منبع تحقیق درمورد ظلم و ستم، حرفه و شغل

دانلود پایان نامه ارشد

گفتگو آغاز می کند و بدون هیچ وصف و مقدمه ای، خواننده وارد موقعیّت و ماجرای داستان مي شود و صحبت های شخصیّت ها را می شنود. طیّاری داستان تهوّع را از زاویة دید سوّم شخص روایت می کند.
3-1-2-7) «ف» نفي مي كند
«ف» نفي مي كند بدون این که اتّفاق و حادثه ای را مطرح کند، محلّی را نشان مي دهد كه در آن چند دختر و پسر برای ساختن محفلی شاعرانه و رمانتیک گرد هم آمده اند.
خلاصة داستان: یکی از شخصیّت ها به نام «ب ب»، در مورد مشخّصات مردی به طور غیرمستقیم شروع به صحبت کردن می کند و دوستانش به قهقهه می افتند، چون آن مرد را می شناسند و از احساسات «ب ب» دربارة او خنده شان می گیرد. «ب ب» از عکس العمل آنها ناراحت می شود و به بیرون می رود و آن دو نفر به نام های ساپل و ژنوس شروع به خواندن شعر می کنند، بعد با ورود «ب ب» مردی دیگر وارد داستان می شود كه از دوستان «ب ب» است و در ادامه، با خواندن شعر توسط شخصیّت ها، داستان خاتمه می یابد.
داستان به شیوة سوم شخص نقل شده، اما طیّاری همه چیز را بر عهدة شخصیّت ها گذاشته و آن ها را با گفتگو وارد داستان کرده، در این گفتگوها، خواننده متوجه کشمکش فکری و ذهنی می شود. اشخاص داستان، همه در یک سطح و راستا هستند و شخصیّت محوری که در مرکز داستان قرار بگیرد، وجود ندارد. حساسیّت و لطافت روح و نگاه شاعرانه و رمانتیک شخصیّت ها، فضای این داستان را نسبت به داستان های دیگر این دفتر كه از تيرگي و آشفتگي لبريز بود، متفاوت می کند. در این داستان، طیّاری به اشخاص داستانش اسمي داده، اما این اسامی را از فرهنگ لغت ذهن خود بیرون کشیده است. «ب ب»، ژنوس، ساپل، «ف» و مشکی اسامی آدم های داستان او هستند

3-1-2-8) چپاول
در چپاول، طیّاری به ماجرای انتظاری بی پایان می پردازد. نه بی پایان از لحاظ زمانی، بلکه از این نظر که در پایان داستان نیز به این انتظار خاتمه نمی دهد.
خلاصة داستان: «ف»، شخصیّت منتظری که برای آمدن «پ» لحظه شماری می کند، ساعتها و لحظه ها را می شمارد. فضا و موقعیّت خانه را متناسب با ورود «پ» آماده می کند، اما مهمان های سرزدة دیگری که او اصلاَ حوصلة آنها را ندارد، با آمدنشان حالت انتظار او را مشکل تر و خراب تر می کنند. «ف»، در خاموشیِ بیرون سایه ای را مي بیند و این بار یقین دارد که انتظارش سرآمده است، اما باز اشتباه کرده است. پس از گذشت ساعت ها و ناامیدی «ف» از آمدن «پ»، او در تنهايي و خلوتگاه خود زمزمه اي را از سر يأس و دل شكستگي سر مي دهد تا آرامشي يابد و اين گونه روزش را در انتظاري بي پايان مي گذراند.
«پ» همان شخصیّت مورد انتظار «ف»، با وجود این که در داستان عملی و گفتگویی ندارد، اما چون ماجرا بر حول محور او می چرخد، شخصیّت اصلی داستان محسوب می شود، علاوه بر «ف»، مانی و مخمل از دیگر شخصیّت های داستان هستند که نقش چندانی ایفا نمی کنند.
زمان در جای جای این داستان، ذکر می شود و صدای تیک تاک ساعت و اِعلام هر نیم ساعت آن در فضای داستان شنیده می شود. توصیف انتظار در حال وهوای داستان، شخصیّت ها، وضعیّت ها و موقعیّت های مختلف ترسیم زنده و خوبی است و خواننده را نیز با خود همراه و علاقمند به دیدن «پ» و شناختن او می کند. زبان سادة داستان و لحن عامیانه و محاوره ای شخصیّت ها و حتّی خود نویسنده که آن را به شیوة سوّم شخص روایت می کند، در آفرینش نثری روان و ساده که ویژة داستان نویسی است، مؤثر عمل می کند.
3-1-2-9) سقوط
طیاری سقوط، را در بیان احوال انسان هایی بی بند و بار و غریزی و اسیر لذّت جويي می نویسد. داستان در فضایی متعفّن و بويناک و تیره غرق است.
خلاصة داستان: راوی از گم شدن گربة ملوس و قشنگش که دو روز بعداز ورود زنی مرده شور به خانة آنها اتفّاق افتاده بود، دلواپس و غمگین است و به جستجوی او می گردد، تا این که به اطاق پدر می رود، آن جا پدر را با آن زنِ مرده شور همبستر می بیند. زن که خود در ناپدید شدن ملوس نقش دارد، قول پیداکردن آن را در صورتي به راوي مي دهد كه راوی با او همبستر شود، اما راوي پيشنهاد او را ردّ كند. وقتی به بیرون خانه می رود سایه ای می بیند که از اطاق پدرش فاصله می گرفت. سایه، همان زن مرده شور است که ناگهان از دری که دیوارهای سفید کافوری داشت، به داخل می رود. نویسنده در آن جا، مرده شورخانه ای را با پیرمرد مرده شوری که در آن جا به سر می برد، توصیف می کند. راوی از میان گفتگوهای زن با پیرمردِ مرده شور، نامی از ملوس می شنود. زن، دوباره مثل سایه ای از مرده شورخانه بیرون می آید، در همین حین، راوی با پنجه هایش به گردن او چنبر می زند و از او سراغ ملوس را می گیرد. زن او را به داخل می برد، راوی ملوس را می بیند، با دهانی کف آلود و پاهای لزج و خونی که روی ملافة یک مرده شور افتاده است و ….
طیاری در سقوط، فضایی جدیدتر با توصیفات ناتورالیستی از صحنه های داستان آفریده، فضایی مسموم و فاسد که در آن گفتگوهای مرده شورها و توصیف زشتی محیط و دنیای شهوانی آن و وضعیّت بیمارگونة آدم های داستان را به تصویر کشيده است. او آدم های داستان را چونان حیوانات می انگارد که رفتار غریزی شان به حدّی است که حتّی به گربه- ای هم رحم نمی کنند.
حادثه پردازی در داستان، با ایجاد تعلیق یا هول و ولا شکل گرفته که دیدن صحنه های مرده شورخانه و شنیدن سخنان زن و مردِ مرده شور در مورد ملوس، همان حالت تعلیق داستان است که در صحنة آخر با آشکار شدن معمّای داستان و دیدن ملوس، گره گشایی داستان رخ می دهد.
طیّاری بر عکس داستان های قبلی اش در این داستان، نکتة مبهمی قرار نداده و بر عکس در شفّاف گویی و ترسیمِ زندة صحنه ها و پلشتی های محیط و انسان ها، با بیانی بی پروا کوشیده است. این داستان او، داستان های صادق چوبک و توصیفات ناتورالیستی او را به یاد می آورد.
شخصیّت پردازی در این داستان، به هر دو شیوه صورت گرفته، هم توصیف و توضیح دربارة شخصیّت ها آمده است و هم رفتار و گفتارشان معرّف شخصيّت آنها شده است. شيوة روايت نيز، اوّل شخص است. هیچ کدام از اشخاص، نامی در داستان ندارند و بر اساس روابط و نسبت هایی که با دیگران دارند، يا به خاطر حرفه و شغل شان ناميده می شود، مثل پدر،مادر، زن مرده شور، پیر مرد مرده شور و اما نثر داستان، ساده و روان و گفتاری بیان شده است.
3-1-2-10) شبانه
شبانه در واقع نوعي نوشتة توصيفي به شمار مي رود. توصيفي از سايه هاي در حال حركت در تاريكي و سكوت شب و نامي را كه نويسنده براي هركدام از سايه ها برگزيده، براي نشان دادن خصوصيّات آنهاست، زيرا از صفت هايي چون «گيج»، «باريك» و «خميده» استفاده كرده است.
سوّم شخصي كه روايت داستان را بر عهده دارد، سه شخص را در تاريكي شب در حال رفتن مي بيند كه يكي از آنها بلندقد و ديگري اندكي خميده پشت و سوّمي در حال تلوتلوخوردن است. آنها در حين رفتن مشغول صحبت و گفتگو هستند و در همين گفتگوها كه شكل اعتراف گيري و بر ملا كردن نقايص ديگري دارد، لحن تند و تيزي به كلام خود مي دهند. از كلام شان نه بوي خيرخواهي و نصيحت كه بوي تمسّخر و تهمّت استشمام مي شود.

3-2) بخش دوّم: مجموعة طرح ها و كلاغ ها
دومّين اثر داستاني منتشر شده از محمود طيّاري، طرح ها وكلاغ هاست كه شامل 18 طرح مي باشد كه درسال 1344 به چاپ رسيده است.
برخي از طرح ها و قطعه هاي اين مجموعه، به گفتة ميرعابديني: «به حدِِّ طرح نرسيده اند و قطعه هاي توصيفي اند» (مير عابديني ،587:1386). از ميان اين قطعات توصيفي مي توان به «سلام روستايي»، «شخم»، «آواز كرچي»، «روستا» و «تعارف» اشاره كرد كه با زباني ساده و لحني شاعرانه گاه از چند خط و جملة كوتاه تجاوز نمي كنند:
«كيف بزرگ من
در دهكدة كوچك «پ» چه كارها كه نمي كند!
وقتي آن را به دست مي گيرم، باران يك سلام روستايي است كه بر من مي بارد!» (طيّاري،9:1344)
در همة اين قطعات و طرح ها، توصيف رسا و زندة طياري از وضعيّت زندگي روستاييان، نوع خانه هاي روستايي، وصف كار زنان و مردان برنجكار، فقر و فلاكت، سادگي و صفاي مردمان روستا و وضعيّت ارباب و رعيتي جلوة هنري ارزشمندي به اثرش داده است.
شخصيّت هايي كه او در اين مجموعه جاي داده، مردمان روستايي، زنان و مردان شاليكار و كدخدا و ارباب روستا و بچّه هايي هستند كه در خانة ارباب ها، فعلگي مي كنند و راوي طرح ها نيز، مأمور بهداشتي است كه در بازديد از روستاها با افراد مختلف روستا و وضعيّت كار و زندگي و بهداشت شان آشنا مي شود و صحبت هايشان را در مورد بهداشت وبيماري -هاي مختلف مي شنود و همين گفتگوهاي راوي با روستاييان، اساس بعضي از طرح ها را تشكيل مي دهد و در برخي ديگر، طيّاري از همة عناصر طبيعت، روستاييان، شغل هايشان و زندگي شان را توصيف مي كند. همان طور كه در آغاز كتابش قطعه اي را آورده كه بيانگر تمام محتواي كتابش مي باشد:
«از برنجزار حرف مي زنيم،
از درخت آلوچة قرمز،
پرچين خيس، تبريزي ها و درخت توت …،
و سگي كه خودشو ميليسه،
و گاوي كه گردنشو به تنة درخت مي كشه،
و كلاغ ها، كلاغ ها…» (طياري،5:1344)
و در حقيقت «كلاغ ها تمثيلي از كساني اند كه دسترنج دهقان را از چنگش مي ربايند و او را گرسنه و وامدار بر جا مي نهند.» (ميرعابديني،587:1386)
طيّاري دفتر سوّم اين مجموعه را، كلاغ ها ناميده و در آن، از زندگي دهقاني كه جيره خور اربابان ظالم است، در4 بخش روايت مي كند. در بخش اوّل، بازاري هفتگي را به تصوير مي كشد و با ظرافت و به شيوه اي تازه از انواع شغل ها، معاملات و كالاها صحبت مي كند و گفتگوهاي شخصيّت ها را منعكس مي كند. و در بخش هاي بعد، وضعيّت نابسامان زندگي دهقان را تصوير مي كند كه چگونه به همراه خانواده اش در مزارع برنج كار مي كند، اما دريغ از مزدي كه كفاف زندگي شان را بكند و حاصل دسترنجش با ظلم و ستم، نصيب اربابان زورگو مي شود. سقف خانه اش در حال ريختن است، اما نمي تواند از چوب درختاني كه خود براي ارباب كاشته و آبشان داده، استفاده كند و تهديد مي شود.
در بخش سوّم و چهارم، طيّاري ضربة نهايي را وارد مي كند، به دهقان جرأت و شهامت مي دهد، تا حقّ خود رابالأخره مي گيرد و با «يك ضربه: تق! پرواز دسته جمعي كلاغ ها» (طيّاري،110،1344) كاري مي كند كه مرهمي بر زخم ها و دردهاي او و امثال او باشد.
سبك خاصّي كه طياري براي اين مجموعه و به خصوص در اين قسمت آخر برگزيده، علاوه بر كوتاه كردن جملات و زبان و بيان سادة آن، آوردن كلمات نكرة بسياري كه در كلاغ ها ذكر كرده و همچنين نوع جمله سازي و گفتگوهاي گنگ و مبهم و شخصيّت هاي نامعلوم، با وجود درونمايه اي با ارزش و نو، اثرش را به نثري ملال آور تبديل كرده است و مشخصاًَ به لحاظ ترسيم خطوط رنج و مشقت روستاييان و توصيف زندگي و كار مردم شمال، داراي اهميّت است.
«طيّاري در قطعه هايش، با چاشني سمبليسم، جنبه هاي گوناگون زندگي روستايي را تصوير مي كند. بسياري از طرح هایش از گفتگوي موجز كارمند و روستايي ساخته شده اند. او براي دست يافتن به اسلوب نگارشي خاص، به ايجاز در معرفي ها روي مي آورد و آن قدر در به كارگيري كلمات خسّت مي ورزد كه نوشته اش گنگ مي شود، به خصوص كه گفتگوهاي كارمند و روستايي، به دليل بي اعتمادي روستايي به مأمور دولت، اغلب در سطح مي ماند.» (ميرعابديني،586:1386) طيّاري در اين طرح ها، خواننده را به عمق روستاها، مزارع و كشتزارهاي شمال مي برد و او را با زندگي مردمي كه در فقر و نوميدي و ترس به سر مي برند، آشنا مي كند و از مسائلي چون نظام ارباب و رعيتي و مشكلاتي كه ضرباهنگ زندگي روستايي را مخدوش مي كنند، پرده بر مي دارد. مضامين عمدة اين طرح ها، زندگي روستايي، رنج ديدگي، ظلم و ستم اربابان و احتياج و فقر و درماندگي است.

3-3) بخش سوّم: مجموعة كاكا
سوّمين اثر

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد آدم زیادی، انحرافات اجتماعی، روابط شخصی، داستان کوتاه Next Entries منبع تحقیق درمورد عناصر داستان