منبع تحقیق درمورد قضاوت اخلاقی، تحول اخلاقی، روان شناختی، واقع گرایی

دانلود پایان نامه ارشد

خودمداری کودک، مانع از آگاهی یافتن به دیدگاه های متفاوت دیگران است و نیز احترام یک جانبه او به قانون موجب واقع گرایی اخلاقی اش می شود. کودک، قوانین را مقدس و غیرقابل تغییر می داند؛ البته ممکن است به دلیل عدم درک کامل قوانین، در بعضی موارد آن را زیر پا بگذارد. از حدود 11-12 سالگی به بعد، کودک توانایی نسبی گرایی اخلاقی را به دست می آورد و می تواند درک کند که میزان تقصیر فرد، با توجه به انگیزه او تعیین می شود. از این زمان به بعد کودکی می تواند همزمان به چند جنبه از امور توجه کند و با آگاهی از اینکه دیگران می توانند دیدگاه های متفاوتی داشته باشند، بر خودمداری خود غلبه می کند. در نتیجه، در قضاوت های اخلاقی به انگیزه ها و اوضاع و احوال توجه می کند و در مورد قوانین، انعطاف پذیرتر می شود؛ زیرا تشخیص می دهد که قوانین، حاصل توافق افراد برای انجام دادن رفتار مناسب در موقعیت های معین است. درمورد داستان گناه پسری که می خواسته به پدرش کمک کند ولی خسارت زیادی به بار آورده، گناه او را کمتر از پسری برآورد می کند که هنگام دست زدن به کاری نادرست، موجب خسارت ناچیزی شده است. پیاژه این قضاوت را یک مفهوم ذهنی از مسئولیت می نامد، زیرا کودک در آن انگیزه ها و شرایط را معیار قضاوت خود قرار می دهد (کدیور، 1377).
پیاژه (1965) در بررسی کلاسیک خود درمورد تحول قضاوت اخلاقی کودکان، دیدگاه امیل دورکیم28 را درمورد اخلاق به چالش کشید. دورکیم اخلاق را صرفا درونی سازی مستقیم هنجارها و ارزش های یک فرهنگ خاص می دانست. در دیدگاه پیاژه، جوهره اخلاق رشدیافته، انصاف یا عدالت است که پیاژه آن را «تعادل ایده‌آل» تعریف می کند که محصول کنش ها و واکنش های افراد به یکدیگر است». به عبارت دیگر، کودکان به طور طبیعی ایده‌آل های برابری و مقابله به مثل را که برای رشد هر جامعه ای لازم است، در جریان تعامل می سازند (همکاری، مشارکت و رقابت). پیاژه می نویسد که عدالت رشدیافته، «محدودیت های متعادلی است که در جریان تبادل دیدگاه ها با همسالان تعیین شده و به تدریج بهبود می یابد». اگرچه پیاژه از مفهوم عدالت به عنوان جوهره اخلاق حمایت می کند اما اذعان می دارد که عدالت در اشکال اولیه اش چندان رشدنایافته نیست. اولین برداشتی که کودکان در جریان تعامل با همسالان شکل می دهند، عینی و ساده است: «پشت مرا بخاران تا پشت تو را بخارانم»؛ یا اخلاق «چشم دربرابر چشم». در اواخر کودکی، عدالت «این به آن در» به عدالتی بافتی تر و ایده‌آل تغییر جهت می دهد که در آن «شرایط افراد مد نظر قرار می گیرد». کودکان بزرگ تر و نوجوانان تلاش می کنند تا به زمینه روانی نیز توجه کنند. علاوه بر این، برداشت آنها از عدالت، ایده‌آل تر می شود. آنها به طور ذهنی نقش ها را برعکس می کنند و به اخلاق «چنان رفتار کن که مایلی با تو رفتار شود» دست می یابند. کودکان بزرگتر، بخشش را برتر از انتقام می دانند، نه سبب ضعف، بلکه به این علت که انتقام، سرانجامی ندارد (جهانگیری، 1390). پیاژه این دو برداشت را از عدالت، «مقابله به مثل به عنوان یک حقیقت» و «مقابله به مثل به عنوان یک ایده‌آل» می نامد. در نسخه عمل‌گرایانه29، مقابله به مثل (نوع اول)، عمل فرد و تاثیر آن بر شخص دیگر، برحسب هماهنگی مبادله پاداش و تنبیه در قالب «این به آن در» ارزیابی می شود. در نسخه «ایده‌آل» مقابله به مثل، فرد خود را هدف عمل متقابل می بیند؛ یعنی نقش ها به طور ذهنی معکوس می شود: «اگر تو قرار بود این‌گونه با من رفتار کنی، آن وقت من چه احساسی داشتم»؟ و این تصور را به عنوان راهنمای عمل به کار می برد. عدالت ایده آل، زمینه های روان شناختی را مد نظر قرار می دهد و تاثیرات روان شناختی را معکوس می کند. حتی عدالت عمل‌گرایانه، به انگیزه افراد برای مقابله به مثل پاداش ها و تنبیه ها توجه می کند. همچنین پیاژه با مطالعه آزمودنی های کودک خود دریافت که اخلاق بیرونی با ناتوانی در توجه به زمینه روان شناختی یا انگیزه مشخص می شود. کودکان 6-7 ساله، در ارزیابی تخلف ها بر رویدادهای محسوس بیرونی تاکید می ورزند (صرف نظر از انگیزه، کسی بیشتر مقصر است که خسارت بیشتری زده است) درحالی که کودکان بزرگ تر عمدتا بر مقاصد و انگیزه های زیربنایی توجه می کنند (کسی بیشتر مقصر است که انگیزه شریرانه ای داشته است). این روند سنی از ملاحظات ظاهری (فیزیکی) به ملاحظات روان شناختی زیربنایی، مثل انگیره ها،‌به عنوان مبنای قضاوت اخلاقی در مطالعات جدید نیز مورد تایید قرار گرفته اند (جهانگیرزاده، 1390).

جدول 1-2 مراحل قضاوت اخلاقی از نظر پیاژه (پیاژه، 1965، به نقل از جهانگیرزاده، 1390)
مرحله پیش اخلاقی
مرحله واقع گرایی اخلاقی
مرحله اخلاق تعاون
عدم شکل‌گیری رفتار مهاریافته
توجه و احترام زیاد به قوانین در عین آگاهی کم از آنها

مطلق گرایی اخلاقی
قاعده: مطلق، ثابت و لایتغیر، مقدس و دستاورد تلاش قدرت های معتبر بیرونی
نسبی‌گرایی اخلاقی
مقررات اخلاقی: ساخته یا آفریده اشخاص و ناظر به منافع و مصالح مردم و حاصل توافق افراد؛ اخلاق تعاونی مبتنی بر مشارکت

ارزیابی اخلاقی بر مبنای پیامدهای عینی
ارزیابی اخلاقی علاوه بر پیامدهای عینی، با لحاظ احساسات و دیدگاه های افراد و نیت های فاعل

عامل اصلی واقع‌نگری: خودمداری که از فهم اینکه دیگران دیدگاه های متفاوتی دارند، جلوگیری می کند.
غلبه بر خودمداری با آگاهی از اینکه دیگران می‌توانند دیدگاه های متفاوتی داشته باشند.

اطاعت اخلاقی از دیگران، اخلاق مبتنی بر اجبار، و احترام به دیگرانی که اقتدار دارند.
اطاعت، نه ضروری است و نه همیشه مطلوب. تخلف همیشه خطا نیست و به تنبیه منتهی نمی شود.

قضاوت اخلاقی ناظر بر تعبیرات لفظی نه روح و معنای قانون. خوبی: اطاعت از قانون بدون توجه به روح قانون.

کیفر یا تنبیه به وسیله طبیعت و نتیجه حتمی و مسلم رفتار منفی. اعتقاد به عدالت طبیعی.
کیفر یا مجازات، درسی برای متخلف است که او را به کنترل رفتارش در آینده وادار کند. تنبیه رفتار نادرست باید یا آسیب وارده را تلافی کند و یا بیاموزد که به گونه بهتری رفتار کند.

قضاوت های اخلاقی محدود به موقعیت‌های ویژه و غیرقابل تعمیم است.
اصول اخلاقی قابل تعمیم و قابل انعطاف برای سایر جوامع.

4-1-2- تحول و مراحل اخلاقی از دیدگاه کلبرگ
کلبرگ30 (1969) با دنبال کردن کار پیاژه و گسترش آن، طرح جدیدی از مراحل تحول اخلاقی را به دست آورد ولی به چارچوب نظریه شناختی ملتزم بود و تحول هماهنگ جنبه‌های عاطفی، شناختی و اجتماعی زندگی روانی به موازات یکدیگر را قبول داشت. در واقع کلبرگ کار پیاژه را اصلاح کرد و گسترش داد. هماهنگ با نظر پیاژه او معتقد است کودکان از طریق تجربیات خود به شکل‌های مختلف تفکر می‌رسند که شامل درک از مفاهیم اخلاقی نظیر عدالت، حق و حقوق، برابری و رفاه انسانی می‌باشند. کلبرگ رشد قضاوت اخلاقی را فراتر از سنینی که توسط پیاژه مورد مطالعه قرار گرفت، پیگیری کرد و تعیین کرد که فرایند رسیدن به بلوغ اخلاقی، بیش از آنچه که پیاژه اشاره کرد، طول می‌کشد و تدریجی‌تر است. در مدل کلبرگ برای فرایند تحول اخلاقی، سه سطح و شش مرحله شناسایی شده است. سطح اول، سطح اخلاق پیش‌قراردادی31 است. سطح دوم، سطح اخلاق قراردادی32 است که در مرحله اخلاق «پسر خوب، دختر خوب» و نیز اخلاق بر اساس قانون و نظم را دربر می‌گیرد. سطح سوم، اخلاق فراقراردادی33 است که مراحل اخلاق مبتنی بر میثاق اجتماعی و اخلاق بر اساس اصول جهانی را شامل می‌شود. او سپس با درنظر گرفتن دو مرحله به عنوان زیر مجموعه هر سطح اخلاقی، در مجموع مراحل شش‌گانه‌ای را برای رشد اخلاقی در نظر می‌گیرد.
درواقع کار کلبرگ، توالی مبسوط‌تری را از مراحل قضاوت اخلاقی دربر داشت. وی با اشاره به «مسیر قطعی» مورد اشاره پیاژه، ادعا کرد که پیشرفت مراحل در یک توالی ثابت اتفاق می افتد. بدین معنا که افراد در طول دوره تحول اخلاقی خود، شش مرحله را با ترتیب مشخص، بدون جهش یا بازگشت طی می کنند. در نهایت، کلبرگ تاکید پیاژه را بر تعامل با همسالان، گسترش داد و فرایندهای تعامل اجتماعی در معنای وسیع خود را به عنوان میانجی تحول قضاوت اخلاقی به رسمیت شناخت (جهانگیرزاده، 1390). کلبرگ (1981، به نقل از کدیور، 1377) اخلاق را با مفهوم عدالت تبیین می کند و معتقد است که قضاوت های اخلاقی کودکان و نوجوانان متضمن برداشت های متفاوتی از این مفهوم است. همچنین درک آنها از عدالت در سطوح مختلف، متفاوت است؛ بالاترین سطح آن، دست یافتن به حقوق مساوی و جهانی برای همه مردم و تحقق ارزش های عالی و انسانی در زندگی آنهاست.
از تحقیقات کلبرگ می توان دریافت که دلایل افراد در توجیه رفتار و اعمال شان متفاوت است. درحالی که نادرستی تقلب به نظر یک فرد به دلیل گرفتاری های بعدی مانند ترس از زندانی شدن است، از بین رفتن اعتماد بین افراد جامعه نیز می تواند از جمله دلایل فرد دیگری در این مورد به حساب آید. کلبرگ در نخستین مرحله تحقیق خود، گروه محدودی از نوجوانان و جوانان پسر را انتخاب کرد که از خانواده های طبقه متوسط و در محدوده بین 10 تا 28 سالگی بودند. سپس در یک دوره هجده ساله، هر سه سال یک بار با آنها مصاحبه کرد. کلبرگ بر این اساس، شش جهت گیری متمایز را در تحول اخلاق مشخص کرد و آنها را مبنای مراحل تحول اخلاقی قرار داد و سرانجام برای کسب اطمینان نسبت به صحت نظریه اش، آزمودنی هایی از جوامع دیگر انتخاب کرد (کدیور، 1377). کلبرگ همچون پیاژه، بر رفتار اخلاقی و آنچه فرد انجام می دهد، علاقه نشان نمی دهد؛ زیرا اعتقاد دارد با مطالعه رفتار فرد، اطلاعاتی درباره میزان رشدیافتگی اخلاقی او بدست نمی آید. برای مثال اگر یک بزرگسال و یک کودک درمقابل دزدیدن یک سیب مقاومت نشان دهد، به رغم همانندی رفتار، رشد یافتگی اخلاقی آنها می تواند از هم متفاوت باشد و هر یک برای کار خود (برنداشتن سیب) دلایل متفاوتی دارند. این دلایل، نشان دهنده سطوح یا میزان رشدیافتگی اخلاقی فرد است. توجه به دلایل فرد، بیش از توجه به رفتار فرد می تواند آموزنده باشد (کدیور،1377). کلبرگ با تجزیه و تحلیل پاسخ های آزمودنی ها در مورد سوالهای داستانش موفق شد مراحل تحول اخلاقی را در سه سطح و شش مرحله به سطح زیر مشخص کند:
سطح اخلاق پیش قراردادی
سطح اخلاقی قراردادی
سطح اخلاقی فراقراردادی
کلبرگ برای هر یک از این سطوح، دو مرحله در نظر گرفت. بدین ترتیب، فرایند تحول اخلاقی در هر فرد، شش مرحله را می گذراند. در نظریه کلبرگ مانند نظریه های دیگر، هر مرحله از مرحله قبلی پیچیده‌تر و کامل‌تر و توالی این مراحل در اکثریت افراد، یکسان است (کدیور، 1377).
ویژگی‌های کودک در سطوح و مراحل مختلف رشد اخلاقی به شرح زیر است:

سطح اخلاق پیش‌قراردادی
کودک در این سطح اغلب رفتار خوبی دارد. این رفتار اخلاقی کودک براساس اجتناب از تنبیه و کسب پاداش تبیین می‌شود. او در این سطح از تفکر اخلاقی نسبت به داوری‌های اخلاقی خوب و بد محیط حساس است. به سادگی می‌توان رفتار کودک را مطابق پیامدهای مادی آن رفتار (تنبیه، تشویق، دادن چیزهای دوست‌داشتنی) یا برحسب قدرت کسانی که قانون را برای او می‌سازند (معمولا پدر و مادر) تفسیر کرد. در این دوره اخلاق هنوز درونی نشده است و معیارهای اخلاقی به طور حقیقی و واقعی وجود ندارد. این سطح از رشد اخلاقی شامل دو مرحله متمایز است:
مرحله اول؛ اخلاق بر پایه تنبیه و اطاعت34: در این مرحله اخلاقی بودن هر کار یا به عبارتی رفتار خوب و بد، مطابق پیامدهای مادی آن تعریف می‌شود. در این مرحله هیچ‌گونه تعهد اخلاقی وجود ندارد؛ منافع گروهی و اجتماعی و حقوق دیگران برای کودک مفهومی ندارد. او فقط به نیازها و احساسات خود می‌اندیشد و اگر یک عمل غیراخلاقی را انجا

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان، رفتار اخلاقی، یادگیری اجتماعی Next Entries منبع تحقیق درمورد اصول اخلاقی، رفتار اخلاقی، نظم اجتماعی، معیارهای اخلاقی