منبع تحقیق درمورد منطقه گرایی، همگرایی منطقه ای، واقع گرایی، روابط بین الملل

دانلود پایان نامه ارشد

نظرانی مانند دیوید میترانی و کارل دویچ و ارنست هاس با بهره گیری از نظریه های جامعه شناختی کارکرد گرایی گام های موثری در مطالعه ی همگرایی در سیاست بین الملل برداشتند که این خود در مرحله بعد زمینه را برای بررسی وابستگی متقابل فراهم ساخت (قوام ،1389: 44) توضیح بیشتر اینکه منطقه گرایی معمولا یک روندی دولت محور تعریف می شود که هدف آن تجدید سازمان یک فضای منطقه ای خاص در راستای اهداف سیاسی و اقتصادی می باشد. در علوم سیاسی و روابط بین الملل ، مراد از منطقه گرایی، تشکیلات اجتماعی مرکب از سه کشور و یا بیشتر است که یک پدیده جدید سیاسی را بوجود می آورد ( Naghibzadeh,2009,144)منطقه گرایی دربرگیرنده ی مجموعه ای از تعاملات در راستای تحقق اهداف اقتصادی، یکپارچگی جوامع، رقابت و اعمل نفوذ قدرت های سیاسی و امنیتی است. این امر دولتها را ملزم می سازد که با تاسی از اشتراکات فرهنگی و تاریخی در راستای تحقق اهداف و منافع سیاسی اقتصادی و فرهنگی با دیگر کشورهای در تعامل و ارتباط داشته باشند. در حقیقت، منطقه گرایی با ارائه ی رویکردی نوین در ایجاد تعامل و ارتباط در مناطق مختلف جهان همواره در راستای ایجاد اتحاد و همبستگی در زمینه های اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی از نقشی تاثیرگذار در تحولات بین المللی برخوردار می باشد.(حافظ نیا و مختاری وافتخاری،1391: 8) اصولا منطقه بصورت ترکیبی از نزدیکی جغرافیایی، درجه ی بالای تعاملات، چهارچوب های نهادی و هویت های فرهنگی مشترک تعریف می شود. در این مورد از نظر تجربی باید بر میزان جریانات تجاری ، مختصات، ارزشها و تجارب مشترک تاکید کرد. در هر صورت مناطق پویایی خاصی دارند، بنابراین ضروری است همکاری های منطقه ای را بر اساس رشد تعاملات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و نیز هویتی مورد توجه قرار دارد (قوام ،1389: 54) منطقه گرایی می تواند از بالا یعنی از طریق تلاش های سیاسی توسط دولت ها در راستای ایجاد واحد های منطقه ای یکپارچه کننده و تنظیم سیاست های مشترک صورت گرفته، یا آنکه از پایین از طریق سرمایه گذاری توسط شرکت های خصوصی و نیز جابجا شدن شهروندان در میان واحدهای گوناگون منطقه تحقق یابد.(قوام ،1389: 55) در حقیقت، همگرایی منطقه ای حد وسطی میان دو رهیافت یکجانبه گرایی و جهان گرایی بیش از حد و دو سطح تحلیل ملی وکلان است. از لحاظ سطح تحلیل سه سطح را می توان برای همگرایی در روابط بین الملل در نظر گرفت . یکی همگرایی در سطح نظام است که آن اشارت به فرایندی دارد که به موجب آن دولت ها بخشی از قدرت تصمیم گیری سیاسی،اقتصادی و حقوقی را به نهادهای فوق ملی در مقیاس جهانی انتقال می دهند (قوام ،1389: 44)سطح دوم تحلیل سطح همگرایی منطقه ای است که طی آن تعدادی از دولت هایی که در مجاورت یکدیگر قرار دارند گرد هم آمده یک اتحادیه سیاسی و اقتصادی فدرال را مانند اتحادیه ی اروپا بوجود می آورند . تجربه ی اروپا از اواخر دهه ی 1950 حاکی از آن است که تا چه اندازه رسیدن به اجماع کلی در میان اعضا دشوار بوده است. شاید بتوان گفت که آینده ی همگرایی در سطوح نظام و منطقه ای به میزان قابل توجهی به درجه ی موفقیت اتحادیه ی اروپا بستگی دارد .سطح سوم ارتباط مستقیم به ویژگی های ساختاری دولت ها بستگی دارد که مسلما برخورداری واحد های سیاسی از درجه ی بالای توسعه ی اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و ارتباطی، بر فرایند همگرایی تاثیر بسزایی دارد. قواعد بازی برای اینگونه گروهها بطور وسیع شامل تمایل برای کار در درون این نظام به منظور حصول اهداف خویش و بطور اخص متعهد شدن به کثرت گرایی به عنوان یک سبک سیاسی است (قوام ،1389: 45) در باب منطقه گرایی مجتهدزاده معتقد به وجود دو نوع منطقه گرایی در نظام ژئوپولیتیک جهانی است. همگرایی منطقه ای به معنی در هم آمیزی اقتصادی سیاسی و استراتژیک کشورها در منطقه ویژه ای برای پدید آوردن یک نظام منطقه ای یکپارچه است و کشورهای عضو هر روز بیشتر از روز گذشته اقتصاد، سیاست و قوانین اجتماعی خود را در هم می آمیزند و یکپارچه می سازند و نقش آفرینی مرزهای جغرافیایی- سیاسی را میان خود کمرنگ می سازند 2) گروه بندی منطقه ای که به معنی گردهم آمدن شماری از کشورها در مناطق گوناگون جهان برای ایجاد یک نظام ژئوپولیتیک منطقه ای است و موجودیت های سیاسی عضو آن از یکدیگر جدا بوده و ضرفا برای دستیابی به درجه ای از سیاست های اقتصادی –ژئوپولیتیک مشترک گرد هم آمده اند . بهترین مثال برای همگرایی منطقه ای ، اتحادیه ی اروپا و برای گروه بندی های منطقه ای آسه آن ، نفتا و … می تواند باشد( Mojtahedzadeh,2002,205) یکی از مسایل عمده ای که می باید در بررسی همگرایی منطقه ای در نظر گرفت شیوه ها و راههای تقویت این روند است. به طور کلی برای ایجاد انسجام منطقه ای چندین مدل را می توان در نظر گرفت : 1) ایجاد تدریجی سازمان های منطقه ای فرا ملی از طریق تعمیق همگرایی اقتصادی 2) ایجاد سلسله ترتیبات یا رژیم های میان دولتی قوی و همپوش 3) اختلاط پیچیده گرایش های بین حکومتی سنتی و فوق ملی گرایی نوظهور 4) تحول ترتیبات قانونی نهادمند 5) امکان جانشینی الگویی از هویت ها و اقتدارهای همپوش کننده به جای اصول حاکمیت سرزمین 6) امکان انسجام بر پایه یک هژمون منطقه ای که با وجود یا عدم وجود نهادهای منطقه ای قوی ، از سیاست ها ی خارجی دولتها در حوزه های نفوذش مراقبت کرده ، تحدیداتی را برای ابتکار عمل در حوزه ی سیاست های داخلی به وجود آورد (قوام ،1389: 57)حافظ نیا نیز برای فرایند همگرایی مراحلی را قائل است لذا از نظر او، وجود منافع مشترک میان کشورها اولین مرحله جهت همگرایی منطقه ای است این فرایند ادامه می یابد تا به یکپارچگی می رسد.
فرایند همگرایی

ادراک اهداف و منافع مشترک

اراده سیاسی توسعه روابط

تقویت نیروهای متحد کننده و تضعیف نیروهای تجزیه گر

کمال اندیشه همگرایی

نهادسازی وتشکیل سازمان همراه با تعویض قدرت عملکردی

توسعه و تحکیم کارکرد نهادها

یکپارچه سازی
جالب توجه است که در اغلب موارد همگرایی در سیاست بین الملل مترادف با منطقه گرایی تلقی می شود و اکثر نظریه های همگرایی، همگرایی منطقه ای را مورد توجه قرارداده اند. در واقع، همگرایی را بصورت عینی تر و ملموس تر در سطح منطقه ملاحظه می کنیم ، گروهی این فرایند را نقطه ی مقابل بسط و توسعه روابط بین الملل در سطح کلان مشاهده می کنند، زیرا از این منظر هر اندازه گرایش های منطقه ای گسترش یابد به همان نسبت جهانی نگریستن و بین المللی شدن دچار ضعف می شود. منطقه گرایی در نظام بین الملل به گسترش قابل ملاحظه همکاری های سیاسی و اقتصادی میان دولت ها و سایر بازیگران در نواحی جغرافیایی خاص اشاره دارد. همانطور که در جامعه ی ملی هیچ فردی نمی تواند به تنهایی به قدرت سیاسی دست یابد و ناچار باید در پناه یک حزب جایگاه در معادلات سیاسی پیدا کند یک کشور هم نمی تواند به تنهایی در معادلات قدرت جهانی جایگاهی پیدا کند و از این رو ضرورت منطقه گرایی خود را بر همه کشورها تحمیل می کند ( Naghibzadeh,2009,144)
رهیافتهای متفاوتی به همگرایی وجود دارد . می توان در وهله ی اول به رهیافت های اقتصادی اشاره کرد بر اساس این نظریه ها سود حاصل از همگرایی اقتصادی و تاثیرات رفاهی آن، شکل گیری آن توضیح داده می شود (مشیرزاده، 1388: 40) سپس در چنین وضعیتی اجتماع سیاسی می باید وفاداری ها و احساسات اکثریت مردم واحدهای متشکله خود را هدایت کرده تا ضمن حفظ هویت خویش نگاه وسیع تری نسبت به اقتصاد ، فرهنگ، سیاست و امنیت داشته باشند . (قوام ،1389: 45) منطقه گرایی می تواند در رابطه خود مردم منطقه مطرح شود تجلی این وضعیت را می توان در توسعه ی کانال های چند گانه و شبکه های اجتماعی پیچیده مشاهده کرد که طی آن انگاره ها ، ایستارهای سیاسی و شیوه های تفکر از ناحیه ای به ناحیه ی دیگر انتشار یافته که این خود به ایجاد جامعه مدنی منطقه ای فراملی کمک فراوان خواهد کرد. تحت این شرایط منطقه گرایی بر حسب پیچیدگی ها ، جریانات وشبکه ها بررسی می شود . این روند سبب می شود دولت ها به میزان قابل توجهی خصوصیات وحدت دهندگی خود را از دست داده و با ایجاد اتحادهای فراحکومتی و سطوح و لایه های چندگانه ی بازیگران، اشکال نوینی از هویت در بالا و نیز در پایین دولت هایی که به صورت سرزمینی تعریف می شوند ظهور یابند (قوام ،1389: 56) البته کلیه ی مناطق، از لحاظ فرهنگ سیاسی ، تحولات تاریخی و اقتصادی در وضعیت مشابهی قرار ندارند که بتوان از آنها انتظار داشت در فرایند همگرایی منطقه ای به یک شکل عمل کنند بدین ترتیب میزان توانایی جوامع واقع در یک منطقه در بازتعریف مفاهیم سنتی در اشکال نوین ، درجه ی همگرایی منطقه ای را تعیین خواهد کرد . مجموعه عواملی که دولت ها برای ورود به همگرایی های منطقه ای ترغیب می کند، بالا رفتن هزینه های بیرون ماندن از اتحادهاست. تحت این شرایط دولت های واقع در یک منطقه کوشش بسیاری خواهند کرد تا از امکانات بالقوه خویش در راستای تقویت ترتیبات منطقه ای بهره جویند (قوام ،1389: 56)
با این اوصاف، همگرایی منطقه ای، بیان چگونگی رسیدن به صلح و امنیت بین الملل و چارچوبی برای مطالعه ی روابط بین الملل است. مهم تر اینکه همگرایی در سطح منطقه کاری بس سهل تر از سطح جهانی است . نظریه پردازان در این راستا به دلایل ذیل اشاره می نمایند که :
– هماهنگی منافع و اشتراک ارزش ها و آداب و روسوم بین کشورهای همسایه بیشتر است
– منافع اقتصادی – سیاسی کشورها از طریق چند جانبه گرایی بهتر از یکجانبه گرایی فراهم می شود
– کاهش جنگ و خشونت از طریق منطقه گرایی بیشتر ممکن است و کشورها انگیزه ی بیشتری برای حل و فصل اختلافات دارند
در مجموع بر حسب در نظر گرفتن سطوح گوناگون تحلیل و توسل به نظریه های مختلف می توان در ارتباط با همگرایی منطقه ای به نتایج متفاوتی رسید. دو گروه از نظریه های سیستمیک یا ساختاری یعنی نوواقع گرایی با تاکید بر محدودیت های نظام فاقد اقتدار مرکزی بین المللی و اهمیت رقابت بر سر قدرت و همچنین نظریه های وابستگی متقابل ساختاری و جهانی شدن که روی تغییر در مختصات بین الملل و تاثیر دگرگونی اقتصادی و فناوری تاکید می کند را می توان مورد توجه قرار داد.
از منظر نو واقع گرایی سیاست منطقه گرایی و ظهور ترتیبات منطقه ای دارای وجوه مشترک بسیاری با سیاست شکل گیری اتحادهاست ، بر این اساس منطقه گرایی را می باید از طریق نگاه به منطقه از خارج و نیز جایگاه منطقه در نظام بین الملل مورد توجه قرار داد . بدین ترتیب گروه بندی های منطقه ای در واکنش به چالشهای خارجی شکل می گیرد (قوام ،1389: 57) در ارتباط با ترتیبات اقتصادی و امنیتی منطقه ای توسط دولت های نسبتا ضعیف تر ایجاد می شود ، نو واقع گرایی روند فعالیت های آنها را وابسته به سیاست ها و ایستارهای قدرت های بزرگ می داند. به هر حال نو واقع گرایی حرف چنانی در مورد ویژگی همکاری منطقه ای که طی آن ساختاره ای نهادی جدیدی که با انگاره های سنتی در مورد ائتلاف، اتحاد یا سازمان های بین المللی سنتی متفاوت می باشند ، به ما نمی گوید.
در سطح دوم تحلیل که همان سطح منطقه ای باشد محققان این فرایند را بر اساس رویکرد های نوکارکرد گرایی، وابستگی متقابل، نهادگرایی نئولیبرال و بالاخره سازه انگاری بررسی می کنند در چارچوب سه رویکرد اول باید خاطر نشان ساخت که منطقه گرایی بصورت واکنش کارکردی توسط دولت ها نسبت به مسائلی مطرح می شود که از طریق وابستگی متقابل منطقه ای ایجاد می گردند که طی آن بر نقش و اهمیت نهاد ها در تقویت یکپارچگی منطقه ای تاکید می شود. رویکرد های مزبور که از دیدگاههای لیبرال مایه می گیرند عمدتا به عقلانیت ، هدف های رفاهی ، دانش تکنیکی و علمی و جنبه های کثرت گرایانه جامعه بین الملل عنایت دارند (قوام ،1389: 60)

الف) رویکرد کارکرد گرایی
کارکردگرایی کلاسیک، جنبش اصلاحی رقیب در عین حال مکمل است که با آرمان گرایی لیبرال ارتباط دارد . این رویکرد درصدد ایجاد صلح از طریق کنارهم گذاردن واحدهاست.

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد نگاه به شرق، سیاست خارجی، ایران و چین، سازمان همکاری شانگهای Next Entries منبع تحقیق درمورد وابستگی متقابل، سیاست خارجی، انقلاب اسلامی، سیاست خارجی ایران