منبع تحقیق درمورد شهروندان زن

دانلود پایان نامه ارشد

بستان است. يعني مبادلة تعميم يافته كه در مقابل دريافت سود مسئوليت ها (حقوق) را نيز قبول مي كنند و در غير اين صورت مسئوليت ها از جانب افراد مورد پذيرش قرار نمي گيرند. مردم معمولاً در حال حسابرسي حقوق و وظايف خود در كوتاه مدت نيستند. براي مثال يك نفر پيش خود چنين فكر نمي كند كه من چون در اينجا حقي را دريافت نكرده ام پس لزومي ندارد به يك خانم مسن نابينا كمك كنم كه از خيابان رد شود. اما افراد در دراز مدت به تعادل بين حقوق و مسئوليت ها فكر مي كنند. اين تعادل در واقع همان مشروعيت مسئوليت ها مي باشد. البته اين مفهوم در علوم اجتماعي مقداري پيچيده و غير قابل سنجش است. جانوسكي مي گويد كه مسئوليت ها و وظايف شهروندان از طريق مجازات (تنبيه و پاداش) نيز تقويت مي شوند. اما نكته اي كه در اينجا بايد مورد نظر قرار داد اين است كه اين مجازات ها لزومي ندارد منفي و اجباري باشد بلكه بيشتر بايد جنبة تقويت كنندگي داشته باشند. مجازات ها بايد در پيوند با دولت باشند تا از پشتوانة قوي تري برخوردار باشند. در ذيل به چند راهكار جهت تقويت اثرگذاري مجازات ها اشاره مي شود.
– مجازاتها بايد كمتر و مثبت باشند؛ مجازاتهاي مثبت به طور كلي جايگاهي است كه به عنوان پاداش به افراد رعايت كننده داده مي شود. تا آنجا كه مي توان بايد از تعداد مجازاتها كاست.
اما بايد توجه داشت كه به جاي آن مكانيزم هايي جايگزين شود. جانوسكي مي گويد نظارت در يك جامعه يعني اينكه مردم به گونه اي زندگي كنند كه فكر كنند ديگر شهروندان و پليس ناظر بر اعمال و رفتار آنها هستند. اين مشاهده از طريق جامعه پذيري و كنترل اجتماعي مثبت و منفي اعمال مي شود. براي مثال كشور ژاپن هر ساله دو پيمايش براي پيدا كردن اينكه چه كسي در محدوده يا همسايگي ما شهروندان زندگي مي كند، اجرا مي كند.
– مجازات هاي كارا از طريق شرم و حيا؛ يعني اينكه افراد از برچسب منحرف خوردن به خاطر ترس از آبرو، خود را ملزم به رعايت مسئوليت ها مي كنند.
– مشاركت شهروندان در تنبيه متخلفان؛ مجازاتها مي تواند از طريق كانالهاي رسمي اجرا شود و همچنين از طريق هيأت هاي مشاوره اي شهروندان اجرا شود.
اما نبايد فراموش كرد كه با توجه به محدوديت هايي كه در رعايت مسئوليت ها وجود دارد نياز است كه مجازات هاي مثبت و منفي را براي رعايت آنها به كار گرفته شود. ولي بهتر آن است كه مجازاتهاي تخطي از مسئوليت هاي شهروندي از طريق كنترل دروني باشد. ذكر چند نكتة مهم در ارتباط با حقوق و مسئوليت هاي شهروندي الزامي است:
1- حقوق و مسئوليت ها به طور كامل به هم نزديك و با هم در ارتباط هستند. وجود يك حق بطور همزمان حضور يك مسئوليت را قابل پيش بيني مي سازد. در واقع اگر جوامع مسئوليت هايشان را ناديده بگيرند هرگز نمي توانند حقوقشان را استيفا و تقويت كنند.
2- مسئوليت ها هميشه بطور متناظر با يك حقوق ارتباط نمي يابند بلكه آنها در يك سيستم گسترده از حقوق و وظايف با هم در ارتباط هستند.(جانوسکی؛ 1988)
2-5- جمع بندي مفهوم شهروندي
شهروندي پايگاهي است كه با ظهور سرمايه داري و رشد مدرنيته در جوامع به افراد تعلق گرفت. آنطور كه پارسونز بيان مي دارد شهروندي پديده اي است مدرن كه حاصل گسترش ارزش ها و هنجارهاي عام مي باشد و با ظهور مدرنيته و سرمايه داري يا پديد آمدن تغييرات در جامعة سنتي نظير شهري شدن، صنعتي شدن، سكولار شدن و عقلانيت رشد يافته است. همچنين مي توان آن را توسعة مدرنيته يعني انتقال اعضاء جامعه از وضعيت مبتني بر منزلت به وضعيت مبتني بر قرارداد تلقي كرد. شهروندي پاية اصلي نظامهاي دموكراتيك محسوب مي شود. در جوامع دموكراتيك شهروندي به معيار اصلي همبستگي ملي تبديل شده است. در يك جامعة مدرن ديگر پيوندهاي قومي، مذهبي، جنسيتي و غیره معياري براي عضويت افراد در جامعه يا طرد آنها از آن تلقي نمي گردند. بلكه در جوامع دموكراتيك مدرن، وضعيت شهروندي شالودهاي كافي براي همبستگي ملي فراهم مي كند. آميختگي شهروندي با مفهوم پلوراليسم نشان مي دهد كه شهروندي مي تواند با ناديده گرفتن تنوعات و همراه با كثرتگرايي فرهنگي، محوري را جهت ايجاد هويت ملي به وجودآورد. با توجه به مطالب گفته شده مي توان گفت كه عناصر اصلي شهروندي را حقوق و وظايف تشكيل مي دهند. شهروندي مفهومي است كه جذابيت عام دارد و به تعبير فالكس، دلايل جذابيت شهروندي براي هر دو گروه محققين چپ و راست، دارا بودن توأمان هر دو عنصر فردگرايانه و جمعگرايانه و نيز داشتن يك ايدة ذاتاً ارتباطي مي باشد، چرا كه به نظر او شهروندي متضمن همكاري ميان افراد براي ادارة زندگيشان مي باشد.
حقوق و مسئوليت ها دو عنصر كاملاً مرتبط به هم هستند و در بررسي شهروندي نمي توان يكي از آنها را ناديده گرفت. شهروندي از طريق همين تقابل ميان حقوق و مسئوليت هاست كه عناصر فردگرايانه و جمع گرايانه را در يك جامعه به يكديگر پيوند مي دهد. به عقيدة فالكس ما نيازمند يك رويكرد كل نگر در مورد شهروندي هستيم رويكردي كه حقوق و مسئوليت ها را توأم با هم در نظر بگيرد. اين بدان معنا است كه حقوق و مسئوليت هاي شهروندي منطقاً به طور نزديكي با هم مرتبط اند. حقوق بر مسئوليت ها دلالت دارند چرا كه حقوق در خلاء وجود ندارند. براي اينكه حقوق مؤثر باشند، ديگران بايد حقوق ما را به رسميت شناخته و محترم شمرند و ما نيز مسئوليم كه متقابلاً به حقوق آنها احترام بگذاريم. تنها از طريق اعمال فعالانة شهروندي است كه تقابل كاذب ميان حقوق و مسئوليت ها را مي توان از بين برد. بنا بر نظريات جانوسكي رفتار شهروندان تابع قضيه بده و بستان است يعني مبادلة تعميم يافته كه در مقابل دريافت سود (حقوق) مسئوليت ها را نيز قبول مي كنند و در غير اين صورت مسئوليت ها از جانب افراد مورد پذيرش قرار نم يگيرند. مردم معمولاً در حال حسابرسي حقوق و وظايف خود در كوتاه مدت نيستند. اما در دراز مدت به تعادل بين حقوق و مسئوليت ها فكر مي كنند، اين تعادل در واقع همان مشروعيت مسئوليت ها مي باشند. آنطور كه ترنر بيان مي دارد افراد براي دستيابي به حقوق خود بايد دست به مبارزة اجتماعي بزنند و در عرصه هاي عمومي فعال باشند. به عقيدة ترنر اين شهروندي فعال و نه منفعل، شهروندي عرصة عمومي و نه خصوصي، شهروندي از پايين و نه از بالا و شهروندي همگاني و نه خاصگرا است كه مي تواند دموكراسي مشاركتي را گسترش دهد.
شهروندي نيازمند منابع كافي براي شناخت و آگاهي،كسب تجارب و مهارت هاي فكري و مشاركتي و برخورداري از رفاه نسبي است. اگر جامعه اي در ارائة منابع ضروري شكست بخورد و يا به نفع گروه هايي خاص عمل كند، شهروندي دچار نقصان مي شود. منابع زيربناي اصلي توانمندي فراد و گروه ها در جامعه است كه برخي به صورت حقوق و بخشي نيز به شكل منبع اقتصادي اجتماعي مي باشند.(شیانی؛1381)

2-6- رويكردهاي نظري مربوط به جرائم شهري
تمركز و تراكم جمعيت در شهرها منجر به پديد آمدن و گسترش انواع مسايل اجتماعي شده است كه مهمترين بعد آن جرايمي است كه ويژگي شهري دارد. به عبارت ديگر هر قدر جمعيت و فعاليت هاي فيزيكي و انساني در شهرها بيشتر م يشود، احتمال بروز انواع ناهنجار يهاي شهري نيز افزايش مي يابد. (موسوی؛1387) از ديدگاه جامعه شناسي، جرم پديده اي اجتماعي كه در اصل با معيارها، ارزش ها و الگوهاي عام پذيرفته شده توسط اكثريت مردم تعارض دارد. به عبارت ديگر انحراف اجتماعي و در نهايت جرم اجتماعي به آن دسته از كردارها و ويژگي هاي رفتاري اطلاق م يشود كه به گون هاي با هنجارها، ارزش ها و رفتارهاي مسلم و قابل قبول در عرف جامعه ناسازگار باشد.(کوئن؛1370)
انديشمندان اجتماعي بر اين باورند كه گردآمدن انسانها در محي طهاي شهري و نياز آنها به كنش متقابل در اين محيط ها، تضادهاي ميان منافع فردي را بيشتر آشكار مي نمايد. در نتيجه انتظار مي رود در جوامع بزرگ همچون كلان شهرها، افراد براي رسيدن به منافع شخصي خود، منافع جمعي و مصالح ديگران را زير پا بگذارند و دست به رفتارهاي انحرافي بر خلاف هنجارهاي اجتماعي جامعه بزنند.(مظلومان؛ 1385) به طور كلي از ديدگاه صاحبن ظران جامعه شناسي، مهمترين علل پيدايش و گسترش جرايم شهري عبارتند از افزايش دامنه نابرابري هاي اقتصادي و اجتماعي در شهرها، تضاد ميان هنجارها و نقشه اي اجتماعي افراد و همچنين تنزل روابط عاطفي و شخصي افراد.(موسوي؛ 1378) عدم رعايت قوانين راهنمايي و رانندگي نيز به عنوان يك رفتار انحرافي كلان شهرها مطرح شده است.(گيدنز؛ 1989) بنابراين در اين بخش به شناسايي عوامل موثر بر بروز رفتارهاي كجرو بنا بر نظريه هاي جامعه شناسي پرداخته مي شود.
نظريه هاي مختلف در بيان جرايم و رفتار كجرو بيان شده اند. برخي از اين نظريه ها به شرح زیر بيان مي شوند:
– نظريات كنترل اجتماعي (شامل نظريه كنترل اجتماعي هيرشي)؛
– نظريه ارتباطات نسبي ساترلند به عنوان عامل كجرفتاري؛
– نظريه مرتون در مورد كجرفتاري؛ و
– برخي عوامل محيطي موثر بر جرائم شهري.

2-6-1- نظريات كنترل اجتماعي
فرض اصلي در نظريات كنترل، بر اين اصل مي باشد كه افراد همواره تمايل به رفتارهاي كجرو و مخالف هنجارهاي اجتماعي دارند، مگر اينكه عواملي مانع انجام اين كجروي ها گردند. به طور كلي كنترل و نظارت اجتماعي افراد در دو بعد صورت مي پذيرد. اين تبيين ها وقوع كجروي را برحسب وجود ضعف در فرآیند كنترل اجتماعي در جامعه و ناكارآمدي آن در هر جامعه در دو بعد هنگامي كه كنترل اجتماعي به اندازه كافي دروني و بيروني تبيين مي كنند و مدعي هستند كه قوت داشته باشد، از وقوع كجروي جلوگيري مي شود. اما وقتي كنترل هاي داخلي يا خارجي ضعيف بوده يا از هم پاشيده باشد، رفتار كجروانه ظاهر مي گردد.(سلیمی؛1385)
الف. كنترل دروني؛ مكانيسمي مي باشد كه فرد را از درون كنترل كرده و وي را ملزم به انجام رفتارهاي مورد انتظار و در راستاي هنجارهاي اجتماعي مي نمايد. كنترل دروني تحت تاثير ارزش هاي دروني شده توسط گروه هاي نخستين فرد مانند خانواده، مدرسه و دوستان مي باشد. احساس گناه، نارضايتي فردي، شرم و عذاب وجدان از نمادهاي كنترل دروني می باشد.(سلیمی؛1385)
ب. كنترل بيروني؛ مكانيسمي مي باشد كه فرد را از بيرون كنترل مي نمايد و در واقع همان نظارت و كنترلي است كه جامعه و ساختارهاي اجتماعي بر رفتار فرد دارد و مانع از بروز رفتارهاي كجرو می گردد. مجازات هاي قانوني و جرايم ريالي نمادي از كنترل بيروني در جامعه مي باشد.(سلیمی؛1385)
اين نظريه ها، فرض را بر اين قرار مي دهند كه رفتار افراد، رفتاري ضد اجتماعي خواهد بود، مگر اين كه، ديگران آنها را در جهت ترك آن هدايت كنند.
برطبق اين نظريه، ضعف در فرآیند كنترل اجتماعي در جامعه و ناكارآمدي آن در بعد دروني (خانواده، مدرسه، دانشگاه، دوستان و غیره) و بعد بيروني (جامعه) سبب كم رنگ شدن ارزش ها و باورهاي افراد نسبت به هنجارهايي مثل رعايت قوانين راهنمايي و رانندگي در شهرها شده است و هنجارشكني و بروز تخلفات رانندگي را در بين رانندگان افزايش مي دهد.

2-6-2- نظريه كنترل اجتماعي هيرشي
هيرشي كه مهمترين پايه گذاران اين نظريه است موضوع پيوند اجتماعي را مطرح مي سازد. او بر اين اعتقاد است كه كجرفتاري ها و انحرافات زماني واقع مي شود كه پيوند ميان فرد و جامعه ضعيف يا گسسته باشد. هيرشي چهارعنصر اصلي را، موجب پيوند شخص و جامعه مي داند. در نظريه كنترل اجتماعي، همنوايي با هنجارهاي اجتماعي به پيوند ميان فرد و جامعه وابسته است.
– پيوستگي: هر چه احساس پيوستگي با ديگران از طرف فرد قوي تر باشد، نظر و گرايش ديگران، براي شخص اهميت بيشتري دارد و در نتيجه شخص كمتر خود را مشغول به فعاليت هاي انحرافي و كجروي مي كند. هر قدر فرد احساس پيوستگي و تعلق خاطر بيشتري به جامعه خود داشته مي باشد، به همان مقدار احتمال بروز رفتارهاي كجرو در آن كمتر مي شود. در اين مطالعه اين چنين مي توان برداشت نمود كه هر قدر فرد احساس پيوستگي بيشتري با نهادهاي اجتماعي از جمله نهاد مربوط به شبكه حمل و نقل و ترافيك شهري داشته باشد، احتمال بروز تخلفات رانندگي در وي

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد سازمان ملل، حقوق بشر Next Entries منبع تحقیق درمورد انتظارات و خواسته ها، توسعه شهر