منبع تحقیق درمورد عدالت توزیعی، حقوق شهروندی، عدالت اجتماعی، گندم و برنج

دانلود پایان نامه ارشد

نابرابري هاي زيادي بوده اند و با اين همه با ثبات باقي مانده اند، براي مثال نظام کاستي سنتي هند؛ اما در عصر دموکراسي توده اي وضع بسيار متفاوت است. جامعه اي دموکراتيک که نابرابري گسترده اي ايجاد مي کند ممکن است نارضايي و ستيزه جويي گسترده اي پديد آورد.
عدالت در فضا
گفتیم که عدالت بر میزان استحقاق انسانها دلالت دارد و در قانون اساسی ایران نیز استحقاق شهروندان برای بهرمندی از محصولات عمل اجتماعی و از آن جمله مسکن متناسب با نیاز در شکل عدالت رسمی تعریف شده است. اما غفلت از تعریف برنامه مشخص برای ساماندهی اسکان غیر رسمی نشان دهنده غفلت از عدالت عینی یا اجتماعی در این زمینه است. همچنین تأمین عدالت اجتماعی در این حوزه نباید منوط به تأمین عدالت رابطه ای شود یا پیگیری راه عدالت توزیعی خودبخردانه است و نباید به عدالت رابطه ای تقلیل یابد هدف آن نیز ایجاد برابری در شرایط آغازین خواهد بود که در اقتصاد توسعه یا در شرایط کشورهای توسعه یابنده معنای برآوردن نیازهای پایه را به خود گرفته است.
بعد از مرور مفهوم عدالت برای تشریح موضوع عدالت در فضا ابتدا صرفأ برای ورود به مطلب اصلی تعریف فضا را مرور می کنیم. فضا (Space) که واژه مکان یا جا نیز معادل آن به کار رفته است در فیزیک نیوتونی به معنای جایی است که اشیاء یا پدیده ها در آن قرار می گیرند اما در فیزیک مدرن برآمده از موجودیت اشیاء و پدیده ها و روابط بین آنهاست. در فیزیک مدرن متفاوت با فیزیک نیوتونی فضا و زمان جدا از یکدیگر نیستند و بنا بر تعریف زمان و مکان هر دو در جهان جای دارند نه آن جهان در زمان و مکان جای گرفته باشد. در نظریه های اجتماعی نیز ابتدا زمان و مکان و تاریخ و جغرافیا از یکدیگر تفکیک می شدند
اما از قرن نوزدهم به بعد هیچ یک از نظریه پردازان بزرگ اجتماعی یعنی کارل مارکس ماکس وبر و امیل دورکیم ساختار فضایی را از ساختار اجتماعی جدا نمی کردند این نظریه پردازان هر چند به طور مستقیم به مقوله فضا نپرداختند اما به دوگانگی دانش درباره زمان و فضا و به جوهری مستقل برای فضا قائل نبودند.
نظریه پردازان جدید اجتماعی همچون امانوئل کاسلز دیوید هاروی و آنتونی گیدنز به طور مستقیم به مقوله فضا می پردازند آنها زمان و فضا را ساخته روابط و فعالیت اجتماعی می دانند. به این ترتیب زمان مندی – مکان مندی (Spatio-temporality) یا جغرافیایی – تاریخی بودن پدیده های اجتماعی در شناخت و نظریه های اجتماعی وارد شده است.
اما همانگونه که فضا ساخته روابط اجتماعی است روابط اجتماعی نیز نیازمند فضای خودند و بدون آن نمی توانند برپا شوند و به حیات خود ادامه دهند. توزیع فضاهای شهر و فضاهای درون ساختمانها شبکه ارتباطات در نظامهای مختلف اجتماعی و اقتصادی و در دورانهای مختلف داخل یک نظام متفاوت است.
با این زمینه معنای توزیع عادلانه دستاوردهای اجتماعی در فضا یا عدالت در فضا روشن می شود. توزیع عادلانه به معنای مساوات فضایی نیست زیرا تمرکز فضایی خود جوهر صنعتی شدن و توسعه اجتماعی پی آیند آن است و تفاوتهای جغرافیایی نیز قابل حذف نیستند. به طور مثال تبدیل محیط روستا به شهر نه از لحاظ طبیعی ممکن است نه از لحاظ اجتماعی، از لحاظ زیست محیطی نیز نادرست است . اما هر چند یک بیمارستان تخصصی به اجبار در شهری بزرگ مستقر است اما ساکنان روستا چه از لحاظ درآمدی و چه ارتباطی باید بتوانند به آن دسترسی یابند. عدالت در فضا را می توان از این قرار تعریف کرد که مکان زندگی هر فرد – حاصل از تقسیم کار اجتماعی – وی را از استحقاق اجتماعی اش محروم نکند. و نابرابریهای فضایی تنها هنگامی موجه باشد که بهبود همگانی را در پی داشته باشد در غیر این صورت شخص دچار استبداد فضا شده است استبدای که او را حتی از دستیابی به خط آغازین معمول در جامعه باز می دارد. ساکنان کشورهای توسعه یابنده یا پیرامونی نسبت به کشورهای مرکزی پیشرفته ، ساکنان مناطق محروم پیرامونی نسبت به مناطق مرکزی برخوردار در داخل یک کشور اسکان غیررسمی پیرامونی نسبت به شهر مرکزی خود دچار چنین استبدادی اند. عدالت در فضا از مقوله حقوق اجتماعی و یکی از موارد حقوق شهروندی (Citizenship) افراد به شمار می آید.
تعریف کامل و رایج حقوق شهروندی را ابتدا در سال 1950 مارشال در کتاب شهروندی و طبقه اجتماعی ارائه کرده است. وی حقوق شهروندی را به حقوق مدنی سیاسی و اجتماعی تقسیم کرده است. حقوق مدنی به عنوان حق مالکیت و فعالیت آزاد اقتصادی از قرن هیجدهم میلادی پدیدار و تثبیت شد. حقوق سیاسی به معنای حق رای همگانی تشکیل احزاب است. از آنجا که حقوق شهروندی دولت را موظف می کند با کاستی های نظام بازار در زمینه ها و عرصه های مختلف مبارزه کند از جمله زیرمجموعه های عدالت توزیعی محسوب می شود و به همین دلیل نیز عدالت اجتماعی را متحقق می کند. در این میان اگر بیمه بازنشستگی عدالت توزیعی زمان مند محسوب می شود.
برنامه ریزی شهری عدالت مکان مند است. همچنان که رسمیت یافتن طرحهای منطقه ای و آمایش سرزمین از نیمه دوم قرن بیستم در همین حوزه جای می گیرد. قرار گرفتن حقوق اجتماعی یا به بیان دیگر عدالت توزیعی جزء حقوق شهروندی از یک سو به حقوق سیاسی و مدنی شهروندان قوام می بخشد زیرا شرایط آغازین برای استفاده از این حقوق یا فرصتها و بخشهای اقتصادی و سیاسی موجود در جامعه را فراهم می آورد. از سوی دیگر این فرصتها را افزایش می دهد. به علاوه بهبود وضعیت طبقه کارگر در کشورهای صنعتی در پی رسمیت یافتن این حقوق همراه با رشد مداوم تولید و فن آوری در آنها نشان داد که عدالت توزیعی در قالبهای زمانی و فضایی آن در جای خود مفید و کارآمد است و نباید به عدالت رابطه ای محدود شد.
معيار هاي عدالت فضايي
“نياز” به عنوان يك معيار مهم براي برابري مطرح است. يعني اينكه معيار”نياز”، هر منطقه بايد براساس سطح” نياز” آن منطقه تعيين شود( به اين معني كه نسبت هزينه ها به” نياز” در هر منطقه مساوي نسبت هزينه ها به نياز در مناطق ديگر باشد). معيار دوم “حقوق” است به اين معنا كه هر منطقه مستحق سطحي از هزينه ها در رابطه با سهم خود در توليد درآمد مي باشد. اين معيار در ارتباط با بازار و خدمات عمومي است و عميقا در مباحث “رفاه اجتماعي” مطرح مي شود. “تلاش” نيز معيار سوم عدالت فضايي است و خود نوعي از مفاهيم مربوط به استحقاق مي باشد كه توسط ميلر و هاروي مطرح شده اند. به اين معنا كه همه نواحي بايد بر اساس معيارهاي يكسان با تكيه بر نسبت يكسان ماليات (به لحاظ تاريخي، تفاوت هاي محلي هم نياز و هم توانايي) خدمات دريافت كنند.
بنابراين هر سه معيار عدالت بر تعديل (كاهش) اثرات موقعيت جغرافيايي از طريق موازنه مالياتي و هزينه سرمايه هاي دولتي تاكيد دارند. به گونه اي كه مردم نه برنده باشند و نه بازنده مي توان گفت، ‌معيار “حقوق” با ماليات (عوارض)، “تلاش” با توان پرداخت (درآمد و ثروت ها) و معيار “نياز” با خدمات در ارتباط هستند (مرصوصي، 1382: 44).
عدالت اجتماعي و مديريت شهري
مديريت شهري يعني برنامه ريزي كنترل شده براي دستيابي به كارآمدي و برابري توسعه شهري،‌ مردم در تمام بخش هاي مختلف فعاليت هاي اجتماعي با هم كار مي كنند و از طريق گروههاي اجتماعي، اهداف خود را دنبال مي كنند. بنابراين مديريت شهري نه تنها شامل مديريت تاسيسات و سازمانهاي شهري است بلكه مديريت برآيند شهر نشيني، توسعه شهري و اجراي امور شهري است به طوري كه در مديريت شهري بايد تاسيسات شهري به گونه اي هماهنگ با هم كار كنند كه كارآمدي واحد هاي فضايي شهري (پويايي شهر) در سطوح مختلف سيستم و بخش هاي شهري حفظ شود (B.K. chakrabarty,1998:98). پس مفهوم عدالت اجتماعي در شهر،‌ در حفظ گروههاي مختلف اجتماعي به طور عام و گروههاي هدف به طور خاص، از طريق توزيع بهينه منابع شهري،‌ درآمدها و هزينه ها مي باشد.
اكنون بحث عدالت محيطي تاكيد بر مترادف بودن عدالت محيطي با عدالت اجتماعي دارند و لزوم حسابرسي محيطي حياتي مي شمارند (براي رسيدن به توسعه پايدار و همه جانبه) با اين استدلال كه، اجتماع خود بخشي از محيط زيست محسوب مي شود (Gray,2002:45).
امروزه مباحث عدالت اجتماعي در علوم مختلف طوري افزايش يافته كه حتي مسير مطالعات بهداشتي جهت توجه به ويژگي هاي مكاني و اكولوژيكي مي باشد. زيرا ارتباط و ميزان زياد همبستگي، ميان نابرابري هاي درآمد و مرگ ومير، در مسكن و مرگ و مير كودكان، محروميت تا تسلب شرايين و … ثابت شده است به همين لحاظ مفهوم سرمايه اجتماعي كه توسط دوركيم در ارتباط با وجود رابطه معكوس ميان انسجام اجتماع(عدم تضاد و تناقض در اجتماع و عدم اختلاف طبقاتي) و كاهش تمايل به خودكشي دارد بطوريكه كنفرانس ریو (1994) با معناي توسعه پايدار در تحول پذيري شهرها با توجه به توسعه برابر در آينده آغاز و با ايجاد عدالت اجتماعي براي اقتصاد ناپايدار و محيط زيست پايدار پايان يافت (Burton,2001:108).
بنابراين با توجه به اهميت همه جانبه عدالت اجتماعي در مديريت و برنامه ريزي شهري،‌ رسالت پژوهشگران و محققان شهري را در اين زمينه،‌ بايد بسيار مهم و خطير دانست به طوري كه آنان نبايد خود را در توزيع غير عادلانه منابع شهري و افزايش نابرابري ها چندان بي گناه بدانند(مرصوصي، 1382: 96).
عدالت فضایی در شهر
مفهوم عدالت از منظرهای مختلف قابل تأمل است و مفاهیمی چون عدالت اجتماعی، عدالت فضایی، عدالت جغرافیایی و عدالت محیطی نیز متأثر از چند بعدی بودن این مفهوم است. اما مطلب حائز اهمیت این است که اساس هر گونه تغییر در سازمان فضایی در روابط اقتصادی و اجتماعی و توزیع درآمد در جامعه اثر مستقیم می گذارد و مسلمأ استفاده از مکانیزم ها و برنامه ریزی های مختلف می تواند تاثیرات ضد و نقیضی در برقراری و یا عدم برقراری عدالت ایفا کنند (مرصوصی، 1383: 91). در اینجا آن چه که بیشتر مورد تأکید در این طرح است، بیان عدالت از از وجه فضایی است.
فرض کنید مجموعه معینی از امکانات و مواهب (مثل زمین، آب، کود، نیروی کار و …، به عنوان عوامل تولید) برای تولید دو کالا (مثلأ گندم و برنج) اختصاص یابد. برای سادگی، فرض می کنیم ارزش هر کیلو گندم و برنج برای جامعه یکسان باشد. اگر با آن مجموعه مواهب و امکانات معین بتوان گندم بیشتری تولید کرد ، عدالت تخصیصی حکم می کند که آن را به تولید گندم «اختصاص» دهیم. در واقع «کارایی اقتصادی»، بیان اقتصادی همان عدالت تخصیصی است.
بر اساس قاعده کارایی، باید عوامل تولید را در جایی به کار گرفت که تولید نهایی بالاتری دارند و این کار را تا جایی ادامه داد که تولید نهایی عوامل در کاربردهای مختلف، برابرشود. بنابراین بنگاه، سازمان و دولتی که به صورت کارا فعالیت می کند، عدالت تخصیصی را برقرار کرده است (ماسگریو، 1372: 314). اکنون فرض کنید با اجرای عدالت تخصیصی، با آن بسته مواهب و امکانات، حداکثر ممکن گندم به صورت کارا تولید شده است. در این صورت پیامدهای و نتایج این تولید (یعنی گندمهای تولیدی و یا درآمدهای حصل از آنها)، را چگونه میان صاحبان آن مواهب و امکانات (مالکان زمین، صاحبان آن و کود، کارگران و…) توزیع نمود؟ هر چه توزیع گندم میان صاحبان عوامل تولید، برابرتر باشد، «عدالت توزیعی» بیشتر شده است. در تقسیم بندی دیگری، عدالت به دو گونه عدالت افقی و عدالت عمودی قابل تقسیم است. عدالت افقی به معنی «برخورد برابر با افراد در موقعیتهای نابرابر» است. مثلأ دادن یک سکه به عنوان عیدی پایان سال به همه کارکنان دولت نوعی عدالت افقی است. یا توزیع کوپن مواد غذایی به صورت سرانه و نظایر آنها، عدالت عمودی به معنی «برخورد نابرابر اما نامتناسب با افراد در موقعیتهای نابرابر» است. مثلأ وضع مالیات تصاعدی بر درآمد، نوعی عدالت عمودی است. هر چه درآمد افراد بالاتر می رود، نرخ مالیات پرداختی آنها نیز افزایش می یابد. عدالت تخصیصی مورد نظر اقتصاد، از نوع عدالت عمودی است. اما عدالت توزیعی می تواند از نوع عمودی یا افقی باشد (ماسگریو، 1372 :316). اما عدالت، از منظر

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد حکومت قانون، کارل پوپر، بازار کار Next Entries منبع تحقیق درمورد استان فارس، توسعه پاید، توسعه پایدار، محیط زیست