منبع تحقیق درمورد فارسي، وتد، املاي، پهلوي

دانلود پایان نامه ارشد

ايزدان صورت گرفته است و به همين خاطر است که در بندهشن، در ترکيباتي همچون “سپهر اختران” (فلک البروج) و “سپهر زبر سپهر” (فلک الافلاک)، واژ? “سپهر”، فقط در معني نجومي-تنجيمي خود يعني “فلک” بکار رفته است و براي ساير طبقات فرعي آسمان از واژه هاي “پايه” و “گاه” استفاده شده است. (همچنين نک. gume?zis?n)
ريشه شناسي: مرکب از pa?y- + پسوند -ag ؛ هند و ايراني آغازين: مشتق از *pad- (لوبوتسکي، 2009: 77)؛ سانسکريت: pada?- “پاي، گام؛ مرتبه، جايگاه” (مونيرويليامز، 1960: 583؛ مايرهوفر، 1996: 77-78)؛ اوستايي: pa??a- (نيبرگ، 1974: 147؛ مايرهوفر، 1996: 77-78)؛ فارسي باستان: pada- “جايگاه؛ گام” (کنت، 1953: 195)؛ فارسي ميانه: pa?yag [p?dk’, p?dyk’] “اساس، پايه” (مکنزي، 1373: 123؛ بهار، 1345: 116)؛ pa?dak [p?dk’], pa?hak [p?hk’] “فلک، گاه” (نيبرگ، 1974: 147)؛ فارسي ميانه اشکاني ترفاني: مشتق از pa?? [p?d] (بويس، 1977: 66)؛ فارسي ميانه ترفاني: pa?y [p?y] (بويس، 1977: 67)؛ پازند: pa?ya (نيبرگ، 1974: 147)؛ فارسي نو: پايه = “فلک، گاه” (دهخدا)؛ انگليسي: foot “پاي”؛ معادل عربي: رتبه، مرتبه، طبقه.
ترکيبات:
zofr-pa?yag “ژرف-پايه؛ اوج پستي”
abr-pa?yag “ابر-پايه: طبقه اول آسمان، فلک اول”
star-pa?yag “ستاره پايه: طبقه سوم آسمان، فلک الافلاک”
sta?rag-pa?yag “ستاره-پايه: طبقه سوم آسمان، فلک الافلاک”
ma?h-pa?yag “ماه-پايه: طبقه چهارم آسمان، فلک مينوي ماه ايزدي”
xwars?e?d-pa?yag “خورشيد-پايه: طبقه پنجم آسمان، فلک مينوي خورشيد مينوي”.
§§§
Pe?dis?ah [pytys??h, pytys?h | Av. paiti?.hahiia-]
(تقسيمات سال: گاهنبار)
* پديشَه، به معني “برداشت”: نام گاهنبار سوم، اعتدال پاييزي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضيحات: پديشه نام گاهنبار سوم است که برگرفته از واژه اوستايي paitis?.hahiia- به معني “گردآوري ثمر” است. مطابق بندهشن (1-الف: 22)، آفرينش زمين در اين گاهنبار رخ داده است که از 16 تيرماه تا 25 شهريور، بمدت 70 روز به طول انجاميد. در نتيجه، از 26 تا 30 شهريورماه را به اين خاطر جشن مي‌گيرند. اين پنج روز گاهنبار را که مصادف با اعتدال پاييزي است، “پديشه گاه” مي‌خوانند. از آنجا که معادل اين واژ? در سانسکريت (sasya-) به معني “همه نوع حاصل و ثمر” است، نام اين گاهنبار اشاره به جمع آوري ميوه ها، غله، و همه نوع دانه هاي گياهي که زمان جمع آوري آن در آخر شهريور است، دارد. در نتيجه، نام اين گاهنبار با آفرينش زمين که محل کار کشاورزان و باغبانان است، ارتباط مستقيم دارد و به همين خاطر است که اين گاهنبار در اوستا (ويسپرد، 1: 1) در عبارت paiti?.hahiia- hahiia- موصوف به صفت “ثمر-بخشنده” شده است. (نک. ga?ha?nba?r).
مقايسه ترجمه: معناي اين واژه در بندهشن (1-الف: 22)، چنين آمده است: “توضيح اينکه، گام-برداشتنِ آفريدگان بر زمين را پديد آورد”؛ بهار (1378: 41) اين بند را چنين ترجمه کرده است: “او را گزارش اين که به پايْ رفتنِ آفريدگان را بر زمين پديد آورد”؛ ترجمه انکلساريا (28) چنين است: “او اساس و پيشرفت آفريدگان را بر زمين آشکار کرد”؛ ترجمه چرتي (2003: 46): “و توضيح آن اين است که، او مسيرها و حرکت موجودات را بر زمين آشکار کرد”.
ريشه شناسي: اين واژه معادل واژه اوستايي paitis?.hahiia- به معني “گردآوري ثمرات” مي‌باشد؛ هند و ايراني آغازين: *p(r)ati- + *Hi?- + *sas(H)-ia- (لوبوتسکي، 2009: 85، 50، 97)؛ سانسکريت: prati?s?- = prati-is?- “پرداختن به، رسيدگي به”+ sasya? “غله، حبوبات، ذرت، ميوه” (مونيزويليامز: 674، 1192)؛ اوستايي: paitis?.hahiia- “ايزدِ گاهنبار سوم و جشن آن گاهنبار” (رايشلت، 1911: 238)؛ “گردآوري غله” (بهار، 1375: 51)؛ از ha?hu?- “ثمره، ميوه، سود” (لوبوتسکي، 2009: 97)؛ فارسي ميانه: pe?dis?hah “پديشَهَه” (بهار، 1345: 145)؛ Pe?tis?hah (چرتي، 2003: 46)؛ Pe?dis?ah [pytys??h] (پاکزاد، 2005: 32)؛ معادل عربي: اعتدال خريفي.
§§§
Pe?s?-Parwe?z [Paz. pe?s?-parvi?z, pes?-paruuiz | MP pys?-plwyc’ | Av. upa-paoiriia-]
(منازل قمر)
* پيش-پرويز، به معني “پيش از خوشه پروين”: خانه دوم ماه. از 13 درجه و 20 دقيقه برج بره تا 26 درجه و 40 دقيقه همان برج.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بسامد و خوانش: نام اين منزل قمر سه بار در بندهشن آمده است. املاهاي مختلف اين منزل قمر در نسخ بندهشن به شرح زير است: الف) در بندهشن (2: 2)، در TD1, K20, M51 با املاي پازند (pes?parvi?z)، در TD2, DH با املاي پازند (pes?pardz?i?z) که در آن ترکيب dz? آشکارا اشتباه کاتب است براي حرف اوستايي v، در K20 با املاي پازند (pe?s?parvi?z)، (پاکزاد، 2005: 35پ31)؛ ب) در بندهشن (2: 21)، در TD1 با املاي پهلوي (pys? plwy?c’)، در TD2, DH با املاي پهلوي (pys?plwyc’)، (پاکزاد، 2005: 41پ174)؛ ج) در بندهشن (7: 3)، در TD1 با املاي پهلوي (pys?-plyc’)، در TD2, DH با املاي پهلوي (pys?-plwyc’)، (پاکزاد، 2005: 119پ16). هنينگ (1942: 247) آنرا به صورت Pe?s?-Parwi?z خوانده است. انکلساريا (1956: 31)، بهار (1375: 58)، بهزادي (1368: 5) و پاکزاد (2005: 35)، آنرا به صورت Pe?s?-Parwe?z ثبت کرده‌اند. يوستي (1868: 127) به اشتباه، نام اين منزل قمري را Pe?s? و منزل بعدي را Parvi?z گرفته است.
توضيحات: هنينگ (1942: 247) آنرا معادل واژ? اوستايي Upapaoiri?- و به معني “ستارگان جلوي خوشه پروين” مي‌داند. بهار (1375: 58) نيز همين نظر را تأييد کرده و اضافه مي‌کند که اين منزل قمري برابر است با منزل عربي بُطَين به معني “شکم کوچک” و شامل سه ستاره هفتم، هشتم و يازدهم از حمل (? و ? و ? حمل) مي‌باشد. بقول لغتنامه دهخدا، “بطين سه ستاره است بشکل ديگ‌پايه‌ها يا مثلث شکلي که ديگ را هنگام طبخ بر آن نهند و آن نزديک بطن الحمل است يکي ستارهء آن تابان و دو ديگر کم نورند و اين دو پس از طلوع ستاره تابان برآيند”. اين منزل قمري در هندي Bharan?i? به معني “پرورنده، زاينده” نام دارد (مونيرويليامز، 1960: 743-744). ستار? شاخص اين منزل قمري در لاتين Botein (? حمل) مي‌باشد. در بندهشن (2: 21؛ 7: 3)، اين منزل قمري از اختران تيزرو و آب-چهره محسوب شده است.
ريشه شناسي: اين واژه مرکب است از پيشوند pe?s?- + اسم parwe?z (رک. Parwe?z)؛ اوستايي: upa-paoiriia- (بهار، 1375: 58)؛ فارسي ميانه: pes?parviz “پيش پرويز. خانه دوم قمر” (بهار، 1345: 402، 146)؛ pe?s?-parwe?z (بهار، 1375: 58)؛ پازند: pe?s?-parvi?z, pes?-paruuiz, pes?-parvi?z ؛ فارسي نو: پيش-پرويز؛ معادل عربي: هادي النَجم، بُطَين.
§§§
petya?rag [p(y)tyd?lk’ | Av. paitiia?ra- | M pty?r | Paz., N patya?ra]
(تنجيم)
* پتياره: وبال
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضيحات: برج مقابل خان? يک سياره را پتيار? آن سياره گويند (براي توضيحات رک. kadag).
تصحيح ترجمه: انکلساريا (1956: 63) واژ? petya?rag را به واژ? انگليسي enemy “دشمن” ترجمه کرده که يک واژ? تخصصي تنجيمي نيست. بعلاوه اينکه، خوانش او از اين قسمت از جمل? مربوطه اشتباه است (رک. e?we?nag).
ريشه شناسي: اين واژ? معادل است با واژ? سانسکريت praty-ari- به معني “دشمن هم زور و هم تراز” (مونيرويليامز، 1960: 664)؛ در تنجيم نيز، برج پتياره برابر است با برجي که “متضاد و دشمنِ هم زور” با خان? يک سياره است يعني برجي که دقيقاً روبروي برج خانه و در تضاد با آن است: هند و ايراني آغازين: مشتق از *p(r)ati- (لوبوتسکي، 2009: 85)؛ سانسکريت: pra?ti “مقابل، ضد، متقابل” + a-ri- “دشمن” (مونيرويليامز، 1960: 661، 87)؛ اوستايي: ترکيب paitiia?r?na- مرکب از paiti- + ar?na- به معني “دشمن” (رايشلت، 1911: 238)؛ paitiia?ra- “دشمن” (نيبرگ، 1974: 150)؛ فارسي ميانه: patya?rag “پتياره، ضد، مخالف؛ لقب اهريمن” (بهار، 1345: 116)؛ petya?rag [p(y)tyd?lk’] “بدي، بدبختي، دشمن؛ (در نجوم:) پتياره” (مکنزي، 1373: 125)؛ paitiya?rak [pyty?d??lk’], patiya?rak [pty?d??lk’] (نيبرگ، 1974: 150)؛ فارسي ميانه ترفاني: patya?r, petya?r [pty?r] “بدبختي، فلاکت، خصومت” (دورکين-مايسترارنست، 2004: 285)؛ patya?r (بويس، 1977: 75)؛ پازند: patya?ra (هوبشمان، 1895: 37)؛ فارسي نو: پتياره؛ معادل انگليسي: detriment (مکنزي، 1964: 516)؛ معادل عربي: وبال.
§§§
Pidis?ta?n [pytys?t?n’]
(احکام بروج: اوتاد)
* پدشتان: بيت الآباء، ميخ زير زمين، وتد تحت الارض، وتد رابع
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضيحات: در احکام نجوم سنتي، وتد رابع يا خانه چهارم (پهلوي: gya?g i? c?aha?rom)، “بَيتُ الآباء” نام دارد (دهخدا؛ بهار، 1375: 105). نامهاي ديگر اين وتد عبارتند از: وتد الارض و وتد تحت الارض (پهلوي: Me?x i? aze?r i? zami?g). نام تنجيميِ اين خانه را در پهلوي Pidis?ta?n است. وتد تحت الارض، در تنجيم سنتي، خانه آباء و اجداد (Sire) و والدين (Parents) است که معادل آنها در لاتين (Genitor) و (Parentes) نام دارد (مکنزي، 1964: 526؛ اسنودگراس، 1997: 9-10). در بندهشن، از آنجا که بحث اوتاد، در تشريح زايچه کيهان مطرح شده است و در اين زايچه، برج سرطان در وتد طالع (وتد اول) قرار دارد، برج ترازو نيز در “ميخ پدشتان” يعني بيت الآباء جاي دارد. بنا بر التفهيم (بيروني، 1352: 429)، دلالتهاي ويژه مولودان براي اين وتد عبارتند از: “پدران و نياکان و عاقبت کارها و ضياع و عقار و خانه ها و جاي آب و چگونگي اصل و نسب و آنچ از پس مرگ است و آنچ از مرده بماند”. (براي توضيحات بيشتر رک. Me?x)
ريشه شناسي: بنا بر مکنزي (1964: 526) املاي پهلوي [pytys?t?n’] دو واژه را در ذهن تداعي مي‌کند: 1) [pdys?t??n] در پهلوي اشکاني ترفاني به معني “پا” برگرفته از واژه اوستايي paitis?ta?- [paiti.s?ta?na-, paiti.s?tana- “پايه، پا، پايگاه، مسکن” مطابق با صورت سانسکريت pratis?t?ha?na- “پايه، پا، پايگاه، استراحتگاه”]؛ 2) [pdys?t] در فارسي ميانه و پهلوي اشکاني ترفاني به معني “خانه، مسکن”. از آنجا که نام همه اوتاد ديگر در بندهشن داراي پسوند -a?n است، اين پسوند نقش زيادي در اصل واژه ايفا نمي‌کند و مي‌توان از آن صرفنظر کرد. يک نکته اين است که املاي [pdys?t] که در فارسي ميانه بايد قاعدتاً به صورت [*pt(y)s?t] ثبت مي‌شد، در هيچ جاي ديگر در زبان پهلوي نيامده است. نکته دوم اينکه، معني “مسکن” براي اين وتد، که به “آباء و اجداد و پدران” ربط دارد، نام مناسبي نيست و با آن تداعي نمي‌شود. اما از آنجا که بيروني (1352: 429) در دلالتهاي اين برج، “خانه ها” را نيز ذکر کرده است، مکنزي معني “مسکن” را محتمل تر مي‌داند: هند و ايراني آغازين: *pHtar- “پدر” + *staH- “ايستادن” (لوبوتسکي، 2009: 83، 103)؛ سانسکريت: pita? “پدر” بجاي pitr?- در ترکيبات + sth??na- “مکان، خانه، جايگاه” (مونيرويليامز، 1960: 627، 1263)؛ اوستايي: pitar-, pi?r-, f??r- “پدر” (رايشلت، 1911: 241) + s?ta?na- از ريشه sta?- “ايستادن” در ترکيب paiti.s?ta?na- “مسکن، جايگاه” (رايشلت، 1911: 238)؛ فارسي باستان: pitar- (کنت، 1953: 197) + sta?na- “مکان” (کنت، 1953: 210)؛ فارسي ميانه: *pedis?ta?n “مسکن ها؟” (مکنزي، 1964: 526)؛ Pidis?ta?n [pytys?t?n’] “پدران” (بهار، 1345: 145؛ بهار، 1375: 106)؛ pit [pt’] “پدر” (نيبرگ، 1974: 162)؛ “پيتيشتان” (تقي زاده، 1316: 327)؛ فارسي ميانه اشکاني ترفاني: padis?t [pdys?t] “خان? پدران، خانه ارواح” (بويس، 1977: 70، 71)؛ [pyd] “پدر” (نيبرگ، 1974: 162)؛ فارسي نو: پدر؛ معادل انگليسي: sire از لاتين genitor “اجداد” (اسنودگراس، 1997: 9-10)؛ Parents از لاتين Parentes “والدين” (مکنزي، 1964: 526)؛ معادل عربي: بيت الاباء (بهار، 1375: 105).
§§§
purr-ma?h [pwl-m?h | MALE m?h | Av. p?r?no?.ma?h- | M purrma?h]
(نجوم)
* پُرماه: ماه کامل، بدر، امتلا

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد بندهشن، فارسي، i?، اباختري" Next Entries منبع تحقیق درمورد اهورامزدا