منبع تحقیق درمورد سلسله مراتب، مفهوم وجود، حقوق مدنی

دانلود پایان نامه ارشد

آيد داراي خصوصيات زير است:
1- قاعده حقوقي الزام آور است.
2- رعايت قاعده حقوقي از طرف دولت تنظيم شده است.
3- قاعده حقوقي كلي و عمومي است.
4- حقوق نظامي است اجتماعي، يعني هدف آن تنظيم روابط اجتماعي است، نه پاكي روح و وجدان انسان.(كاستلز؛2000)
شهروندان اجزايي از يك سيستم هستند كه با در اختيار داشتن لوازم و ابزار مورد نياز، هر كدام كاركرد مشخصي دارند و ايجاد سامان و نظم در حوزه هاي مختلف سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي مستلزم كاركرد صحيح هر يك از اين عناصر در كنار ساير مولفه هاي موثر از جمله دولت است. ويژگي ديگر شهروندي اين است كه بر اساس آن، شهروندان رسماً از عضويت مشروع و برابر در يك جامعه بهره مندند و هيچ عاملي نمی تواند عضويت مشروع شهروندان را از آنان سلب نموده و يا براي آنها سلسله مراتبي قرار دهد. همچنين با اطلاق واژه شهروند به افراد عضو جامعه، نمي توان براي آنها موقعيت هاي نابرابر متصور شد. در واقع شهروندي وصفي است عادلانه براي همه افراد و آحاد يك ملت كه در قالب آن كليه افراد واقعاً از وضعيتي يكسان و برابر برخوردار باشند. بر اين مبناست كه شهروندي موجبات همگرايي و همبستگي اجتماعي را فراهم مي سازد.(كاستلز؛ 2000) رابطه چند سويه بين دولت، جامعه و شهروندان ايجاب مي كند كه منافع فردي مستلزم تأمين منافع ملي و اجتماعي باشد و بالعكس. بر اين اساس شهروندان دوگانگي و تضادي بين منافع خود و منافع دولت يا جامعه احساس نمي كنند. در مفهوم شهروندي توأمان حقوق و تكاليفي متناسب براي هر يك از شهروندان در نظر گرفته مي شود. بر اين اساس شهروندي در عين حال كه مجموعه حقوقي را براي شهروندان معين مي كند و آنها را بدون استثناء بهره مند از اين حقوق مي داند، تكاليفي را هم براي آنها متصور مي شود كه بايد به آنها بپردازد. اين حقوق و تكاليف لازم و ملزوم يكديگرند و هيچ يك را نمي توان بدون ديگري تصور كرد و شهروندي علاوه بر حقوق، بر تكاليف و تعهدات نيز دلالت دارد. مارشال، سه نوع حق را در ارتباط با رشد شهروندي تشخيص داده است(مارشال؛1955)

2-3-5- حقوق مدني
حقوق مدنی ناظر است بر آزادي انعقاد قرارداد و مالكيت اموال، بنابراين دلالت دارد بر برابري در مقابل قانون.(مارشال و باتامور؛ 1992) اين حقوق شامل امتيازاتي است كه بسياري از ما آنها را بديهي مي دانيم ولي هنوز در همه كشورها شناخته نشده اند.(مارشال؛ 1965) حقوق مدني شامل آزادي افراد براي زندگي در هر جايي كه انتخاب مي كنند، آزادي زبان و مذهب، حق مالكيت و حق دادرسي يكسان در برابر قانون است. به بيان ديگر، حقوق مدني، شامل “آزادي از” انواع مشخصي از تجاوز غيرقانوني، به ويژه به وسيله دولت است.(كاستلز؛ 2000)

2-3-6- حقوق سياسي
ناظر است بر حق مشاركت در روندهاي سياسي (مارشال و باتامور؛ 1992) به واسطه اين حقوق شهروند فعال مي تواند در شكلگيري افكار عمومي و تصميمگيری سياسي مشاركت جويد(كاستلز؛ 2000 ) به طور خلاصه اين حقوق يعني حق انتخاب شدن و انتخاب كردن.

2-3-7- حقوق اجتماعي
اين حقوق به حق طبيعي هر فرد براي بهره مند شدن از يك حداقل استاندارد رفاه اقتصادي و امنيت مربوط مي شود. اين حقوق شامل مزاياي بهداشتي و درماني، تأمين اجتماعي در صورت بيكاري، تعيين حداقل دستمزد و غیره است. به سخن ديگر حقوق اجتماعي به خدمات رفاهي مربوط مي شود. حقوق اجتماعي به اين دليل داراي اهميت مي باشد كه به اعضاي طبقه كارگر فرصت مشاركت حقيقي در جامعه به عنوان شهروند را مي دهد(مارشال؛ 1965) مصاديق حقوق مدني، سياسي و اجتماعي يا حقوق شهروندي گستره وسيعي در حوزه هاي مختلف زندگي اجتماعي و فردي شهروندان را در برمي گيرد و مسلماً تحقق مجموعه آنها مستلزم پيش شرط هايي است كه بدون آنها نمي توان به تحقق حقوق شهروندي اميدوار بود. بايد گفت كه بحث راجع به حقوق شهروندي تابعي است از تحقق مفهوم شهروندي و به رسميت شناختن آنها. نكته ديگر اين كه حقوق شهروندي چيزي نيست كه از سوي حاكميت به مردم اعطا شود. بلكه در نزد شهروندان واقعي ثابت و محفوظ است و اين يكي از ويژگي هايي است كه شهروندي با دارا بودن آن شكل مي گيرد. حقوق شهروندي را دولت ايجاد نمي كند بلكه بايد آن را رعايت نموده و از آن حمايت كند و حتي آنجا كه خود اين حقوق را نقض نموده است جبران نمايد. در واقع خود حكومت تبلور حقوق شهروندي است. به عبارت ديگر حكومت زاييده تحقق بخشي از حقوق شهروندي است. هرچند حكومت در حمايت و رعايت مصاديق حقوق شهروندي و تنظيم سازوكارهاي مربوط به تحقق آن موثر است. اما تماميت حقوق شهروندي ناشي از اراده حكومت و تمايل وي براي اعطاي آن به مردم نيست. حقوق شهروندي از جامعيتي برخوردار است كه شكل و نوع حكومت و حاكمان را در درون خود جاي مي دهد. در واقع اين شهروندان هستند كه با اعمال حقوق خود به انتخاب حكومت و حاكمان مي پردازند، بر اين مبنا موجوديتي كه خود ناشي و زاييده حقوق شهروندي است نمي تواند موجد اين حق باشد. نكته ديگر آنكه حقوق شهروندي داراي كليت و يكپارچگي است كه نمي توان اجزاي آن را از هم تفكيك كرد. نگاه انتزاعي و ناقص به حقوق شهروندي و تلاش براي رعايت قسمتي از اين حقوق در مقابل ناديده گرفتن بخش ديگري از آن نه تنها زمينه اجرا و تحقق نمي يابد، بلكه كليت حقوق شهروندي را نيز مخدوش مي سازد. ذكر اين مطلب نير حائز اهميت مي باشد كه حقوق شهروندي و عدالت اجتماعي از شاخص هاي اصلي در تعريف از سيستم متعادل و پايدار شهري محسوب می گردند. از نقطه نظر جامعه شناسي و برنامه ريزي شهري تداوم معقول و مستحكم حيات شهري مستلزم شناخت و گسترش حقوق شهروندي، مطالعه مستمر و جاري پيرامون ابزارهاي تحقق عيني فرصت ها و امكانات افراد شهرنشين براي برخورداري هاي اجتماعي، تضمين واقعي اين حقوق از مجاري رسمي و دولتي و سرانجام هدايت زندگي شهري ساكنان بسوي تعامل، وفاق و همزيستي اجتماعي است.(موسوي؛ 1387)
2-3-8- مشاركت اجتماعي
در فرهنگ لغات، در برابر واژه مشاركت اين معاني به كار رفته است: اشتراك مساعي، قدرت دادن، سهيم شدن، مسئوليت پذيري و عدم تمركز.(پيرهادي؛ 1385) به تعبيري ديگر مشاركت رفتارهاي آگاهانه و داوطلبانه اي است كه به قصد كسب منافع فردي و جمعي صورت مي گيرد(علوي تبار،1380) همچنين حساس سازي مردم و در نهايت افزايش پذيرش و توانايي آنان براي پاسخگويي به برنامه هاي توسعه از طريق درگير كردن آنان در تصميم گيري، اجرا و ارزشيابي برنامه، براساس تلاش هاي سازمان يافته نيز به عنوان مشاركت مطرح مي شود (محسني، 1382) رفتارهاي مشاركتي را با استفاده از اصطلاح ماكس وبر مي توان كنش عقلاني معطوف به هدف دانست. در اين كنش، كسب منافع و پرهيز از هزينه از طريق مشاركت فراهم مي شود. همراه با اقبال جهاني از جهت مشاركت، برداشت هاي مختلفي از اين مفهوم وجود دارد، كه تمامي آنها كاركردهاي مثبت مشاركت در عرصه توسعه و تاثير آن در رفع مشكلات اجتماعي و اقتصادي اتفاق نظر دارند (سعيدي؛ 1382) به منظور شناخت عميق تر مشاركت آن را به دسته هاي ذيل طبقه بندي مي نمايند:
– مشاركت اقتصادي: با فرآیند توليد و نظام هاي توليدي رابطه تنگاتنگ دارد.
– مشاركت سياسي: به معني مشاركت در اعمال قدرت است.
– مشاركت فرهنگي: در اين نوع مشاركت مردم در توليد فرهنگ و ارتقاي آن در بين گروه ها دخالت مي كنند.
– مشاركت اجتماعي: فرآیندي است كه از طريق آن اجتماع، جماعت يا گروه به هم پيوند مي خورند تا عملكردهاي مورد انتظار يا مورد نياز را به اجرا درآورند. همچنين در اين نوع مشاركت شخصيت انساني شكل مي گيرد و فرد براي زندگي گروهي آماده مي شود.(دري نوگوراني؛ 1369) انديشمند آلماني، كورت لوين معتقد است كه مشاركت از ايستادگي مردم در برابر دگرگوني، نوسازي و نوآوري می كاهد و بر سازگاري آنان می افزايد. در فضاي مشاركتي، تعارضات و ستيزه ها جاي خود را به همكاري و تعاون مي دهد (سعيدي؛ 1382) برخي از عمده ترين آثار مشاركت عبارت است از آسان تر شنيده شدن صداي ديگران، تقويت احساس وابستگي و علاقمندي جمعي، كاهش كناره گيري و انزواي افراد جامعه، شكستن فرهنگ سكوت، شتاب رشد و توسعه در جامعه و برطرف شدن مشكل كمبود سرمايه و نيروي انساني در اجرا و حفاظت از پروژه هاي توسعه دولتي. (سعيدي؛ 1382)
2-3-9- ترافيك شهري
در راستاي زندگي شهري و شهرنشيني، مشكلات و معضلات بسياري در محيط زندگي افراد به دليل ازدحام جمعيت و تراكم آن بوجود مي آيد. يكي از معضلات اصلي شهرهاي بزرگ، ترافيك شهري می باشد. ترافيك در لغت، پديده اي است ناشي از جا به جايي انسان، حيوان، كالا و وسائل اما در اصطلاح عاميانه مشكلات نقليه از نقطه اي به نقطه ديگر تردد و رفت و آمدي كه در اثر ازدياد عناصر جابه جا شونده مانند اتومبيل بوجود می آيد را ترافيك مي گويند.

2-3-10- اخلاق ترافيك شهروندي
اخلاق ترافيك شهروندان ميزان تعهد و پايبندي افراد به قوانين و مقررات راهنمايي و رانندگي از طرف رانندگان و شهروندان مي باشد. هر قدر سطح اين اخلاق بالاتر باشد، ميزان رعايت قوانين از طرف رانندگان نيز بيشتر مي شود و اين امر مي تواند كمك شاياني در كاهش حجم ترافيك شهري داشته باشد.

2-4- رويكردهاي نظري مفاهيم

2-3-1- رويكردهاي نظري اخلاق شهروندي
بنابر تعاريفي كه ارائه گرديد، اخلاق شهروندي شامل ميزان تعهد و مسئوليتي است كه افراد در جامعه در قبال يكديگر دارند. جامعه شناسان معاصر از جمله پارسونز، ترنر، فالكس، كيميليكا و جانوسكي تعاريف مختلفي از شهروندي بيان نموده اند كه در ادامه به تشريح هر يك پرداخته مي شود.
2-4-1-1- تالكوت پارسونز
مفهوم شهروندي در نظريات پارسونز نيز به صورت تلويحي صورت بندي شده است. با بازخوانی نظريه هاي پارسونز مي توان دريافت كه جايگاه نظري شهروندي در نظريه هاي پارسونز را بايد در تئوري توسعة مدرنيتة او سراغ گرفت. شهروندي در معناي كامل كلمه، از نظر پارسونز نتيجة ظهور سرمايه داري مدرن يا پديد آمدن تغييرات در جامعة سنتي نظير شهري شدن، سكولار شدن و عقلانيت است، كه بستر مناسبي براي رشد آن فراهم آوردند. از ديد پارسونز شهروندي مدرن نيازمند يك عامل سياسي است كه ديگر با خاص گرايي هاي تولد، قدمت و جنسيت محدود و مقيد نشود.(نجاتي حسيني؛ 1380)
در بحث مدرنيته و تطور جوامع عمده مباحث او خلاصه مي شود در بحث متغيرهاي الگويي و تيپ بندي كه از جوامع بر مبناي تطور تاريخي ارائه مي دهد. متغيرهاي الگويي و به دنبال آن تيپ بندي كه پارسونز از جوامع (سنتي تا مدرن) ارائه مي دهد را مي توان مبنايي براي صورت بندي شهروندي در قالب تئوري توسعه مدرنيته و همچنين يك چارچوب نظري براي تحليل مدرنيته دانست. جهت گيري نظري شهروندي پارسونزي را مي توان با كمك متغيرهاي الگويي كه مبنايي براي تحليل و تبيين جامعه شناختي مدرنيته، جامعة مدرن و نهايتاً تعريف مفهوم شهروندي محسوب مي شوند به صورت زير بيان كرد: مدرنيته را مي توان بر اساس چهار متغير الگويي: عام گرايي، اكتساب، بي طرفي ارزشي و جمع گرايي(كه نقطة مقابل متغيرهاي الگويي اجتماعي سنتي يعني: خاص گرايي، انتساب، جهت گيري ارزشي و فردگرايي است)تعريف كرد.(ازكيا؛ 1381)
بر اساس اين تعريف مدرنيته به معناي تفكيك و تمايز اجتماعي به بخش هاي مستقل و تحول از تعهدات سنتي اعضاء جامعه به تعهدات مدرن و همه شمول است. بر مبناي اين تحليل مدرنيته عبارت است از انتقال جامعه از وضعيت مبتني بر منزلت (پايگاه) به جامعه مبتني بر قرارداد. (ترنر؛1994)
بنابر موارد فوق مي توان شهروندي را از نظر پارسونز پديده اي حاصل گسترش ارزش ها و هنجارهاي عام دانست كه با ظهور مدرنيته و سرمايه داري يا پديد آمدن تغييرات در جامعة سنتي نظير شهري شدن، صنعتي شدن، سكولار شدن و عقلانيت رشد می یابد و همچنين مي توان آن را توسعة مدرنيته يعني انتقال اعضاء جامعه از وضعيت مبتني بر منزلت به وضعيت مبتني بر قراداد تلقي كرد.(شياني؛ 1381)
در واقع او شهروندي را مجموعه اي از كردارهاي اجتماعي می داند كه مشخص كنندة عضويت اجتماعي در يك جامعة برخوردار از تفكيك

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد رعایت قوانین راهنمایی، راهنمایی و رانندگی، استان اصفهان Next Entries منبع تحقیق درمورد سلسله مراتب