منبع تحقیق درمورد منابع سازمان، عرضه کننده، عدم تمرکز

دانلود پایان نامه ارشد

تنگاتنگي دارد . آنها ديگر خود را به عنوان تأمين کننده محصولات نمي دانند، بلکه با استفاده از اين فرآيند، خود را مسئول تأمين نيازهاي مشتريان مي دانند ولجستيک بخش کليدي اين فرآيند جامع مي باشد. مي توان گفت تازه ترين مرحله يکپارچگي لجستيک،”پاسخ سريع”42 مي باشد که در قالب “پاسخ کارا يا اثر بخش به مشتري”43 کامل شده است. اين روش، مراحل جداگانه زنجيره عرضه را به هم پيوند مي دهد، به نحوي که مشتري محصولي را از خرده فروش مي خرد و به طور خودکار پاسخ پيام را از طريق زنجيره ارسال مي کند تا پاسخي را از سازنده و ديگر تأمين کنندگان دريافت دارد (واترز44، 2005، 10).
ديدگاه کلي تر در اين مورد مي گويد که راهبرد لجستيک در برگيرنده تمامي تصميمات دراز مدتي است که بر زنجيره عرضه تأثير مي گذارد و مي تواند شامل شناخت منابع، تحقيق، پيش بيني، تدارکات، محيط، برنامه ريزي توليد، چرخه مجدد، سرمايه و دامنه کاملي از ديگر فعاليت ها باشد. با اين ديد گسترده، راهبرد لجستيک بخش کليدي راهبرد سازمان است و با توسعه فرآيندي که ارزش مستمر و مدامي را براي مشتريان تأمين مي کند، سر و کار دارد (همان منبع،14-15). به طور کلي مي توان گفت در هر دو حوزه لجستيک و زنجيره عرضه، مديريت در حال تغيير اساسي است. لجستيک، کارخانه را به مشتريان و تأمين کنندگان را به توليد کنندگان پيوند مي دهد. ابزارهاي اصلي مديريت لجستيک عبارتند از : هزينه بين وظيفه اي و مبادله خدمت، ايجاد توازن ميان موجودي در برابر فرآوري و تعداد حمل و نقل کالا.
در مقابل مفهوم زنجيره عرضه، کل زنجيره مواد و جريان محصول را – از منابع اوليه تا تحويل نهايي محصول به مشتري وپس از آن از طريق لجستيک معکوس به چرخه مجدد – پوشش مي دهد(واترز45، 2005، 20-19). به طور کلي مي توان گفت که لجستيک بر انسجام و يکپارچگي بين وظيفه اي در درون مرزهاي شرکت، به عنوان يک پيش زمينه تأکيد کرده است. زنجيره عرضه آن را به عمق خط مقدم سازماني مي کشاند (همان منبع،10).
انعطاف پذيري در سيتم هاي لجستيکي يک بعد مهم از انعطاف پذيري زنجيره تأمين است و مي تواند منبعي بالقوه از کارآيي بهبود يافته را ارائه کند. ولي، بر خلاف انعطاف پذيري در سيستم هاي توليدي، که به طور گسترده اي مورد تحقيق قرار گرفته است، فقدان تحقيقات گسترده در زمينه انعطاف پذيري سيستم هاي لجستيکي کاملاً مشهود است (آرمون، 1383، 6).
در کانال هاي لجستيکي نحوه تفکر به طور عمده، توسط استراتژي هاي مبتني بر زمان تحت تأثير قرار گرفته است. پاسخ گويي سريع46هدف اصلي يک سيستم لجستيکي بوده است. براي اطمينان از پاسخ گويي سريع در وضعيت هاي به شدت رقابتي، که نيازمند استراتژي مبتني بر زمان است، تأمين کنندگان به افزايش سطوح خدمات روي آورده اند که در نتيجه افزايش هزينه ها را به دنبال داشته است. بيشتر خصوصيات سيستم هاي لجستيکي، تغيير و عدم قطعيت را نشان مي دهند. افزايش انعطاف پذيري در سيستم هاي لجستيکي مي تواند به عنوان يک استراتژي براي بهبود پاسخ گويي سيستم به تغييرات تلقي شود(همان منبع ، 6).
بنيتا و ديگران چهارچوب پيشنهادي خود براي اندازه گيري عملکرد را با اشاره به اينکه عملکرد لجستيک نمي تواند بصورت کامل توسط يک معيار منحصر به فرد بصورت مؤثر اندازه گيري شود؛ ادامه مي دهد که يک سيستم اندازه گيري عملکرد مي بايست بر سه نوع مجزاي اندازه گيري عملکرد تأکيد داشته باشد؛ اندازه گيري منابع47اندازه گيري خروجي ها48 و اندازه گيري انعطاف پذيري ها 49که هر کدام از انواع معيارهاي اندازه گيري عملکرد همانطور که در جدول 2-2 نشان داده شده است اهداف خاص خود را دنبال مي کنند.
جدول 2-2 معيارهاي اندازه گيري عملکرد و اهداف آن
انواع معيارهاي اندازه گيري عملکرد
هدف
پيشنهاد
منابع
دستيابي به سطح بالايي از بازدهي
مديريت منابع کارا براي سود دهي ضروري است
خروجي ها
دستيابي به سطح بالايي از خدمات مشتريان
بدون داشتن خروجي هاي قابل قبول، مشتريان به سوي زنجيره تأمين ديگري خواهند رفت
انعطاف پذيري
توانايي نشان دادن واکنش مناسب در تغييرات محيطي
در محيطي نامطمئن و پر ترديد، زنجيره تأمين مي بايست قابليت پاسخگويي به موقع به تغييرات را داشته باشد
منبع: (خلج، 1383، 5)
سيستم اندازه گيري عملکرد بايستي هر کدام از اين 3 نوع معيار(F,O,R) را اندازه گيري کند، زيرا هر يک از اين معيارها در موفقيت زنجيره تأمين لجستيک نقش حياتي دارند . مي توان گفت که هريک از اين 3 معيار خصوصيات مختص به خود دارند و همانطور که در شکل زير نشان داده شده است، هر معياري از اين نوع دسته بر معيار ديگر اثر مي گذارد (همان منبع،ص 5).
نمودار 3-2- روابط بين معيارهاي اندازه گيري عملکرد

منبع:(همان منبع، 5)

2-2-13- لجستيک به عنوان يک عامل ايجاد مزيت رقابتي در زنجيره تأمين
با اضافه شدن مباحث ساخت، تدارکات و سفارش ها به مديريت توزيع، مفهوم لجستيک مطرح گرديد. علم لجستيک معمولاً از برآورد، تأمين و نگهداري، ذخيره سازي مواد اوليه و توزيع کالا و همچنين خدمات پس از فروش، يعني از آخرين تأمين کننده تا آخرين مصرف کننده را کاملاً پوشش داده و خدماتي به آنها ارائه مي دهد (رجب زاده، 1386، 188).
فرآيند لجستيک به وسيله انجمن مديريت لجستيک50 به صورت زير تعريف شده است:
” فرآيند برنامه ريزي، بکار گيري و کنترل جريان و ذخيره مؤثر کالاها، خدمات و اطلاعات مرتبط با آنها از نقطه منبع به نقطه مصرف با هدف همنوايي با نيازمنديهاي مشتري، لجستيک ناميده مي شود”. نويسنده ديگري لجستيک را بدين صورت تعريف کرده است: ” طراحي و عمليات فيزيکي، مديريتي و سيستم هاي اطلاعاتي مورد نياز که زمان و فضاي مورد نياز براي تحويل و نگهداري کالا را بهينه کنند، لجستيک ناميده مي شود”. فرآيند لجستيک مستلزم برنامه ريزي و کنترل همه عواملي است که تأثير مثبتي در حصول به يک محصول بي نقص در مکان، زمان و با هزينه دلخواه دارند. عملکرد مطلوب لجستيکي، يکي از فرصتهاي اوليه اي است که سازمانهاي درگير در يک مديريت زنجيره تأمين يکپارچه، مي توانند به وسيله آن به طور قابل توجهي فرآيندهاي زنجيره تأمينشان را بهبود بخشند. مديريت لجستيک نه تنها براي صنايع توليدي و مونتاژ که محصول گرا هستند، بلکه براي صنايع جزئي (خرده فروشي)، حمل و نقل، توزيع و به طور کلي صنايع خدمت گرا نيز از اهميت حياتي بر خوردار مي باشند.به واسطه رقابت فزآينده در بازاهاي جهاني، مديريت لجستيک بعنوان منبع مهمي براي کسب مزيت رقابتي قابل اتکا و پايدار مطرح شده است. داوي در اين باره چنين مي گويد: ” زنجيره تأمين و لجستيک از جمله عناصر بحراني و مهم در هر استراتژي رشد موفق به شمار مي روند”. مطالعه اي که به وسيله انجمن مديريت لجستيک به انجام رسيده، به اين نتيجه انجاميد که ” کارخانجات عضو کلاس جهاني51 (به عنوان يک مشخصه اساسي) از کفايت و شايستگي بيشتري در بهره برداري از عمليات لجستيک نسبت به رقباي ضعيف تر خود برخوردارند”. اين نتيجه مي تواند به صورت بديهي و اطمينان کامل به همه زنجيره هاي تأمين بين سازماني تعميم يابد.

2-3- بخش دوم: برون سپاري
2-3-1- تعريف برون سپاري
در بسياري از موارد کارکردهاي مورد نياز براي سازمان فاصله زيادي از حوزه کاري سازمان دارد و در صورتي که سازمان تصميم به تامين اين نياز خود به صورت داخلي نمايند باعث گسترش و عدم تمرکز در سازمان شده و هم چنين هزينه هاي سربار زيادي را به سازمان تحميل مي کند. به منظور رفع اين مشکل سازمان هاي امروزي به صورت گسترده اي از استراتژي برون سپاري استفاده مي کنند. برون سپاري به معناي بهره برداري راهبردي از منابع سازمان هاي ثالث براي تهيه و تامين خدمات عملياتي يا فرآيندهاي کسب و کار به صورت مستمر مي باشد (محمودي و همکاران، 1389، 73).
پيتر دراکر52 در ارتباط با برون سپاري و آثار آن مي گويد: چنين امري در واقع در حکم تحولي بنيادين در ساختار سازمان هاي جهان فردا است. اين بدان معناست که ديگر الزامي نيست که سازمان هاي بزرگ به تشکيلاتي بدل شوند که تعداد زيادي افراد را در استخدام خود داشته باشند. اين قبيل سازمان ها به تشکيلاتي تبديل مي شوند که به درآمدهاي عالي و بهره وري بالا دست پيدا مي کنند، زيرا تنها بر فعاليت هايي تمرکز مي کنند که به خاطر آن ها ماموريت يافته اند، کارهايي را انجام مي دهند که دقيقا به اهداف سازماني آن ها مربوط است. کارهايي را که به خوبي مي شناسند و به جزييات آن آشنايند، بقيه کارهاي خدمات اينگونه سازمان ها به نهادهاي بيروني واگذار مي شود. وي با ابداع نظريه کارکنان دانا در سال 1956 بر اين موضوع تاکيد کرد که افزايش آگاهي و دانش کارکنان و افراد جامعه منجر به تغييرات سازماني و روابط کاري شده و وي برون سپاري را مثال روشني از اين که روابط مابين سازمان ها در حال تغيير است، مي داند (خداوردي و بجنوردي، 1389، 66).
تعاريف فراواني از برون سپاري توسط بسياري از افراد صاحب نظر در اين زمينه ارايه گرديده است که تقريبا اکثريت آن ها بر مفهوم يکساني تکيه و تاکيد دارند. در زير به برخي از مهمترين و متداولترين آن ها که در جهت توضيح و روشن کردن مفهوم آن قرابت بيشتري دارند، مي پردازيم:
* برون سپاري زماني رخ مي دهد که يک شرکت يا سازمان، کل يا بخشي از وظيفه کسب و کار داخلي را به يک تامين کننده خارجي واگذار نمايد. به بيان ديگر سازمان، به عنوان يک مشتري بخشي از وظيفه و فرآيند کسب و کار خود را از خارج از سازمان خريداري مي کند.
* برون سپاري انتقال و يا نمايندگي دادن به يک تامين کننده خدمات و يا عمليات همراه با مديريت روز به روز فرآيندهاي کسب و کار است.
* برون سپاري عبارت است از عمل انتقال بعضي از فعاليت هاي داخلي يک سازمان و واگذاري حق تصميم گيري به عرضه کننده بيرون از سازمان بر اساس قرارداد. در حقيقت و در عمل در برون سپاري نه تنها فعاليت ها منتقل مي شوند بلکه عوامل توليد و حق تصميم گيري نيز در اغلب موارد واگذار مي شوند.
* در واقع برون سپاري عبارت است از استفاده راهبردي از طرف هاي قرارداد برون سپاري براي انجام فعاليت هاي سازمان که قبلا با استفاده از سرمايه، کارکنان و منابع درون سازماني انجام مي شدند. براي تعيين راهبردي اين که چه بخش هايي از کار بايد برون سپاري شود بايد با برنامه استراتژيک شرکت تدوين شده باشد و با در نظر داشتن چشم انداز، ماموريت، محورهاي اصلي دستيابي به ماموريت هاي سازمان، کارهاي اساسي سازمان، فعاليت هاي عمده اي که براي سازمان ارزش آفريني مي کنند و نقاط تمرکز دانش هاي سازماني، برون سپاري راهبردي برنامه ريزي است (محمودي و همکاران، 1389، 73).
* به زعم کوربت، برون سپاري ساخت دهي مجدد قابليت هاي اصلي و روابط خارجي سازمان است. از ديدگاه اشنايدرجانز و زوخويلر53 ، برون سپاري عبارت است تامين خدمات از بيرون سازمان در حالي كه درون سپاري معرف توليد كالا يا خدمات با تكيه بر منابع درون سازمان است. به عبارت ديگر، از نظر آنا ن برون سپاري به عنوان يك استراتژي مديريتي تلقي مي شود كه در نقطه مقابل استراتژي درون سپاري قرار مي گيرد. بنابراين، در كل مي توان گفت برون سپاري عبارت است از انتقال فرايندهاي غير استراتژيك به بيرون از سازمان و تمركز بر فرايندهاي كليدي درون سازماني (رهنورد و خاوندکار، 1387، 52).
* برون سپاري عبارت است از واگذاري برخي فعاليت هاي داخلي يک سازمان به تامين کننده آن در بيرون از سازمان و واگذاري حق تصميم گيري به تامين کننده بيروني بر اساس قرارداد. در واقع در برون سپاري علاوه بر واگذاري فعاليت ها، عوامل توليد (کارکنان، تسهيلات، تجهيزات، فناوري و ساير دارايي ها) اختيار تصميم گيري (مسئوليت و حق تصميم گيري در مورد فعاليت ها) نيز اغلب موارد واگذار مي گردد (خداوردي و بجنوردي، 1389، 66).
* برون سپاري را مي توان طراحي فعاليت ها به وسيله ارکان ثالث (مجلات تجاري)، قرارداد بستن کارا و سيستماتيک با سازمان هاي بيروني براي خريد فعاليت و يا درجه پاييني از يکپارچه سازي عمودي در يک زنجيره تامين تعريف نمود

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد عرضه کنندگان، ارزش افزوده، کانون توجه Next Entries منبع تحقیق درمورد رقابت در بازار، عملکرد سازمان، حقوق و دستمزد