منبع تحقیق درمورد عمل گرایی، معرفت شناسی، ریچارد رورتی، جهان شناسی

دانلود پایان نامه ارشد

برجوهر جسمانی بودن،جوهر روحانی بودن آن را هم استدلال کرده اند و او را موجودی در اصل روحانی و در فرع جسمانی می دانند.(همان:49)

2-1-6-گرایشات فطری
در بحث گرایشات فطری می خواهیم بگوییم که،انسان یک سلسله تمایلاتی دارد که فطری و ذاتی اوست،او از این کشش های اختصاصی بهره مند است و سایر مخلوقات واجد آن ها نیستند.از میان گرایشات انسانی تنها به ذکر پنج گرایش بسنده می کنیم:
1-حقیقت جویی:مقولة«حقیقت» را می توانیم مقولة«دانایی»یا مقولة«دریافت واقغیت جهان»هم بنامیم.گرایش به کشف واقعیت ها آن چنان که هستند،درک حقایق اشیاء«کما هی علیها»،این که انسان می خواهد جهان را،هستی را،اشیاء را آنچنان که هستند دریافت کند.(مطهری،74:1389)
2-گرایش به خیر وفضیلت:این گرایش به تعبیر دیگر از مقولة اخلاق است.اموری هست که انسان به آن ها گرایش دارد نه به دلیل این که منفعت است بلکه به دلیل این که فضیلت و «خیر عقلانی» است،منفعت خیر حسی است وفضیلت،خیر عقلی.«فضیلت»مانند گرایش انسان به راستی از آن جهت که راستی است ودر مقابل تنفر از دروغ.
3-گرایش به جمال وزیبایی:در انسان گرایشی به جمال و زیبایی-چه به معنی زیبایی دوستی وچه به معنی زیبایی آفرینی که نامش هنر است-به معنی مطلق وجود دارد.این هم خود یک گرایشی است در انسان وهیچ کس نیست که از این حس فارغ وخالی باشد.(همان:79،80)
4-گرایش به خلاقیت وابداع:این گرایش در انسان هست که می خواهد خلق کند وبیافریند،چیزی را که نبوده به وجود بیاورد.همین طور که علم،هم وسیله ای بوده برای زندگی وهم خودش برای انسان هدف بوده است،خلاقیت هم چنین بوده است.
5-گرایش به عشق وپرستش:مسئله عشق خصوصاً در آن جا که با پرستش توأم می شود و بلکه هر عشقی که به مرحلة عشق واقعی برسد(یعنی حساب شهوات را باید جدا کرد) به مرحلة پرستش می رسد،یعنی این دو تفکیک پذیر نیستند.(همان86،82)

2-1-7- عمل گرایی
عمل گرایی به عنوان یک مکتب فلسفی درآمریکای قرن بیستم پدیدآمد.هرچند فلسفه های سنتی قدیمی تر بردیدگاهی از واقعیت از پیش موجود مبتنی بودند که به موجب آن حقیقت امری پیشینی،یعنی مقدم بر تجربه انسانی ومستقل ازآن تلقی می شد،عمل گرا ها ادعا کردندکه حقیقت حکمی موقتی است که از تجربه اخذ می شود.فیلسوفان عمل گرا توجه خویش را به آزمودن پیامد های اعمال انسان به روش دقیق علمی معطوف داشتند.
عمل گرایانی همچون چارلزاس پیرس(1839-1914)،ویلیام جیمز(1842-1910)،جورج هربرت مید(1863-1931)،جان دیویی(1859-1952)ضمن رد فلسفه قدیمی تر،معتقد شدند فلسفه را باید برای حل مسائل انسانی به کارگرفت.به عقیده اینان ایده ها را باید بر پایه پیامد های آن ها درعمل مورد قضاوت قرار داد.(گوتک:115)
ازنظرعمل گرایی جهان شناسی مقوله ای مستقل ازذهن یا تجربه انسان نیست.قانونمندی اشیاء نیز چیزی جدای از ذهن آدمی نمی باشد.این تصور ما است که به چیزها قانونمندی می بخشد. این درمعرفت شناسی عینیت حقیقت را انکارمی کند.اعتبار طبیعت مدیون آدمی است واین ذهن انسان است که این اعتبار را به وجود می آورد.بنابراین به گفته جیمز«حقیقت آن چیزی است که اعتقاد به آن برای ما بهتر باشد.»مکتب عمل گرایی انسان را موجودی طبیعی-اجتماعی می داند.عمل گرایی همان اعتباری را که برای طبیعت قائل است برای انسان نیز می پذیرد.انسان را به عنوان یکی ازاجزاءتشکیل دهنده طبیعت وکاملاًپیوسته به آن می داند.البته طبیعت ازدیدگاه عمل گرایی فرایندی باز و پویا و درحال تحول است نه نظامی بسته ومکانیکی،بنابراین انسان نیزموجودی درحال تغییر و تجدید مستمراست.عمل گرا به استعداد های نهائی درآدمی قائل نیست.دیویی استعداد های نهفته را،اموری مبهم و نامشخص معرفی می نماید.ازنظرعمل گرایی ارزش ها نسبی هستند.واقعیت دارای خصوصیت نسبی و زمینه ای است درجهان شناسی،معرفت شناسی و ارزش ها این ویژگی مطرح است. قضایای ارزشی مانند قضایای علمی توجیه می شوند.(باقری وعطاران،117:1376)

2-1-8- نوعمل گرایی
پسانوگرایی به مجموعه ای از واکنش هایی اطلاق می شودکه درمعارضه با فلسفه عصر نوگرائی وپیش فرض های آن صورت گرفته است.فلسفه پسانوگرایی اساساً به مقابله با بنیاد گرائی،ماهیت گرائی و واقع گرائی برخاسته است.به نظرریچارد رورتی مفروضات اصول گرائی مورد اعتقادمشترک فلاسفه برجسته قرون شانزده،هفده وهیجده میلادی،همان پیش فرض هائی هستندکه باید مردود شناخته شده وکنار گذارده شوند.به عقیده نیچه،هایدگر،فوکو وژاک دریدا قدمت این قبیل پیش فرض های مردود به قدمت متافیزیک بوده وتجسم عینی آن را به بهترین وجه شاید بتوان در دیدگاه افلاطون مشاهده کرد.
پسانوگرایی نیچه جریان فکری فلسفی است که درمدت یک قرن درصحنه اندیشه نوگرایی حضور داشته است.اندیشه افرادی مانند هایدگر،نیچه و فرید هریک به نحوی ازدرون نوگرایی علیه آن قد علم کردندآغازاندیشه انتقادی پسانوگرایی است.(جهان بیگلور،59:1378)
نوعمل گرایی در واقع رنسانسی درحوزة فلسفة آمریکایی است همچنین نوعمل گرایی به روز شده عمل گرایی قدیم است هرچند رویکردی انتقادی به آن دارد؛امروزه عمل گرایی بر روی مکاتب مختلف فلسفی مثل تحلیل زبانی،نظریه انتقادی،تجربه گرایی منطقی،پدیده شناسی و ساختارگرایی سایه افکنده است.البته عمل گرایی کلاسیک ونوعمل گرایی که فیلسوفانی مثل سوزان هک،هابرماس، کواین،اپل،اکو و ریچارد رورتی حامیان آن هستند شباهت ها و تفاوت هایی وجود دارد.درهردو زندگی انسان اساساًعمل است و از این رو هرچیزی حتی نظریه به عمل تعلق دارد و نیزدر هردو،رویکرد طبیعت گرایانه غالب است.به عنوان مثال، کواین دراواخرقرن بیستم با طرح معرفت شناسی طبیعی شده اش از عمل گرایی دفاع کرد.این رویکرد تحت تأثیرعلم و داروینیسم در نزد دیویی و رورتی کاملاً مشهور است.ازطرف دیگر،ازنظررورتی تفاوت هایی بین عمل گرایی کلاسیک و نوعمل گرایی وجود دارد ورورتی درفلسفه و امید اجتماعی به این تفاوت ها اشاره می کند:نوعمل گرائی صرفاً ازدوجنبه به عمل گرایی قدیم تفاوت دارد.رورتی خود دراین زمینه می گوید:”نخست آن که ما نوعمل گراهای جدید،به جای تجربه یا ذهن یا وجدان که نوعمل گرایی قدیمی به آن ها می پرداختند،دربارة زبان صحبت می کنیم.جنبةدوم این است که همة ما آثارکوهن،هنسن،تولمین وفایرابند را خوانده ایم و از این رو به اصطلاح «روش علمی»ظنین شده ایم”.بنابراین ازنظر وی دو چیز وجه ممیز نوعمل گرایی ازعمل گرایی قدیم است:زبان و روش علمی.(اصغری،57،56:1389)
رورتی معتقداست که نوعمل گرایی به واسطة عنصرزبانی،عمل گرایی کلاسیک را اصلاح می کند. اومعتقداست که عمل گرائی زبان شناختی،عمل گرائی را در سه حرکت اساسی اصلاح می کند:اولاً،این عمل گرایی به عمل گرایانی نظیر جیمز و دیویی به دلیل رد انواع روش ها و اهداف فلسفه سنتی تبریک می گوید.ثانیاً،تلاش های آنان را برای بازسازی آنچه که نبایدبازسازی شود.سرزنش می کند،ثالثاً،صرفاًاین نظر را می پذیردکه زبان برای تهیة مصالح فلسفه قابل دسترس است.)هیل دبراند،108:2003)6
دربارة روش علمی نیزبایدگفت که درنوعمل گرایی چون اصالت علم دیگراهمیت والایی ندارد؛ازاین رو«روش علمی»نیز کنار گذاشته می شود.لذا نوعمل گراها تحت تأثیر کوهن و فایرابند به روش علمی بی اعتماد هستند.رورتی نیزتحت تأثیرکوهن وکتاب ساختارانقلاب های علمی او روش علمی را رد می کند. درست است که دیویی از روش علمی صحبت کرده ولی هرگزنتوانست این روش را تبیین کندجیمز نیز از روش پراگماتیکی بحث می کند که بیشتر بر ضد افلاطون گرائی تأکید داشت.
بین پسانوگرائی ونوعمل گرایی رورتی نیز شباهت هایی چند دیده می شود.مثلاًدر این دوجریان فکری نوعی نقدمتافیزیک عقل محورغرب وجوددارد.هردومنکرچیزی بنام متافیزیک ومسائل بنیادی آن هستند.رورتی خود را یک متفکرپسانوگرا می داند وحتی گاهی ازاصطلاح«ماپسانوگراها»استفاده می کند و لو این که وی بیزاری اش از این اصطلاح را اعلام می کند.اومی گویدکه من گاهی خودم را به خاطر دیدگاه های عمل گرایی ام دربارة حقیقت و عقلانیت یک«پسانوگرا»می دانم؛ولی ازاین برچشب ها بیزارم.(اصغری:59)

2-1-9- معرفت شناسی رورتی
نظریه معرفت شناسی وانسان شناسی رورتی درهم تنیده است.برای فهم بهتردیدگاه انسان شناسی اودرابتدانظریه معرفت شناسی اورا مورد مطالعه قرارمی دهیم.وی ایده ای که جهان رادارای ماهیت ذاتی می داند،انکارمی نماید.به نظراو”حقیقت نمی تواند در خارج باشد- نمی تواندمستقل ازذهن انسان باشد.”(رورتی،5:1998)
این براساس نظریه های معرفت شناسی رئالیستی ازهرنوع،از نظر او بی معناست زیرا تکیه آن ها برجهان مستقل ازانسان است.نظریه بازنمودگرائی درمعرفت شناسی نیزخالی ازاعتباراست.
ازنظرات رورتی به روشنی برداشت می شودکه حقیقت و واقعیت به نحوی به انسان ها،بستگی دارد.به عبارتی وقتی برخی عقاید،اظهارات ونظریه ها،حقیقت تلقی می شودوالزاماً درجملاتی متشکل ازمفاهیم بیان می شود و با توجه به این که مفاهیم به علایق،زبان ها وتصورات ما بستگی دارد.پس حقیقت به ما وابسته است،حقیقتی که نمی توانیم آن را بیان نمائیم. وی می گوید آنچه شما می توانید ادعا کنید بستگی دارد به آنچه که شم قادر به بیان آن هستید.
رورتی برای حرکت در ورای معرفت شناسی راه ویتگنشتاین را انتخاب کرده ومیدان های بازی های زبانی را مورد تأیید قرار می دهد واین مقوله را با اصطلاح(واژگان)توجیه می کند.از نظراو واژگان مانند ابزاری مورد استفاده قرار می گیرند.این واژگان متناظراست با باورها،طرحهای ذهنی ونظام های فکری ما نه به این که ازچگونگی وجود اشیاء جهان خارج از ما حکایت کند.(بری،126:1980)7
ازطرفی معرفت شناسی ریچارد رورتی رنگ عمل گرایانه دارد.او با روش معمول فیلسوفان که در صدد ایجاد پایه های دانش هستند،مخالف است.هرگونه ملاک و واژگان مشخص و نهایی را که برای ارزیابی وقضاوت درمورد نظرات،روش ها وشناخت های دیگربه کارآید،انکارمی کند.
به نظررورتی سنتی که ازفلاسفه یونانی سرچشمه گرفته که براین مبنا فرد درصدد یافتن معنای حقیقی چیزها دررسیدن به«عینیت»است.حقیقت ایده ای است که فی نفسه اهمیت دارد نه به لحاظ این که برای فردیاجامعه ای خوب ومثمرثمرتلقی گردد.رورتی این گرایش فکری را موجب تنگ نظری می داند.این سنت،فضای فکری بسته ای را به وجود می آورد که راه دیدن امور جدید و شگفت را می بندد و رشد ویژگی تردید و طنز را محدود می کند.(رورتی،21:1998)
وی درتبین بیشتراین اندیشه می گوید نظریات سقراط وافلاطون موجب ظهوراین ایده شد،که روشن فکرکسی است که بدون واسطه،با ماهیت اشیاءتماس برقرارکندنه این که ازطریق،باورهای جامعه به شناسایی چیزها بپردازد.این دیدگاه با ابزار ایده ای در مورد تحقیق عقلانی مقارنت پیدا کرد ونگاه تمایز مطرح گردید.تحقیق عقلانی به طورآشکار قلمرویی را به وجود آورد که فعالیت های غیرعقلانی درآن جائی ندارند و مورد تردید قرار می گیرد.
رورتی دراین زمینه تیغ حمله را برضدواقع گرایان تیزکرده است این گروه حقیقت را مطابقت با واقعیت می دانند.ازنظرآنان باید متافیزیکی را سازمان داد که در آن رابطة ویژه ای بین عقاید واشیاء برقرارباشد.ازاین طریق تمایزبین عقایدغلط ودرست مشخص می شود.ازنظرواقع گرایان شیوة تبینی برای عقاید وجود دارد که محلی و موضعی نیست بلکه طبیعی است،بنابراین به نوعی معرفت شناسی قائل هستندکه ازنوع توجیه صرفاً اجتماعی نیست بلکه ازنوع توجیه طبیعی است که ازماهیت بشرسرچشمه می گیرد و امکان اتصال بین انسان را به عنوان بخشی از طبیعت با سایر بخش های طبیعت میسر می سازد.رورتی اضافه می کندکه ازنظرواقع گرایان انواع روش هائی که بوسیله افرادودیدگاه های دیگر به کارمی رود و تصور می شود توجیه عقلانی را نتیجه می دهد،در واقع نمی توانندعقلانی باشند، زیراتوجیهی حقیقتاًعقلانی است که روش توجیه آن الزاماً به حقیقت ختم شود و با واقعیت و با ماهیت ذاتی اشیاء انطباق یابد.(رورتی،21:1998)

2-1-2-منکران مبانی وخصوصیات ثابت انسانی
در این طیف به فراز هائی از دیدگاه های اسم گرائی،تجربه گرائی،عمل گرائی،اثبات گرائی وهستی گرائی

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد انسان شناسی، انسان کامل، شناخت انسان، جهان بینی Next Entries منبع تحقیق درمورد هستی شناختی، ماهیت انسان، حیات اجتماعی، نهاد اجتماعی