منبع تحقیق درمورد فکري، مالکيت، حمايت

دانلود پایان نامه ارشد

داد و ستد است ولي موضوع آن شيء معين مادي نيست.”5
اين تعريف بيشتر توصيف مالکيت فکري و بيان صفت با ارزش بودن ان و غير مادي بودن موضوع آن است و از ويژگيهاي لازم براي تعريف يک مفهوم برخوردار نيست.از آن گذشته فاقد مانعيت است.به عنوان مثال دين را هم مي توان مشمول اين تعريف دانست ،در حالي که هيچکس دين را در شمار حقوق مالکيت فکري قرار نمي دهد.دين حقي است مالي اما موضوع آن شي ء معين نيست ،بلکه مال کلي يا عملي است که بر عهده ي مديون است و در عين معلوم بودن ، تا زماني که دين ايفا نشده معين نمي شود.
در تعريف ديگري از مالکيت فکري گفته شده :
” حقوقي است که به صاحب آن اختيار انتفاع انحصاري از فعاليت و فکر و ابتکار انسان را مي دهد.”6
اين تعريف هم علاوه بر آنکه منشأ مالکيت فکري را بيان نمي کند ، داراي دقت لازم در بيان موضوع مالکيت فکري نيست.موضوع مالکيت فکري محصول فعاليت و فکر و ابتکار انسان يعني اثر فکري است ، نه خود فعاليت يا فکر و ابتکار .
يکي ديگر از تعاريفي که در مورد مالکيت فکري مي توان بدان اشاره کرد تعريفي است که به موجب آن مالکيت فکري عبارت است از “رابطه ي خاص حقوقي پديدآورنده ي اثر فکري با اثر خود که به موجب آن وي مي تواند از آن بهره هاي اقتصادي يا معنوي ببرد.”7
در تعريف ارائه شده ديگري آمده است :
“حق مالکيت فکري عبارت است از رابطه ي حقوقي موجود بين اثر فکري يا آفرينه ي ذهني و پديد آورنده ي آن که به موجب قانون ،صاحب اثر حق بهره برداري مالي و معنوي از آن را پيدا مي کند.”8
در اين تعريف از رابطه ي حقوقي ميان اثر فکري با پديد آورنده سخن به ميان آمده است .اما چگونه مي توان ميان انسان با شيء رابطه ي حقوقي را تصور نمود ؟رابطه ي حقوقي ميان انسان هاست که برقرار مي گردد ، اما موضوع رابطه ممکن است شيء مادي يا فکري باشد. اشکال ديگر اين تعريف آن است که مالکيت فکري را به پديد آورنده منحصر کرده است. در حالي که مي دانيم چنين نيست و هرچند بسياري اوقات نخستين مالک اثر پديد آورنده ي آن است ، اما در مواردي که اثر فکري در نتيجه ي استخدام يا قرار داد خلق مي شود ،چنين نيست.ضمن اينکه در جايي هم که پديد آورنده مستقلاٌ به خلق اثر مي پردازد ، ممکن است مالکيت او بر اثر ، به طور قراردادي يا قهري به ديگري منتقل شود.
از ديگر تعاريفي که در خصوص حقوق مالکيت فکري بدست داده شده ، مي توان به اين ديدگاه اشاره داشت که اين حقوق را به عنوان آن دسته از مخلوقات ذهني انسان تعريف مي کند که يک کشور براي حمايت از آنها ، يک سري حقوق انحصاري در مدت زمان معين به منظور احتراز ديگران از بهره برداري غيرمجاز از اين حقوق به افراد اعطا مي کند.در اينجا نه با مالکيت عيني و محسوس مانند مالکيت نسبت به يک اتومبيل روبرو هستيم و نه با مالکيت غيرعيني (غيرمادي) و نامحسوس مانند مالکيت نسبت به يک قطعه موسيقي9.به عبارت ديگر حقوق مالکيت فکري نوعي سليقه قانوني است که به موجب آن ،صاحب حق مي تواند از منافع و شکل خاصي از فعاليت يا انديشه ابراز شده خود،به طور انحصاري استفاده نمايد.10
بنابراين و با توجه به آنچه در نقد تعريف هاي گوناگون بيان شد، و نيز با توجه به اين نکته ي مهم که تعريف مالکيت فکري بايد متضمن دو عنصر اصلي يعني عنصر حق و عنصر شي ء موضوع حق باشد ، در تعريف ان مي توان گفت :
“مالکيت فکري عبارت است از حق ناشي از پديد آوردن يک آفريده ي فکري يا يک شيء غيرمادي مستقل ديگر،که به موجب آن شخصي که خودش يا از طريق به کار گيري ديگري موجب خلق آن شده يا شخصي که اين حق به او منتقل شده ، مي توانند به طور انحصاري از بالاترين حقوق و اختيارات قانوني ممکن نسبت به آن بهرمند شوند.”11
اين تعريف در عين جامعيت و مانعيت از اشکالاتي که در تعريف هاي ديگر وجود داشت و به آنها اشاره شد تا حدود زيادي به دور است .ويژگيهاي تعريف مزبور را مي توان چنين خلاصه نمود:
1 – در اين تعريف با اشاره به حق ناشي ازپديد آوردن ، در واقع منشأ حق مورد توجه قرار گرفته است.
2- اشاره به “شيء غيرمادي ” در کنار “اثر فکري ” ، مواردي مانند علائم تجاري را نيز که الزاماٌ ماحصل کار فکري نيستند و اثر فکري به معناي دقيق کلمه به شمار نمي روند،داخل در تعريف مي کند.
3 – وصف “مستقل” براي شيء غيرمادي ،مواردي را که خود غير مادي هستند ، اما فاقد استقلال بوده و از حيث وجود و بقاء وابسته به شيء مادي مي باشند ، مانند سرقفلي و حق کسب و پيشه ، يا مواردي که از حيث ارزش مالي وابسته به اموال مادي هستند مانند طلب ، اسناد تجاري و سهام شرکتها، از دايره مالکيت فکري خارج مي سازد.
4 – تعريف مزبور همه ي صاحبان اثر فکري اعم از پديد آورنده ي مستقيم اثر ، شخصي که از طريق ديگران ( بوسيله استخدام يا قرارداد ) اثري را پديد آورده و نيز شخصي که اثر فکري قهراٌ يا به صورت قرار دادي به او منتقل شده را در بر مي گيرد.
5 – عبارت” بالاترين حقوق و اختيارات قانوني ممکن” بيانگر تمام حقوق و اختيارات قانوني نسبت به اثر فکري با لحاظ قيود و محدوديت هاي قانوني است.
6 – اشاره به” انحصاري بودن” حقوق شخص بر اثر نيز بيان کننده ي خصيصه اي مهم در مالکيت فکري است که بدون و جود آن نمي توان از مالکيت سخن به ميان آورد.
7 – بالاخره اينکه تعريف مزبور شاخه هايي مانند علائم جغرافيايي را که مالکيت فکري در معناي اخص آن نيستند، از دايره ي بحث خارج مي کند وآن را کاملاٌ از حقوق مالکيت فکري مورد نظر در اين تحقيق متمايز مي گرداند.12
براي تبيين مفهوم مالکيت فکري و بيان حمايت هاي قانوني موجود در اين زمينه، نيازمند بيان موضوعات اين شاخه حقوقي هستيم تا به طور واضح مشخص شود چه موضوعاتي داخل در قلمروي حقوق مالکيت فکري مي باشد و براي حمايت از اين موضوعات چه ضمانت اجراهايي در قوانين داخلي وجود دارد.لذا در ادامه بحث به بيان اهم موضوعات حقوق مالکيت فکري مي پردازيم تا مشخص شود موضوعات حقوق مالکيت فکري از چه ويژگيهايي برخوردارند و مشمول حمايت قرار مي گيرند.
1-1 . مالکيت ادبي و هنري
مالکيت ادبي و هنري يکي از بخش هاي تشکيل دهنده مالکيت فکري است که در آن از گونه هاي آثار ادبي و هنري مثل کتاب،مقاله،رساله،نمايشنامه ،شعر،ترانه،سرود،موسيقي،آثار سينمايي و … و حمايت از پديدآورندگان آنها بحث مي شود.حق مؤلف نيز که به حقوق ناشي از مالکيت ادبي و هنري اشاره دارد که از ان تعاريف گوناگوني توسط حقوقدانان ارائه شده است:
– “مجموعه حقوقي است که قانون براي آفريننده(خالق اثر) نسبت به مخلوق انديشه و هوش او مي شناسد.اين حقوق عبارت است از حق انحصاري بهره برداري ازآفرينه(اثر) براي مدت محدود به سود آفريننده آن و پس از مرگ براي ورثه او”.13
– “حق مؤلف عبارت است از سلطه و اختيارات مؤلف بر اثرش که آن را خلق کرده يا به وجود آورده است.”14
آثار ادبي و هنري و علمي به شاخه ي کپي رايت مالکيت ادبي و هنري تعلق دارد و اجراي نمايش توسط هنرمندان و بازيگران و پخش هاي راديويي و تلويزيوني تحت عنوان حقوق جانبي مورد مطالعه قرار مي گيرد.در نظام کامن لو ميان حق مؤلف و حقوق جانبي تفکيک قائل نمي شوند و هردو را تحت عنوان کلي کپي رايت مطالعه مي کنند و از همين رو اين نظام به نظام کپي رايت شهرت دارد، درحالي که در نظام هاي حقوق نوشته که به نظام حق مؤلف معروف هستند بين اين دو تفکيک قائل مي شوند و حق مؤلف را ازحقوق اجرا کنندگان و توليد کنندگان آثارهنري به طور جداگانه مورد توجه قرار مي دهند15، اما در واقع نمي توان مرز مشخصي بين اين دو عنوان قرار داد و بهتر است هر دو تحت عنوان حقوق کپي رايت مورد مطالعه و بحث قرار گيرند.
حقوق کپي رايت از حق برآثار هنري و ادبي در برابر کساني حمايت مي کند که اين آثار را به طور غيرمجاز تکثير مي کنند.در پرتو اين حق است که به صاحب حق اجازه داده مي شود که در مورد چاپ يا عدم چاپ اثر ادبي، خودش يگانه مرجع تصميم گيرنده باشد و تعرض هر شخص اعم از حقيقي و حقوقي منع گردد.ضمن اينکه اين نوع حقوق مشتمل بر قواعدي مبني بر شناسايي و حمايت از حقوق پديدآورنده و رابطه آن با مصرف کننده نسبت به محصول پديدآمده مي باشد.16در کتاب راهنماي مالکيت فکري وايپوحمايت از کپي رايت وسيله ي ارتقاء ،غني سازي و ترويج ميراث فرهنگي ملي دانسته شده است.توسعه ي يک کشور تا حد زيادي به خلاقيت مردمان آن وابسته است و تشويق و ترويج خلاقيت فردي شرط لازم براي پيشرفت است.در واقع تشويق خلق آثار فکري يکي از پيش نيازهاي اصلي توسعه ي اجتماعي ،اقتصادي و فرهنگي است و بي ترديد مؤثرترين وسيله براي اين منظور ، حمايت از اين آثار است.براي اينکه اثري از حمايت کپي رايت منتفع شود ، بايد اثر خلاقانه اصيلي باشد و نيازي نيست که ايده مندرج در اثر مورد حمايت ،جديد باشد. در يک کلام آنچه در حمايت از کپي رايتمورد توجه قرار مي گيرد ،قالب ابزار مطالب ادبي،علمي و هنري است که مي بايست کار اصيل مؤلف باشد17.بدين ترتيب کپي رايت عنصري ضروري در فرآيند توسعه است.غناي ميراث فرهنگي ملي مستقيماٌ به ميزان حمايتي که از آثار ادبي و هنري مي شود ، بستگي دارد.
در دنياي کنوني چالش فرا روي قانون گذاران در حوزه ي مالکيت فکري حفظ تعادل ميان تمهيد مشوّق هاي مناسب براي پديد آورندگان آثار از يک طرف و اطمينان ازاين امر است که اين مشوّق ها در هماهنگي با منافع عمومي و نيازهاي جوامع مدرن است.به عبارت ديگر حفظ هم زمان و متقارن حقوق فردي و حقوق اجتماعي که همواره چالش هاي فکري نظريه پردازان اجتماعي را دامن زده است ، در اينجا نيز فرا روي انديشمندان و سياست گذاران است.
حقوق مالکيت ادبي و هنري به تبيين حقوق خالق اثر فکري نسبت به اثرش مي پردازد. بيشتر آثار از جمله کتابها ، نقاشي ها يا طراحي ها فقط به صورت متجسم شده در اشياء فيزيکي قابل تصورند.اما برخي از آنها بدون تجسم فيزيکي نيز قابل تصور هستندکه دراين خصوص مي توان به شعر وموسيقي اشاره کرد که حتي بدون آنکه با استفاده از کلمات يا نت هاي موسيقي نوشته شوند ، اثر محسوب مي شوند.با اين اوصاف کپي رايت فقط بيان و ابراز ايده ها و مفاهيم را مورد حمايت قرار مي دهد ، نه خود آن ها را،چه ابراز آنها متجسم و تثبيت شده در اشياي فيزيکي باشد يا بصورت ديگري بيان شده باشند.البته خود ايده ها قابل حمايت نيستند.مثلاٌ اگرچه رمان تخيلي درباره ي عشق ميان يک موجود زميني با يک موجود فضايي به عنوان اثر ادبي مورد حمايت قرار مي گيرد ، اما نويسنده ي اين رمان نمي تواند ديگران را از استفاده از ايده ي عشق ميان موجودات زميني و فضايي باز دارد.18 به عبارت ديگر اثري قابل حمايت است که ابتکاري و اصيل باشد.بدين معني که مظهر شخصيت و منويّات پديدآورنده و انعکاسي از افکار او باشد،اما نو بودن اثر شرط نمي باشد.19 به عنوان نمونه اگر دو نقاش از يک منظره تابلوهاي مشابهي بکشند ،بدون اينکه از هم تقليدکنند،اثرهر يک با توجه به اين که نمايانگر شخصيت پديدآورنده آن است،اصيل محسوب شده و قابل حمايت است.
عنصر انديشيدن که همان فکر است نيز مورد حمايت کپي رايت نيست.قائل شدن به حق حمايت از افکار مانع گردش آزاد افکار خواهدشد.درصورتي که افکار هم مورد حمايت قانوني قرار گيرند ،هر نويسنده اي براي بيان انديشه ها و دستاوردهاي علمي متفکران و دانشمندان نيازمندکسب اجازه آن ها خواهد بود که عملاٌ امري است ناممکن که انسداد ترويج علم و انديشه را در پي خواهد داشت.
بنابراين آن چه مورد حمايت قرارمي گيرد آفرينندگي و خلاقيّتي است که در قالب حروف،نت هاي موسيقي ،رنگها ،اشکال و مانند آن ها ارائه شده باشد.کشورهاي وابسته به نظام کامن لو از اين هم فراتر رفته اند وتثبيت اثر را نيز براي امکان شمول حمايت،واجد اهميت اساسي مي دانند، بدين معنا که اثر بايد در قالب شکلي ملموس از قبيل لوح فشرده ،نوارهاي صوتي و تصويري،کاغذ،سفال يا بوم نقاشي تثبيت شده باشد.
به طور معمول قوانين ملي کپي رايت آثار ذيل را مورد حمايت قرار مي دهند:
– آثار ادبي : رمان ها ، داستان هاي

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد قانون مجازات، آداب و رسوم، حقوق مرتبط Next Entries منبع تحقیق درمورد ثبت اختراعات، فرهنگ عامه، حقوق مرتبط