منبع تحقیق درمورد فیبرینوژن، تمرین هوازی، زنان یائسه، شاخص توده بدنی

دانلود پایان نامه ارشد

اهده میشود که تغییرات درونگروهی از مرحله پیش‌آزمون تا پس‌آزمون برای متغیر PTT تنها در گروه چای سبز معنادار است (05/0p) ولی تغییرات بین گروهی از لحاظ آماری معنادار نیست (05/0p). لذا فرض‌ صفر تایید میشود.
بنابراین:
بین تاثیر سه نوع مداخله تمرين هوازي در آب، تمرين هوازي در آب + مصرف چای سبز و مصرف چای سبز بر PTT زنان یائسه غیر فعال تفاوت معناداری وجود ندارد.
نمودار4-8 تغییرات میانگین متغیر PTT در بین سه گروه

آزمون تعقیبی توکی
با توجه به نتایج بدست آمده از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه، تغییرات بین‌گروهی تنها در متغیر فیبرینوژن معنادار بود و لذا از آزمون تعقیبی توکی جهت مشخص کردن تفاوت بین گروه‌ها، استفاده ‌شد.
جدول(4-15) : نتایج آزمون تست توکی مربوط به متغیر فیبرینوژن
گروه
تمرین
چای سبز
تمرین + چای سبز
تمرین

72/152-
Sig:*01/0
27/37
Sig: 68/0
چای سبز
72/152
Sig: *01/0

190
Sig: *001/0
تمرین + چای سبز
27/37-
Sig: 68/0
190-
Sig: *001/0

طبق آزمون توکی اختلاف بین “گروه تمرین با گروه چای سبز ” و “گروه تمرین + چای سبز با گروه چای سبز” معنادار است و اختلاف بین “گروه تمرین با گروه تمرین + چای سبز ” معنادار نیست که بیان کننده این نکته می‌باشد که افزایش فیبرینوژن ناشی از تاثیر غالب مکمل دهی است.

مقدمه
در این فصل پس از ارائه چکیده تحقیق، نتایج پژوهش حاضر ذکر شده و با نتایج پژوهش‌های گذشته مقایسه می‌گردد و علل و مکانیزم‌های آن مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار خواهند گرفت تا همسویی یا عدم همسویی آن‌ها بیان شود. همچنین در ادامه، پیشنهادات جهت انجام پژوهش‌های بعدی که می‌تواند ارزنده و مفید واقع شود ارائه می‌شود.
خلاصه پژوهش
هدف از انجام این تحقیق بررسی تاثیر هشت هفته تمرین هوازی در آب با و بدون مصرف چای سبز بر عوامل انعقادی خون زنان یائسه غیر‌فعال بود.
جامعه آماری اين تحقيق شامل زنان یائسه و چاق شهر مشهد بودند که به جز فعالیت‌های جسمانی روزمره، فعالیت ورزشی دیگری نداشتند و پس از فراخوان عمومی‌ در استخرها به صورت داوطلبانه در این کار تحقیقی اعلام مشارکت کردند. نمونه آماری این تحقیق، تعداد 27 نفر از زنان یائسه با دامنه سنی 50 تا 65 سال بودند که بر اساس معیار‌های تحقیق (زنان یائسه سالم با درصد چربی بالای 35 درصد، عدم مصرف سيگار و الكل و هم‌چنین مکمل و یا داروهای اثرگذار بر متغیر‌های تحقیق، نداشتن فعاليت منظم در شش ماه گذشته، اعلام رضایت کتبی) انتخاب شدند و در سه گروه تمرین در آب (تعداد: 9 نفر، سن: 64/5±71/56 سال، شاخص توده بدنی: 03/3±47/28 كيلوگرم/ متر مربع)، چای سبز (تعداد: 8 نفر، سن: 66/4±16/55 سال، شاخص توده بدنی: 07/5±31/33كيلوگرم/ متر مربع) و تمرین در آب + چای سبز (تعداد: 10 نفر، سن: 11/4±81/57 سال، شاخص توده بدنی: 97/3± 02/31 كيلوگرم/ متر مربع) قرار گرفتند. گروه چای سبز گروه بي‌تمرين بودند و گروه تمرین در آب و تمرین + چای سبز به مدت هشت هفته هر هفته سه جلسه برنامه تمرین هوازی در آب را با شدت 55 تا 70 درصد ضربان قلب بیشینه انجام گرفت. همه‌ی مراحل تمرینی در استخر و در منطقه کم عمق آب انجام می‌شد. روند کار شامل گرم کردن، حرکات کششی، ایروبیک، انعطاف‌پذیری و سپس سرد کردن و ریکاوری بود. در طول تمرین‌ها ضربان قلب از 55 درصد ضربان قلب بیشینه شروع و در پایان تمرین‌ها به 70درصد ضربان قلب بیشینه افزایش یافت. مدت زمان برنامه تمرین در هر جلسه 45 دقیقه بود. گروه چای سبز و گروه تمرین + چای سبز ، روزانه سه نوبت (صبح، ظهر و شب) در ساعات مشابه و یک ساعت قبل از مصرف وعده غذایی 200 میلی لیتر چای سبز (2 گرم پودر برگ خشک چای سبز در 200 میلی لیتر آب 80 درجه) مصرف كردند. 24 ساعت قبل از اولین جلسه تمرینی و 48 ساعت بعد از اتمام دوره تمرین و بعد از 12 ساعت ناشتایی نمونه خوني جمع‌آوري و میزان تغییرات فیبرینوژن، تعدادپلاکت، PT و PTTخون اندازه‌گيري شد. برای اندازه‌گیری فیبرینوژن، PT وPTT از روش انعقادی کواگلوتاسیون و دستگاه کواگولومتر تمام اتوماتیک Sinnowa استفاده شد. برای اندازه‌گیری تعداد پلاکت‌ها از دستگاه سل‌کانتر تمام اتوماتیک Erma، ساخت کشور ژاپن‌ استفاده شد. کیت‌های مورد استفاده برای اندازه‌گیری فیبرینوژن و پلاکت از شرکت مهسا‌یاران ساخت کشور ایران و کیت‌های استفاده شده برای PT‌ و PTT از شرکت فیشر آمریکا بود. داده‌های حاصل با استفاده از نرم افزارآماري 16SPSS-؛ ابتدا براي تعيين نرمال بودن گروه‌ها، آزمون کلوموگروف-اسمیرنف به عمل آمد، که نتیجه آزمون برای همه‌ی متغیرها بیانگر طبیعی بودن داده‌ها بود. در ادامه، برای تعیین همگن بودن واریانس‌ داده‌ها از آزمون لون استفاده شد، که این آزمون همگنی واریانس‌های همه‌ی متغیرها را اثبات نمود. سپس برای تعیین تفاوت بین دو مرحله آزمون (پیش‌آزمون و پس‌آزمون) در هر گروه از آزمون T وابسته و برای مشخص نمودن تفاوت بین‌گروه‌‌ها از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه ‌استفاده گردید. در نهایت، در صورت معنی‌دار بودن تفاوت بین‌گروه‌‌ها، از آزمون تعقیبی توکی جهت مشخص کردن تفاوت بین‌گروه‌‌ها استفاده شد.
نتایج حاصل نشان داد که در این مطالعه تغییرات در متغیرهای BMI، WHR، درصد چربی و عوامل انعقادی PT و تعداد پلاکت در هیچ یک از سه گروه معنادار نبوده ‌است؛ هر چند درصد چربی و BMI در گروه تمرین + چای سبز و WHR در گروه تمرین کاهش اندک و غیر معنادار داشت. فیبرینوژن در هر سه گروه افزایش یافت که این افزایش تنها در گروه چای سبز معنادار بود. همچنین تغییرات بین‌گروه‌ی در این فاکتور معنادار بود. PTT در هر سه گروه کاهش یافت که این کاهش در گروه چای سبز معنادار بود. VO2max نیز در هر سه گروه افزایش معنادار داشت.

بحث و بررسی یافته‌های پژوهش
تجزیه و تحلیل یافته‌های مربوط به فیبرینوژن
یافته‌های این پژوهش بیانگر افزایش معنادار عامل انعقادی فیبرینوژن پس از هشت هفته مصرف چای سبز بود. تحقیقات اندکی تاثیر مصرف چای سبز را بر روی عوامل انعقادی بررسی کرده ‌است با این وجود نتایج در زمینه تاثیر چای سبز متناقض است. استوت و همکاران (2012) (80) در تحقیق خود تاثیر 5 روز مکمل دهی چای سبز (2/1گرم چای در 150 میلی لیتر آب جوش) به میزان دو نوبت در روز بر روی 20 مرد و زن بزرگسال 25 تا 55 ساله را بررسی کردند و نتایج کاهش معنادار فیبرینوژن در اثر مکمل دهی چای سبز را نشان داد. همچنین جلالی و همکاران (1387) (67) در تحقیق خود به 100 بیمار مبتلا به عروق کرونر با میانگین سنی 2/9±9/50 به مدت یک ماه چای سبز دم شده (4 گرم در هر روز در دو وعده) دادند. نتایج کاهش قابل توجهی در سطح فیبرینوژن نشان داد که با نتایج تحقیق حاضر ناهمخوان است. از علل این ناهمخوانی می‌توان به متفاوت بودن دوز مصرفی، مدت زمان مصرف چای سبز و همچنین نوع آزمودنی‌ها (سن، جنس، و بیمار بودن آزمودنی‌ها) اشاره کرد. از طرفی چن و همکاران (2013) در پژوهش خود هیچ تغییری را در مقدار فیبرینوژن گزارش نکرده‌اند (22) که با پژوهش حاضر ناهمسو می‌باشد. چن و همکاران در تحقیق خود به مقایسه سه دوز مصرفی (gr/kg.d 1و 5/0, 25/0) از EGC(تهیه شده از چای سبز) بر روی موشها پرداختند و این نتیجه حاصل شد که در هر سه دوز مصرفی مکمل اثر برجسته‌ای روی میزان فیبرینوژن نداشت.
فیبرینوژن نوعی پروتئین التهابی است که در یاسخ به وضعیت‌های التهابی افزایش می‌یابد. افزایش در میزان فیبرینوژن می‌تواند ناشی از افزایش در میزان چسبندگی پلاسما به خاطر افزایش غلظت خون و جابجایی آب پلاسما و یا تولید آن از کبد باشد (60). پژوهشگران سازوکارهای متفاوتی را به ‌عنوان عامل اثرگذار بر فاکتور انعقادی فیبرینوژن پیشنهاد کرده‌اند، که از جمله می‌توان به ارتباط مستقیم بین اسید چرب آزاد (FFA) و سطوح پلاسمایی فیبرینوژن اشاره کرد (35). پژوهشگران بر این باورند که مصرف کافئین موجب افزایش اسید چرب آزاد می شود (27). کافئین ماده ای است که در برخی غذاها به ویژه قهوه، چای، کاکائو و برخی نوشیدنی ها یافت می شود (85). کافئین به سرعت در کبد متابولیزه شده و به سه گونه دی‌متیل‌گزانتین (پاراگزانتین، تئوفیلین و تئوبرومین) که مدت طولانی‌تری نسبت به کافئین در خون حفظ می‌شوند و سیگنالهای مربوط به خود را ایجاد می‌کنند، تبدیل می‌شود. گزانتین همانند کافئین، فسفودی‌استراز را که نقش مهمی در شکسته شدن 3و 5- آدنوزین منوفسفات حلقوی (cAMP) دارد، مهار می‌کند. با مهار فسفودی‌استراز، cAMP افزایش می‌یابد در نتیجه فرایند لیپولیز تحریک می شود و اسید چرب آزاد در خون افزایش می‌یابد (86). طبق یافته‌های محقق احتمالا یکی از دلایل افزایش فیبرینوژن در گروه چای سبز، اثر کافئین موجود در چای سبز است.
همچنین غلظت فیبرینوژن به شدت تحت تاثیر مقدار و کیفیت چربی‌های موجود در غدا قرار می‌گیرد (87). برخی مطالعات تاثیر قابل ملاحظه چای سبز در افزایش انرژی را گزارش کرده‌اند (88). در مطالعه حاضر شاید افزایش مصرف انرژی باعث افزایش اشتها در افراد شده و اثرات کاهش فیبرینوژن ناشی از عصاره چای سبز را خنثی کرده‌ باشد.
دیگر مکانیسم احتمالی برای اثر چای سبز بر فیبرینوژن، به اپی‌گالوکاتچین (پلی‌فنول اصلی در چای سبز) ارتباط دارد. این ترکیب و دیگر گالات‌ها (اپی‌گالوکاتچین‌گالات، اپی‌کاتچین‌گالات) به صورت متصل به فیبرینوژن در خون انسان یافت شده است، این اتصال ممکن است از عملکرد فیبرینوژن جلوگیری کند. این اثر چای سبز بر سطوح فیبرینوژن به تحقیقات بیشتری در آینده نیاز دارد (20).
یافته‌های این پژوهش بیانگر افزایش عامل انعقادی فیبرینوژن پس از هشت هفته تمرين هوازي بود که این افزایش به لحاظ آماری معنا‌دار نبود. نتایج در زمینه تمرين هوازي متناقض است. دهقان و همکاران (1392) در پژوهشی به‌ بررسی تاثیر هشت هفته تمرین هوازی موزون بر روی 23 زن سالم غیرفعال 60-85 سال پرداختند. نتایج نشان داد که هشت هفته تمرینات هوازی موزون باعث کاهش معنا‌دار در سطح فیبرینوژن پلاسمای زنان مسن می‌شود (21) که با پژوهش حاضر ناهمخوان مي‌باشد از علل ناهمخوانی نتایج تحقیق حاضر با تحقیق دهقان و همکاران می‌توان به متفاوت بودن پروتکل تمرینی اشاره کرد. همچنین میرسعیدی و همکاران (1391) به مقایسه تاثیر چهار هفته تمرین هوازی و مقاومتی بر روی 24 مرد سالمند در دامنه سنی 60 تا70 سال پرداختند. یافته‌ها نشان داد تمرین هوازی و مقاومتی باعث کاهش معنا‌دار فیبرینوژن شد (56). که با نتایج پژوهش حاضر ناهمخوان می‌باشد. این تناقض ممکن است ریشه در تفاوت‌های گروه مورد بررسی (سن و جنس آزمودنی‌ها)، پروتکل تمرینی، مدت زمان تمرین و همچنین سطح پایه شاخص‌های التهابی و طرح مطالعاتی داشته باشد. از طرفی تعدادی از پژوهش‌ها نیز افزایش فیبرینوژن را گزارش کرده‌اند بانز75 و همکاران (2003) اثرات تمرین مقاومتی در مقابل تمرین‌هوازی‌ را روی عوامل خطرزای بیماری شریان کرونری را در 26 فرد داوطلب بررسی کردند.. بعد از 10 هفته تمرین ورزشی هر دو گروه افزایش معنا‌داری در فیبرینوژن (02/0P≤) نشان دادند (89) سازوار و همکاران1391 در تحقیق خود تاثیر هشت هفته تمرین‌هوازی‌ زیربیشینه (50 تا 65 درصد ضربان قلب بیشینه) بر روی 26 مرد جوان سالم بررسی کردند، نتایج نشان داد پس از 24 جلسه ورزش زیر بیشینه مقدار فيبرينوژن افزايش معنا‌داري داشتند (24) که با نتایج تحقیق حاضر همخوانی دارد. مدت زمان و شدت تمرینی در این تحقیق شبیه به مدت و شدت تمرینی مورد استفاده در تحقیق حاضر است که شاید به همین علت با مطالعه حاضر همخوانی دارد. پژوهشگران سازوکارهای متفاوتی را به عنوان عامل اثر گذار بر فاکتور انعقادی فیبرینوژن پیشنهاد کرده‌اند. که از جمله می‌توان به افزایش فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک و تغییر در پروفایل‌ چربی آزمودنی‌ها اشاره کرد. کوئینگو و همکاران (2000) عنوان کردند که ورزش متوسط و هوازی با سطح فیبرینوژ

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد فیبرینوژن، تمرین هوازی، فعالیت جسمانی، زنان یائسه Next Entries منبع تحقیق درمورد زنان یائسه، فعالیت بدنی، فعالیت جسمانی، رژیم غذایی