منبع تحقیق درمورد سلامت روان، راهبردهای مقابله، راهبردهای مقابله ای، روانشناسی

دانلود پایان نامه ارشد

در پيش مي‌گيرند، اما هميشه به كارگيري هر سبك مقابله‌‌اي با كاهش استرس همراه نيست، بلكه كارآمدي سبك‌هاي مقابله‌اي در موقعيت‌هاي گوناگون متفاوت است و گاهي نه تنها استرس را كاهش نمي‌دهد، بلكه موجب افزايش آن نيز مي‌شود (لازاروس، 1998).
در پژوهش حاضر پژوهشگر به دنبال بررسي رابطه سبكهاي مقابله با سلامت روان در معلمین است ،با اين اميد كه اين پژوهش به لحاظ نظري وكاربردي براي مسئولین مفيد باشد.
اهداف تحقيق:
هدف کلی : مطالعه ارتباط بین راهبردهای مقابله ای با سلامت روان در معلمین شهرستان بهاباد است.
اهداف جزئی :
1- مطالعه ارتباط بین راهبردهای مقابله ای با سلامت روان در معلمین زن
2- مطالعه ارتباط بین راهبردهای مقابله ای با سلامت روان در معلمین مرد
3-     مقایسه راهبردهای مقابله ای در معلمین زن و مرد شهرستان بهاباد

فرضیات
فرضیه اصلی :
مقایسه راهبرهای مقابله ای در معلمین زن و مرد و رابطه آن با سلامت روان
فرضیه فرعی :
1- بین مولفه های راهبردهای مقابله(مقابله روياروگر) با سلامت روان در معلمین مرد و زن رابطه وجود دارد.
2- بین مولفه های راهبردهای مقابله(دوري جويي) با سلامت روان در معلمین مرد و زن رابطه وجود دارد.
3- بین مولفه های راهبردهای مقابله(خويشتن داري (خود مهارگري)) با سلامت روان در معلمین مرد و زن رابطه وجود دارد.
4- بین مولفه های راهبردهای مقابله(جستجوي حمايت اجتماعي) با سلامت روان در معلمین مرد و زن رابطه وجود دارد.
5- بین مولفه های راهبردهای مقابله(مسئوليت پذيري) با سلامت روان در معلمین مرد و زن رابطه وجود دارد.
6- بین مولفه های راهبردهای مقابله(گزيده اجتناب) با سلامت روان در معلمین مرد و زن رابطه وجود دارد.
7- بین مولفه های راهبردهای مقابله(باز بر آورد مثبت) با سلامت روان در معلمین مرد و زن رابطه وجود دارد.
8- بین مولفه های راهبردهای مقابله(حل مدبرانه مساله) با سلامت روان در معلمین مرد و زن رابطه وجود دارد.
9- بین راهبردهای مقابله ای در معلمین زن و مرد تفاوت معنادار وجود دارد.
10- بین سلامت روان معلمان زن و مرد تفاوت وجود دارد.

متغیرهای تحقیق:
متغیر مستقل: راهبردهای مقابله ای
متغیر وابسته :سلامت روان 
متغير مداخله‌گر:
سن، تحصيلات و وضعيت اقتصادي خانواده جزء متغيرهاي مداخله‌گر به حساب مي‌آيد.
تعارف مفهومی و عملیاتی:
تعریف مفهومی سلامت روان:
سلامت روان عبارت است از قابليت موزون و هماهنگ با ديگران، تغيير و اصلاح محيط فردي و اجتماعي ,حل تضادها و تمايلات شخصي به طور منطقي،عادلانه ومناسب (سازمان بهداشت جهاني به نقل از ميلاني 1376) كه در پژوهش حاضر بر اساس ميزان نمره اي كه فرد در پرسشنامه 28 سوالي سلامت عمومي GHQ دريافت مي دارد بدست مي آيد.
تعريف عملياتي سلامت روان:
در اين مطالعه سلامت روان از نظر محقق به مجموعه امتيازاتي (نمره اي) گفته مي شود كه واحدهاي پژوهش پس از پاسخ به ابزار جمع آوري اطلاعات كسب مي نمايدكه داشتن امتياز بيش تر به منزلة سلامت رواني كم ترمي باشد. در اين مطالعه سلامت روان توسط پرسش نامه GHQ سنجيده مي شود.
تعریف مفهومی راهبردهای مقابله ای:
عموماً روش‌هاي مقابله به فرآيند تغييرات شناختي/ رفتاري گفته مي‌شود كه فرد براي گريز، حذف كاهش و يا كنترل استرس به كار مي‌بندد. در واقع، روش‌هاي مقابله عبارت است از تلاش‌هاي شناختي رفتاري براي برآورده ساختن خواست‌هاي بيروني و دروني، معمولاً اين تلاش‌ها (روش‌هاي مقابله) آگاهانه است (اكبرزاده، 1376).
تعريف عملياتي راهبردهای مقابله ای:
در اين مطالعه راهبردهای مقابله ای از نظر محقق به مجموعه امتيازاتي (نمره اي) گفته مي شود كه واحدهاي پژوهش پس از پاسخ به ابزار جمع آوري اطلاعات كسب مي نمايدكه داشتن امتياز بيش تر به منزلة راهبردهای مقابله ای عالی و خوب مي باشد. در اين مطالعه راهبردهای مقابله ای توسط پرسش نامه لازاروس سنجيده مي شود.

فصل دوم:
پیشینه تحقیق

پیشینه نظری
مقدمه:
از زمان‌هاي قديم، پزشكاني چون بقراط و جالينوس، عوامل رواني را در بيماري‌هاي جسمي- رواني بررسي كرده و به مقوله‌ي تيپ‌شناسي نظر داشته‌اند اما به شكل علمي، بحث تيپ شناسي با فعاليت‌هاي كرچمر و شلدون كه معتقد بودند بين ويژگي‌هاي رواني و جسمي رابطه وجود دارد آغاز شد(ليم وهمكاران،2011).
سبك‌هاي مقابله‌اي نوعي واكنش است كه افراد در برابر مسائل استرس‌زا از خود بروز مي‌دهند (لازاروس، 1998). سبك‌هاي مقابله‌اي، تلاش‌هاي فعالانه يا منفعلانه براي واكنش در برابر شرايط و موقعيت هاي استرس‌زا براي دور كردن يا كاهش استرس است و شامل سبك‌هاي مساله‌مدار، هيجان‌مدار و اجتنابي مي‌باشد. سبك‌هاي مساله مدار مانند مساله‌گشايي (مجموعه افكار و كوشش‌هاي نيمه متمركز با عوامل تنش‌زا همراه با به كارگيري رويكرد تحليل گرايانه براي مشكل گشايي)، ارزيابي مثبت دوباره (تلاش‌هاي در راستاي ايجاد مفاهيم مثبت در رويارويي با مسايل و مشكلات)، مسئوليت پذيري (مجموعه واكنش‌هايي كه پذيرش نقش فرد در ايجاد مشكل را به كمك تلاش‌هاي سازنده و پيوسته در اصلاح موقعيت موجود نشان مي‌دهد) و جستجوي حمايت اجتماعي با توجه به نقش فعال افراد در رويارويي با استرس، بررسي مسايل تنش‌زا و دور از هيجان به عنوان سبك‌هاي مقابله‌اي فعالانه شمرده مي‌شوند. سبك‌هاي هيجان مدار كه شامل رويارويي مستقيم (مجموعه رفتارهاي پرخاشگرانه و مستقيم يا استرس زا براي تغيير فوري منبع استرس)، خويشتن‌داري يا سركوب‌گري (خودداري از بروز وانش‌هاي هيجاني در برابر استرس)، سبك اجتنابي (دوري كردن از منبع استرس) و سبك انكار (ناديده گرفتن موقعيت‌هاي تنش‌زا) به عنوان سبك‌هاي مقابله‌اي منفعلانه به شمار مي‌روند (لازاروس و فولكمن ، 1984).
اگرچه سبك‌هاي مقابله‌اي چه به صورت فعال يا غير فعال، شامل مجموعه تلاش‌هايي است كه افراد براي پرهيز از عوامل تهديد كننده سلامت در پيش مي‌گيرند، اما هميشه به كارگيري هر سبك مقابله‌‌اي با كاهش استرس همراه نيست، بلكه كارآمدي سبك‌هاي مقابله‌اي در موقعيت‌هاي گوناگون متفاوت است و گاهي نه تنها استرس را كاهش نمي‌دهد، بلكه موجب افزايش آن نيز مي‌شود (لازاروس، 1998).
در پژوهش حاضر پژوهشگر به دنبال بررسي رابطه سبكهاي مقابله با سلامت روان در معلمین است ،با اين اميد كه اين پژوهش به لحاظ نظري وكاربردي براي مسئولین مفيد باشد.
راهبردهای مقابله ای:
تاریخچه مقابله
پژوهش های زیست شناختی و روانشناختی در زمینه روش های سازگاری با محیط قدمتی دیرینه دارد. مفهوم مقابله برای مدت طولانی است که در روانشناسی مطرح می باشد و شروع آن به صورت رسمی به دهه های( 1960 و 1970 )، بر می گردد. به طور کلی، قبل از دهه 80 و قبل از رواج اصطلاح مقابله مفاهیمی همچون سازگاری، ساز و کارهای سازگار شدن و تعامل یابی به گونه ای گسترده به کار می رفت. روانشناسان شخصیت، زیست شناسان تکاملی و زیست روانشناسان معتقدند انسان و سایر جانوران در مواقع ضروری مانند: بروز تعارضات درونی، به خطر افتادن زندگی و تحریک شدن نیازهای روانی- جسمانی، در جستجوی تعادل و رفع تنش بر می آیندو به عبارتی برای سازگاری تلاش می کنند.
فرانکن (1998)، معتقد است به کار افتادن ساز و کارهای دفاعی، دستکاری محیط، مهاجرت، جستجوی غذا و منابع غذایی جدید، همگی نشان دهنده شیوه های سازگاری انسان و سایر موجودات است. به عنوان مثال: می توان به ساز و کارهای دفاعی من در نظریه فروید اشاره کرد که غالباً ناخودآگاه هستند. در این نظریه، فرد در اثر کشمکش بین امیال درونی و مقررات بیرونی دچار اضطراب می شود و برای رهایی یا مقابله با این حالت درونی ناخوشایند از ساز و کارهای دفاعی مختلفی استفاده می کند که در اکثر موارد، موجب سازگاری رشد و موفقیت می شود.
البته اصطلاح سازگاری در این موارد از لحاظ مفهومی کلی تر و قدیمی تر از اصطلاح مقابله در نظریه های سلیه(1974)ولازاروس(1980) است. زیرا پژوهش در زمینه مقابله فقط به دهه 80 بر می گردد
(رایس، 1992) .
از جمله گسترده ترین موضوعات مطالعه شده در روانشناسی معاصر شیوه های مقابله است. استرس و شیوه های مقابله با آن کانون بسیاری از تحقیقات در دو دهه گذشته است. پژوهش هان (1977)، در زمینه روش های مقابله اگر چه حرکتی جدید بود لیکن ،محدود و دارای ابهام بود و طبق نظر وی رفتارهایی مانند: گوشه نشینی، جزء روشهای مقابله به حساب نمی آید. از طرف دیگر، نظرات استون و نیله (1984)، نیز مشکل داشت زیرا آن دو صرفاً جنبه هوشیار روش های مقابله ای را در نظر داشتند (رایس، 1992).
در سال (1980)، فولکمن و لازاروس علاوه بر ارائه¬ی نظریه تبادلی استرس به صورت گسترده و روشن به بررسی مقابله ،شیوه ها، منابع و ساز و کارهای آن پرداختند. در سال (1981)، موس و بیلینگز، برای اولین بار دست به طبقه بندی شیوه های مقابله ( با تأکید روی پاسخ های مقابله ای) زدند. در سال (1986)، مات نی و همکارانش، روش های مقابله را به صورت منسجم و با استفاده از نظریه فولکمن و لازاروس (1980)، طبقه بندی کردند. در حال حاضر، بیشتر پژوهش ها در زمینه ارتباط بین روش های مقابله، صفات شخصیتی، سلامتی، بیماری، جنسیت و سن می باشد (رایس، 1992).
موضع گیری‌های نظری در خصوص شیوه های مقابله
رویکرد لازاروس و فولکمن
یکی از نظریات مرتبط با استرس نظریه لازاروس و فولکمن است. لازاروس با بهره مندی از دیدگاه الیس معتقد است که افراد به ندرت به محرک های بیرونی پاسخ می دهند بلکه، آن ها به بازنمود محرک ها (شناخت درونی) واکنش نشان می دهند (جان بزرگی و نوری، 1382). او بر این باور است این ایده که عواطف به قضاوت افراد بستگی دارد ایده جدیدی نیست. فیلسوفان قدیم و میانه هم بر این قضیه تأکید کرده اند و در عین حال متخصصان و درمانگران شناخت درمانی معاصر همچون بک، الیس، مایکنباوم2نیز به نقش شناخت ها در بروز هیجان ها تأکید کرده اند. برای مثال الیس از حرف های اپیکتتوس در رساله اش الهام گرفته است و بیان کرده است انسان ها از پدیده ها ناراحت نمی شوند بلکه ،از نگرشی که نسبت به پدیده ها دارند ناراحت می شوند. شکسپیر هم در نمایشنامه هملت پرده دوم، صحنه دوم، می نویسد؛ « هیچ چیز خوب یا بد نیست، بلکه اندیشه آن را چنان می سازد» (لازاروس، 1993).
بر اساس مدل ارزیابی هیجان لازاروس وقتی که فرد با محیط خاصی مواجه می شود، ابتدا درباره اهمیت و معنی شخصی آن از لحاظ سلامت جسمانی، روانی، یا اجتماعی ارزیابی نخستین می کند. رویدادهایی که اهمیت شخصی دارند به صورت تهدید، زیان، یا منفعت ارزیابی می شوند که،موجب شلیک دستگاه عصبی خودمختار به صورت برانگیختگی سمپاتیک می شود و این زمانی است که فرد برای سازگار شدن با محرک آماده می شود (ریو، 1991،ترجمه سید محمدی،1385).
برانگیختگی سمپاتیک به نوبه خود ارزیابی ثانوی را فعال می کند. ارزیابی های ثانوی، پاسخ‌های کنار آمدن ارادی را به وجود می آورند. اگر پاسخ های کنار آمدن ناموفق باشند، برانگیختگی دستگاه عصبی خودمختار آنقدر ادامه می یابد تا رویداد هیجان انگیز ناپدید شود یا کنار آمدن موفقیت آمیز باشد و یا دستگاه عصبی خودمختار از فرط خستگی کارایی خود را از دست بدهد(ریو، 1991،نقل ازسید محمدی،1385).
لازاروس و فولکمن یکی از جامع ترین نظریه ها در ارتباط با استرس را در ادبیات روانشناسی مطرح کرده اند. لازاروس و فولکمن بیان کرده اند که: استرس در یک فرایند سه مرحله ای صورت می پذیرد. در مرحله اول، عوامل شخصی و محیطی ادراک استرس را تحت تأثیر قرار می دهند. در مرحله دوم، یک فرایند ارزیابی بین عوامل محیطی و پاسخ به استرس واسطه می شود. در مرحله سوم، فرایند ارزیابی پاسخ های کنار آمدن و به طور مستقیم پیامدهای تجربه شده را تحت تأثیر قرار می دهد. طبق فرضیه مدل تعاملی استرس لازاروس و فولکمن، استرس از تعامل بین شخص و محیط ایجاد می گردد و بستگی به قضاوت شناختی دارد که از تعامل بین شخص و محیط به وجود می آید (شوستر، 2000).
مفهوم سازی نهایی مقابله توسط لازاروس و فولکمن مطرح شده اس

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد سلامت روان، مقابله با استرس، راهبردهای مقابله، سبک های مقابله ای Next Entries منبع تحقیق درمورد مقابله با استرس، مواد مخدر