منبع تحقیق درمورد سیاست خارجی، نظام بین الملل، ایران و چین، شورای امنیت

دانلود پایان نامه ارشد

ایران جنبه امنیتی بخشیده‌اند که این خود به دلیل بحران هسته‌ای، سردی روابط ایران با آمریکا و تحولات خاورمیانه طبیعی به نظر می‌رسد (شریعتی نیا، 1385: 21) از طرفی، صرف نظر از ماهیت رقابت گونه روابط چین و آمریکا، بدان دلیل که چین در پی تبدیل شدن به یک ابر قدرت تا سال 2020 است، به متحدین منطقه‌ای برای کسب این جایگاه نیاز دارد. تحت این شرایط حتی منطقه خاورمیانه و خلیج فارس و سایر مناطق استراتژیک جهان، در سیاست خارجی و استراتژی امنیتی- دفاعی چین اهمیت می‌یابند (مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری، 1380: 345)مهم تر از همه اینکه ایران تنها همراه نظامی و سیاسی ارزنده چین در غرب آسیاست. ایران برای چین درباره مسئله تایوان نقش عامل بازدارنده استراتژیک در مقابل آمریکا را بازی می کند. همچنین به عنوان پایگاهی برای نیروی دریایی چین در آینده، در منطقه اقیانوس هند و خلیج فارس محسوب می شود حتی گام های اولیه برای دسترسی به این هدف، در بندر گوادر در پاکستان برداشته شده است. گوادر در مرز بین ایران و پاکستان واقع شده است. نیروی دریایی ایران به میزان قابل ملاحظه ای به ادوات و سلاح های چینی مسلح شده است. زرادخانه موشکی ایران کاملاً با کمک چینی ها و احتمالاً کره شمالی توسعه یافته است. ایران برای توسعه و گسترش نیازهای انرژی خویش به میزان قابل توجهی از سوی چین حمایت شده است. (کاپیلا، 1384: 12) همینطور چین به ایران در راستای استراتژی خود برای مبدل شدن به یک ابرقدرت نگاه می‌کند که در حقیقت، ایران را در مقابل آمریکا می‌خواهد در این صورت ایران در استراتژی چین در حد یک متحد استراتژیک ارتقاء می‌یابد. (شفیعی،1385: 48) با توجه به افزایش روزافزون اهمیت و جایگاه سازمان همکاری های شانگهای در معادلات منطقه،تدوین سیاستی اصولی برای تقویت همکاری با کشورهای مهم سازمان از جمله چین، حائز اهمیت است.
چین با این اقدام خود امیدوار است که به شکل آرام و خزنده ای به چالش با نفوذ آمریکا در منطقه خاورمیانه مقابله کند. پس از یازدهم سپتامبر با امنیتی تر شدن فضای نظام بین الملل و ظهور چین به عنوان یک قدرت نوظهور، مناسبات سیاسی ایران و چین به سمت موازنه سازی (در سطح نظام بین الملل و منطقه‌ای) در مقابل آمریکا سوق پیدا کرد و در حوزه اقتصادی نیز به افزایش مناسبات و حضور گسترده اقتصادی چین در بازار ایران انجامید (حاجی یوسفی، 1381) این سیاست پکن یک تصمیم اساسی و راهبردی و اراده بلند مدت سیاسی است. به همین منظور نگاه چین به ایران در وضعیت جدید، مهم است. هر چند نباید از نظر دور داشت که چین می خواهد رهبری جهان سوم را هم در دست داشته باشد. از این رو، نمایش نقشی مثبت در قضیه ایران برای مقامات پکن بسیار مهم است.اما با تمام این وجود، پکن بر این باور است که نگاه ایدئولوژیک تهران به مسائل نظام بین الملل با واقعیت های آن همخوانی ندارد. از نگاه مقامات آن کشور ، سیاست های ضد آمریکایی ایران می بایست متناسب با وضعیت روز تغییر یابد. همانطور که پکن در بستر زمان سیاست های انقلابی خود را تعدیل و دگرگون کرد و امروز اثری از تئوری و تبعات دکترین “مائو” در آن کشور وجود ندارد.
از دیگر سو، ایران از موقعیت ویژه ای در جهان اسلام برخوردار است و این مهم ، از نگاه پکن پوشیده نیست. در منظر چین جایگاه ایران در جهان اسلام ، در عین اینکه می تواند به عنوان فرصتی برای پکن برای بسط نفوذ در کشورهای اسلامی تلقی شود، می تواند تهدید بالقوه ای برای بخشی از منافع بین المللی آن و تا حدودی برای مسائل داخلی آن کشور نیز به شمار آید (قاضی زاده و طالبی فر، 1390: 203) به نظر می رسد در مقطع حاضر، پکن با جهت گیری سیاست خارجی ایران نظر موافقی ندارد. به همین سبب می بینیم که در تمامی تماس های مقامات دو کشور، سیاستمداران چینی بر همسویی بیشتر تهران با قوانین بین المللی و انعطاف پذیری بیشتر در مقابل اراده نظام بین الملل، به عنوان یک سیاست کاربردی تاکید و از این سیاست به عنوان عامل موفقیت چین در صحنه بین المللی و تنظیم مناسبات پکن با سایر کشورها یاد کرده و تاکید تهران را بر اصول مورد نظرش را توجیه ناپذیر و در نهایت برخلاف منافع ملی ایران دانسته اند. (قاضی زاده و طالبی فر، 1390: 204) به عبارت دیگر، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را به هیچ وجه نمی توان با اصول محافظه کارانه و مبتنی بر عملگرایی مقامات پکن توجیه کرد. علی رغم اینکه این دو کشور قطب‌هایی تلقی می‌شوند که علاقمند به مقابله یا رقابت با آمریکا هستند، اما چین انعطاف بسیار اندکی نسبت به نظرات ایران در سیاست خارجی نشان می‌دهد (شریعتی نیا، 1385: 16)

ن)چین متحدی استراتژیک برای توازن ایران در برابر غرب
با فروپاشی شوروی و اضمحلال نظام دو قطبی و تکوین نظم و شرایط جدید بین المللی، بدون تردید می توان گفت که چین یکی از ارکان اصلی قدرت در ساختار نوین نظام بین الملل است. از نظر سیاسی چین در حال تعریف و تثبیت موقعیت منطقه ای و جهانی خویش است و از لحاظ اقتصادی نیز پیش بینی های مراکز اقتصادی، مالی و پولی جهان حکایت از آن می کند که طی دو دهه آینده ، چین از نظر حجم اقتصادی و تولید صنعتی قدرت اول جهان خواهد شد و از آمریکا،ژاپن و اتحادیه اروپا پیشی خواهد گرفت.://www.brooking.edu/articles/2007/09china.aspx ) http ( از سوی دیگر، چین به عنوان یکی از اعضای دائمی شورای امنیت و یکی از قدرت‌های اتمی جهان دارای اهداف راهبردی خاص خود است. چین در جهت نیل به هدف مذکور سیاست‌های خاصی را اتخاذ نموده است که شامل ایجاد ثبات و برقراری روابط با قدرت‌های بزرگ دیگر و همچنین توسعه روابط صلح آمیز با کشورهای همسایه و کشورهای مناطق همجوار مانند ایران می‌باشد. سیاست مزبور در عین حال می‌تواند اهداف چین را برای دسترسی لازم و کافی به منابع طبیعی به ویژه انرژی برای تامین نیازهای رشد اقتصادی آن کشور فراهم نماید. (وینگلی، 1385: 27) بنابراین، برخورد با چین در حال ظهور، از اهمیت ویژه ای در محاسبات استراتژیک کشورهای منطقه و دولتهای مهم نظام بین الملل برخوردار است و انتظار می رود در دهه آتی چین همچنان استراتژی حرکت خود را در سطح بین المللی به شکلی موثرتر، بر محور “سیاست همکاری با تمام طرف های بازی ” تعقیب کند. نهایتا بدیهی است عدم درک صحیح و منطبق با واقعیت از جایگاه منطقه ای و بین المللی چین، تدوین هرگونه راهبرد تعاملی را با مشکلات عدیده ای روبرو خواهد کرد. در حال حاضر نظریه های مختلفی درباره تبعات قدرت یابی چین و تاثیر آن بر نظام بین الملل وجود دارد. بدیهی است که تدوین راهبرد همکاری تهران – پکن ، بدون شناخت کافی و جامع از جایگاه آتی منطقه ای و بین المللی چین میسر نیست. چین به عنوان یکی از اعضای دایمی شورای امنیت که از حق وتو برخوردار است و در ضمن در میان قدرت‌های بزرگ نزدیک‌ترین روابط را با جمهوری اسلامی ایران دارد، یکی از تاثیرگذارترین قدرت‌ها در پرونده هسته‌ای ایران تلقی می‌گردد (حق شناس، 1390: 56)همچنین می‌توان گفت که سیاست خارجی چین در قبال کشور ما از استقلال نسبی برخوردار است. ثبات در موضع‌گیری‌های چین برای ما قابل توجه است. در مجامع بین المللی نیز چین کشوری است که همکاری گسترده با آن امکان‌پذیر است (شریعتی نیا، 1385: 33) در حوزه سیاسی، مهمترین تحول، پذیرش عضویت ناظر ایران در سازمان همکاری شانگهای بود که در این زمینه حمایت چین بسیار موثر بود. در حوزه ی بین المللی نیز تنظیم استراتژی کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت در برخورد با چین می تواند تعریف مشخصی از اهداف و منافع ملی ما با چین ارائه کند. در حوزه ی اقتصادی، چین به دلایل زیر باید مورد توجه جمهوری اسلامی در ابعاد اقتصادی روابط خارجی قرار بگیرد : بازار مصرف بسیار عظیم، عضویت در سازمان تجارت جهانی، عضویت در پیمان منطقه ای از جمله پیمان شانگهای، نیازمندی شدید به انرژی و اقلام مصرفی، جایگزینی مناسب برای بازار صادرات و واردات از اروپا، دسترسی به فناوری بالاو کشوری تاثیر گذار در بعد بین المللی جهت مقابله با فشارهای غرب و امریکا و تحریم ها. (حسن زاده، 1387، 138) روابط ایران و چین در سال 2004 به رکورد 7 میلیارد دلار رسید که رشد42 درصدی نسبت به سال گذشته آن یعنی 2003 میلادی داشت. تجارت غیر نفتی بین دو کشور نیز در سال2004 به یک میلیارد دلار رسید که این رقم در سال 2005 دو برابر شد. همچنین در سال 2008 حجم تجارت دو کشور به 10 میلیارد دلار رسید بر اساس آمارهای منتشر شده، حجم مناسبات تجاری ایران و چین در پایان سال 2009 میلادی به حدود23 میلیارد دلار رسید و اکنون چین به بزرگترین شریک تجاری جمهوری اسلامی ایران در منطقه آسیا و یکی از بزرگترین شرکای تجاری ایران در سطح جهانی تبدیل شده است. هرچند حجم عمده ای از روابط ایران و چین در بخش انرژی( نفت و گاز) خلاصه می شود، اما روابط دو کشور در سایر زمینه های اقتصادی از جمله صادرات غیر نفتی ایران به چین نیز رشد قابل ملاحظه ای یافته است.( سلطانی،1382 :6) همچنین، بر اساس آمارهای منتشر شده، صادرات غیر نفتی ایران در سال 1388 به چین از رشد 47 درصدی برخوردار بوده است به گونه ای که در سال 2009 دو میلیارد و 669 میلیون دلار کالای ایرانی به چین صادر شده است. این رقم در مدت زمان مشابه در سال 2008 حدود یک میلیارد و 819 میلیون دلار بوده است. که رشد 47 درصدی را نشان می دهد. مهم ترین اقلام صادراتی به چین شامل پروپان مایع، سنگ آهن، پلی اتیلن، بوتان مایع، متانول، پارااکسیلن، سنگ مرمر، گل گوگرد، آلومینیوم و مس است. اقلامی چون تراکتورهای جاده ای، پروفیل آهنی یا فولادی، واگن های مسافری، لودر، میله های آهنی یا فولادی، لوله های حفاری برای استخراج نفت یا گاز و لوکوموتیو برقی از جمله کالاهای صادراتی چین به ایران بوده است.(Garver,2006:146) در بخش فرهنگی، ارتباطات دیرینه‌ای میان دو کشور وجود دارد. در بسیاری از زمینه‌ها بین دو کشور دیدگاه‌های مشترکی وجود دارد. امکانات فرهنگی و هنری دو کشور قابل توجه است (شریعتی نیا، 1385: 34)در خصوص پرونده هسته‌ای ایران، مواضع چین به عنوان یک قدرت بزرگ در ارتباط با سیاست عدم اشاعه تسلیحات هسته‌ای (ان.پی.تی) جایگاه آژانس بین المللی انرژی اتمی و شورای امنیت سازمان ملل متحد حائز اهمیت می‌باشد (وینگلی، 1385: 27)
براساس تجربه کار با چین، با توجه به روحیه محافظه کارانه و منفعت طلبانه طرف چینی، در وضعیت حاضر ایجاد و نهادینه سازی تفاهم همه جانبه با پکن کار آسانی نیست. این ویژگی روند همکاری های دو جانبه را با موانع اساسی روبرو کرده است. به رغم اینکه تهران از زمان تمرکز بر «سیاست نگاه به شرق» همواره تلاش کرده است اعتماد طرف چینی برای این مهم جلب کند که تهران ثبات رای کافی برای کارهای بزرگ و استاندارد امنیتی برای سرمایه گذاری درازمدت را دارد و با توجه به جایگاه و موقعیت استراتژیک و ژئوپلتیک و ثبات سیاسی خود، قادر است مقوله امنیت انرژی پکن را تامین کند،اما با این حال در عمل مشاهده می شود که کفه مناسبات پکن – واشنگتن و پکن – اتحادیه اروپا بر مناسبات پکن – تهران رجحان داشته است. شاید یکی از مشکلات اصلی موجود در مناسبات دو کشور، عدم درک و شناخت کافی تهران از واقعیت ها و وضعیت چین امروز در ابعاد مختلف داخلی ، منطقه ای و بین المللی است که مانع از تدوین سیاستی اصولی و منطبق با ظرفیت ها و توانایی های پکن می شود. البته در روی دیگر سکه، پکن نیز درک صحیح و جامعی از توانایی ها، قابلیت ها و واقعیت های ایران امروز ندارد که بالطبع، این وضعیت بر روند همکاری های دو کشور تاثیرگذار بوده است. (قاضی زاده و طالبی فر، 1390: 171) تهران براساس مواضع و سخنان مقامات کشورمان در دیدارهای رسمی و غیررسمی، توقع دارد که در اوضاع پیچیده و بی ثبات کنونی، چین مناسبات دو جانبه فیمابین را تا حداکثر ممکن توسعه دهد و در مقابل سیاست های غرب، به عنوان فیلتر تعدیل کننده ایفای نقش کند. مشکل اینجاست که این نگرش اساساً با اصول سیاست خارجی چین همخوانی ندارد. سیاست خارجی چین

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد انقلاب اسلامی، ایران و چین، نگاه به شرق، انقلاب اسلامی ایران Next Entries منبع تحقیق درمورد ایران و چین، خاورمیانه، امنیت انرژی، سیاست خارجی