منبع تحقیق درمورد مصرف انرژی، شدت انرژی، رشد اقتصادی، گاز طبیعی

دانلود پایان نامه ارشد

درصد رشد داشته، در حالی که تولید داخلی در همین مقطع کمتر از 15 درصد رشد یافته است.(Leverett and Badder , 2005,6) اما کشور چین با دارابودن 8/14 میلیارد بشکه ذخایر نفت خام، چهاردهمین کشور دارنده این ذخایر به شمار می آید. تولید نفت چین در سال 2009 معادل 79/3 میلیون بشکه در روز و 9/4 درصد کل تولید جهانی نفت بوده است و در مقایسه با سال 1980 بیش از 75 درصد رشد را نشان می دهد. (شادی وند، 1389: 25) رشد شتابندة اقتصادی چین در دوره ای نزدیک به سه دهه، چالشهای مهمی پیش آورده است که تنش های اجتماعی و اکولوژیک و نیاز سخت به منابع را در بر می گیرد. چین از 1993 واردکننده بزرگ نفت شده و در این سالها به گونة فزاینده، خرید انرژی از خارج را بالا برده و بیش از 40 درصد نفت خام مصرفی خود را وارد می کند. در 2004 چین با وارد کردن 123 میلیون تن نفت خام به دومین مصرف کننده نفت در جهان تبدیل شد و بر ژاپن پیشی گرفت. (ایرانی دوست، 1387: 93) بخش مهمی از این روند رو به گسترش در مصرف انرژی چین به انجام اصلاحات گسترده اقتصادی در سال 1978 توسط «دنگ شائوپینگ» برمی گردد. از آن سال تاکنون، میزان رشد اقتصادی این کشور معمولاً بیش از 8 درصد بوده است ؛ در نتیجه این امر میزان مصرف انرژی چین تقریباً سه برابر شده است . (ترابی ،1389: 1110) در عرصه بین المللی پیامدهای گسترده رشد اقتصادی و در نتیجه افزایش میزان مصرف نفت چین از سال 2002 به بعد آشکار گردید . تا این سال، چینی ها به دلیل تولید بالای داخلی، توانایی پاسخگویی به مصرف رو به افزایش خود را داشتند، اما از سال 2002 به بعد این کشور کم کم تبدیل به یکی از بزرگترین واردکنندگان انرژی و نفت جهان شد؛ به شکلی که در حال حاضر پس از آمریکا جایگاه دوم را در این زمینه به خود اختصاص داده است . (ترابی، 1389: 110) علت اصلی وابسته شدن چین به نفت وارداتی رشد بالای اقتصادی این کشور است. در حال حاضر، از نظر رشد اقتصادی چین کشور اول جهان محسوب می گردد . در سال 2005 تولید ناخالص داخلی چین به 3/2 تریلیون دلار رسید که رشد 9/9 درصدی را نشان می دهد . (ترابی ،1389: 1111) بر اساس آمار منتشر شده از سوی «آژانس اطلاعات انرژی»45 چین به تنهایی در فاصله سال‌های 2004 تا 2001 یک سوم از تقاضای جهان برای نفت را به خود اختصاص داده است. به این ترتیب،‌ نفت وارداتی بیش از پیش برای تداوم گردش اقتصادی چین اهمیت می‌یابد (حامی، 1390: 216) میزان تولید نفت خام چین در سال 2006، روزانه 90/3 میلیون بشکه در روز بوده است. این تولید بر اساس پیش بینی اداره اطلاعات انرژی آمریکا با رشد منفی (9/0) در طول دوره 2030 – 2007، به 19/3 میلیون بشکه در روز کاهش پیدا می‌کند. بر اساس پیش‌بینی‌ها و اعلام گمرک چین، میانگین تقاضای نفت خاک کشور چین در سال‌های 2008 و 2009 به ترتیب معادل 03/8 میلیون بشکه و 45/8 میلیون بشکه، که میزان رشد سالانه آن 88/5 درصد و 23/5 درصد بوده است. همچنین میزان رشد اقتصادی این کشور در سال‌های 2008 و 2009 به ترتیب به 9/9 درصد و 2/9 درصد رسید (Energy Information Administration ,2009) در سال 2002 چین جایگزین ژاپن به عنوان دومین کشور بزرگ مصرف کننده نفت جهان پس از آمریکا شد. پیش بینی می شود که میزان مصرف روزانه نفت خام چین به 10 میلیون و 900 هزار بشکه در سال 2025 افزایش یابد و تناسب میزان مصرف نفت خام این کشور از میزان کل مصرف نفت جهان از 1/7 درصد به حدود 10 درصد برسد. اکنون یک سوم نفت خام چین از کشورهای خارجی وارد می شود. آژانس بین المللی انرژی پیش بینی کرده است که با سرعت کنونی افزایش ، تا سال 2030 ، 82 درصد نفت چین از کشورهای خارجی خریداری شود .
رشد سریع اقتصادی، رشد شدید تقاضا برای مصرف نفت در چین را به دنبال داشته است. بر اساس پیش بینی آژانس بین المللی انرژی، میزان مصرف روزانه نفت خام چین از 2/6 میلیون بشکه در سال 2004 به 1/13 میلیون بشکه در سال 2030 افزایش می‌یابد و میزان واردات نفت چین در سال 2030،‌بیش از 72 درصد کل نفت مصرفی این کشور خواهد بود (Monthly Oil Market Report ,2003, 31) مصرف نفت در سال 2009 حدود 63/8 میلیون بشکه در روز و معادل 4/10 درصد مصرف جهان بوده است و درمقایسه با سال 1980 بیش از 4 برابر شده است. چین در سال 2009 روزانه معادل 84/4 میلیون بشکه نفت خام وارد کرده است که حدود 56 درصد نفت مصرفی این کشور بوده است. ذخایر گاز طبیعی چین در سال 2009 معادل 46/2 تریلیون متر مکعب یا 3/1 درصد ذخایر جهان، بود. در همین سال تولید گاز این کشور 2/85 میلیارد مترمکعب (8/2 درصد تولید جهان ) و مصرف گاز آن 7/88 میلیارد مترمکعب (3درصد مصرف جهان) بوده است با توجه به میزان تولید داخلی ، مقدار واردات گاز ، ناچیز و معادل 5/3 میلیارد مترمکعب در سال بوده است. توسعه اقتصادی و نیاز روز افزون چین به انرژی، از عواملی هستند که اکتشافات و تولید گاز طبیعی در چین را افزایش داده است . ( شادی وند،1389: 26) نتایج یک بررسی نشان می دهد مصرف انرژی در چین تا سال 2020 برابر با مصرف انرژی در کل کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه خواهد بود و در افق 2035 واردات نفت خام چین در حدود 5/11 میلیون بشکه خواهد بود . چین تقریباً روزانه در حدود 8 میلیون بشکه نفت مصرف می کند که 20 درصد از کل مصرف انرژی محسوب می شود . در نتیجه ، اگر این کشور بخواهد تمامی انرژی مصرفی خود را از نفت تامین نماید، به چیزی در حدود 40 میلیون بشکه نفت در روز نیاز خواهد داشت. این در حالی است که هر روز بر میزان مصرف این کشور افزوده می شود و در آینده چین رتبه اول را در این زمینه به خود اختصاص خواهد داد. (ترابی ،1389: 1113) از جمله عوامل افزایش نیاز چین به انرژی و حامل های آن می توان به مواردی همچون صنعتی شدن چین و افزایش تعداد خودروها در این کشور اشاره کرد. صنعتی شدن چین مهمترین علت افزایش مصرف انرژی در این کشور محسوب می شود. علاوه براین، توسعه حمل و نقل و افزایش تعداد خودروهای شخصی، افزایش مسافرت های هوایی، رشد شهرنشینی ، سرمایه گذاری وسیع دولت در زیرساخت ها و کاهش قیمت ها به دنبال عضویت چین در سازمان جهانی تجارت بر تقاضای انرژی در چین به شدت تاثیر گذار بوده است . (jian , 2011 :7)
بنابراین تامین امنیت عرضه نفت خام از مهمترین مسائل به شمار می آید و چین باید به طور جدی در خصوص متنوع بودن سبد نفت وارداتی خود و همچنین کاهش شدت و اتلاف انرژی در بخش های بزرگ مصرف کننده مانند صنعت و خانگی و نیز توسعه انرژی های تجدید پذیر اقدامات موثری را انجام دهد . (شادی وند، 1389: 30) رهبران چین از دورنمای این وضع نگران هستند. آنان متوجه شده اند که این استراتژی اتکا به نفت کشورهای خارجی نامطلوب است. تقریباً دو سوم واردات نفت چین از نفت منطقه خاورمیانه است . علاوه بر بی ثباتی این منطقه، همه خطوط حمل و نقل دریایی نفت این منطقه تحت کنترل نیروی دریایی آمریکا قرار دارد . این روند می تواند بر ملاحظات امنیتی و سیاست خارجی چین تاثیر گذار باشد. رهبران چین مایلند با اتخاذ تدابیری مانند ایجاد ذخیره راهبردی نفت، واردات نفت از طریق مرزهای زمینی در روسیه و آسیای میانه ، ارتقای میزان استفاده از انرژی و مصرف انرژی های جایگزین و مدرنیزه کردن نیروی دریایی ، این اوضاع را تغییر دهند. (حسن زاده ، 1387 : 126 ) نهایتا اینکه با توجه به جمعیت بالای یک میلیاردی و مهمتر از آن رشد بالای اقتصادی، چین از جمله مهمترین بازیگران عرصه انرژی محسوب می شود. در منابع مصرفی انرژی چین به ترتیب زغال سنگ ، نفت ، برق آبی ،گاز ، انرژی هسته ای و انرژی های تجدید ناپذیر در جایگاه های اول تا ششم قرار دارند. با توجه به این اطلاعات و آمارها به خوبی آشکار است که این کشور برای تامین انرژی خود نیازمند در پیش گرفتن اصول و استراتژی هایی است تا شکاف بین تولید و مصرف انرژی داخلی را پر نماید. (ترابی ،1389: 1113) افزایش مصرف گاز طبیعی هم به دلیل صرفه بودن از لحاظ اقتصادی و مسائل زیست محیطی در نیروگاهها، باعث افزایش تقاضای چین شده است؛ به طوری که پیش بینی می شود تا سال 2030 بخش تولید نیرو 60 درصد از رشد تقاضای گاز طبیعی را به خود اختصاص دهد (بهروزی فر، 1385 :35) در این جهت،‌ با دقت در گزارش آژانس بین المللی انرژی، تاثیرات دو کشور چین و هند را بر بازار جهانی انرژی را بهتر می‌توان نشان داد. در این گزارش آمده که «کشورهای چین و هند با تاثیری که به واسطه‌ی رشد و توسعه‌ی سریع خود بر روند تولید و مصرف انرژی داشته‌اند، بانی نظم جدیدی در سیستم انرژی جهانی بوده‌اند. در طول دهه‌ی گذشته، چین و هند مسئول هفتاد درصد افزایش مصرف انرژی بوده‌اند. تا سال 2050 چین جای آمریکا را به عنوان بزرگ‌ترین مصرف ‌کننده‌ی انرژی خواهد گرفت. از این روست که می‌توان گفت تاثیرگذاری آسیا بر ژئوپلیتیک انرژی سریعا رو به افزایش است(شریعتی‌نیا، 1387: 49) همین رشد اقتصادی گسترده مساله تامین انرژی را تبدیل به یکی از چالشهای اصلی رهبران چین نموده است. چینی ها به خوبی می دانند که بخش مهمی از انرژی جهان در مناطق بی ثبات چون خلیج فارس و آسیای میانه و قفقاز قرار دارد. (ترابی ،1389: 1120) چینی ها به خوبی اهمیت گسترش همکاری های بین المللی در عرصه بازار انرژی را درک نموده اند؛ به همین دلیل دولت و شرکت های نفتی چین با هدف افزایش امنیت انرژی وارداتی، گسترش روابط سیاسی و اقتصادی با تمامی کشورهای عمده تولید کننده انرژی را در اولویت قرار داده اند. در واقع «توسعه صلح آمیز انرژی» و «همکاری بین المللی در عرصه انرژی » دو بعد اساسی استراتژی انرژی چین در عرصه بین المللی را تشکیل می دهند. در این راستا، اجرای « متنوع سازی سوخت » از جمله اقدامات مهم تمام کشورهایی محسوب می شود که به دنبال افزایش میزان امنیت عرضه هستند. براساس این سیاست، کشورها برای بالابردن امنیت عرضه و همچنین بالابردن توان چانه زنی خود، باید تا جای ممکن نفت مورد نیازشان را از کشورهای متعددی وارد نماید. دولت چین کاملاً به اهمیت این سیاست آگاهی داشته ؛ به همین دلیل در این زمینه فعال بوده است .(ترابی، 1389: 1120) تحلیل بخش انرژی چین نشان می دهد که چین در تلاش است تا امنیت انرژی خود را افزایش دهد و جهت دسترسی به این مهم علاوه بر اکتشاف و توسعه پروژه های نفتی، سرمایه گذاری در خطوط بین المللی، طرح هایی برای منابع استراتژیک نفت ، توسعه صنعت گاز طبیعی و جذب تدریجی سرمایه های خارجی، بدنبال یک شریک استراژیک قابل اعتماد در بخش انرژی است با اینکه دولت چین واردات نفت را یک آسیب پذیری استراتژیک می داند که می تواند به وسیله ی قدرت های خارجی که هدف تحت تاثیر قرار دادن چین را دنبال می کنند، مورد سوء استفاده قرار گیرد اما در این میان ترجیح می دهد با کشوری این همکاری را داشته باشد تا کمترین معضل امنیتی را در بخش انرژی و انتقال آن داشته باشد (حسن زاده ، 1387: 82) اهمیت این موضوع زمانی مشخص می شود که بدانیم شدت انرژی در کشور چین بسیار بالاست و این مسئله باعث شده است که این کشور به واردات هر چه بیشتر حامل های انرژی وابسته شود. شدت انرژی در جوامع مختلف با سطح توسعه اقتصادی مرتبط است. با افزایش سطح توسعه یافتگی و افزایش سهم صنعت از تولید ناخالص داخلی، شدت انرژی افزایش می یابد؛ سپس در مراحل فراصنعتی از تولید ناخالص داخل ، شدت انرژی افزایش می یابد و با ادامه روند توسعه به تدریج از شدت انرژی کاسته می شود. چین تا رسیدن به مرحله فراصنعتی و استفاده از فناوری های بسیار پیشرفته در تولید ناخالص داخلی هنوز فاصله دارد و از این رو، شدت انرژی در این کشور بالاست. اکنون چین 56 درصد انرژی مصرفی قاره آسیا – بزرگ ترین تولید کننده انرژی جهان – را به خود اختصاص داده است. (jian 2011 :7) در حال حاضر امریکا به عنوان قدرتمندترین کشور جهان، از قدرت گرفت چین در عرصه ی بین المللی ناخشنود است. در نتیجه دولت چین، امریکا را تهدید اصلی در امنیت انرژی مورد نیاز خود می پندارد. چین قصد دارد تا آسیب پذیری عرضه ی نفت به این کشور

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد مصرف انرژی، مصرف کننده، نگاه به شرق، حمل و نقل Next Entries منبع تحقیق درمورد خلیج فارس، نفت و گاز، شرکت ملی، دریای خزر