منبع تحقیق درمورد سلسله مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

اجتماعي، در سطح فرهنگ و نهادهاي اجتماعي كه در آن انسجام اجتماعي مبتني بر معيارهاي همه شمول مي باشد، مي داند. همچنين شهروندي مورد نظر پارسونز يك شهروندي اجتماعي است و با سه مقولة كليدي كردارهاي اجتماعي، عضويت اجتماعي و انسجام اجتماعي پيوند تنگاتنگ دارد. با مروری در آثار پارسونز مي توان به جايگاه مهم شهروندي در نظريات او پي برد.
وی شهروندي را در ايجاد و حفظ نظام حكومتي دموكراتيك، بسيار مهم می انگاشت و تصور می كرد در جوامع دموكراتيك شهروندي به معيار اصلي همبستگي ملي تبديل مي شود. در گذشته تفاوت هاي مبتني بر مذهب، قوميت يا سرزمين آن قدر مهم بود كه تعيين می كرد چه كساني عضو جامعه به شمار آيند، يا از عضويت آن به طور كلي محروم گردند. با وجود اين در جامعه اي كاملاً مدرن، وضعيت مشترك شهروندي شالوده اي كافي براي همبستگي ملي فراهم مي كند.(كيوستو؛1389)
مفهوم شهروندي از ديدگاه پارسونز عضويت كامل در آن چيزي است كه آنرا “اجتماع جامعه اي” مي نامد. اجتماع جامعه اي اشاره به بخشي از جامعه دارد كه به عنوان يك نظام، يك “گمينشافت” را تشكيل مي دهد و بر همبستگي و وفاداري متقابل اعضا تأكيد دارد. از ديدگاه پارسونز اجتماع جامعه اي مقوله اي از تعهد اعضاء به يكديگر و جمعي است كه در آن گرد آمده اند. براي به وجود آمدن چنين وضعيتي ساختار انجمني بايد مطابق ارزش هاي مشترك جامعه باشد. در اين صورت اعضا به يكديگر تعهد پيدا مي كنند، زيرا ارزش هاي مشتركي دارند و علايق و منافع شان با علايق و منافع ديگران در ارتباط است.(ترنر؛1994)
پارسونز با برقرار كردن رابطه بين شهروندي و پلوراليسم، شهروندي را شالود هاي كافي براي وضعيت مشترك تمامي گروه هاي اجتماعي مي داند كه مي تواند با ناديده گرفتن تنوعات و كثرت گرايي فرهنگي، محوري جهت ايجاد هويت ملي (احساس تعلق يكپارچه به يك فرهنگ ملي مبتني بر زبان، تاريخ و سنتهاي مشترك) ايجاد كند و اختلافات قومي، مذهبي، منطقه اي، منازعات اجتماعي و فرهنگي را با هويت ملي همساز كند، بدون ترس از اينكه جامعه بگسلد يا به جنگ خونين داخلي منجر شود.(كيوستو؛1383)
پارسونز مؤلفه هاي سه گانة شهروندي از ديدگاه مارشال را به شرح ذيل توسعه مي دهد:
مدني يا قانوني: براي پارسونز به كارگيري نظام ارزشي براي يك زمينة مرتبط، بعد مدني شهروندي را تشكيل مي دهد. يكي از اين زمينه ها حقوق است. حقوق يعني اينكه اعضاء اجتماع جامعه اي، در يك معناي هنجاري، بايد از آزادي بيان و امنيت برخوردار باشند. سياسي: براي پارسونز مشاركت در دستيابي به اهداف جمعي در سطح جامعه و مشاركت در فرآیند حكومت، همان بعد سياسي شهروندي است.
اجتماعي: براي پارسونز بعد اجتماعي شهروندي، همان منابع و ظرفيت ها مي باشند. به اين معنا كه اجتماع جامعه اي يك سطح استاندارد از منابع و ظرفيت ها را تعريف مي كند و آن را در اختيار جامعه و بخش هاي كوچكتر آن مي گذارد. (ترنر؛ 1994)
بنابراين مي توان گفت از ديدگاه پارسونز، شهروندي يكي از ارزشهاي بنيادي نهادهاي دموكراسي ليبرال است كه به موازات توسعة مدرنيته و دموكراتيك شدن جوامع تقويت و گسترش مي يابد. همچنين شهروندي مورد نظر پارسونز، يك شهروندي كامل است يعني به دور از تبعيض اجتماعي، محدوديت اجتماعي، نابرابري و در كل طرد گروه هاي اجتماعي خاص و به معناي برخورداري تمامي گروه هاي اجتماعي از حقوق و تعهدات شهروندي فارغ از تفاوتهاي فرهنگي. به عبارت ساده تر شهروندي از نظر پارسونز، شامل احساس تعلق يكپارچه به يك فرهنگ ملي است كه در نهايت به انسجام اجتماعي و نظم اجتماعي منجر مي شود.(منتخب مدني؛1384)
2-4-1-2- برايان ترنر
ترنر نوعي از نظريه شهروندي را توسعه داده است كه ساكنين اوليه، قوميت و ملی گرايي را در قالبي از شهروندي مدرن گنجانده است. او در نظرية خود از منابع اقتصادي چشم پوشي نموده و منابع فرهنگي مانند آموزش، دانش، مذهب و زبان را مورد توجه قرار داده است. برايان ترنر در يك نظرية توسعه يافته از شهروندي، نظرية تضاد را با تمركز ضمني بر جنبش هاي اجتماعي مورد نظر قرار مي دهد. او جنبش هاي اجتماعي را به عنوان نيروهاي پويايي در نظر مي گيرد كه حاصل آن توسعة حقوق شهروندي بوده است. در حاليكه مارشال واحدهاي تجاري را به عنوان گروه هاي فشار در نظر می گيرد كه شهروندي را به تودة مردم گسترش می دهد و تضاد را گاهي اوقات و آن هم در مورد توسعة حقوق خصوصي در نظريات خود مورد توجه قرار مي دهد، اما در نظرية برايان ترنر تضاد نقش پررنگ تري را ايفا مي كند و عامل كليدي در توسعة شهروندي به شمار مي آيد.
موضوع شهروندي نه تنها براي سيستم هاي بهداشتي درمان، نهادهاي آموزشي و دولت رفاه بلكه در مباحث جامعه شناسي نظري، در ارتباط با شرايط يكپارچگي و همبستگي اجتماعي نيز اهميت دارد. اما توجه وسيع به تلاش و مبارزة اجتماعي نشانة يك جنبة انتقادي از رشد تاريخي شهروندي است. البته تعدادي از اين نويسندگان بر نقش جنبش هاي اجتماعي تأكيد داشته اند. براي مثال باربالت مي گويد كه نهادگرايي حقوقي اجتماعي نيازمند عمل قانوني، سياسي جديد است كه غير مستقيم با جنبش هاي اجتماعي در ارتباط است.(ترنر؛1994)
ترنر در تحليل انواع شهروندي گفته است كه دو جنبه وجود دارد: يكي عمومي/خصوصي در فرهنگ غربي و ديگري موضوع شهروندي فعال/منفعل مي باشد.(ترنر؛1994) در واقع، ترنر يك طرح تكميلي و تجربي براي مطالعة شهروندي ارائه داده است كه مي توان آن را مبنايي براي رويكرد جامعه شناسي تجربي شهروندي تلقي كرد. در طرح پديدة شهروندي ترنر با چند مؤلفة جامعه شناسي تحليل و تبيين مي شود.
الف) شكل اجتماعي شهروندي: اين كه شهروندي از بالا به پايين يعني از دولت به سمت جامعه شكل گرفته است، يا از پايين به بالا يعني از جامعه و نهادهاي مدني به سمت دولت.
ب) قلمرو اجتماعي شهروندي: شهروندي بيشتر متمايل به شكل گيري در حوزة عمومي بوده است، يا خصوصي.
ج) گونة اجتماعي شهروندي: مشاركت شهروندي بيشتر حالت فعال دارد يا منفعل.
د) محتواي اجتماعي شهروندي: اينكه شهروندي عمدتاً و در عمل ناظر به ايفاي وظايف، تكاليف، مسئوليت ها و تعهدات شهروندي بوده است يا معطوف به حقوق و امتيازات شهروندي.
و) نيروهاي اجتماعي شهروندي: يعني اينكه كدام دسته از نيروهاي اجتماعي يا طبقات و گروه هاي اجتماعي در شكل گيري شهروندي تأثير گذار بوده اند.
ه) ترتيبات اجتماعي شهروندي: يعني اينكه چه نهادسازي ها و بسترسازي هايي براي تحقق و تقويت شهروندي صورت گرفته است.(ترنر؛1994)
ترنر با تركيب دو جنبة شهروندي (عمومي/خصوصي)و تمايز (بالا/پايين) يك مدل خود ساخته از زمينه هاي سياسي چهارگانه و نهادينه شدن حقوق شهروندي ارائه مي كند. ترنر در اين مدل دولت را كه حقوق شهروندي را از بالا توزيع مي كند، از موقعيتي حقوقي متمايز می كند كه توسط مردم از پايين بدست آمده است. او تفاوتي بين حوزة عمومي و خصوصي قائل مي شود و با اين تحليل چهار گونه شهروندي را از هم متمايز مي سازد. او معتقد است كه مارشال اگر چه، يك نوع شناسي از حقوق شهروندي ارائه مي كند اما توجهي به گونه هاي فعال و منفعل شهروندي نشان نداده است. او پس از مقايسة تاريخ متفاوت شهروندي در اروپا يك مدل از شهروندي ارائه مي كند. گونه هاي مختلف شهروندي از ديدگاه ترنر به شرح زير مي باشد.
– گونة شهروندي منفعل را معرفي مي كند كه از مختصات سنت شهروندي آلمان است. امتيازات توسط دولت و از بالا توزيع مي شود. شهروندي در اينجا بر پايه اي از ارتباط منفعل با دولت قرار گرفته است، زيرا كه متأثر از عمل و كنش دولت است. در آلمان تأكيد بر بخش خصوصي(خانواده،مذهب و فرد) با اين ديدگاه نسبت به دولت تركيب شده كه دولت را به عنوان تنها مرجع اقتدار عمومي مي بيند.
– سپس گونة منفعل شهروندي، با تأكيد بر امتيازاتي كه دولت از بالا توزيع مي كند و با فعاليت سياسي شهروندان بدست آمده است كه از ويژگي هاي شهروندي انگليس است. در واقع مي توان گفت كه اسكان قانوني مهاجرين در سال 1688 شهروندي انگليس را به وجود آورد و به افراد يك شخصيت قانوني داد و همراه با آن حقوق قانوني توسط نشست سلطنتي در پارلمان مورد توجه قرار گرفت. تصور شهروندي در انگليس بطور نسبي به عنوان حقوق است اما با يك ويژگي منفعلانه.
– گونة فعال شهروندي كه با تأكيد حقوقي است كه از پايين و از طريق تلاش تاريخي براي درهم شكستن انحصار قانوني سياسي جوامعي است كه نظام اجتماعي آن بر حسب وراثت قشربندي شده است. خشونت هاي بيشمار براي تغيير شكل نظام اجتماعي نتيجة يك شهروندي فعال و تلاش انقلابي در قرن 18 است.در فرانسه مفهوم انقلابي از شهروندي فعال با تعرض به حوزة خانواده، مذهب و زندگي خصوصي شكل گرفته است.
– گونة فعال شهروندي با تأكيد بر حقوقي كه از پايين و به عنوان نتايج كشمكش با دولت بدست آمده است. و در عين حال بر فردگرايي استوار است. نمونة واقعي اين نوع از شهروندي ليبراليسم فردگرايانة آمريكا است كه دموكراسي را برپاية مشاركت افراد مورد توجه خود قرار داده است.
به اعتقاد ترنر جهان معاصر به وسيلة دو دسته فرآیند اجتماعي متناقض در حال شكل گيري است. از يك طرف فشار قوي براي خودمختاري و بوم يگرايي وجود دارد و از طرف ديگر يك شكل قوي از جهاني شدن و مسئوليت هاي سياسي جهاني وجود دارد. بنابراين مفهوم شهروندي در فرآیندي از تغيير و توسعه قرار دارد. به نظر وي، آيندة شهروندي در دو جهت توسعه پيدا خواهد؛ يكي شرايطي است كه مسئلة شهروندي در آن بر اساس پيچيدگي هاي قومي شكل خواهد گرفت مانند برزيل و ديگر توسعة شهروندي جهاني در عرصة اقتصاد سياسي مي باشد.(ترنر؛ 1994)

2-4-1-3-كيت فالكس
به نظر فالكس شهروندي داراي يك نيروي آزادي بخش بالقوه مي باشد كه با اتخاذ سياست هايي كه هدفشان ايجاد توازن ميان حقوق و مسئوليتها و نيز متوازن ساختن بازار و دموكراسي باشد، مي توان آن را آزاد نمود. او شهروندي را ايده اي مي داند كه استقلال فرد و توانايي هاي او را براي ادارة امور به رسميت مي شناسد. استقلالي كه در مجموعه اي از حقوق انعكاس مي يابد. فالكس معتقد است كه حقوق هميشه به چارچوبي براي پذيرش و مكانيزم هايي براي تحقق نياز دارد. اين چارچوب كه شامل دادگاه ها، مدارس، بيمارستان ها و پارلمان ها مي شود، نيازمند اين است كه همة شهروندان وظيفة خود را در حفظ آن ايفا كنند. اين بدين معني است كه شهروندي علاوه بر حقوق، به وظايف و مسئوليت هاي مختلف نيز دلالت دارد. در حقيقت تصور اين كه جامعه اي بتواند بدون به رسميت شناختن حقوق، عادلانه عمل كند، امكان پذير است. اما مشكل است بتوان جامعه بشري با ثباتي را تصور كرد كه اعضاي آن در ميان خويش هيچگونه احساس وظيفه اي در قبال يكديگر نداشته باشند. از اينرو مي توان گفت شهروندي مبناي بسيارخوبي براي حكومت بشري است. او دلايل جذابيت شهروندي را براي هر دو گروه محققين چپ و راست، دارا بودن توأمان هر دو عنصر فردگرايانه و جمع گرايانه و نيز داشتن يك ايدة ذاتاً ارتباطي مي داند، چرا كه به نظر او شهروندي متضمن همكاري ميان افراد براي ادارة زندگيشان مي باشد.
فالكس شهروندي را هويتي مي داند كه بيش از هر هويت ديگري مثل نژاد، مذهب، طبقه يا جنسيت قادر است انگيزة اساسي سياسي انسان ها، يعني نياز به رسميت شناخته شدن را ارضا نمايد. برخلاف برده ها، رعيت ها يا اتباع، كه موقعيت شان بر سلسله مراتب و سلطه دلالت دارد، شهروندان رسماً از عضويت مشروع و برابر در يك جامعه بهره مندند.
فالكس شهروندي را نمونة بسيار خوبي از آن چيزي مي داند كه آنتوني گيدنز «دوگانگی ساختار» مي نامد. از نظر گيدنز، فرد و جامعه (عامليت و ساختار) را نمي توان به عنوان مفاهيمي متضاد و مخالف هم در نظر گرفت، بر عكس رفتار فرد و جامعه بطور متقابل وابسته اند. افراد با استفاده از اجراي حقوق و انجام وظايف، شرايط لازم براي شهروندي را فراهم مي آورند. بنابراين شهروندي هويتي پويا است.
فالكس شهروندي را داراي چهار بعد مي داند و معتقد است كه در هر گونه بررسي در زمينة شهروندي، بايد اين چهار بعد مورد توجه قرار

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد سلسله مراتب، مفهوم وجود، حقوق مدنی Next Entries منبع تحقیق درمورد سازمان ملل، حقوق بشر