منبع تحقیق درمورد عوامل حیاتی، عوامل حیاتی موفقیت، تولید علم

دانلود پایان نامه ارشد

راهبردی و منطقه جغرافيايي در يك صنعت خاص ميتواند متفاوت باشد. به گفتهی وی عوامل حیاتی موفقیت عبارتند از “تعداد محدودی از حوزههای فعالیت که عملکرد رقابتی موفقیتآمیزی در پی خواهند داشت” [23]. در اوايل سال 1980 پيترز و واترمن نتايج تحقيقات خود را درباره شركتهاي موفق و بزرگ آمريكايي منتشر كردند. نتايج مذكور نشان ميداد كه همه شركتهاي موفق بر هشت عامل حیاتی يكسان تاكيد نموده بودند و اين ادعا مطرح گرديد كه اگر شركتهاي ديگر نيز داراي اين ويژگيها باشند به موفقيت دست خواهند يافت. به دنبال آن انستیتو تکنولوژی ماساچوست8 در سال 1981 میلادی مقالهای را تحت عنوان “درآمدی بر عوامل حیاتی موفقیت” به چاپ رسانید [24].
از جمله صاحبنظرانی که به محیط خارجی سازمان در تدوین راهبرد اهمیت و تاکید زیادی نموده است، میتوان به انسف اشاره کرد. وی نقش مهمی به تناسب بخشیدن بین توانمندیهای درون سازمانی و عوامل محیطی برای موفقیت سازمانها قائل است و معتقد است که شرایط محیطی، الزاماتی را در جهت شکل دادن به توانمندیهای سازمانی ایجاد مینماید. وی از این عوامل و توانمندیها تحت عنوان “عوامل کلیدی موفقیت” یاد کرده است. درباره عوامل کلیدی موفقیت سه دیدگاه عمده وجود دارد که در زیر به آن اشاره میشود [25]:
الف: عوامل کلیدی موفقیت به عنوان فاکتورهای مورد نیاز برای موفقیت سازمان یاد میشود ولی این عوامل را عاملی برای مزیت رقابتی در سازمان برنمی‌شمارند.
ب: چیزی به نام عوامل کلیدی موفقیت در یک سازمان وجود نداشته و اعتقاد داشتن به یافتن و شناسایی آن‌ها اعتقاد باطل و بیهودهای است.
ج: به اعتقاد اکثر صاحبنظران، سازمانها میتوانند با شناخت و کسب نتایج خوب در عوامل کلیدی موفقیت، برای خود مزیت رقابتی ایجاد کنند. لذا دارا بودن موقعیت ممتاز در یک یا چند مورد از عوامل کلیدی موفقیت برای سازمان یک فرصت طلایی و استثنایی را جهت بدست آوردن مزیت رقابتی ایجاد مینماید.
هر چند مفهوم عوامل حیاتی موفقيت براي اولين بار در حوزه مديريت مطرح شد، در سالهاي اخير اين مفهوم به طور فزاینده‌ای توسط مشاوران و مديران سيستمهاي اطلاعاتي، براي تدوين راهبرد بكار گرفته شده است [21]. عوامل حیاتی موفقیت از ارکان جداییناپذیر نظامهای مدرن مدیریت و برنامهریزی راهبردی به شمار میروند و بسیاری از استراتژیستها با درک کلیات و مفاهیم عوامل حیاتی موفقیت بر پایه قضاوتهای ذهنی و تجربی، به شناسایی و استخراج آنها میپردازند [26].
عوامل حیاتی موفقيت از آن جهت اهميت مييابند كه هر چه سازمانها در تدوين راهبردهاي خود، توجه بيشتري به آنها مبذول دارند، از شانس بيشتري براي موفقيت برخوردار خواهند شد. شناسايي عوامل حیاتي موفقيت موجب ميگردد كه سازمان تصميمات راهبردی خود را در درجه اول بر اساس برخورداري حداقلي از همه عوامل و در درجه دوم بر اساس برتري در چند عامل پايهگذاري نمايد [21]. به بيان ديگر در صورتي كه يك سازمان، بتواند به واسطه راهبردهاي صحيح، در همه عوامل حیاتي موفقيت موقعيت مطلوبي داشته باشد و در عين حال در يكي از آن عوامل نسبت به ساير رقبا پیش‌تر باشد موفقيت خود را تضمين نموده است. همچنین آنالیز عوامل حیاتی موفقیت در نهایت ما را به چند مجموعه حیاتی از قبیل: مجموعه تصمیمات، مجموعه مفروضات و مجموعه اطلاعات حیاتی که مبنای طراحی مدل راهبردی دادهها است، هدایت میکند. لذا تدوين و مستندسازي و بررسی عوامل حیاتي موفقيت در هر سازمان به عنوان گام مهم و كمك كنندهاي از فرآيند تدوين راهبردهاي سازمان است و در بالاترین اولویتها قرار دارد [21و2].
در بررسی ادبیات موضوع بین عوامل حیاتی موفقیت و عوامل کلیدی موفقیت تفاوتی مشاهده نمیشود و صاحبنظران حوزه، این دو مفهوم را به جای یکدیگر به کار میگیرند. بنا بر این در این پژوهش از عبارت “عوامل حیاتی موفقیت” استفاده میشود.
2-3-1- منابع و ریشههای عوامل حیاتی موفقیت
در یک سازمان، سطوح و لایههای مختلف مدیران وجود دارد که هر یک ممکن است محیط عملیاتی متفاوتی داشته باشند. به این خاطر لایههای مختلف عوامل حیاتی موفقیت سازمان، از منابع متعددی ناشی میشود. این عوامل به طور عمده با توجه به لایه مدیریتی تعریف میشوند. راکارت 5 منبع کلیدی عوامل حیاتی موفقیت را برای سازمان بدین صورت تعریف میکند: “صنعتی که سازمان در آن رقابت میکند و حیات دارد”، “محیط کلی کسب و کار یا محیط سازمان”، “شناخت همتایان (رقبا)”، ” عوامل حیاتی موفقیت مرتبط با لایه مدیریت” و ” عوامل حیاتی موفقیت موقتی”[26]. الکس میلر9 چهار منبع مهم ایجاد کننده عوامل حیاتی موفقیت سازمان را معرفی میکند که عبارتند از: “ویژگیهای صنعت”، “موقعیت و جایگاه رقابتی شرکت”، “محیط عمومی” و “توسعه سازمانی”. روکارت و همکارانش و رضاییان نیز چهار منبع اصلی برای عوامل حیاتی موفقیت معرفی نمودهاند: “فاکتورهای صنعتی”، “استراتژی رقبا، موقعیت صنعتی و محل جغرافیایی”، “عوامل محیطی” و “فاکتورهای زمانی”. انسف نیز “محیط سازمان” را منشأ اصلی این عوامل یاد میکند. تامسون و استریکلند10 مدلی را معرفی مینمایند که در آن به دستهبندی عوامل حیاتی موفقیت میپردازند. مدل آنها شامل هفت گروه “تولیدی”، تکنولوژی”، “توزیع”، “بازاریابی”، “مهارت” و “توانایی سازمان” میباشد [25].
2-3-2- روشهای شناسایی و استخراج عوامل حیاتی موفقیت
به طور كلي براي شناسايي عوامل حیاتی موفقيت، ميتوان از روشهاي مختلفي استفاده نمود، ولی بررسی مستندات و مصاحبه دو ابزار اصلی استخراج و شناسایی عوامل حیاتی موفقیت سازمان هستند [26]. بر اين اساس، روشهای مهم شناسایی عوامل حیاتی موفقيت در جدول(2-1) خلاصه شده است[27].

شماره
روشهای شناسایی عوامل حیاتی موفقيت
1
مطالعه عمليات
2
مطالعه موردي
3
روش دلفي
4
مصاحبه گروهي و جمعي
5
بازنگري ادبيات
6
تحليل چند گونه
7
تحليل سناريو
8
مصاحبه ساختار یافته
2-4- نقش عوامل حیاتی موفقیت در برنامهریزی و تعیین اهداف سازمان
چنانچه تشریح شد، عوامل حیاتی موفقیت در جهت دستیابی به اهداف سازمان، شناسایی و تحلیل میشوند. در مدلهای سنتی مدیریت و برنامهریزی راهبردی، اهداف کیفی و کمی کوتاه مدت و بلند مدت وضوح کمی دارند. در حالی که تعریف و مفاهیم عوامل حیاتی موفقیت از آن هم وضوح کمتری دارد. اهداف، مقاصدی هستند که دست‌یابی به مأموریت را امکانپذیر میسازند. کمی کردن اهداف یعنی “چه چیزی، در چه زمانی و توسط چه کسی باید انجام شود”. اهداف اثربخش دارای عناصر قابل اندازهگیری هستند. میتوان اهداف را به نحوی به فعالیتهای عملیاتی تجزیه کرد که در همه سازمان پیاده شود. اهداف باید دارای مشخصه(اسمارت)11 باشند. یعنی باید مشخص، قابل اندازهگیری، قابل دسترس، واقعی و ملموس باشند. اگر اهداف این خصوصیتها را نداشته باشند، ممکن است با عوامل حیاتی موفقیت اشتباه گرفته شوند. عوامل حیاتی موفقیت سطوح خاصی هستند که تمرکز بر آنها میتواند به سازمان در راه رسیدن به اهداف، مأموریت و چشمانداز کمک کند [26]. در شکل(2-2) نقش و جایگاه عوامل حیاتی موفقیت در فرآیند برنامهریزی راهبردی نشان داده شده است.

2-5- شناسایی عوامل حیاتی موفقیت آموزش و پژوهش در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی
برای شناسایی عوامل حیاتی موفقیت آموزش و پژوهش در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی، نخست به بررسی ادبیات موضوع مرتبط با عوامل موثر در فعالیتهای آموزش و پژوهش و تولید علم مراکز آموزش عالی پرداخته شده است. در این بررسی، عوامل موثر شناسایی شدند تا در مراحل بعدی پژوهش از آنها استفاده شود.
2-5-1- عوامل موثر در فعالیتهای آموزشی مراکز آموزش عالی
با بررسی ادبیات عوامل موثر بر آموزش و تربیت نیروی انسانی در مراکز آموزش عالی، متوجه میشویم که پژوهشهایی با رویکردهای مختلفی درباره عوامل موثر بر کیفیت آموزش در این مراکز صورت گرفته است و در برخی موارد به آسیبشناسی پرداخته و موانع آموزش را بررسی کردهاند. با مطالعه پژوهشهای انجام شده در ادبیات موضوع، عوامل موثر بر فعالیتهای آموزش در مراکز آموزش عالی استخراج شده است.
نفتچیاردبیلی و همکاران [29] به بررسی عوامل موثر بر کیفیت آموزش دانشکدههای پزشکی پرداختهاند و نظر دانشجویان و استادان را در این باره پرسیدهاند. نتايج آنان نشان ميدهد كه آموزش پزشكي و فراگير علوم پزشكي در سطوح مختلف مستلزم وجود برنامه آموزشي مدون و كارآمد، اساتيد مجرب، محيط آموزشي مناسب، تجهيزات و امكانات فني مورد نياز ميباشد و توجه مسئولين به مشكلات آموزش و تربيت نيروي انساني متخصص و استفاده از مشاركت بيشتر اعضای هیأت علمي در جامعه دانشگاهي امروزي امري ضروري است.
در پژوهش هاشمي [30] در دانشگاه علوم پزشكي اصفهان بر اساس رتبهبندي مشكلات آموزشي، بالاترين رتبه اختصاص به زياد بودن تعداد دانشجويان در كلاسهاي درسي مانند تشريحي و آزمايشگاهي بوده است.
به اعتقاد رمزگويان و همكاران [31]، برگزاري جلسات اساتيد با دانشجويان، برگزاري سمينارهاي علمي، ميزان امكانات آموزشي دانشكده، فعاليتهاي فوق برنامه را در ارتقاي كيفيت آموزش موثر ميباشد.
عوامل موفقیت آموزش از سوی دانشجویان پزشکی دانشگاه بیرجند توسط خزاعی و همکاران [32] شناسایی و تحلیل شده است. وجود برنامههای مدون و دقیق آموزشی، رعایت انضباط آموزشی، وجود اساتید باسابقه و انسجام گروهی، وجود وسایل کمک آموزشی و تهیه اسلاید توسط اساتید و برآورده شدن احتیاجات اقتصادی دانشجویان و امنیت شغلی آنها از عوامل موفقیت آموزش هستند.
بهرامی و همکاران [33]، عوامل تأثیرگذار بر ارزشیابی درونی گروههای آموزشی را شناسایی کردند. پژوهش و برنامههای آموزشی از عوامل تأثیرگذار بر کیفیت گروه معرفی شدند. سپس زیر عوامل تأثیرگذار بر پژوهش و آموزش تعیین شده و با کمک پویاییهای سیستم تأثیر عوامل بر یکدیگر نشان داده شده است.
2-5-2- عوامل موثر در فعالیتهای پژوهش و تولید علم مراکز آموزش عالی
تولید اساس دانایی و دانایی اساس توانایی است. تولید علم و دانایی تنها از طریق پژوهش و نوشتن حاصل میشود و فقط توسعه مبتنی بر دانایی و علمگرایی یک توسعه پایدار است که در آن یک اقتصاد پویا دنبال میشود. یکی از شاخصهایی که بر اساس آن، کشورهای مختلف از نظر علمی درجهبندی میشوند و جایگاهی برای آنها در توسعه در نظر گرفته میشود، وجود محیطهای دانشگاهی و میزان مشارکت آنها در تولید علم و دانش و استناد سازی یافتههای علمی است. يافته‌هاي تحقيقات بيانگر اين است كه ميزان توليدات علمي محققان كشور در دهه اخير رشد چشمگيري داشته است. براي مثال، موسوي در تحقيق خود عنوان داشته است ايران از سال1380 به بعد، بيشترين ميزان رشد مقاله‌ها در سطح جهان را داشته است [34]. امروزه مهمترین وظیفه و کارکرد دانشگاه در بیشتر کشورهای توسعه یافته، تولید علمی و انجام پژوهشهای بنیادی و کاربردی و در راستای این وظیفه است. به نظر یورگن هابرماس، دانشگاهها بایستی متناسب با نیازهای جوامع صنعتی برای نسل جدید محدود شده و ایفای وظیفه کنند، ولی در همان حال بایستی به باز تولید آموزش خودشان توجه کرده و آن را در نظر داشته باشند و این شامل اطلاعاتی است که به تبع آن پژوهش صورت میگیرد [35]. با بررسی ادبیات عوامل موثر بر پژوهش و تولید علم در مراکز آموزش عالی، متوجه میشویم که پژوهشهایی با رویکردهای مختلفی درباره عوامل موثر بر پژوهش و تولید علم در این مراکز صورت گرفته است و در برخی موارد به آسیبشناسی و شناسایی موانع پژوهش و تولید علم پرداخته شده است. با مطالعه پژوهشهای انجام شده در ادبیات موضوع، عوامل موثر بر فعالیتهای پژوهش و تولید علم در مراکز آموزش عالی استخراج شده است.
گدازگر و علیزادهاقدم [35] در پژوهش خود عوامل موثر بر تولید علم در بین اعضای هیأت علمی دانشگاهها را شناسایی کردهاند. از نظر آنان، بالا رفتن امنیت شغلی و تضمین شغلی، سوگیری به هنجارهای علمی، عدم ارزش داوری، خود اثربخشی بالا، امکانات کافی دانشگاهی و وجود دانشجویان تحصیلات تکمیلی، موجب بالا رفتن تولید علمی اعضای

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد آموزش عالی، عوامل حیاتی، عوامل حیاتی موفقیت Next Entries منبع تحقیق درمورد سلسله مراتبی، سلسله مراتب، عوامل حیاتی موفقیت