منبع تحقیق درمورد عرضه کنندگان، ارزش افزوده، کانون توجه

دانلود پایان نامه ارشد

،انگيزش ،سازماندهي ،نظارت و ارزشيابي دارند.در کنار اين وظايف هر مدير لجستيک براي ذيل به بهره وري بالا در انجام عمليات لجستيکي سازمان خود بايد يکسري وظايف خاص که به شرح ذيل خلاصه شده است انجام دهد :
1. تهيه و تدوين طرح ها ،برنامه ها، خط مشي ها ،روش ها ،آيين نامه ها و دستورالعمل هاي لازم در زمينه کليه امور لجستيکي.
2. تعيين و مشخص نمودن استانداردها و اندازه هاي مورد نياز جهت اجرا.
3. بررسي و برآورد تمامي نيازمندي هاي لجستيکي شامل نيازهاي وسايل و ابزار آلات ، مواد و اقلام، تاسيسات و ابنيه.
4. تهيه و تدوين روش ها و دستورالعمل ها ي درخواست ،تهيه ،خريد،انبار ،حمل و نقل ، بيمه،نگهداري ، توزيع نترل کميت ،اقلام اسقاطي.
5. حصول اطمينان از تأمين و توزيع به موقع کليه اقلام و خدمات لجستکي بر اساس نيازها و برنامه ها.
6. هماهنگ کردن و نظارت بر تمامي امور و فعاليت هاي لجستيکي .
7. بررسي و پيشنهاد روش هاي جديد در انجام امور لجستيکي (بازخورد).
سيستم هاي اندازه گيري لجستيک سنتي براي تسخير و جمع آوردي اطلاعات با در نظر گرفتن 5 نوع کارکرد:1-مديريت دارايي 2-هزينه 3-سرويس دهي به مشتري 4- بهره وري 5- کيفيت لجستيک براي جمع آوري اطلاعات طراحي شده اند .مقادير متعددي از هر يک از انواع عملکرد بطور معمول در مديريت کردن و نشان دادن هر يک از حوزه هاي اثرگذاري لجستيک شامل”حمل و نقل”، انبارداري”،”مديريت موجودي”،”فرآيند سفارشات “و بخش اداري” قرار داده مي شوند (خلج ،1383 ، 7).
2-2-11- چرخه هاي عملکرد لجستيک
اولين جزء در تجزيه و تحليل لجستيک يکپارچه ي چرخه ي عملکرد است . اگر يکپارچگي لجستيک را از لحاظ عملکرد در نظر بگيريم ديدگاهي پايه اي درموردپويايي ،روابط و تصميماتي که به هم مربوط هستند تا يک سيستم عملياتي را به وجود آورند براي ما ايجاد خواهد کرد .در سطح پايه تأمين کنندگان و توليدکنندگان (مونتاژ کارخانه) و مشتريان از طريق ارتباطات و نقل و انتقالات به هم مربوط هستند مکان تسهيلات که چرخه هاي عملکرد را به هم ربط مي دهند به عنوان گره36معرفي مي شوند( مانند گره در شبکه ) .
گره ها و رابطه ها به عنوان مکان تسهيلات نياز به موجودي دارند و موجوديها به عنوان بخشي از داراييها براي پشتيباني عمليات طبقه بندي و نگهداري مي شوند که به دو دسته موجودي عادي و ايمني ( ذخيره احتياطي ) تقسيم مي شوند تا از انحراف عمليات ناشي از کسري جلوگيري کنند . در هر گره موجودي نگهداري مي شود تا در زمان لازم از آن طريق به جريان افتد و زماني اين گره مطلوب کار مي کند که حداقل تنوع حمل و نقل و ذخيره ها را در جريان موجوديها داشته باشد ؛يعني ساده و سريع موجوديها را به جريان اندازد .
گره ها موظف به جريان موجودي هستند و با تنوع و ذخيره موجودي آنها مجبور به داشتن محلي براي موجوديها هستند ،يعني انبارها .
چرخه هاي عملکرد وقتي با نيازمندي ورودي – خروجي ( داده – ستاده ) تطبيق کنند پويا مي شوند . ورودي چرخه عملکرد سفارش مواد براي توليد يک محصول است که به جريان توليد وارد مي شود و خروجي آن فرايند که نتيجه عملکرد و استفاده از عمليات لجستيک است، محصولي است که به سيستم توزيع وارد مي شود . در ارتباط با خروجي فرايند چنانچه ذکر شد کارايي و اثر بخشي اندازه گيري مي شود . اثربخشي در اين قسمت به معني درجه دستيابي به اهداف و رضايت مورد نياز در چرخه عملکرد لجستيک است و کارايي به صرف حداقل منابع براي دستيابي به حداکثر خروجي مربوط مي شود ( جوانمرد ، 1383 ، 49) .

2-2-12- لجستيك و مديريت زنجيره عرضه
مديريت زنجيره تأمين فرصتهايي را ايجاد مي کند تا اعضاي زنجيره تأمين به واسطه آن فرصتها، عملکرد لجستيکي خود را در سطوح بين سازماني ارتقاء داده و به نقاط بهينه دست يابند. با اين توضيح، بايد گفت که مديريت يکپارچه جريان مواد در طول زنجيره، از تأمين کننده مواد اوليه تا مصرف کننده نهايي ادامه مي يابد. اين تعريف، مسير حرکت اصلي فعاليت هاي لجستيک را ارائه مي دهد، که اغلب به وسيله فعاليت هاي مستقل سازمان هاي عضو زنجيره با مشارکت محدود بين آنها مشخص مي شود.
سازمانهاي حرفه اي در امر لجستيک، به مبارزه با چالشها و معضلات حرکت محصولات در طول زنجيره تأمين با يک روش کارآمد از لحاظ زمان و هزينه ادامه خواهند داد، تا بتوانند به سطوح خدمت مورد نظر مشتري دست يابند.
براي برخورد با اين چالش بزرگ، يک استراتژي جامع لجستيک مورد نياز است تا محرک اوليه اي براي دستيابي به استراتژي هاي لجستيکي خاص هر يک از سازمان هاي عضو زنجيره تأمين باشد. شبکه هاي توزيع، شيوه هاي حمل و نقل، مديريت تسهيلات حمل و نقل37، مديريت موجودي، انبارداري، پردازش سفارشات38 و تمام فعاليت هاي وابسته ديگر، اجباراً در اين فرآيند مورد توجه واقع مي شوند.
هدف استراتژي لجستيک، کل زنجيره تأمين و نه فقط واحدهاي انفرادي عضو زنجيره تأمين مي باشد.
براي هيچ يک از سازمانهاي عضو زنجيره تأمين ضروري يامطلوب نخواهد بود که براي مدتي طولاني فعاليتهاي لجستيکشان را به صورت مستقل مديريت کنند (غضنفري و فتح اله،1385، 266 -265).
همانگونه که اشاره شده، موضوع لجستيک بخش فيزيکي زنجيره تأمين را در بر گرفته و عمدتاً شامل کليه فعاليت هاي فيزيکي جريان مواد و کالا از مرحله تهيه مواد خام تا محصول نهايي از جمله حمل و نقل، انبار داري و امثالهم را شامل مي شود (همان منبع،255).
در بين بخش هاي پايين جريان زنجيره تأمين، مديريان لجستيک39،مسئوليت سازماندهي حرکت مواد بين مواضع کاري را بر عهده دارند (همان منبع،ص11) و يکي از تحولات کليدي در بخش لجستيک توجه به تأمين به صورت يک زنجيره است و نه به صورت تعدادي وظايف مجزا.اين نوع انسجام باعث حرکت يکنواخت کالا از توليد کننده اوليه تا مصرف کننده نهايي مي گردد. لجستيک يکپارچگي در زنجيره تأمين را به وجود مي آورد و يکپارچگي در يک زنجيره زماني موفقيت آميز است که کل حلقه ها در زنجيره به صورت متحد و در يک عملکرد گروهي منسجم فعاليت کند، بنابراين يکپارچگي با کار گروهي همسو مي گردد (جوانمرد،1383، 2).
بيشتر زنجيره هاي تأمين شامل شرکت هاي لجستيک و توزيع متعددي در ميان زنجيره بوده و به انعطاف پذيري در مؤلفه مناسب براي هر مشتري نياز دارند. انعطاف پذيري شامل انتخاب مؤلفه هايي از لجستيک مي باشد که مي توانند تغييرات وسيع در تقاضا را در دوره هاي کوتاهي تطبيق دهند، محدوده وسيعي از محصولات را جابجا کنند، داراي لجستيک معکوس انعطاف پذير و سياست هاي بازگشت باشند، توانايي بسته بندي محصول در حال ترانزيت40 براي ارضاء نيازمندي هاي مشتريان خاص که محصولاتشان از چندين نقطه حمل مي رسد را داشته باشند، و همچنين توانايي سفارشي سازي محصولات نزديک به خواسته مشتري را دارا باشند (آرمون ،1383، 7).
انعطاف پذيري لجستيک جهت برآورده سازي کانال هاي متغير، بخصوص با گسترش تجارت الکترونيک و باز شدن بازارها در کشورهاي در حال توسعه و جهاني شدن منبع يابي، توليد و توزيع ضروري است. لوموس و واکورکا در سال 1999ادعا مي کنند که زنجيره هاي تأمين موفق،شبکه هاي لجستيک سفارشي را سازگار با هر مشتري خاصي توسعه خواهند داد.
اكنون مشخص شده است براي آنكه منافع واقعي مفهوم لجستيك را درك كنيم، بايد نسبت به گسترش منطق لجستيك بخش عالي سازمان براي تأمين كنندگان و (جريان منطق لجستيك) بخش پايين سازمان براي مشتريان نهايي اقدام كرد. اين مفهوم، همان مديريت زنجيره عرضه مي باشد.
مديريت زنجيره عرضه به طور بنيادين فلسفه اي متفاوت، نسبت به سازمان شركتي دارد و بر ايده شراكت در كانال بازاريابي و درجه بالايي از پيوند ميان اجزاء درون آن كانال مبتني است. الگوهاي سنتي سازمان شركتي بر اين نكته مبتني است كه منافع سازمان هاي مجزا از طريق حداكثر كردن درآمد آنها و حداقل كردن هزينه هايشان به بهترين شكل ممكن تأمين مي شود. اگر اين اهداف از راه ضعيف كردن عنصر ديگري در اين كانال به دست آيد، پس راه درست هماني است كه برگزيده شده است. در حالي كه در زير چتر الگوي مديريت زنجيره عرضه، هدف به حداكثر رساندن سود از طريق رقابت تقويت شده در بازار نهايي مي باشد- رقابتي كه به وسيله هزينه كمتر نسبت به خدمت و در كوتاه ترين چارچوب زماني ممكن به دست مي آيد. چنين اهدافي فقط در صورتي قابل دستيابي هستند كه زنجيره عرضه به عنوان يك كل دقيقاً هماهنگ شده باشد، به نحوي كه فهرست موجودي كل كانال به حداقل مي رسد، تنگناها و چاچوبهاي زماني فشرده و دشواري هاي كيفيت نيز مي شوند.
اين مدل جديد رقابت مطرح مي كند كه شركت هاي منحصر به فرد به عنوان شركت در برابر شركت رقابت نمي كنند، بلكه به عنوان زنجيره عرضه در برابر زنجيره عرضه به رقابت مي پردازند. بنابراين شركت هاي موفق آنهايي خواهند بود كه زنجيره عرضه آنان نسبت به رقبايشان اقتصادي تر باشد. شكل 5-2 رئوس پيوندهاي حياتي را نشان مي دهد كه بازار به زنجيره عرضه متصل مي كند. پيوندهاي كليدي ميان تداركات و توليد و ميان توليد و توزيع مي باشد. هر يك از اين سه فعاليت، در حالي كه بخشي از فرآيند مستمر است، داراي تعدادي عناصر حياتي نيز مي باشند ( واترز،41 2005، 45-44 ).

نمودار 2-2- پيوندهاي حياتي در زنجيره عرضه

-همكاري – زمانبندي اصلي – مديريت تقاضا
– برنامه ريزي الزامات – مديريت درست به هنگام – پاسخ سريع
– هماهنگي زمانبندي – انعطاف پذيري – تعويق و تأخير
امروزه بسياري از محققين معتقدند که رقابت سنتي شرکت در برابر شرکت، به سوي مدلي تجاري سوق مي يابد که در آن زنجيره هاي تأمين در مقابل زنجيره هاي تأمين رقابت مي کنند. با گسترش مباني رقابتي در زنجيره تأمين و افزايش اهميت زمان ، يک مسأله حياتي، انعطاف پذيري زنجيره تأمين خواهد بود. گوپتا و سومرز در سال 1996 دلايلي قوي براي به هم پيوستگي بين استراژي تجاري، انعطاف پذيري توليد و عملکرد مالي ورشد شرکت ارايه کرده اند. اگر انعطاف پذيري در توليد،عملکرد کلي را بهبود مي بخشد بايد انعطاف پذيري زنجيره تأمين، که خود شامل انعطاف پذيري توليد يک شرکت توليدي در درون زنجيره تأمين مي باشد، عملکرد را بيشتر بهبود دهد.
به علاوه ملاک هاي عملکرد، که عملکرد زنجيره تأمين را در ميان گروه هاي زنجيره تأمين مي سنجد، بايد شناسايي شوند تا تعيين شود که آيا تغييري حقيقي در ارزش مشتري افزوده شده است يا خير(آرمون، 1383، 2).
زنجيره هاي تأمين با هدف ارتقاء رقابت پذيري، بهبود کيفيت محصول و خدمات ارائه شده، افزايش سطح رضايت مندي مشتريان، کاهش هزينه ها، … و در نهايت افزايش سود آوري کل، به عنوان يک ضرورت در عرصه فعاليت هاي اقتصادي، ايجاد و به کار گرفته مي شوند،به اعتقاد استامن و فندل، تغييرات در عرصه اقتصاد جهاني، بازيگران اين عرصه را علي رغم اينکه سالها فرآيند لجستيک خود را با تدارک، توليد و توزيع به شکلي مستقل از ساير شرکتها مديريت مي کردند، مجبور کرد تا اين فرآيند را در پيوند با عرضه کنندگان و مشتريان خود سامان داده و زمينه هاي جديدي را بوجود آورند تا براي مجموعه عر ضه کننده، توليد کننده و مشتريان ارزش افزوده ايجاد نمايد (رجب زاده و ديگران،1386،199).
همچنين مؤسسه لجستيک در سال 1998 تعاريف زير را براي لجستيک و زنجيره عرضه به شرح زير ارايه مي کند:
” لجستيک عبارت است از مکان يابي منابع بر اساس زمان، يا مديريت راهبردي کل زنجيره عرضه جامع”.
” زنجيره عرضه، توالي رخدادهايي است که مقصود از آن رضايت مشتري مي باشد. اين رخدادها مي تواند شامل تدارکات، ساخت، توزيع و بازيافت ضايعات همراه با حمل و نقل پيوسته، انبار داري و فناوري اطلاعات باشد”.
با چنين تعريف گسترده اي، لجستيک به طور ذاتي با ديگر عمليات ها پيوند مي خورد و تقريباً چه بسا هر نقشي در درون سازمان را شامل شود و يا حداقل بر آنها تأثير بگذارد. اين رويکرد، با فرآيندي که کانون توجه بسياري از سازمان هايي است که خود را با آن تطابق داده اند، پيوند

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد ارزش افزوده، گردش مواد Next Entries منبع تحقیق درمورد منابع سازمان، عرضه کننده، عدم تمرکز