منبع تحقیق درمورد عدالت اجتماعی، نظام اجتماعی، ارزش اقتصادی، رشد اقتصادی

دانلود پایان نامه ارشد

مذاكره و ارتباط با قدرت مركزي كه مناطق تحت كنترل او هستند،‌ داراي اهميت حياتي است (هاروي، 1376: 70).
پس عدالت اجتماعي به لحاظ جغرافيايي و فضايي، توزيع منابع عمومي سياست ها و خط مشي هاي اجتماعي و جغرافيايي مي باشد. با وجود اين مي توان پژوهش هاي جغرافيايي در مورد نابرابري هاي فضايي به دو گروه تقسيم كرد. 1- دسته اي كه نابرابري هاي نواحي را با تعدادي از شاخص هاي برابري مثل هزينه، قوانين، دسترسي ها و … بررسي مي كنند.
نتيجه مهم اين پژوهش تشخيص توزيع نامساوي و تهيه نقشه هاي نابرابر است. ايراد مهم اين پژوهش ها در بررسي توزيع برابر منابع مي باشد. در حالي كه در برخي مناطق بر اساس معيار «نياز» كه از اصول پذيرفته شده تئوري هاي «عدالت اجتماعي» است بايد خدمات بيشتري دريافت كنند. يعني توزيع منابع بايد بيشتر بر مبناي عدالت باشد تا مساوات. 2- دسته ديگر پژوهش هايي هستند كه توزيع منابع را بر اساس معيار «نياز» انجام داده اند.
ديويس (1968) اولين كسي است كه اين نوع پژوهش ها را انجام داد، از نظر او عدالت اجتماعي هنگامي وجود دارد كه همبستگي مثبت با درجه زياد ميان شاخص خدمات ضروري و شرايط اجتماعي و اقتصادي مشاهده شود. از آن به بعد چارچوب كار ديويس، پايه و اساس پژوهش هاي عدالت اجتماعي كارشناسان محلي بريتانيا گرديد (کلته، 1384: 25).
از نظر بنت براي ايجاد برابري و فضايي سرمايه ها دولت هاي محلي دو شرط عام وجود دارد.
نسبت هزينه ها به نيازها بايد به طور جغرافيايي هم شكل و مساوي باشد.
نسبت مالياتها به توان پرداخت مردم بايد به طور هم شكل و مساوي باشد.
نتيجه اينكه هم هزينه ها و هم درآمد هاي دستگاههاي دولتي در نواحي مختلف جغرافيايي بايد به طور عادلانه باشد، يعني عدالت جغرافيايي در توزيع درآمدها و هزينه ها منطبق با نيازها و ويژگي هاي اقتصادي، ‌اجتماعي مردم نواحي مختلف باشد (مرصوصي، 1382: 45).
عدالت اجتماعي از نظر مكاتب و ديدگاههاي مختلف
در این بخش و در قسمت‌های جداگانه عدالت اجتماعی از نظر مکاتب مختلف مورد بررسی قرار گرفته است.
مفهوم عدالت از ديدگاه اسلام
در تفكر اسلامي عدل بعنوان يكي از صفات بارز فعل الهي است چنانچه خداوند در سوره هود آيه 56 مي فرمايد: اِنَّ رَبّي عَليَ صِرَاطٍ مُستَقيِمٍ:‌ بدرستي كه پروردگار من بر صراط مستقيم است. يعني در همه صفات، كردار، گفتار، قضا و قدر و مشيت بر طريقه عدل و عدالت است و از افراط و تفريط جور و اعتساف منزه و بري مي باشد (دارابي كشفي، 1375: 42).
بنا به تعبير شهيد مطهري در آن از توحيد گرفته تا معاد، از نبوت گرفته تا امامت و زعامت از آرمانهاي فردي گرفته تا هدف هاي اجتماعي همه بر محور عدل استوار شده است. عدل قرآن همدوش توحيد،‌ معيار كمال فرد و مقياس سلامت اجتماع است (مطهري، 1375: 38).
برخي آيات كه در قرآن كريم،‌ مبين و مؤيد اهميت عدل در مقولات و مفاهيم گوناگون هستند عبارتند از: آل عمران:17، رحمن: 9، حديد: 25، و اعراف: 29، عدل و وحدت با همديگر نسبت مستقيم دارند به گونه اي كه هر چه كه وحدت جامعه قوي تر باشد امكان بروز عدالت فراهم تر خواهد شد (دارابي كشفي، 1375: 46).
شهيد مطهري براي عدل چهار معنا يا مورد استعمال مطرح نموده است. موزون بودن، تساوي و نفي هرگونه تبعيض، رعايت حقوق افراد و عطا كردن به هر ذي حق، حق او را، رعايت استحقاق ها در افاضه وجود و امتناع نكردن از افاضه و رحمت به آن چه امكان وجود يا كمال وجود دارد (مطهري، 1375: 45). از مهمترین مسائلی که اسلام روی آن تکیه دارد، مسئله حفظ حقوق و اموال مردم و به طور کلی اجرای عدالت اجتماعی است. عدالت ورزی در همه شئون حکومت؛ حتی عدالت در توزیع امکانات و فرصتها (نبوی، 1381 :222).
احادیث مختلف از امامان معصوم و مصلحان اجتماعی وجود دارد که همواره به مفهوم عدالت اجتماعی تآکید فراوان کرده اند. امام علی(ع) در این باره می فرماید:
مَن عَدَلَ نَفَذَ حکمهُ ( کسی که عدالت بورزد؛ حکمش نافذ است).
یا در جایی دیگر می فرماید:
اعدِل تدم کُل القدرةُ ( عدالت بورز تا قدرت و حکومتت تداوم یابد).
اسلام در تحقق عدالت اجتماعی با دو اصل بزرگ وحدت همه جانبه، متعادل و متناسب و تکافل عمومی بین افراد و اجتماعات پیش می رود. البته عناصر اساسی فطرت انسانی را نیز در نظر داشته و طاقت و نیروی بشری را از نظر دور ننموده است. در نظر اسلام عدالت عبارت است از یک مساوات بزرگ انسانی که تعادل همه انسانها را که از جمله ارزش اقتصادی است در نظر دارد.
البته باید اضافه نمود که اسلام مساوات غیرمنطقی در مال را قانونی نمی داند. زیرا تحصیل مال تابع استعدادهای مختلفی است و عدل مطلق اقتضا می کند که روزیهای مردم مختلف باشد و گروهی برتر از گروه دیگر باشند. البته با تحقق عدالت انسانی، مهیا نمودن شرایط و امکانات مساوی برای همه، به طوری که پستی خانواده و طرز نشو و نما و ریشه و نژاد و هیچ قید از قیودی که مانع پیشرفت کوشش است، جلوی فردی از افراد را نگیرد (سید قطب، 1352: 88-83). عدالت اجتماعی از دیدگاه اسلام می تواند به شکل نمودار زیر (شکل ‏21)، تحقق یابد (مشرف جوادی، ، 1369: 306).

شکل ‏21- عدالت اجتماعی از دیدگاه اسلام
با نگرش در موارد مربوط به عدالت اجتماعی، و نزدیکی آنها به مفاهیم توسعه، یگانگی و همبستگی بین تعاریف و مفاهیم عدالت اجتماعی و توسعه دیده می شود. توسعه عبارت است از ارتقاء مستمر کل جامعه و نظام اجتماعی به سوی زندگی بهتر و انسانی تر (تودارو، 1366: 136). ابعادی که در این تعریف به چشم می خورد عبارتنداز:
– ارتقای مستمر؛ یعنی اینکه توسعه حالت مقطعی نداشته باشد.
– کل جامعه و نظام اجتماعی؛ یعنی همه سو نگری و فراگیری آن شامل تمامی افراد جامعه گردد.
– به سوی زندگی بهتر و انسانی تر، زندگی بهتر و انسانی تر هنگامی برای همگان میسر است که عدالت اجتماعی در جامعه حاکم گردد، زیرا ارزشهای اصیل توسعه یا عدالت اجتماعی عبارتنداز:
– معاش زندگی یا قدرت تأمین نیازهای اساسی زیستی؛ بنابراین رشد اقتصادی شرایط لازم را برای به توسعه و عدالت اجتماعی است.
– اعتماد به نفس داشتن؛ یعنی احساس شخصیت کردن و بازیچه نبودن.
– آزادی و توانایی انتخاب داشتن؛ توسعه به انسان امکان می دهد تا قدرت بیشتری در مبارزه با طبیعت داشته باشد. امکانات و خدمات بیشتری داشته باشد. اوقات فراغت بیشتری داشته باشد و دارای یک زندگی معنوی و انسانی باشد.
سوسياليسم و عدالت اجتماعي
بورژوازي با شعار عدالت اجتماعي و حکومت نظم و قانون قادر شد با استفاده و تکيه بر نيروي دهقانان و کارگران به حاکميت مشترک فئوداليسم و کليسا پايان بخشد. چيزي نگذشت که مشخص گرديد عدالت اجتماعي مورد نظر بورژوازي تنها حقوق طبقه خاصي را فراهم کرده است و باز اکثريت فقير جامعه در خدمت اقليتي غني باقي مانده اند. با تداوم و گسترش اين وضع اروپا همچنان در بحران و ستيز طبقاتي و جنگ هاي داخلي گرفتار ماند. اين بود که بسياري از انديشمندان براي رفع بحران اجتماعي و رعايت حقوق همگان به تدوين برنامه هاي اصلاحي پرداختند. بيانيه سوسياليستي يکي از آنها بود. مطابق اين بيانيه با آزادي انسان، رفع تبعيض طبقاتي، ملي، جنسي و تأمين حقوق سازندگان جامعه مي بايست رعايت گردد. سن سيمون با طرح شعار “به هر کس مطابق استعدادش و به هر استعدادي مطابق کارش” اين طرح را روشن نمود. سوسياليسم عدالت را در کار جمعي، اجتماعي کردن مالکيت، سيستم توليد و توزيع متعادل، تأمين و تضمين نيازمنديهاي اوليه انسان چون خوراک، پوشاک، مسکن و آموزش و بهداشت مي شمارد. اساس سوسياليسم را چه مارکس و چه پيشينيان او کار قرار داده اند “هر کس به اندازه کارش” (علمداري، 1376: 36).
عدالت جويي سوسياليسم بيشتر معطوف به ثروت و قدرت ناشي از ثروت و اشرافيت و مالکيت و تبعيض طبقاتي بود و شاخص مهم عدالت نزد آنان توزيع ثروت محسوب مي شود (اخوان کاظمي، 1379: 72). همانطوريکه گفتيم براي سوسياليسم، اساس بهره مندي جامعه از کار است. بنابراين تصور اينکه در سوسياليسم عده اي از قبيل ديگران زندگي کنند، باطل است. (علمداري، 1376: 37).
آنها از قبل اين امر به تعادل اقتصادي در بين افراد مي انديشند. سوسياليسم بر خلاف سرمايه داري که اساس را به رقابت فردي و لياقت شخصي مي دهد، نيکبختي جامعه را در توليد جمعي ثروت و توزيع عادلانه آن مي داند (همان منبع: 38). مارکسيسم نیز در روياي آن است که عدالت و جامعه سياسي نه در فلسفه بلکه در اقتصاد عقلايي حل شوند (اخوان کاظمي، 1379: 73).
جهت آشنايي بيشتر با ويژگي هاي جوامع سوسياليستي به بررسي نظريات مارکس پرداخته می‌شود.
تا زمانيکه بررسي ما در خصوص نابرابري هاي اجتماعي باشد، مارکس تنها به يک مشکل که همان رابطه هاي اجتماعي توليد (بهره کشي، بهره گيري و بهره دهي) است، دست مي يابد و آن را سرچشمه نابرابري ها مي داند. مارکس باور داشت که وجود زمينه هاي اجتماعي و موقعيت هاي وابسته به آنها نيز سبب نابرابري ميان گروههاي گوناگون در جامعه مي گردد. بنابراين، کوشش مارکس در نوشته هايش متوجه افشا نمودن طبيعت موقعيت هاي نامساوي اجتماعي بوده است تا از آن راه بتوان از بروزشان در جامعه کاست (کمالي، 1379: 95،65).
مارکس در جامعه پيشنهادي خودش نابرابري را برنمي تابد ولي تا رسيدن به شرايط ايده آل تحقق جامعه آرماني اش مجبور است که اندکي با نابرابري ها مدارا نمايد. اين مدارا همان جامعه سوسياليستي است که از نظر مارکس به عنوان مقدمه اي براي دستيابي به جامعه کمونيستي مي باشد. در توزيع ثروت در محله اي از سوسياليسم بر اساس اين اصل استوار است که هر کارگر “درست همانقدر از جامعه دريافت مي کند که به آن مي دهد”. بر اين اساس اين سياست، همه افراد به طور عادلانه پاداش دريافت خواهند کرد، زيرا که آشکارا، افراد در ميزان توانايي و ميزان تلاشي که در انجام کاري به خرج مي دهند، متفاوت اند. به زبان مارکس، اين نظام “به طور ضمني، نابرابري در استعداد فردي و لذا نابرابري در توانايي توليدي را به مثابه امتيازهاي طبيعي تشخيص مي دهد”. (همان منبع، 32).
عدالت اجتماعي از ديدگاه ليبراليسم
در اين ديدگاه، پديدة فقر شهری و نابرابری به عنوان يك واقعيت پذيرفته شده و به دنبال راه كارها و راه حل‌هاي بهينه سازي شرايط زندگي و سكونت در مناطق فقیر هستند. پيروان اين ديدگاه، تحليلي ريشه اي از مسأله به دست نمي دهند و بيشتر به برخي جنبه‌هاي اجتماعي، كالبدي و اقتصادي نابرابری تأكيد دارند. طرفداران اين ديدگاه،، راه حل‌هاي مبتني بر توانمند سازي، ساماندهي و بهسازي كانون‌هاي فقر شهری را هدف قرار مي‌دهند (شيخي، 1380: 30). طرفداران این دیدگاه جان اف. ترنر و پيروان آن كلـود گـرون و كوليـن است.
انقلاب کبير فرانسه (1389م) با شعار آزادي، برابري و برادري آغاز شد. اما برابري مورد نظر جوامع دموکراسي غربي يا برابري مطلق کمونيست ها تفاوت اساسي دارد (محمودي، 1379: 129). حکومت قانون به عنوان آرمان اصلي اين جوامع مي باشد. از ديدگاه انديشمندان اين جوامع با استبداد، تحميل اراده و عقيده و بطور کلي نفي آزادي و اختيار فردي بارزترين مصداق بيدادگري است. و تنها راه رفع اين بيدادگري و استقرار عدالت اين است که همه اراده هاي فردي، صرف نظر از مقام و منزلتشان، تابع قواعد کلي و قوانين عام شمول گردند که همه در مقابل آن برابرند (غني نژاد، 1379: 780). در واقع نهضت عدالت خواهي در غرب جديد، از انديشه هاي سياسي، معرفت شناسي، و انسان شناختي خاصي آغاز گشت و نهايتاً به مشروط کردن قدرت مطلقه انجاميده و نظام هاي حکومتي مشروطه و دموکراتيک را معرفي نمود. بدين ترتيب کانون توجه دموکراسي، قدرت بود و شاخصه مهم عدالت، توزيع عادلانه قدرت به شمار مي رفت. در اينجا بايستي به نوعي نظريه قراردادي عدالت که توسط انديشمنداني چون هابز، روسو و جان لاک ارايه گرديد، اشاره کرد. در انديشه قرار داد، افراد توافق مي نمايند که منافع خودشان را چگونه پي گيري

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد توسعه شهر، تحلیل جغرافیایی، اجتماعی و فرهنگی، خدمات شهری Next Entries منبع تحقیق درمورد حکومت قانون، کارل پوپر، بازار کار