منبع تحقیق درمورد سلامت روان، سبک های دفاعی، راهبردهای مقابله، سلامت روانی

دانلود پایان نامه ارشد

پایین بودن سطح تنش هیجانی باعث می شود که فرد در سایه آرامش روانی بهتر بتواند از مهارت های شناختی و پویایی برای مقابله با مشکل استفاده کند و در نتیجه به رضایت بیشتری دست یابد .
از طرف دیگر انکار و انفعال دو ویژگی کسانی است که از .( سبک مقابله ناکارآمد هیجان مداری استفاده می کنند انکار موقعیت استرس زا به رفتار اجتنابی و انفعال در مقابله با موقعیت استرس زا و ناتوانی در به کارگیری توانمندی ها ی بالقوه و ابتکار عمل فرد منجر می شود . با این سبک مقابله مشکل پیش آمده لاین حل می ماند و در نتیجه نارضایتی افزایش می یابد . ویژگی های انکار و انفعال و پیامدهای آن ها در مقابله ناکارآمد هیجانی با موقعیت استرس زا از طریق کاهش اعتماد به نفس فرد نیز بر مشکلات و نارضایتی ها
می افزاید.
پیشینه داخلی و خارجی:
سبک های دفاعی عبارت اند از الگوهایی از احساس ، افکار یا رفتارهایی که نستأ غیر ارادی اند و در پاسخ به ادراک هایی از خطر یا تعارض روانی ، تغییر غیر منتظره در محیط درونی یا بيرونی و یا ناهماهنگی شناختی انگیخته می شوند(1).. آشنا نبودن بسیاری از دانشجویان با محیط دانشگاه در بدو ورود، جدایی و دوری از خانواده، عدم علاقه به رشته تحصیلی و ناسازگاری با سایر افراد در محیط زندگی و کافی نبودن امکانات رفاهی و اقتصادی از جمله شرایطی هستند که می توانند مشکلات و ناراحتی های روانی و افت عملکرد را موجب می شود(3،2).
همه مردم مشکلات و عوامل استرس زا را در زندگی شان تجربه می کنند و بایستی برای مقابله با آنها راه حلی پیدا کنند.این عوامل استرس زا هر روز، در دامنه ای درحد معمول و یا خیلی شدید همچون بیکاری و بیماری قرار می گیرد. این که مردم چگونه با استرس مقابله می کنند از شخصی به شخص دیگر متفاوت است. هر گونه تغییر در زندگی انسان اعم از خوشایند و ناخوشایند مستلزم نوعی سازگاری مجدد است(4).
مکانیسم های دفاعی، فرآیندهای تنظیم کننده خودکاری هستند که برای کاهش ناهماهنگی شناختی و به حداقل رساندن تغییرات ناگهانی در واقعیت درونی و بیرونی از طریق تاثیرگذاری بر چگونگی ادراک حوادث تهدید کننده عمل می کنند(6،5).
فروید سبک های دفاعی شخصی، یعنی فراوانی استفاده از مکانیسم های دفاعی متفاوت در مقایسه با دیگران را متغیر اصلی برای شناخت شخصیت ، آسیب شناسی و میزان سازش یافتگی می دانست(7).
مکانیسم ها و سبک های دفاعی سازش یافته با پیامدهای سلامت جسمانی و روانی در ارتباط قرار می گیرد(9،8) و مکانیسم ها و سبک های دفاعی سازش نایافته با بسیاری از شاخص های منفی سلامت مانند اختلال های شخصیت و افسردگی مرتبط اند. مکانیسم های دفاعی که مسئولیت محافظت از« من» را در مواجهه با شکل های مختلف اضطراب بر عهده دارند، برحسب نوع کنش وری ممکن است بهنجار یا نابهنجار و کارآمد یا ناکارآمد باشد. اندرو و همکاران بر اساس طبقه بندی سلسله مراتبی زیلنت در مورد مکانیسم های دفاعی ، 20 مکانیسم را به سه سبک دفاعی رشد یافته، رشد نایافته و نوروتیک تقسیم کرده اند(11،10).
مکانیسم های دفاعی رشد یافته به منزله شیوه های مواجهه انطباقی، بهنجار و کارآمد محسوب می شوند در حالی که مکانیسم های دفاعی نوروتیک و رشد نایافته، شیوه های مواجهه غیر انطباقی و ناکارآمد محسوب می شوند.
مکانیزم های دفاعی فرآیند خودکار روان شناختی است که در مقابل اضطراب و آگاهی از عوامل فشار زا و خطرات درونی و بیرونی از فرد حمایت می کنند. مکانیزم های دفاعی بین واکنش فرد به تعارض های هیجانی و عوامل فشارزای بیرونی ، نقش میانجی را دارند (12).
بشارت ، پژوهشی با موضوع نارسایی هیجانی و سبک های دفاعی انجام داده است که نتایج این پزوهش نشان داده است که نارسایی هیجانی و مولفه های آن با سبک دفاعی رشد یافته رابطه منفی معنا دار و با سبک های دفاعی نوروتیک و رشد نایافته رابطه مثبت معنی دار دارند(12).
نوری ، در سال 1385 پژوهشی با عنوان بررسی رابطه هوش هیجانی با مکانیسم های دفاعی و هوش عمومی انجام داده است که نتایج این پژوهش نشان داده است که هوش هیجانی با مکانیسم های دفاعی رشد یافته همبستگی مثبت معنی دار و با مکانیسم های دفاعی رشد نایافته همبستگی منفی معنی دار دارد ( 13).
شاه محمدی تحقیقی با عنوان بررسی تاثیر بین فرآیندهای خود شناسی، سبک های دفاعی و استرس بر سلامت در سال 1385 انجام داده است که نتایج این تحقیق نشان می دهد که فرآیندهای خودشناسی می توانند بیماری، سرزندگی و سبک های دفاعی سالم و ناسالم را پیش بینی کنند.
غضنفری و همکاران، تحقیقی با موضوع بررسی رابطه راهبردهای مقابله ای و سلامت روانی در ساکنین شهر خرم آباد انجام داده است که نتایج این تحقیق نشان می دهد که بین سلامت روانی و راهبردهای مقابله رابطه معناداری وجود دارد(10 ، 11).
حمیدی و شيرازی مطلق (2010) تحقیقی با عنوان رابطه بین باورها و مکانیسم های دفاعی در افراد وسواسی و عادی انجام داده اند که نتایج این تحقیق نشان می دهد که افراد وسواس برای کاهش اضطراب و حفظ من با شدت بیشتری از مکانیزم های دفاعی استفاده می کنند (17).
وایس و همکارانش در یک مطالعه مقدماتی در مورد بیماران مبتلا به افسردگی نشان دادند که نارسایی های هیجانی با سبک دفاعی رشد نایافتگی رابطه مثبت دارد و با سبک دفاعی رشد یافته رابطه منفی دارد و با سبک نوروتیک رابطه ای نداشت (14). یافته هایی مشابه نیز، توسط پارکر در جمعیت عمومی گزارش شده است (14،12).
كران ول ،(1990) ؛ به نقل از آقا يوسفي،( 1379) درپژوهشهاي متعدد نشان دادهاند كه افراد براي مبارزه با بيشتر رويدادهاي تنيدگي زا از هر شيوهي مقابله اي استفاده ميكنند. البته، برتري ورجحان يكي از دو شيوهي مقابله به صورت استوار از نوع رويدادهاي تنيدگي زا بر ديگري تاثيرميپذيرد. مشكلات و مسايل مربوط به كار و خانواده، فعاليت مقابله مسئله مدار را آشكار ميسازد، در حالي كه مشكلات و مسايل مربوط به سلامت و بهداشت رواني فعاليت مقابلهاي هيجان محور را آشكار مي كنند.
بيلينگزو موس،( 1984) در برخي مطالعات نيز نشان دادهاند، افرادي كه راهبردهاي مشكل مدار را فعالانه به كار مي بندند، چه بلافاصله پس از رويداد تنيدگيزا و چه مدتها پس از آن، سطوح كمتري از افسردگي و اضطراب را نشان ميدهند
بيلينگز و موس ( 1984) طي مطالعهاي دريافتند كه مقابله هاي متمركز بر مسئله ي
(مشكل محور)راهبردهاي مقابله ي فردي مؤثرند كه با نشانه هاي پريشاني رابطه ي منفي دارند.
ويتاليانو و همكاران ( 1985 ) دريافتند كه افسردگي با تفكر آرزويي رابطه اي مثبت و با مقابل ي مشكل دار رابطه ي منفي دارد.
گرين گلاس (1988) در طي مطالعه اي گزارش داد كه مقابله ي متمركز بر مشكل با اضطراب شغلي رابطه ي منفي دارد. همچنين، بين مقابله ي پيشگيرانه با اضطراب شغلي رابطه ي منفي معني داري وجود دارد و كساني كه از مقابله ي پيشگيرانه بيشتر استفاده ميكنند، از اضطراب شغلي پايين تري برخوردارند.
همچنين، نتايج پژوهشهاي انجام شده از جمله پژوهشهاي اسراييل و همكاران(1989) بيانگر آن است كه كنترل ادراك شده به عنوان يك وجه ضروري از مقابله هاي متمركز بر مسئله با سطح پايين استرس و تندرستي كارگران رابطه دارد.
اشميتز (1992) در بررسي رابطه ي شخصيت، مقابله و بيماري دريافت كه ريخت هاي رفتاري مقابله اي از يك سو با ابعاد اساسي شخصيت(مثل روان آزردگي گرايي، برونگرايي، روانگسستگي گرايي و ذهن باز در مقابل ذهن بسته) همبستگي دارند و از ديگر سو، با شكايات گوناگون بيماريهاي روان تني همبسته هستند
رابنيز و تانك (1992 ) طي مطالعه اي نشان دادهاند كه بين راههاي مقابله ي مبتني بر بازخوردهاي حفاظتي با افسردگي ارتباط منفي وجود دارد
گرين گلاس ( 1993 ) نشان داد كه كنار آمدن هيجاني مانند افكار آرزومندانه و خودسرزنشي رابطه اي مثبت با پريشاني هاي روانشناختي مانند اضطراب شغلي و افسردگي دارد و همچنين، رابطه ي منفي با رضايت شغلي دارد.
در ايران نيز مطالعاتي در اين زمينه صورت گرفته است؛ از جمله، آقايوسفي و همكاران (1379) در مطالعهاي نشان دادند كه افسردگي متأثر از عوامل عميق شخصيت و سپس عوامل سطحي و راههاي مقابله اي است.(( مقابله درمانگري )) به عنوان يك فن ابداعي نه تنها مانند(( تنش زدايی تدریجی)) افسردگي را كاهش ميدهد بلكه از ميزان اضطراب نيز در حد قابل توجهي مي كاهد.
شكري و همكاران ( 1383 ) طي مطالعهاي به اين نتايج دست يافتند كه بين سبك مقابله اي مسئله مدار و هيجان مدار با سلامت رواني رابطه اي معني دار وجود دارد در حاليكه ميان سبك مقابلهي اجتنابي و سلامت رواني رابطه اي وجود ندارد
محمدي ( 1385 ) در مطالعه ي خود به اين نتيجه دست يافت كه دبيران مرد ايراني و هندي در مقايسه با دبيران زن ايراني و هندي بيشتر از ساز وكار مقابلهاي مسئله مدار بهرهگيري مي كنند دبيران زن ايراني در مقايسه با دبيران زن هندي از ساز و كار مقابله اي هيجان مدار بيشتر بهره گيري ميكنند و دبيران مرد ايراني در مقايسه با دبيران زن ايراني از افسردگي شغلي بيشتري برخوردارند.
صادقي موحد و همكاران ( 1387 ) نيز در بررسي تأثير آموزش مهارتهاي مقابلهاي بر سلامت رواني دانشجويان نشان دادهاند كه آموزش مهارتهاي مقابله اي بر كاهش علايم اختلال رواني بويژه نشانه هاي جسماني و اضطراب دانشجويان مؤثر بوده است، اما در كاهش ميزان افسردگي و اختلال در عملكرد اجتماعي معني دار نبوده است
غضنفري و قدم پور ( 1387 ) طي مطالعهاي نشان دادند كه بين راهبردهاي مقابلهاي با سلامت رواني رابطه اي معني دار وجود دارد
فیروزه غضنفری و همکاران در سال 2008 به بررسی رابطه راهبردهای مقابله ای و سلامت روانی در ساکنین شهر خرم آباد پرداختند که بین استفاده از راهبرد مساله مدار و خرده سلامت روانی و راهبردهای مقابله رابطه معناداری وجود دارد این امر نشان می دهد که هر چه فرد راهبرد مقابله مساله مدار را بیشتر به کار برد از سلامت بالاتری برخوردار است و بالعکس راهبرد هیجان مداری سبب افزایش علائم جسمانی، اضطراب، اختلال در عملکرد اجتماعی و افسردگی می شود همچنین نتایج نشان داد که راهبردهای مقابله ای مساله مدار و هیجان مدار به طور متفاوتی واریانس متغیرهای اضطراب، آسیب جسمانی، افسردگی و اختلال در عملکرد اجتماعی که ازمؤلفه های سلامت روانی هستند را به صورت معناداری تبیین می کنند
بحث: به طور کلی نتایج نشان می دهد که بهداشت روانی افراد در زمینه های جسمانی، روانی و اجتماعی تحت تاثیر شیوه مقابله فرد با مسائل قرار می گیرد . شیوه هیجان مدار در کاهش بهداشت روانی و شیوه مساله مدار در افزایش آن نقش دارد.
پیشینه عملیاتی تحقیق:

فصل سوم
روش شناختی تحقیق

مقدمه
تحقیق در لغت به معنای درست کردن، رسیدن، پرسیدن، پژوهیدن، پژوهش، رسیدگی، بررسی، مطالعه واقعیت و حقیقت می باشد. به طور کلی می توان گفت تحقیق یعنی به کنه مطلب رسیدن و حقیقت و واقعیت چیزی را به دست آوردن. هدف تحقیق پدیدار ساختن چگونگی پدیده هاست منظور از اجرای هر تحقیق در تعلیم و تربیت یافتن یا کشف حقیقت یا مجهول یا تایید موضوع یا قضیه پذیرفته شده است هدف از تحقیق علمی آن است که همراه با دلایل و شواهد عینی اتفاق نظر را بر انگیزد و درستی یا نادرستی یک یا چند قضیه یا فرضیه درباره چگونگی پدیده ها را بسنجد. (کریم زاده، 1385 ص27).
روش تحقیق
روش تحقیق شیوه ای است که محقق انتخاب می کند تا هر چه سهل تر و سریعتر به پاسخ سولات پژوهش دست یابد انتخاب روش بستگی به ماهیت موضوع پژوهش، هدف ها و امکانات اجرای آن دارد. (طباطبایی، 1387 ص60).
پژوهش حاضر از نوع تجربی و توصیفی،کاربردی استفاده می شود.

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد سلامت روان، بهداشت روان، راهبردهای مقابله، راهبردهای مقابله ای Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع کیفیت زندگی، رضایت زناشویی، اوقات فراغت، سازمان بهداشت جهانی