منبع تحقیق درمورد عرضه و تقاضا، ارزش افزوده، عرضه کننده

دانلود پایان نامه ارشد

در ارتباطات و قدرت لجستيک را افزايش داده اند عبارتند از: تبادل الکترونيکي دادها29 (EDI) کامپيوترهاي شخصي، هوش مصنوعي30 يا سيستم‌هاي خبره31، ارتباطات و رمزينه خوان ها (همان منبع ، 165).

2-2-7-2- پيش بيني
پيش بيني به برنامه ريزي و هماهنگي سيستم اطلاعات لجستيک جهت مي دهد. يک پيش بيني در لجستيک، برآورد يا پيشگويي است براي تعيين ميزان تقاضاي مشتري، توليد کارخانه و عرضه محصول در دوره‌هاي زماني آتي يا به عبارتي ديگر، برآورد تخميني و احتمالي با استفاده از فنون و روش‌هاي علمي آماري از ميزان و چگونگي جريان مواد، قطعات، عرضه و تقاضا در شبکه تأمين، پيش بيني ناميده مي شود و هرچه ميزان اطلاعات و آمار دقيق تر و روش‌هاي علمي به کار گرفته مناسب تر باشد، احتمال و درصد تخمين به واقعيت نزديکتر خواهد بود. پيش بيني دقيق، ميزان لجستيک را در توزيع امکانات و منابع برنامه ريزي و هماهنگي عمليات به نحو مطلوب کمک خواهد کرد و نتيجه آن حداقل ضايعات زماني و منابع و کاهش هزينه‌هاي انجام عمليات طبق برنامه است (جوانمرد، 1383، 181).
تعيين تقاضاي مشتري در دوره‌هاي آتي از اساسي ترين اهداف پيش بيني در لجستيک است و به همين علت بايد نوع و ماهيت تقاضاي مورد نظر مشخص شود.
برنامه ريزي و هماهنگي در لجستيک به بهترين تخمين و برآورد تقاضا نياز دارد و اينکه پيش بيني با واقعيت و علوم دقيق مانند محاسبات رياضي فاصله و اختلاف دارد پذيرفته است. ولي برنامه ريزي و هماهنگي در حال حاضر بر اساس پيش بيني‌ها در نظر گرفته مي شود و خيلي از سرمايه گذاري‌ها هم بر اين اساس انجام مي پذيرد.

شيوه‌هاي پيش بيني32:
پيش بيني تصادفي: هنگامي که اطلاعات کافي و دقيقي در مورد مسئله وجود نداشته باشد از اين نوع پيش بيني استفاده مي شود. در اين روش کوشش مي شود نظرات ذهني به صورت کمّي و پيش بيني‌هاي کمّي درآيند و قابل استفاده شوند. استفاده از نظر کارشناسان در اين نوع پيش بيني مفيد است.
پيش بيني بر مبناي گذشته: در اين نوع پيش بيني، آمار، ارقام و اطلاعات گذشته اساس پيش بيني آينده قرار مي گيرد. از اين رو، اين روش براي پيش بيني‌هاي بلندمدت قابليت استفاده چنداني ندارد.
پيش بيني علت و معلول: اگر اطلاعات کافي در مورد موضوع پيش بيني موجود و روابط بين متغيرها نيز مشخص باشد، مي توان از اين روش استفاده کرد (جوانمرد، 1383، 190).

2-2-7-3- موجودي
تصميمات مربوط به موجودي‌ها، اثرات خيلي زيادي بر موفقيت و کارايي لجستيک دارند و با ريسک و مخاطره بالا در رسيدن به اهداف همراه هستند. اين تصميمات به طور عمده بر طبقه بندي، مرتب کردن موجودي‌ها براي تهيه و سفارش به منظور توزيع به متقاضيان آنها تمرکز دارند. برنامه ريزي موجودي‌ها نيز اهميت بسيار دارد. اگر مواد و قطعات به موقع به خط توليد نرسد، عمليات توليد و کارخانه متوقف خواهند شد و يا اگر موجودي مورد نياز دير به توزيع کننده برسد، مشتري ناراضي خواهد بود. بنابراين برنامه ريزي موجودي‌ها بايد بتواند اهداف لجستيک را حاصل کند و اين اهداف بايد با سرعت گردش دارايي‌ها همراه باشد (همان منبع ، 199).
ايده فرآيند موجودي از تخصيص و تأمين نيازهاي مشتري سرچشمه مي گيرد. براي تأمين نيازهاي مشتريان بايد موجودي لازم در مکان مورد درخواست ارائه شود و زماني که از پيش بيني استفاده مي شود، براي جوابگويي سريع به نياز مشتري موجودي انباشته مي شود. به اين فعاليت‌ها يعني تأمين موجودي بر مبناي نياز مشتري، تأمين طبق سفارش گويند. يعني موجودي زماني فراهم مي شود که براي آن سفارش ارائه شده باشد و مسلم است که هيچ موجودي براي ايجاد فروش در آينده در جايي نمي ماند يا به آنجا ارسال نمي شود. در حال حاضر، سيستم موجودي در کشور ما به اين حالت است که موجودي‌ها منتظر مشتري آتي خواهند ماند و در اين وضعيت واضح است که موجودي صفر براي کارخانه و سيستم توزيع وجود ندارد (همان منبع ، 201).
مديريت موجودي يک فرآيند يکپارچه است که سياست زنجيره‌هاي ارزش گذاري موجودي را در عمل مورد بهره برداري قرار مي دهد. در زمينه مديريت موجودي سه نوع سياست بکار مي رود (همان منبع ، 234).
ديدگاه واکنشي33: از تقاضاي مشتري براي محصول به عنوان کشش در کانال‌هاي توزيع استفاده مي کند. به عبارت ساده تر ميزان نياز مشتري به محصول، مشخص کننده ميزان توليد و در نتيجه ميزان موجودي مورد نياز است.
ديدگاه برنامه ريزي شده: در اين روش، از اطلاعات پايه جهت هماهنگ کردن نيازمندي‌هاي موجودي از طريق محل‌هاي چندگانه يا مراحل زنجيره ارزش افزوده استفاده مي شود. فعاليت‌هاي برنامه ريزي شده در سطح انبار اتفاق مي افتد تا تخصيص موجودي و ارسال به مراکز توزيع چندگانه را هماهنگ کند.
روش ترکيبي: اين روش، ترکيبي از دو روش ذکر شده بالا مي باشد.

2-2-7-4- حمل و نقل
در اوايل دهه 80 قرن بيستم، نگرش لجستيکي به حمل و نقل به صورت اعجاب آوري تغيير يافت. تا قبل از وضع نظارت قانوني، تيم‌هاي مربوط به حمل و نقل ثابت بود ولي بعد از سال 1980 محدوديت‌هاي حمل و نقل کاهش يافت و امکان تغيير پذيري بيشتري در قيمت، خدمات و کيفيت حمل و نقل براي شرکت‌ها به وجود آمد، به اين جهت شرکت‌هاي حمل و نقل به شناسايي مشارکت و همکاري مطلوب در بازارها پرداختند و توانستند قراردادهايي با شرکت‌ها منعقد کنند يعني شرکت‌ها با حمل و نقل‌هاي خصوصي به صورت پيمانکاري قرارداد ببندند.
وظايف حمل و نقل شامل دو وظيفه بزرگ است:
1- حرکت و انتقال محصول 2- نگهداري و حفظ محصول در حمل و نقل
منظور از حرکت و انتقال محصول، کليه نقل و انتقالات مرتبط با توليد و ارائه محصول است. محصول از ترکيب يا مونتاژ مولدها توليد مي شود ولي آنچه موجب تسهيل در توليد و توزيع است، نقل و انتقال مواد به محل توليد، در جريان توليد و انتقال محصول به بازار است که اين نقل و انتقال بر جريان و چرخه عملکرد در شبکه تأمين و هزينه‌ها و ارزش محصول بسيار مؤثر است.
حرکت و انتقال محصول دو نوع است، نوع اول حمل و نقل داخلي که توسط سيستم حمل و نقل وابسته به سازمان انجام مي گيرد. نوع دوم حمل و نقل خارجي است که توسط ناوگان دولتي و خصوصي انجام مي گيرد. با توجه به نوع حرکت و انتقال، هزينه‌هاي حرکت و انتقال شامل هزينه‌هاي وسايل نقليه، راننده‌ها، کارگران و هزينه‌هاي اداري مرتبط است.
بخش حمل و نقل يکي از بزرگ ترين مصرف کننده‌هاي منابع طبيعي و محيطي محسوب مي شود. در آمريکا 60% منابع نفتي صرف حمل و نقل مي شود، بنابراين کاهش مقادير مصرف منابع نفتي در وسايل حمل و نقل مورد توجه تمام دولت‌هاي جهان قرار گرفته است. مديران لجستيک بايد در بخش حمل و نقل به سه دليل توجه خاصي به کاهش مصرف اين منابع داشته باشند:
اول، سهم زياد هزينه‌هاي حمل و نقل در لجستيک و سهم زياد هزينه منابع در حمل و نقل که کاهش در مصرف اين منابع به صورت مستقيم بر کارايي سيستم لجستيک مؤثر است.
دوم، محدود بودن اين منابع در طبيعت.
سوم، کاهش آلودگي محيط زيست که حمل و نقل در اين زمينه بسيار مؤثر است.
يکي ديگر از وظايف حمل و نقل، نگهداري موقت محصول است که به انبار موقت در حمل و نقل مشهور است.
در بسياري از موارد اين انبارها در داخل وسايل نقليه مانند کانتينر روي تريلرها قرار دارند. در اين شرايط مدت انبار محدود خواهد بود و نياز به برنامه ريزي دقيق براي تخليه، بارگيري و تعيين مسيرهاي مناسب حمل دارد (جوانمرد، 1383، 261-264).

2-2-7-5- جابجايي مواد
منظور از جابجايي مواد، حمل و نقل در لجستيک به خصوص انبار است. جابجايي مواد در برگيرنده کليه نقل و انتقالات در انبار و مربوط به موجودي‌هاست. جابجايي مواد شامل عوامل تشکيل دهنده آنست.
انتقال مواد، قطعات يا محصولات از يک مکان به مکان ديگر، حرکت ناميده مي شود. حرکات در حمل و نقل بايد ضمن دستيابي به اهداف مورد نظر، حداقل باشند. انتقال مواد و قطعات بايد به موقع انجام شود. جابجايي مواد بايد آنقدر دقيق و منظم انجام شود که تأخير زماني در شبکه تأمين به وجود نيايد. مواد و قطعات در حين جابجايي بايد هرکدام در مکان تعريف شده و منظم خود قرار گيرند. اگر چنين نشود جابجايي ارزش لازم را ندارد. حتي ممکن است موجب تأخير و هزينه‌هاي بالا شود. جابجايي مواد بايد مقادير مورد نظر و خواسته شده را در مکان مناسب تحويل گرفته و تحويل بدهد. مقدار، ممکن است بر حسب وزن، حجم، تعداد و يا طول تعريف شود.
فضاهاي مسير جابجايي مواد ضمن آنکه بايد به هدف مورد نظر در جابجايي برسد، بايد در حداقل ممکن باشد. هدف جابجايي را مي توان به صورت زير تعريف کرد:
هدف جابجايي در شبکه تأمين، انتقال مواد، قطعات و محصولات از نقطه‌‌اي به نقطه ديگر در کوتاهترين مسير ممکن بدون دوباره کاري است به صورتي که زمان و هزينه به حداقل برسند.
منظور و هدف از جابجايي، همانطور که بيان شد، انتقال مواد با عوامل مورد نظر است. بايد توجه داشت که مواد متفاوت، روش‌هاي متفاوتي در جابجايي دارند. در واقع مواد در حمل و نقل به لحاظ شکل، طبيعت، خصوصيات و تعداد و يا مقدار جابجايي با هم متفاوتند (معصومي، 1387).

2-2-7-6- انبارداري و مديريت انبار
يک انبار به طور خاص به عنوان مکاني براي نگهداري و ذخيره کردن موجودي در نظر گرفته مي شود، ولي بايد دقت کرد که از ديدگاه لجستيک، نقش انبارها تسهيل جريان گردش موجودي و سرمايه‌ها و اطمينان از گردش آنهاست.
در گذشته انبارها فقط به عنوان تسهيل کننده ذخيره‌ها در نظر گرفته مي شدند و اين نگرش در مورد آنها وجود داشت که آنها عواملي استاتيک و ايستا هستند که رابط بين مواد، توليد و بازارها بوده و به علت اجبار در وجود آنها هزينه‌هايي به سازمان تحميل مي کنند و موجب افزايش قيمت‌ها مي شوند. اين ديدگاه به خاطر عملکرد تک تک و جداي واحدها در لجستيک به وجود مي آمد ولي در لجستيک يکپارچه انبارها، واحدهايي هستند که برنامه ريزي يکپارچه را در شبکه اجرايي تسهيل مي کنند.
زماني که سفارش‌ها و مشتريان تقسيم بندي مي شوند، چيزي که توزيع آنها را سريع و به موقع مي کند، طبقه بندي صحيح در انبارهاست و در توليد به هنگام و ناب نيز آنچه موجب حفظ توالي توليد و عرضه دقيق قطعات و مواد روي خط توليد طبق برنامه ريزي توليد مي گردد، انبارها هستند.
وظايف انبارداري، وضعيت عملياتي انبارها را به عنوان رابط بين عرضه کننده و خريدار معرفي مي کنند ولي چگونگي قواعد عملياتي در اصول انبارداري مطرح مي شود. اصول عملياتي انبارداري عبارتند از:
1- معيار طراحي 2- اصل جابجايي و نقل و انتقال 3- طرح نگهداري
معيار طراحي انبار به عوامل فيزيکي و مکاني نگهداري و نقل و انتقال موجودي‌ها در انبار اشاره دارد. در فرآيند طراحي انبار بايد سه عامل در نظر گرفته شود. تعداد طبقات در تسهيلات انبار، مناسب بودن ارتفاع و جريان توليد.
يک طرح مناسب انبار طرحي است که در يک طبقه ايجاد شود زيرا انتقال از يک طبقه به طبقات بالا و تخليه از طبقه بالا به پايين نيازمند هزينه و زمان بالاست. بخشي از هزينه‌ها براي انتخاب، نصب و کار با وسايل و تجهيزات انتقال صرف مي شود و بخشي ديگر از هزينه‌ها وابسته به اتلاف زماني در انتقالات است.
جابجايي و انتقال در انبارداري بايد به عنوان يک اصل داراي کارايي و اثربخشي بالا باشد و آنچه کارايي و اثربخشي را بالا مي برد استفاده از تکنولوژي مناسب و با صلاحيت است. اصل جابجايي و انتقال در انبار به استفاده اقتصادي در مقياس و مقدار جابجايي توسط تکنولوژي مورد استفاده اشاره دارد. اصل جابجايي به ميزان انتقال در فواصل طولاني تر اشاره دارد و اگر در فواصل کوتاه حمل نقل زياد انجام شود، خسارات، هزينه‌ها و اتلاف وقت افزايش مي يابد.
استفاده اقتصادي در مقياس به ميزان حداکثر بار در مقدار جابجايي يا فاصله جابجايي مربوط است. رعايت اين اصل کمک مي کند که در هر انتقال، تعداد جعبه‌ها يا قطعات بيشتري جابجا شوند و تعداد نقل و انتقالات و هزينه‌ها کاهش يابد.
طرح نگهداري به در نظر گرفتن ويژگي‌ها و نيازمندي‌هاي محصول در طراحي انبار و

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد ارزش افزوده، اقتصاد کشور، گردش مواد Next Entries منبع تحقیق درمورد ارزش افزوده، گردش مواد