منبع تحقیق درمورد شورای امنیت، منافع اقتصادی، روابط اقتصادی، نفت و گاز

دانلود پایان نامه ارشد

که ایران به عنوان عضو ناظر در آن حضور داشت. در این نشست هوجین تائو، رییس جمهور چین، در گفت و گو با رییس جمهور ایران، سیاست خود را به گونه‌ای اعلام کرد که بر طبق آن،‌ از یک سو بر حق ایران در زمینه در اختیار داشتن انرژی هسته‌ای برای مقاصد صلح آمیز حمایت می‌نمود و از سوی دیگر، از ایران می‌خواست تا به نگرانی‌های جهانی پاسخ دهد، البته منظور وی این بود که ایران می‌بایست برنامه غنی سازی اورانیوم خود را متوقف کند. با عدم پاسخ مثبت ایران، چین در 12 ژوئیه 2006 به همراه 5 کشور دیگر موسوم به 1+5 بیانیه‌ای را منتشر کرد که بر اساس آن، یک رهیافت دو مرحله‌ای مورد توافق قرار گرفته بود. به این صورت که‌ در مرحله اول اعضا می‌بایست در پی صدور قطعنامه شورای امنیت مبنی بر اجبار ایران به تعلیق فعالیت‌های غنی‌سازی خود باشند و در صورت عدم تبعیت ایران،‌ تمهیداتی تحت مواد 41 و 42 از فصل هفتم منشور ملل متحد (تحریم یا در صورت وخامت موضوع کاربرد و توسل به زور) در پیش گیرند (حق شناس 1390،: 65) شورای امنیت با تصویت قطعنامه‌های متعدد علیه برنامه هسته‌ای ایران برای تعلیق غنی‌سازی اورانیوم و منع انتقال فناوری‌های مربوطه به برنامه هسته‌ای و برنامه‌های موشکی از سوی کشورهای دیگر و تحریم‌های گسترده و فراگیر و چند جانبه علیه ایران، چندان با مقاومت چین روبه‌رو نشد و متعاقب آن، چین به قطعنامه 1696 رای مثبت داد و به رغم مخالفت با پیش‌نویس آمریکا و اتحادیه اروپا که اعمال تحریم را پیشنهاد می‌کرد، به قطعنامه 1737 هم رای مثبت داد. در ادامه تحولات مربوط به برنامه هسته‌ای ایران تا به امروز نیز باید اظهار داشت،‌ چین به طور کلی از رویکردهای قدرت‌های بزرگ و دیگر اعضای شورای امنیت در زمینه منع اشاعه هسته‌ای حمایت کرده است که از نمونه‌های آشکار آن می‌توان به آرای مثبت چین به قطعنامه‌های شماره 1747، 1803 و 1929 شورای امنیت اشاره کرد. این رفتار چین در ارتباط با موضوع هسته‌ای ایران را می توان مشروعیت بخشی به استراتژی امنیتی آمریکا دانست. زمانی که کشورهای یاد شده سیاست هسته‌ای ایران را مورد انتقاد قرار دهند و یا اینکه از مواضع آمریکا و اروپا حمایت به عمل آورند، طبیعی است که نسبت به ضرورت تعلیق هسته‌ای ایران موافقت به عمل آورده و به این ترتیب ایران را در برابر فشارهای سازمان یافته بین المللی قرار خواهند داد (متقی، 1385: 21)
البته چین بارها از حق قانونی ایران در زمینه برخورداری از توان صلح آمیز هسته‌ای بر پایه رعایت اصل احترام به حاکمیت کشورها، دفاع کرده است. از زاویه‌ای دیگر، هیچ کشوری از حق توسعه فناوری هسته‌ای به عنوان بخشی از برنامه ملی خود منع نشده است. از منظر برخی از سیاستمداران چین، هر چند هنجار عدم اشاعه، جهانی شده است، تصمیم به حضور یا عدم حضور در این پیمان یک موضوع مرتبط با حاکمیت کشورهاست و مشارکت در آن داوطلبانه است (حق شناس، 1390: 66) چنگ کوپنگ، معاون وزیر امور خارجه چین، نیز معاهده ان. پی. تی را نشان دهنده عزم قاطع جامعه بین المللی برای خلع سلاح و برقراری امنیت در جهان می‌داند و معتقد است کشورها باید به صورت جدی به دنبال اجرایی شدن بندهای مختلف این معاهده باشند. کشورهای عضو باید از تمام ظرفیت‌های خود برای استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای استفاده کنند؛ زیرا این حق مشروع و قانونی آنان است که قوانین بین المللی نیز بر آن صحه می‌گذارد. وی همچنین عنوان کرد که چین با هر گونه مسابقه تسلیحاتی مخالف است و از کشورهای پایبند ان.پی.تی برای استفاده صلح‌آمیز انرژی هسته‌ای حمایت می‌کند. جامعه جهانی به محیطی امن‌تر و صلحی پایدارتر نیازمند است. کشورهای مختلف وظیفه دارند حس امنیت را برای کشورها بالا ببرند و به حل ریشه‌ای منازعات و چالش‌های بین المللی بپردازند از زمانی که پرونده هسته‌ای ایران در دستور کار آژانس بین المللی انرژی اتمی قرار گرفت، چین پیوسته تاکید داشته که موضوع هسته‌ای باید از راه‌های دیپلماتیک و مذاکره حل و فصل شود. هر چند چین با ایران در مسیر دستیابی به تسلیحات هسته‌ای مخالف است و خود ایران اصرار بر آن دارد که فعالیت‌های هسته‌ای آن صلح‌آمیز است، اما حق ایران را برای برخورداری از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای طبق پیمان ان.پی.تی به رسمیت می‌شناسد. این کشور پیوسته بر شفاف‌سازی و ارائه تضمین‌های عینی مبنی بر عدم انحراف این فعالیت‌ها تاکید داشته و در برهه‌های زمانی از جمله از بدو ارسال پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت، در اتخاذ مواضع خود کمابیش تحت تاثیر آمریکا بوده و با وجود اینکه تلاش دارد مواضع مستقل از موضع آمریکا بگیرد، اما به لحاظ حجم روابطی که با این کشور در زمینه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی و فنی دارد، نمی‌تواند به فشارهای آمریکا در تدوین سیاست خویش در قبال این موضوع بی‌توجه باشد. از سوی دیگر، می‌توان عنوان کرد پیگیری شیوه‌های مسالمت‌آمیز جهت حل موضوع هسته‌ای ایران از سوی این کشور، تا حد زیادی متاثر از نیاز آن به امنیت عرضه انرژی در خاورمیانه است. سیاستمدران چینی منافع خود را در این می‌بینند که به نوعی نقش میانجی را میان ایران و آمریکا ایفا کنند و با اعمال فشار بر ایران از سویی و تعدیل مواضع آمریکا از سوی دیگر، از پیچیده‌تر شدن این موضوع جلوگیری نمایند. این خود از عدم تمایل چین به درگیر شدن در موضوعات حاد و پیچیده سیاسی و امنیتی که آن را با پیشبرد منافع اقتصادی و امنیت انرژی خویش در تضاد می‌بینند، ناشی می‌شود(حق شناس، 1390: 79) در طول سیر تکاملی قطعنامه های اخیر شورای امنیت سازمان ملل در رابطه با برنامه هسته‌ای ایران، چین تنها به دنبال محدود ساختن و ملایم کردن تحریم‌ها بوده است. چین فقط به دلیل نفوذ و جایگاهش در سیاست های منطقه ای و محدود نمودن نفوذ امریکا در خاورمیانه و اساسا حفظ و حمایت از سرمایه‌گذاری‌هایش در بخش گاز و نفت ایران و خرید نفت و گاز از ایران با گسترش تحریم ها علیه ایران مخالفت نموده است و اعلام داشته که از سیاست تحریم ها علیه ایران پیروی نخواهد کردکه پشت این حمایت سیاسی منافع اقتصادی این کشور قرار گرفته است.
چین در تلاش برای توازن بخشیدن به منافع خود، نسبت به تحریم همه جانبه ایران به صورت اعلامی واکنش منفی نشان داده و خواهد داد. آمریکا نگران رای چین در شورای امنیت نیست؛ زیرا این رای را از قبل در اختیار دارد. با این حال چین در برابر فشار آمریکا برای پیوستن به تحریم‌ها به عنوان ضربه‌گیر ایران عمل کرده است و اگرچه اراده چین در حمایت از ایران در مقابل فشارهای بین‌المللی براساس منافع تعریف شده خود می‌باشد، تلاش غربی‌ها به‌ویژه آمریکا را در جهت تحمیل تحریم‌های موثر از طریق یک اجماع بین‌‌المللی علیه ایران پیچیده‌تر خواهد کرد.از آنجا که با توجه به محدودیت‌های سرمایه‌‌گذاری شرکت‌های نفتی چینی از سوی غربی‌ها، آنان خود را متعهد به سرمایه‌گذاری در بخش انرژی ایران کرده‌اند، بدون مشارکت چین موثر بودن یک تحریم اساسی و همه جانبه در زمینه سرمایه‌گذاری در بخش انرژی ایران فقط یک حرکت نمادین و سطحی خواهد بود. البته باید متذکر شد که خود تحریم‌های بین‌المللی راهگشای چین برای نفوذ روزافزون در صنعت نفت و گاز ایران بوده‌اند. از این رو چین به شدت تلاش دارد سیاست‌های خود را در قبال ایران به‌گونه‌ای پیش ببرد که نه موجب رنجش ایران شود و نه خشم آمریکا را برانگیزد. از همین رو، می‌توان اقدامات و سیاست‌های آن در قبال ایران را به حرکات یک بندباز تشبیه کرد (حق شناس، 1390: 70) از جانب دیگر باید اذعان نمود که چین و روسیه، اگرچه آنها تلاش‌هایی جهت تداوم دیپلماسی به انجام رسانده‌اند و از سوی دیگر در صدد متقاعد سازی آمریکا و اروپا برای کاهش فشارهای بین المللی علیه ایران هستند؛ اما مشارکت آنها با کشورهای اروپایی و آمریکا، زمینه برای بین‌المللی سازی بحران هسته‌ای علیه ایران فراهم می‌سازد. در این ارتباط، الگوهای معطوف به سیاست‌های پیشگیرانه تشویقی را می‌توان به عنوان زمینه‌ای درجهت مقابله با استراتژی هسته‌ای شدن ایران دانست (متقی، 1385: 21) نهایتا روند پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت، چین را وادار به انتخاب کرد و نهایتا تصویب چهار قطعنامه با رای مثبت این کشور همراه بود. آرای چین در این قطعنامه‌ها، مهر پایانی بر مباحث مربوط به ائتلاف ایران و چین زد و نشان داد که این کشور ایفای نقش «سهامدار مسئول» در نظام بین الملل آمریکا محور را بر سایر گزینه‌ها ترجیح می‌دهد. روسیه و چین تمامی قطعنامه‌های شورای امنیت را به صورت ضمنی و صریح مورد پذیرش قرار داده‌اند. آنها هیچ‌گونه تمایلی برای رویارویی با آمریکا در ارتباط با موضوعات جانبی ندارند (متقی، 1385: 21) چین حتی پس از تصویب تحریم‌ها، در پی محدود سازی روابط اقتصادی خود با ایران برآمد و به ویژه معاملات بانکی دو کشور را با تضییقاتی رو به رو ساخت. بانک‌های چین که عمدتا دولتی‌اند، به تدریج از گشایش اسناد اعتباری برای بازرگانان ایرانی خودداری کردند. نکته پراهمیت آنکه این محدودیت‌های بانکی به دلیل فشار آمریکا و منافع گسترده‌تر بانک‌های چینی در ایالات متحده صورت گرفت. در حوزه قراردادهای نفت و گاز به عنوان پایه روابط دو کشور نیز چینی‌ها با تشدید بحران هسته‌ای ایران عملا وارد اجرای این قراردادها نشدند و سیاست انتظار را در پیش گرفتند. بر این مبنا می‌توان گفت، در موضوع هسته‌ای، چینی‌ها روابط دو جانبه خود با ایران را در چارچوب روابط دو جانبه آمریکا تعریف می‌کنند (شریعتی نیا، 1388: 134) با شدت یافتن بحران کنونی برنامه‌ هسته‌ای ایران، در صورت تبدیل به یک مناقشه بین المللی، منافع اقتصادی و انرژی چین را نه تنها در ایران بلکه در کل منطقه خلیج فارس دچار مخاطره می‌سازد، و چین را در سیاست و روابط خود با ایران دچار احتیاط و دودستگی می‌کند. از طرفی چین به دنبال یافتن شرکای قابل اتکاتری از ایران است که علاوه بر تامین انرژی خود، مناسبات این کشور را با آمریکا به خطر نیندازد. یکی از مهم‌ترین کشورهای مدنظر چین در این رابطه کشور عربستان سعودی است(حق شناس، 1390 :74)تنها خط قرمز برای چین، تداوم همکاری‌های سودآور خود با ایران است. چینی‌ها قرارداد عظیم چند صد میلیون دلاری خرید نفت از ایران را به امضا رسانده‌اند. بدیهی است که تحریم شدید و همه جانبه ایران از سوی شورای امنیت، این کشور را از یک شریک تجاری محروم خواهد ساخت. با این حال الزامات و تعهدات جهانی چین و التزام به اصول عدم اشاعه هسته‌ای و روابط با غرب به‌ویژه در برخورد با تهدیدات مشترک جهانی، ‌مایه امیدواری آمریکا و اروپا برای جلب حمایت آن در مقابله احتمالی با ایران است. همان‌طور که در آستانه صدور قطعنامه چهارم علیه ایران، آمریکا چین را وادار کرد تا به این قطعنامه رای مثبت بدهد و در این راه از ابزارهای تنبیهی چون فروش سلاح به تایوان و تشویقی همچون انعطاف در برابر سیاست‌های مالی و پولی چین نیز بهره برد (حق شناس، 1390: 69) البته چین همانند روسیه، مقرون به صرفه بودن تداوم یا گسترش یا کاهش روابط اقتصادی و حتی نظامی و تسلیحاتی با ایران را در قیاس با چالش‌های خود با آمریکا می‌سنجد. چین می‌تواند پرونده ایران را به عنوان عامل راهبردی ضد فشار خود علیه آمریکا در مساله تایوان تعریف کند، به عنوان نمونه به هر میزان که چالش‌های آمریکا و چین به‌ویژه در زمینه تایوان تشدید شود، فضا برای مانور و نزدیکی ایران به چین بیشتر خواهد شد. بنابراین، چین افزایش قدرت چانه‌زنی خود با آمریکا سر تایوان، داشتن روابط اقتصادی و نظامی با ایران را لازم می‌داند تا در صورت تهدید یا اقدام آمریکا به فروش تسلیحات به تایوان، چین نیز اهرم فشاری در دست داشته باشد. اما چین در روابط خارجی خود با ایران دچار نوعی ناپایداری در مواضع سیاسی و امنیتی است، آن طور که عمل‌گرایی چین را می‌توان نشانه‌هایی از به کارگیری سیاست‌های ناپایدار آن کشور در حمایت از ایران دانست. هر گاه واحد سیاسی تمایلی به چالشگری با بازیگران قدرتمند بین المللی نداشته باشد، بیانگر آن است که

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد ایالات متحده، شورای امنیت، سیاست خارجی، شورهای اسلامی Next Entries منبع تحقیق درمورد سازمان همکاری شانگهای، سازمان شانگهای، یکجانبه گرایی، خلیج فارس