منبع تحقیق درمورد عدم قطعیت، نیروی کار، مدل پیشنهادی، زنجیره تأمین

دانلود پایان نامه ارشد

ناشی از فروش محصولات کسر گردیده، کمینه مینماید.
تابع هدف دوم رضایتمندی مشتریان را از طریق کمینه سازی مجموع حداکثر کمبود محصولات در بین همه نقاط تقاضا، در همه دورهها، بیشینه مینماید. در حقیقت این تابع از نوع Mini-Max است و به نوعی تلاش میکند چنانچه کمبودی وجود دارد این کمبود حتی الامکان در نقاط مختلف تقاضا و در دورههای مختلف به نسبت پخش شود و به این ترتیب در یک نقطة تقاضای خاص و یا در یک دوره خاص شاهد کمبود بیش از حد نباشیم و موجبات نارضایتی مشتریان را فراهم نکند. این تابع هدف به دلیل ماهیت غیر خطی که دارد با کمک متغیر کمکی () و یک محدودیت اضافی به شکل خطی معادل زیر تبدیل میگردد.
(‏3- 18)

subject to
(‏3- 19)

(‏3- 20)

محدودیت (3-3) یک معادله بالانس موجودی برای محصولات نهائی در کارخانهj میباشد، محدودیت (3-4) نیز یک معادله بالانس موجودی برای مواد اولیه در سایت j میباشد. محدودیت (3-5) یک معادله بالانس برای سطح نیروی کار است و تضمین مینماید که تعداد کارکنان با سطح تخصص k در کارخا نه j برابر است با تعداد کارکنان با همان سطح تخصص در دوره قبل به علاوه تغییرات صورت گرفته در سطح نیروی کار برای آن سطح تخصص در دوره فعلی. محدودیت (3-6) با در نظر گرفتن بهرهوری کارکنان، زمان در دسترس تولید را محدود به زمان در دسترس نیروی کار مینماید. محدودیت (3-7) یک حد بالا برای برونسپاری محصولات به پیمانکاران خارج از شرکت تعیین مینماید. محدودیت (3-8) یک معادله بالانس برای میزان کمبود در نقطه تقاضای c میباشد. دقت شود که این معادله به صورت مساوی است و در آن امکان نگهداری موجودی در نقاط تقاضا لحاظ نشده است. علت این موضوع میتواند مرتبط با فسادپذیری محصولات و یا تحمیل هزینههای سرسام آور نگهداری به عرضه کنندگان باشد. محدودیتهای (3-9) و (3-10) میزان موجودی مواد اولیه و محصولات نهائی را در هر دوره و هر سایت به ظرفیت انبارش آن اقلام در سایت مربوطه محدود مینماید. محدودیت (3-11) تضمین میکند که تغییرات در سطح نیروی انسانی از درصد خاصی از سطح نیروی کار در دوره قبلی تجاوز نکند. محدودیت (3-12) تضمین میکند تا تعداد کارکنان با سطح تخصص k که در دوره جاری اخراج شده و یا برای سطوح تخصصی بالاتر آموزش دیده اند از تعداد کل نیروی کار با همان سطح تخصص در دوره قبل بیشتر نباشد. محدودیت (3-13) مشخص مینماید که کارکنانی که برای سطوح بالاتر تخصصی دوره میبینند نباید در همان دوره اخراج شوند. این محدودیت دارای یک عبارت غیرخطی مشخص است و با استفاده از متغیر کمکی صفر و یک () و یک عدد بزرگ دلخواه (M) به فرم خطی معادل زیر در میآید:
(‏3- 21)

(‏3- 22)

(‏3- 23)

محدودیت (3-14) مشخص میکند که آموزش کارکنان از سطح تخصص k به سطح تخصص k’ تنها زمانی ممکن است که چنین برنامه آموزشی وجود داشته باشد. محدودیت (3-15) اشاره میکند که تعداد کالاهای سفارش داده شده به تأمین کنندگان نبایستی از ظرفیت تولید آن تأمین کنندگان در آن دوره بیشتر باشد. و در نهایت نوع متغیرها توسط محدودیتهای (3-16) و (3-17) مشخص میگردد.
3-2-4- مدل سازی، حالت تصادفی
نیاز به در نظر گرفتن عدم قطعیت در برنامهریزی تولید از این واقعیت سرچشمه میگیرد که مدلهای برنامهریزی میان مدت با هدف تخصیص منابع برای آینده با توجه به اطلاعات جاری و اتفاقات آتی توسعه یافته اند. از طرف دیگر عدم قطعیتهای موجود در زنجیره تأمین و محیط پیرامونی این برنامهریزی را پیچیده تر مینماید. اولین قدم برای در نظر گرفتن عدم قطعیت در تصمیماتِ برنامه ریزی، تعیین نحوه مطلوب مواجهه با پارامترهای غیر قطعی است. رویکردهای بهینه سازی تحت عدم قطعیت از فلسفههای مختلف بهینه سازی نظیر کمینه سازی امید ریاضی، کمینه سازی انحراف از اهداف و کمینه سازی بیشینه هزینه ها پیروی مینماید. طبق آنچه در فصل مرور ادبیات بدان اشاره شد، رویکردهای اصلی مواجهه با عدم قطعیت شامل برنامهریزی تصادفی (مدلهای ارجاعی، برنامهریزی تصادفی پایدار و مدلهای احتمالی)، برنامهریزی فازی (برنامه ریزی منعطف و امکانی)، برنامهریزی پویای احتمالی و بهینه سازی پایدار میباشد (ساهینیدیس197 2004). قدم بعدی تعیین بیان مقتضی از پارامترهای غیر قطعی است. در برنامهریزی تصادفی، برای بیان پارامترهای غیر قطعی دو متدولوژی متفاوت قابل بکار گیری میباشد؛ رویکرد مبتنی بر سناریو و رویکرد مبتنی بر تابع توزیع. در رویکرد سناریو-محور، عدم قطعیت با یک مجموعه گسسته از سناریوها بیان میشود و چگونگی اثرگذاری عدم قطعیت بر آینده پیش بینی میشود. هر سناریو با یک احتمال وقوع همراه است و در واقع این احتمال انتظارات تصمیم گیر را نسبت به وقوع آن سناریوی خاص، مشخص مینماید. از مزایای متدولوژی سناریو-محور میتوان به عدم محدودیت در تعداد پارامترهای غیر قطعی در نظر گرفته شده اشاره نمود. با این وجود، کاربردپذیری این روش با توجه به این حقیقت که نیازمند پیش بینی همه پیامدهای محتمل آتی هستیم محدود میگردد. رویکرد مبتنی بر توزیع احتمال زمانی بکار میرود که بتوان یک طیف پیوسته از پیامدهای بالقوه محتمل آتی را پیش بینی نمود. مزیت این روش آن است که با تخصیص یک تابع توزیع احتمال به طیف پیوسته پیامدهای محتمل، نیاز به پیش بینی دقیق سناریوها مرتفع میگردد. اما در عین حال پیچیدگی به کاربردن توأمان توابع توزیع مختلف، تعداد پارامترهای غیرقطعی در نظر گرفته شده را محدود مینماید.
در مدل پیشنهادی اول، از رویکرد برنامهریزی تصادفی پایدار و متدولوژی سناریو-محور استفاده شده است و برنامهریزی پیشنهادی چند هدفه تصادفی پایدار برای برنامهریزی کلی تولید در زنجیره تأمین در ادامه خواهد آمد. عدم قطعیت با یک مجموعه گسسته از سناریوها (ξ) بیان شده است.
(‏3- 24)

LCξ (هزینه نیروی انسانی):
(‏3- 25)

ICξ (هزینه نگهداری):
(‏3- 26)

TCξ (هزینه حمل و نقل):
(‏3- 27)

PCξ (هزینه تولید):
(‏3- 28)

SCξ (هزینه کمبود):
(‏3- 29)

SMSξ (مجموع بیشینه کمبود):
(‏3- 30)

(‏3- 31)

subject to
(‏3- 32)

(‏3- 33)

(‏3- 34)

(‏3- 35)

Constraints (3-3) – (3-7), (3-9)–(3-12), (3-14)–(3-17) , (3-19)–(3-23)
که در آن ρξ احتمال وقوع سناریوی ξ میباشد. محدودیتهای (3-24) تا (3-29) برای سهولت در فرمول نویسی تعریف شده اند. تابع هدف اول دارای سه عبارت میباشد؛ عبارت اول امید ریاضی زیان کل سیستم تولیدی و زنجیره تأمین (علت استفاده از کلمه زیان به این دلیل است که از کل هزینههای سیستم تولیدی درآمد حاصل از فروش کاسته شده است) و عبارت دوم تغییر پذیری زیان کل سیستم تولیدی و زنجیره تأمین تحت سناریوهای مختلف میباشد (پایداری جواب). عبارت سوم در واقع پایداری مدل است و میزان غیرموجه شدن مدل را تحت همه سناریوها و با کمک محدودیت کنترلی (3-34) جریمه مینماید. متغیر در این عبارت بیانگر میزان انحراف از موجه شدن محدودیت کنترلی (3-34) میباشد. محدودیتهای (3-32) و (3-33) محدودیتهای کمکی برای خطی سازی عبارات قدر مطلق هستند و قبلاً در معادله (2-13) در فصل ادبیات موضوع به آن اشاره شده است. محدودیت (3-34) یک محدودیت کنترلی میباشد و تغییر شکل یافته محدودیت (3-8) میباشد، و در واقع برای تعیین مقدار کالایی که به نقاط تقاضا ارسال میگردد و نیز محاسبه میزان کمبود در نقاط تقاضا و در دورههای مختلف بکار میرود. همانطور که قبلاً در بخش فرضیات اشاره شد به دلیل ماهیت محصولات، امکان نگهداری کالا در نقاطِ تقاضا، بیش از یک دوره وجود ندارد. همچنین محدودیت مورد بررسی به صورت کوچکتر مساوی است و قابل پیش بینی است که این محدودیت به ازای برخی سناریوها موجه باشد و به ازای برخی دیگر از سناریوها غیر موجه شود (کوچکتر مساوی برقرار نشود). از این رو متغیر کنترلی برای محاسبه میزان انحراف از موجه بودن این معادله تحت سناریوهای مختلف تعریف گشته است و ضمن آنکه به طور ضمنی اجازه ناموجه شدن این محدودیت را تحت برخی سناریوها به مدل میدهد میزان این انحراف را در تابع هدف اول جریمه مینماید. به عبارت بهتر چنانچه میزان تقاضای هر مشتری در دوره t بعلاوه کمبود در آن نقطه مشتری در دورههای قبلی کمتر از میزان کل محصولاتی باشد که به آن نقطه تقاضا ارسال میگردد، میزان کمبود در دوره جاری برابر خواهد بود با و با توجه به کمینه سازی تابع هدف، مقدار انحراف از جواب موجه، برابر صفر خواهد بود (). از طرف دیگر چنانچه از مقدار بزرگتر باشد در این صورت میزان کمبود برابر صفر () و میزان انحراف از موجه بودن تحت سناریوی ξ برابر می شود و نشاندهنده میزان موجودی مورد نیاز در نقطه تقاضای مربوطه است که به دلیل فرضیات مسئله منجر به ایجاد یک جواب ناموجه میشود. ذکر این نکته ضروری است که علت عدم امکان نگهداری بیش از یک دورة موجودی در نقاط تقاضا میتواند متأثر از ماهیت محصولات نظیر فساد پذیری آنها و یا هزینههای سرسام آور و تکنولوژی خاص برای نگهداری محصولات باشد. با این وجود، مدل سازی صورت گرفته این امکان را میدهد تا علی رغم وجود ریسک ناشی از ایجاد موجودی در نقاط تقاضا تحت برخی سناریوها، جواب بدست آمده را قابل قبول تلقی نماید.
3-3- مدل پیشنهادی دوم؛
در این مدل، یک برنامهریزی ریاضی سه هدفه تصادفی دو مرحله ای برای برنامهریزی کلی تولید-توزیع در یک زنجیره تأمین گسترده دو سطحی توسعه داده شده است. در مدل پیشنهادی، تقاضا و پارامترهای هزینهای غیرقطعی در نظر گرفته شده اند. تابع هدف اول کمینه کردن امید ریاضی مجموع هزینههای سیستم تولید-توزیع است و تابع هدف دوم کمینه سازی تغییر پذیری هزینههای کل سیستم تولید- توزیع میباشد. تابع هدف سوم بیشینه سازی بهرهوری نیروی انسانی است. بهرهوری از طریق برگزاری دورههای آموزشی در کارکنان تولیدی ارتقاء مییابد و خود را از طریق بهرهوری بیشتر در مدت زمان دسترس پذیری نشان میدهد. از جمله نکاتی که میتوان به عنوان انگیزاننده198های مدل پیشنهادی اشاره کرد عبارتند از:
• محققین اغلب بر کمینه کردن هزینه ها و یا بیشینه کردن سود، به صورت تک هدفه تمرکز نموده اند.
• بسیاری از مدلهای چند هدفه موجود در ادبیات، یا قطعی هستند و یا تنها عدم قطعیت در تقاضا را در نظر گرفته اند.
• بهرهوری نیروی انسانی و تغییرپذیری هزینه ها در حوزه برنامهریزی تولید اغلب مورد غفلت قرار گرفته اند. و این دو مورد، در جهان رقابتی امروز بویژه در شرکت هایی که خود را با تکنولوژیهای نوین هماهنگ نموده اند، کلیدی محسوب میشوند.
بدین منظور یک مدل برنامهریزی ریاضی چند هدفه تصادفی دو مرحله ای برای برنامهریزی کلی تولید-توزیع تحت شرایط عدم قطعیت در تقاضا و پارامترهای هزینه ای ارائه میگردد. موضوع بهرهوری کارکنان یکی از دغدغههای اصلی محققین و شاغلین در صنعت در چند دهه اخیر است. بسیاری از کارفرمایان و نیز مطالعات تحقیقاتی راجع به نیروی کار بر این موضوع متمرکز شده اند که چه راهکارهای عملی و برنامههای تشویقی میتوان در نظر گرفت تا بهرهوری نیروی کار را بهبود بخشید. در عمل، تعریف بهرهوری بسیار دشوار است. بنابراین ضروری به نظر میرسد که با افزودن یک تابع هدف جدید، مفهوم بهرهوری را هرچند بصورت ضمنی و جزئی در برنامهریزی کلی دخیل نمود. به این ترتیب تابع هدف سوم مدل پیشنهادی، حداکثر نمودن بهرهوری از طریق بیشینه ساختن میانگین وزنی سطوح بهرهوری نیروی کار در بین همه شرکت ها و در طی همه دوره ها میباشد. به این ترتیب، مدیران شرکت ها تلاش مینمایند تا بجای افزایش کمّی نیروی کار، بهرهوری نیروی کار را از طریق برگزاری دورههای فنی-آموزشی افزایش دهند بویژه در شرکت هایی که خود را به تکنولوژیهای جدید مجهز نمودهاند (بوث بی و همکاران199 2010). با این حال این دورههای فنی-آموزشی هزینه هایی را نیز به سیستم تولیدی تحمیل مینماید بنابراین بین تابع هدف هزینه و بهرهوری یک تضاد وجود دارد و جواب بهینه در یک تعادل بین اهداف مختلف بدست خواهد آمد.
هرچند

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد زنجیره تأمین، حمل و نقل، نیروی کار، تأمین کننده Next Entries منبع تحقیق درمورد نیروی انسانی، زنجیره تأمین، حمل و نقل، نیروی کار