرانی در شمار عدالت رسمی قرار می گیرد، اما مسلم است که اینها تنها هدف رسمی یک نظام محسوب می شوند و برآوردن آن نیازمند زمان است و البته نه برای به دست فراموشی سپردنشان! هم اینجاست که مفهوم عینی عدالت مطرح می شود: عدالت عینی که به آن عدالت اجتماعی نیز گفته می شود، و یکی از پایه های توسعه پایدار نیز هست، بر تعریف مشخص ساز و کار تولید و توزیع فرصت بهرمندی، نیاز و استحقاق هر فرد یا خانوار از محصول عمل اجتماعی دلالت دارد. به سخن دیگر، در چارچوب عدالت عینی باید به این پرسشها پاسخ داده شود: چه مواردی از دستاوردهای عمل اجتماعی (چه)، به چه مقدار (چند)، به چه کسانی (کدام)، در چه جایی (کجا)، در چه مدت زمانی (کی)، از چه راهی (چگونه)، باید یا می تواند تعلق گیرد یا توزیع شود؟
با پیدایش اقتصاد سیاسی، یا علم اقتصاد، در قرن هیجدهم میلادی بحث یافتن راه عادلانه از عرصه اخلاق به حوزه علم پا نهاد. اقتصاد سیاسی به عنوان علم تولید، مبادله و توزیع محصولات اجتماعی و تخصیص بهینه منابع این امکان را فراهم آورد که نظریه ها و برنامه های اجتماعی از اصول علمی برای تعریف و ارائه راه عادلانه برقراری عدالت بهره گیرند. بر همین اساس، مفاهیم عدالت رابطه ای7 و عدالت توزیعی8 آشکار شدند.
اگر نابرابریها یا برابریهای اجتماعی را یکسره ناشی از نظام اقتصادی، اجتماعی حاکم بر جامعه بدانیم، به عدالت رابطه ای اعتقاد خواهیم داشت، و آنگاه برقراری عدالت از لحاظ عقلی و عملی تنها با برپایی یک نظام اقتصادی – اجتماعی معین ممکن خواهد بود. ولی اگر نابرابریها را به ساز و کار توزیعی محصولات اجتماعی نسبت دهیم، آنگاه عدالت توزیعی را ممکن خواهیم یافت. کسانی چون والرز9، تنها به عدالت توزیعی باور دارند، زیرا از نظر وی حتی تلاش برای کنترل ابزار تولید نیز یک فعالیت تولیدی است. در نتیجه تلاش بیشتری برای تحقق عدالت همواره از راه توزیعی می گذرد.
جان راولز10، فیلسوف فقیه عدالت، ارتباط مستقیم عدالت را با یک نظام اقتصادی- اجتماعی معین کنار می گذارد و در تعریفی که در سال 1971 ارائه داد و پس از کوتاه زمانی مقبولیت عظیم یافت، برای عدالت دو اصل ارائه داد: «نخست، هر کس که در فعالیتی مشارکت دارد. یا از آن تاثیر می پذیرد، حقی برابر برای دستیابی به نهایت آزادی سازگار با آزادی مشابه برای دیگران دارد؛ دوم، نابرابریها خودکامگی اند، مگر آنکه به طور منطقی انتظار برود که برآیندشان نفع همگانی باشد». در جایی دیگر، در تعریف عدالت به مثابه انصاف، وی می گوید، آن قراردادهای اجتماعی منصفانه اند که برآیندی نابرابر برای مردم نداشته باشند، مگر آنکه موجب ارتقاء وضعیت اکثریت جامعه شوند.
برابری در شرایط آغازین مانند مسابقه دو است که همگی در ابتدا در یک خط قرار داشته باشند، اما درست به این دلیل که در خط پایان چنین نباشد. اگر در جامعه ای نابرابری ها چنان باشند که انسانها در بدو تولد (خط آغاز) از بختهای هم تراز یا حداقل قابل قبول از لحاظ خوراک، مسکن، تحصیلات، بهداشت و …. بهرمند نباشند، و این نابرابریها به نفع اقلیت تداوم یابد، بازندگان اجتماعی از پیش معلوم خواهند بود و آن گاه اعضای جامعه قواعد این بازی را برنخواهند تافت.
در چنین شرایطی، نه تنها کرامت انسانی و انصاف اجتماعی رعایت نمی شود، یعنی از اکثریت جامعه امکان ارتقاء مساوی و معنوی سلب می شود؛ بلکه این محرومیت جلوی خلاقیتهای ذهنی و عینی افراد را می گیرد و تکامل اجتماعی را کند و یا متوقف کرده، آن را ناپایدار می کند. محدودیت یا ممنوعیت حضور در عرصه سیاسی، تبعیض طبقاتی، انحصارات اقتصادی، آزاد نبودن انحصار اطلاعات، نداشتن دسترسی به تحصیلات، محرومیتهای جغرافیای و …. از زمره نابرابریها در شرایط آغازین اند که ایجادگر ناپایدارها به شمار می آیند (موسوي و دیگران، 1387: 17)
مفهوم عدالت اجتماعي در فضا
مفهوم عدالت اجتماعي از ديرباز مورد توجه انديشمندان بوده و يكي از مفاهيم محوري هر گونه انديشه سياسي، اجتماعي و اقتصادي را تشكيل مي دهد. بخش مهمي از فلسفه سياسي از يونان باستان گرفته تا انديشه سياسي مدرن به موضوع عدالت توجه و تاكيد دارد. فلاسفه مهم يونان باستان افلاطون و ارسطو كوشيدند مفهوم عدالت را همانند ديگر مفاهيم بنيادي مربوط به سياست و جامعه، در چارچوب تفكر استدلالي مطرح سازند. آنها عدالت را با توسل به مفهوم مرتبت و تناسب توضيح مي دهند، عدالت از ديدگاه آنان عبارت است از قرار گرفتن موجودات در مرتبت و منزلت طبيعي آنها.
از ديدگاه ارسطو عدالت توزيعي زماني برقرار خواهد شد كه سهم هر كدام از اعضاي جامعه بر حسب منزلت و شايستگي هايش معين گردد و عدالت تعويضي به اين معناست كه هر مبادله بايد در عين حال يك معادله باشد. يعني آنچه داده مي شود بايد برابر باشد با آنچه ستانده مي شود(غني نژاد،‌ 1386: 74).
«عدالت اجتماعي» مصداق ظهور دوباره آرمان بسيار قوي عدالت توزيعي است. عدالت اجتماعي در واقع يكي از شعارهاي اصلي همه ايدئولوژيها نهضت هاي سوسياليستي و شبه سوسياليستي است. سوسياليست ها در انتقاد از جامعه مدرن (بورژوايي) يا نظام مبتني بر حكومت قانون (ليبراليسم) مي گويند آرمان عدالتخواهي اين نظام تنها محدود به جنبه هاي خاصي از زندگي سياسي يعني ناظر به لغو امتيازهاي طبقات اشراف و استقرار برابري قانون است. مسأله اجتماعي بسيار مهم و ديگر يعني نابرابري اقتصادي (درآمد و ثروت) ميان افراد و گروههاي گوناگون جامعه در آن جايي ندارد، سوسياليستها معتقدند كه عدالت سياسي (برابر همگان در برابر قانون) اگرچه لازم است ولي كافي نيست و براي تكميل آن جامعه عدالت اقتصادي يا به اصطلاح عدالت اجتماعي نيز تامين گردد. به سخن ديگر آنها بر اين رأي هستند كه آزادي سياسي (آزادي از قيد استبداد) بدون آزادي اقتصادي (آزادي از اضطرار و نياز معيشتي) شكل بدون محتواست. بنابراين تا زماني كه عدالت اجتماعي (اقتصادي) برقرار نشود عدالت به معناي واقعي آن تحقق نخواهد يافت (كلته، 1384: 69).
شايد بتوان راولز را معمار تئوري عدالت اجتماعي ناميد، او از مدافعان دموكراسي ليبرال، اقتصاد بازار و دولت رفاه باز توزيع كننده بود و هنر او تلفيق اين سه مفهوم با هم در «نظريه عدالت» خود مي باشد (ايج لسناف، 1378: 99).
ابعاد عدالت اجتماعی
در ادامه علاوه بر برشمردن ابعاد عدالت اجتماعی، توضیح مختصری در مورد هر یک از ابعاد ذکر شده، اورده ایم.
برابري و مساوات
برابري از مهمترين ابعاد بلكه

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد اردشیر بابکان، استان فارس، مفهوم فضا، اقشار کم درآمد Next Entries منبع تحقیق درمورد عدالت اجتماعی