منبع تحقیق درمورد سلسله مراتبی، سلسله مراتب، عوامل حیاتی موفقیت

دانلود پایان نامه ارشد

هیأت علمی دانشگاهها میشود.
جواهریزاده [36] در پژوهش خود برای شناسایی و بررسی عوامل موثر بر گرایش دانشجویان به پژوهش، تحلیل عاملی انجام داده است. وی شش عامل آشنایی با روشهای پژوهش، نبودن جایگاه دقیق در دروس دانشگاهی برای پژوهش، عضویت در انجمنهای علمی پژوهش دانشگاه در رشته مربوطه، وجود مشاورین پژوهش در دانشگاه، آشنا نبودن اساتید با پژوهش و علاقه دانشجویان به پژوهش را عواملی میداند که بیشترین تأثیر را بر گرایش دانشجویان به پژوهش میداند.
در پژوهش پورکاظمی و شاکری نوائی [37] فرهنگ سازمانی دانشکدههای مدیریت دانشگاه تهران و نقش آن در بهرهوری دانشکده بررسی شده است و در نتیجه بهبود فرهنگ سازمانی از طریق موارد زیر حاصل میشود: تشکیل هستههای علمی دانشجویی، ایجاد نظام مشارکتی برای افزایش روحیه همکاری بین دانشجویان، نگرش مثبت به دانشجویان و شخصیت آنها، توجه به آرا و نظرات دانشجویان در زمینه درسی برنامهریزی از طرف مسئولان، مد نظر قرار دادن نظرات و پیشنهادات دانشجویان در تصمیمگیریهای شورای دانشکده، اختصاص ساعاتی مشخص در هفته توسط مسئولان برای حل مشکلات دانشجویان، برگزاری مسابقات علمی بین دانشجویان و تشویق نفرات برتر، تشویق دانشجویانی که در مقاطع بالاتر پذیرفته میشوند، برگزاری مراسم مذهبی و اردوهای تفریحی بین دانشجویان، ایجاد وجه مثبت بیرونی برای دانشگاه برای علاقهمندی بیشتر دانشجویان به دانشگاه خود.
عبادیفر و همکاران، كوركي و همکاران و اعظمی [38و39و40] عوامل زیر را جزء عوامل کلیدی تولید علم میدانند: بهرهگیری از نتایج تحقیق، بالا بردن فرهنگ تحقیق و نوآوری، تشویق مالی و معنوی محققین، تدارک امکانات آزمایشگاهی برای محققین، آشنایی محققین با اصول و روش تحقیق، چاپ نشریات علمی معتبر در دانشکده، فراغت اعضای هیأت عملی برای پژوهش، همکاری علمی بین محققین و اعضای هیأت علمی، تسلط دانشجویان و اساتید به زبان انگلیسی، آشنایی محققین با روش مقاله نویسی، آشنایی محققین با روش تهیه پروپوزالهای تحقیقاتی، آشنایی محققین با روشهای جستجوی اینترنتی.
نصرالهي، فهيميان، گنجي، قائميطلب و اسدزاده [41و42و43و44] در تحقيقات خود به شناسايي عوامل مؤثر بر توليدات و فعاليتهاي علمي اعضاي هيئت علمي دانشگاه‌ها پرداخته‌اند. آنها دريافتند كه عوامل مشوق نشر مقاله در مجله‌هاي معتبر عبارتند از: ذوق و علاقه به تحقيق، آشنايي با زبان‌های خارجي، ارتباط با ساير مراكز تحقيقاتي داخل و خارج، وقت كافي، شیوه مديريت و خط مشی امور پژوهشي، ميزان تخصيص بودجه. عوامل بازدارنده نيز عبارتند از: محدوديتهاي اداري، مشكلات اقتصادي و معيشتي، بي‌انگيزگي، مسئوليتهاي اجرايي، نبود آموزشهاي ضمن خدمت و غیره.
تأثير اعضاي هيئت علمي با مدارج علمي بالاتر در توليد مقاله‌هاي ISI در تحقيقات رضوي و گنجي [42و45] آشكار شده است .
باقريان [46] نيز در پژوهش خود افزايش خودباوري اعضای هیأت علمي و توانايي و به روز بودن در زمينه تخصص خود، تأمین درآمد كافي، برخورداري از امكان برابري فرصتهاي مطالعاتي، ارزيابي بر اساس تواناييها و كفايت علمي را در بهبود پژوهش پيشنهاد می‌نماید.
نتایج پژوهشهای دیگری [31و47و48] نشان میدهد که تأمین مالي طرح پژوهش و سهلالاجرا كردن مراحل تصويب طرح ميتواند در بالا بردن ميزان پژوهش نقش اساسي داشته باشد.
در مطالعهاي ديگر كه در سيدني [49] با هدف تعيين عوامل موثر در ارتقاي پژوهش انجام گرفته، نخستين گام در راستاي ارتقاي كيفيت پژوهش را نیاز سنجی و تحليل نيازهاي پژوهشي اعضاي هیأت علمي ذكر كردهاند.
براتپور [50] در بررسی عوامل تأثیرگذار بر فعالیتهای علمی- پژوهشی از دیدگاه هیأت علمی گروههای کتابداری دانشگاههای دولتی ایران، نشان داد که عوامل بوروکراسی اداری، اجتماعی، انگیزشی، رفاهی و حمایتی به ترتیب بیشترین تأثیر را در فعالیت‌های مذکور داشتهاند.
سلامی و شفیعیپور [51]، به شناسایی و اولویتبندی عوامل سازمانی موثر بر اثربخشی فعالیتهای تحقیق و توسعه پرداختهاند. این عوامل در دو بخش عوامل درون سازمانی شامل مدیریت، نیروی محقق، فرهنگ سازمانی، امکانات و تجهیزات تحقیق، تکنولوژی اطلاعات و سرمایهگذاری و عوامل برون سازمانی شامل عوامل جهانی، روابط منطقهای و بین‌المللی، سیاستهای دولت در سطح ملی و در سطح صنعت، موقعیت رقابتی صنعت و عوامل غیر کنترل است.
فعلي و همکاران [52] به بررسي عوامل مؤثر بر مشاركت دانشجويان در فعالیت‌های پژوهشي و توليد علم پرداختهاند.
نتايج آزمونهاي آماري در پژوهش اعظمي [40] در زمينه وجود رابطه بين تعداد مقاله‌هاي منتشر شده اعضاي هيئت علمي با سطح زبان انگليسي، روش تحقيق، آمار و بانک‌های اطلاعاتي نشان داد بين تعداد مقاله‌هاي منتشر شده و ميزان آشنايي با زبان انگليسي و روش تحقيق، رابطه معنادار وجود دارد، در حالی که وجود اين رابطه در مورد آمار و بانكهاي اطلاعاتي، تأييد نمي‌شود.
نوروزی چالکی و دیانی [53] عوامل موثر بر موفقیت مدیران در سازمان را شامل ثبات مدیریت، فاصله فیزیکی سازمان از مرکز، استقلال سازمانی مدیر، ارتباط تخصص مدير با اهداف سازمان، استفاده از فناوري در امور آموزش کارکنان (تأثير فناوري) میدانند.
کورکی و همکاران [39] در پژوهش دیگری به بررسی عوامل موثر بر عدم گرايش به نگارش مقالات علمي اعضای هیأت علمی پرداختهاند. آنان عوامل خود را در سه محور مشکلات سازمانی، مشکلات شخصی و سازمانی و مشکلات شخصی قرار دادند. عوامل مشغله زياد در امور آموزشي و تدريس، آشنا نبودن به ضوابط پذيرش و مقررات چاپ مقالات در مجلات علمي فارسي، دست و پا گير بودن ضوابط پذيرش و مقررات چاپ مقالات در مجلات علمي فارسي، طولاني بودن زمان ارائه تا چاپ مقالات فارسي، آشنا نبودن به ضوابط پذيرش و مقررات چاپ مقالات در مجلات علمي لاتين، دست و پا گير بودن ضوابط و مقررات چاپ مقالات در مجلات علمي لاتين، طولاني بودن زمان ارائه تا چاپ مقالات لاتين، نداشتن تسلط كافي به زبان انگليسي، آشنا نبودن اعضای به اصول و متدلوژی مقاله نويسي، كافي نبودن دانش و سطح علمي اعضای هيأت علمي در نگارش مقالات، دسترسي محدود به منابع و اطلاعات زمينهاي و ابزاري، كافي نبودن ابزار تشويقي و پایین بودن امتياز تخصيصي به هر مقاله در ارتقاء اعضای هيأت علمي جزء عوامل اولیه موثر بر عدم گرایش به نگارش مقالات علمی شناسایی شدند.
زينالو و همكاران [54] گزارش كردند كه هیأت علمي معتقدند بیشترین مشكلات موجود در انجام پژوهش به ترتیب موانع مالي، موانع اداري، امكانات كم و نامطلوب، ميزان اطلاع رساني در پژوهشها، ضعیف بودن انگيزه استادان براي انجام پژوهش و نيز عملکرد ضعیف استادان براي انجام پژوهش میباشد.
به نظر دارابی و همکارانش [55]، مقررات اداري، کمبود بودجه تحقیقاتی، حجم کار زیاد، عدم وجود انگیزه و مهارتهاي فردي از جمله عواملی هستند که مانع از انجام فعالیتهاي پژوهشی میگردند، ولی نتایج مطالعه آنان نشان داد که با اصلاح شیوههاي اداري و مدیریتی و برنامهریزي متناسب با مشکلات موجود، میتوان موانع را بر طرف و از شدت مشکلات کاست.
مهم‌ترین موانع و عوامل پژوهش و نوآوری از دیدگاه مهدی و همکاران [17] عبارتست از مدیریت، سیاستگذاری و نظام پژوهشی، فرهنگ پژوهش، پژوهشگران، فضای استاندارد علمی و پژوهشی، قوانین و مقررات پژوهشی، بودجه و امکانات پژوهشی، کاربرد نتایج پژوهش.
تصدیقی و تصدیقی [56] با بررسی نظامهای آموزشی سایر کشورها، راهکارهایی را برای برطرف کردن موانع پژوهش به صورت زیر ارائه دادهاند: اصلاح قوانین ارتقا به نفع پژوهش، موظف شدن اساتید، مدیران و متخصصان به امر پژوهش، ارتباط بین پژوهشگران و مدیران، کاهش موانع مالی و اداری تحقیق، حذف ساختار نامناسب بوروکراسی، انعطافپذیری مقررات، کاهش مقررات دست و پا گیر اداری، ایجاد ثبات در مدیریت، ایجاد جو اعتماد جهت تقویت مدیریت پژوهشی، توجه به تحقیقات مشارکتی، قدردانی مناسب از اساتید و دانشجویان پژوهشگر، تاسیس سازمان متمرکز و مستقل جهت نظم بخشیدن به تحقیقات، جلوگیری از دوباره کاری، نظارت بر همه تحقیقات و ایجاد بانک پژوهش و تحقیق.
پژوهشهای دیگری[55و56و57و58] مبنی بر یافتن موانع و مشکلات پژوهش و آسیبشناسی آن در دانشگاهها انجام شده است.
2-6- روشهای به‌کارگیری و تحلیل عوامل حیاتی موفقیت
2-6-1- زنجیره حیاتی موفقیت
زنجیره حیاتی موفقیت12 یک ابزار برای طراحی عوامل موفقیت در پروژههای فناوری اطلاعات و یک روش برای تولید ایده راهبردی پروژه فناوری اطلاعات به شمار میرود. زنجیره حیاتی موفقیت بر پایه تئوری ترکیبات انفرادی13 که توسط کلی14 در دهه 1950 توسعه یافت، استوار است. این زنجیره روابط مهم بین مشخصههای عوامل حیاتی موفقیت و اهداف سازمان را مورد بررسی قرار میدهد. روششناسی زنجیره حیاتی موفقیت شامل چهار مرحله است. این چهار مرحله عبارتند از: آمادگی قبل از بررسی، مصاحبهها، تجزیه و تحلیل و جمعبندی، و کارگاههای عقیده سنجی [59].
زنجیره حیاتی موفقیت را الیاهو گلدرات در سال 1997 در کتابی با همین عنوان معرفی کرد. کتاب گلدرات چالشی در جامعه مدیریت پروژه پدید آورد. برخی آن را شیوهای نوین و انقلابی در مدیریت پروژه میدانند چون معتقدند با کوتاهسازی مدیریت پروژه و افزایش توان ادای تعهدات هزینه و زمان، بازدهی را بالا میبرد. برخی دیگر آن‌را گزافهگویی دانسته میگویند مدیران با تجربه سال‌هاست با این روش کار میکنند و یکتایی این روش تنها در نامگذاری آن است نه در نهاد آن. پفرز، گنگلر و تانانن15 (2003) با توسعهی متدلوژی عوامل حیاتی موفقیت متدلوژی “زنجیرههای حیاتی موفقیت” را به دست آوردهاند که روابط بین مشخصات سیستمهای اطلاعاتی، عوامل حیاتی موفقیت و اهداف سازمانی را به طور روشن مدل بندی میکند [59].
از نقاط ضعف و محدودیت‌های زنجیره حیاتی موفقیت این است که اگر اطلاعات کافی در دسترس نباشد، زنجیره حیاتی موفقیت باید به وسیله روشهای دیگر برای برنامهریزی سیستمهای اطلاعاتی کامل شود و در ارائه پیشنهادهایی برای پروژههای راهبردی، کارآمدتر بودن زنجیره حیاتی موفقیت از سایر تکنیکهای ممکن برای تولید ایدهها، هنوز ثابت نشده است [60].
2-6-2- فرآیند تحلیل سلسله مراتبی
فرآیند تحلیل سلسله مراتبی16، یکی از کارامدترین روشهای تصمیمگیری است و در حوزه تعیین عوامل حیاتی موفقیت استفاده شده است[61]. این روش بر اساس تحلیل مغز انسان برای مسائل پیچیده و فازی پیشنهاد گردیده است. هدف به دست آوردن و ردهبندی نظرات کاربران درباره اهمیت عوامل حیاتی موفقیت معین است. متدلوژی تحلیل سلسله مراتبی، توسط ساعتی در دهه 1970 ارائه شده است به طوری که کاربردهای متعددی از آن زمان تا کنون برای این روش مورد بحث قرار گرفته‌اند. فرآیند تحلیل سلسله مراتبی و کاربرد آن بر سه اصل زیرین استوار است [62]:
الف – بر پایی یک ساختار و قالب ردهای برای مسئله.
ب – برقراری ترجیح‌ها از طریق مقایسات زوجی (به صورت نرخ نهایی جانشینی).
ج – برقراری سازگاری منطقی از اندازهگیریها.
این متدلوژی یک ساختار سلسله مراتبی را برای نمایش یک مسئله چند تصمیمی به کار می‌برد که برای این کار مسئله را به چندین زیرمسئله تجزیه میکند. تحلیل سلسله مراتبی به طور گسترده برای انعکاس اهمیت یا وزن فاکتورهای مرتبط با اولویتها مورد استفاده قرار گرفته است. بنابراین وزن یا اهمیت داده بر هر ملاک (معیار)، برای هر واحد متفاوت است. وزن داده شده به هر یک از معیارها ممکن است هر مقداری را بگیرد و هیچ یک از آنها نمیتواند مهم‌تر از مابقی تلقی شود. هرچند، این مسئله وقتی مناسبتر است که تصمیم گیرنده هیچ گونه تقدمی برای خصوصیات متفاوت قائل نشود [59].
فرآیند تحلیل سلسله مراتبی، به پاسخ دهندگان اجازه میدهد تا علاقه شخصی خود را بیان کنند، بنا بر این هر مسئله میتواند با استفاده از این مجموع علایق ارزیابی شود، به طوری که یک ردهبندی ویژه، برای هر تصمیم گیرنده فراهم میشود. در این صورت چند روش برای به دست آوردن مجموعه‌ای از علایق کلی وجود دارد که یا به

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد عوامل حیاتی، عوامل حیاتی موفقیت، تولید علم Next Entries منبع تحقیق درمورد منطق فازی، عوامل حیاتی موفقیت، عوامل حیاتی