منبع تحقیق درمورد سلامت روان، بهداشت روان، راهبردهای مقابله، راهبردهای مقابله ای

دانلود پایان نامه ارشد

، كنترل ناراحتي هيجاني است . كه بيشتر با تمرين جسماني ، مراقبت ، بيان احساسات و جستجوي حمايت اجتماعي همراه است.
معمولاً وقتي افراد احساس مي كنند مي توانند درباره ي مشكل ، كاري انجام دهند، از مقابله مسئله مدار استفاده مي كنند و ..
اگر موقعيت را فراتر از توانائيهاي خود تلقي كنند به مقابله هيجان مدار دست مي زنند. ولي غالباً تركيبي از دو روش را استفاده مي كنند كه نتيجه مطمئنتري در بردارد. بعنوان مثال: وقتي قرار است با فرد مهمي ملاقات كنيد با حفظ خونسردي (متمركز بر هيجان) و با استفاده از مهارتهاي ارتباطي مؤثر(متمركز بر مشكل ) با اين مشكل مقابله كنيد. همچنين آماده شدن براي جلسه امتحان هم كنترل هيجان و اضطراب لازم است و هم مطالعه و تمرين و تكرار موضوع امتحان در استفاده كردن از مقابله هاي اختصاصي نيز چه بسا لازم باشد از روش هاي متعدد آن در رسيدن به هدف استفاده كرد. و براي اين منظور شناخت مقابله هاي كار آمد و ناكار آمد و جايگاه اختصاصي آن ،كمك زيادي در موقع لزوم به ما خواهد كرد تا بهترين استفاده را از تكنيكهاي مربوطه داشته باشيم
*روشهاي معمول مقابله كار آمد:
1- مقابله فعال: براي خلاص شدن از موقعيت ،تمام تلاش را بكار مي گيرد.
2- برنامه ريزي: طبق برنامه عملي اقدام مي كند و قبل از هر اقدامي ،كاملاً فكر مي كند.
3- ايجاد وقفه در فعاليت هاي ديگر : براي تمركز بر مشكل، ساير فعاليت هاي خود را متوقف مي كند.
4- مقابله از راه خويشتن داري: تا زمان فرا رسيدن مناسب براي انجام آن كار منتظر مي ماند. مراقب است كه با اقدام عجولانه كار را خرابتر نكند.
5- جستجوي حمايت اجتماعي به دلايل عملي : نظر سنجي از افراد با تجربه، در كار مورد نظر دارند.
6- جستجوي حمايت اجتماعي به دلايل هيجاني : افكار و احساسات عاطفي خود را با دوستان و اقوام در ميان مي گذارد و از حمايت عاطفي آنها بهره مند مي شود.
7- تفسير مجدد مثبت و رشد : جنبه هاي مثبت رويداد را در نظر مي گيرد .از رويداد درس مي گيرد.
8-پذيرش مشكل : ياد مي گيرد تا با آن زندگي كند و مي پذيرد كه مسئله اي رخ داده و قابل تغيير نيست.
9- روي آوردن به دين و مذهب : از خدا كمك مي خواهد و به او توكل مي كند و آرامش خود را در اتكا به خدا مي داند.
10-متمركز شدن بر هيجانات و ابراز عواطف : احساسات و هيجانات خودرا ابراز مي كند.
* روش هاي معمول مقابله ناكار آمد:
1- انكار مشكل: وجود مشكل را انكار مي كند طوري وانمود مي كند كه واقعاً چيزي رخ نداده است.
2-عقب نشيني رفتاري : از تلاش براي رسيدن به اهداف خود منصرف مي شود ، كوشش نمي كند و به خودش مي قبولاند كه نمي تواند بامشکل مقابله كند.
3- عقب نشيني رواني : براي اينكه به مشكل فكر نكند به كارهايي ديگري همچون سينما و تلويزيون مي پردازد.(ناتوان در حل مشكل )
4- استفاده از الكل يا ساير داروها : براي اينكه مشكل را فراموش كند و احساس خوبي داشته باشد به الكل و دارو پناهنده مي شود.
* استفاده از راهبرد هاي ناكار آمد از بينش ضعيف و فقدان قضاوت خوب، نشات مي گيرد كه اغلب انعطاف ناپذيرند و يا به يك راه حل، چسبيده و بقيه را ناديده مي گيرند. در صورتيكه يك راه حل موفق يا مذاكره ي مناسب مستلزم انعطاف پذيري است . در بعضي از مواقع قاطع و استوار بودن مناسب تر است و در مواقعي ديگر مصالحه و پذيرش نظرات ديگران در اولويت مي باشد. براستي كه سيره رسول الله (ص) بهترين الگوي هر انسان است حتي براي غير مسلمانان چون ايشان پرورش يافته مكتب وحي است و به عنوان موفقترين انسانها مطرح است كه در زمان جاهليت با آن تفكرات خرافي و قلبهاي خشني كه فرزند دلبند خود را زنده بگور مي كردند ، چگونه از روشهاي مختلف مقابله، با الهام از خالق قلبها و روانها در عرض 23 سال، قسي ترين قلوب را تسخير نمود و اين ممكن نبود مگر در سايه انعطاف پذيري موضعگيري دين مبين اسلام و راهبرد هاي اساسي آن كه همچون جراح ماهر، گاهي با تيغ و گاهي با دارو قلبهاي بيمار را درمان مي كند .

الف – نمونه هاي از تلفيق روشها در سيره : درمقابله با نقشه كفار مبني بر قتل رسول الله (ص) : آماده شدن براي هجرت باذن الله (مقابله فعال ) حضرت علي را براي جانشيني خود و حضرت ابوبكر را براي همراهي خود بر مي گزيند و در زمان معين حركت مي كند (برنامه ريزي) با اين دو صحابه بزرگوار در مورد هجرت صحبت مي كند و راهكار سفر را با آنها بررسي مي كند (جستجوي حمايت اجتماعي بدلايل عملي و هيجاني ) در همه مراحل به خدا توكل مي كند(روي آوردن به دين )و…..

ب- نمونه اي از انعطاف پذيري در احكام: در جريان يك قتل، مسئله قصاص ، ديه و عفو كه خداوند با در نظر گرفتن ظرفيتها و شرايط افراد سه راه حل براي اولياي مقتول ارائه نموده تا فرايند مقابله با سازگاري روح و روان فرد به بهترين وجه صورت پذيرد.
سلامت روان:
تعريف بهداشت روان
بهداشت رواني يك زمينه تخصصي در محدوده روانپزشكي است و هدف آن ايجاد سلامت روان به وسيله پيشگيري از ابتلا به بيماريهاي رواني, كنترل عوامل موثر در بروز بيماريهاي رواني, تشخيص زودرس بيماريهاي رواني, پيشگيري از عوارض ناشي از برگشت بيماريهاي رواني و ايجاد محيط سالم براي برقراري روابط صحيح انساني است(ميلاني, 1376).
ربر (1985) در تعريف بهداشت رواني نوشته است:”معناي اين واژه را بايد بيشتر از طريق مفهوم متضاد آن يعني اختلالات رواني درك كرد. واژه سلامت رواني براي توصيف اشخاص به كار مي رود كه درباره تمرين سطح كنش وري رفتاري و سازش پذيري هيجاني و سازش يافتگي هستند و فقط به مفهوم اينكه شخص دچار بيماري نباشد نمي تواند به كار رود.”
پورافكاري(1376) در تعريف بهداشت روان آورده است: براساس فرهنگ روانپزشكي كمپبل اين اصطلاح را “احساس رضايت و بهبود رواني و تطابق كافي اجتماعي با موازين مورد قبول هر جامعه تعريف كرده است.”
لوينسون1 و همكارانش(1962 به نقل از ميلاني 1376) سلامتي روان را اينگونه تعريف كرده است: “سلامتي روان عبارت است از اينكه فرد چه احساسي نسبت به خود, دنياي اطراف, محل زندگي, اطرافيان مخصوصا” با توجه به مسئوليتي كه در مقابل ديگران دارد, چگونگي سازش وي با درآمد خود و شناخت موقعيت مكاني و زماني خويشتن.”
كارل مننجر(به نقل از ميلاني, 1376) مي گويد:” سلامتي روان عبارت است از سازش فرد با جهان اطرافش با حداكثر امكان به طوري كه باعث شادي و برداشت مفيد و موثر به طور كامل شود.”
واتسون مؤسس مكتب رفتارگرايي مي گويد:” رفتار عادي نمودار شخصيت سالم انسان عادي است كه موجب سازگاري او با محيط و بالنتيجه رفع نيازهاي اصلي و ضروري او مي شود.”(نقل از ميلاني,1376).
گنيز برگه در تعريف سلامت روان مي گويد :” تسلط و مهارت در ارتباط صحيح با محيط بخصوص در سه فضاي مهم زندگي عشق, كار, تفريح .وي و همكارانش براي توضيح بيشتر مي گويند:” استعداد يافتن و ادامه كار , داشتن خانواده, ايجاد محيط خانوادگي خرسند, فرار از مسائلي كه با قانون درگيري دارد, لذت بردن از زندگي و استفاده صحيح از فرصتها ملاك تعادل و سلامت روان است”( نقل از ميلاني, 1376).
در گزارش انجمن جراحي عمومي2 در سايت كامپيوتري سازمان راهنمايي ياري كردن2 (2004) سلامت روان به اين صورت تعريف شده است:”سلامت روان عبارت است از عملكرد موفقيت آميز كاركرد ذهني, ايجاد فعاليتهاي مولد, ساختن ارتباط درست با ديگران, و توانايي سازگاري با تغييرات و مقابله كردن با ناملايمات”.
كرسيني (1999) در تعريف سلامت روان مي گويد: حالتي از ذهن كه با ويژگيهاي زير مشخص مي شود: سلامت هيجاني، به رهايي نسبي از علائم اضطراب و ناتواني، انعطاف داشتن براي ايجاد رابطه اي سازنده, توانايي براي مقابله با فشارهاي معمول زندگي و فشارهاي رواني آن.
“بعد مثبت سلامت روان در تعريف سلامت در اساسنامه سازماني جهاني بهداشت مورد تاكيد قرار گرفته است كه: سلامت يك رفاه كامل جسمي, رواني و اجتماعي است و نه فقط نبود بيماري يا ناتواني”(سازمان جهاني بهداشت 2001). در تبيين اين تعريف كارشناسان اين سازمان گفته اند: سلامت روان عبارت است از قابليت ارتباط موزون و هماهنگ با ديگران, تغيير و اصلاح محيط فردي و اجتماعي، توانايي براي انجام كار مولد و ثمر بخش، توانايي بر ايجاد مشاركت با اجتماع، توانايي بر مقابله با استرسهاي طبيعي زندگي(سازمان جهاني بهداشت 2001).
در تعرف اول، منظور از بهداشت رواني عبارت از رشته اي تخصصي از بهداشت عمومي است كه در زمينه كاستن بيماريهاي رواني در يك اجتماع فعاليت مي نمايد و بررسي انواع مختلف اختلالات رواني و عوامل مؤثري كه در بروز آنها نقش دارند، در قلمرو كار اين علم مي باشد. شناخت طرز ايجاد اختلالات رواني قدم اول برنامه ريزي براي اقدامات پيشگيري به حساب مي آيد. پس از شناخت علت هاي به وجود آورنده اختلالات رواني، وظيفه دست اندركاران اين رشته، مطالعه راههاي از بين بردن علتهاي مزبور و يا غلبه بر آنها مي باشد.
با توجه به اينكه در بروز اختلالات رواني مجموعه عوامل زيستي، رواني، اجتماعي، معنوي دخالت دارند، روشهاي پيشگيري از اين اختلالات نيز چند بعدي هستند و بايد در ابعاد زيستي، رواني، اجتماعي و معنوي مورد توجه قرار گيرند.
در تعريف دوم، بهداشت رواني به معناي سلامت فكر مي باشد و منظورشان دادن وضع مثبت و سلامت روان است كه خود مي تواند نسبت به ايجاد سيستم با ارزش در مورد ايجاد تحرك و پيشرفت و تكامل در حد فردي، ملي و بين المللي كمك نمايد. زيرا وقتي سلامت روان شناخته شد، نسبت به دست يابي آن اقدام مي شود و راه را براي تكامل فردي و اجتماعي هموار مي سازد (حسيني، 1379).
راهبردهای مقابله ای و سلامت روان:
در حوزه رابطه سلامت روانی و راهبردهای مقابله ای، می توان گفت که سلامت روانی در یک تعامل دو طرفه از سویی از نتایج انتخاب و استفاده از راهبردهای مقابله ای موثر و متناسب با تغییر و تنش محسوب می گردد و از سوی دیگر خود زمینه ساز فضای روانی سالمی است که در پرتو آن شناخت صحیح و ارزیابی درست موقعیت تنش زا جهت انتخاب راهکار مقابله ای موثر، میسر می گردد. روان شناسی سلامت برای نقش راهبردهای مقابله ای در چگونگی سلامت جسمانی و روانی اهمیت زیادی قائل است .
راهبردهای مقابله ای به عنوان واسطه بین استرس و بیماری شناخته شده اند. مقابله یکی از متغیرهایی است که به صورت گسترده در چارچوب روان شناسی سلامت مورد مطالعه قرار گرفته است. شناسایی شکل های موثر مقابله به عنوان متغیر واسطه ای در رابطه استرس – بیماری، خط مقدم .( پژوهش ها را در این حوزه به خود اختصاص داده است به طور کلی نتایج غالب پژوهش ها مقابله هیجانی را به عنوان موثرترین واسطه رابطه استرس – بیماری معرفی کرده اند بیماری های استرس مدار و وخیم تر شدن سلامت عمومی بیشتر در کسانی مشاهده می شود که پیوسته از مقابله هیجانی استفاده می کنند. مقابله اجتنابی به عنوان راهبردی کوتاه مدت کارآمد شناخته شده است، اما در دراز مدت مانع سازش روان شناختی می شود و نشانه های درماندگی مثل افسردگی را افزایش می دهد در فرآیند مقابله،طبق مدل فولکمن و لازاروس مهارت های شناختی برای حل مشکل مورد استفاده قرار می گیرند . فرد با به کار بستن سبک مقابله کارآمد
مسئله مدار از مهارت های شناختی برای حل مساله استفاده می کند .
بر این اساس راه های مقابله ب ا مشکل مستقیماً بررسی می شوند و معمولاً با یافتن راه حل های مناسب برای مشکل رضایت . روان شناختی حاصل می شود پویایی ویژگی مشترک راهبردهای مقابله ای مس ئله مدار شناخته شده است. پویایی امکانات لازم برای مقابله فعال با موقعیت استرس زا را در اختیار فرد قرار می دهد. این وضعیت تمام توانایی های بالقوه فرد را برای مقابله مثبت و حل مساله فرا می خواند و احتمال موفقیت وی را افزایش می دهد . بنابراین راهبردهای کارآمد مقابله از طریق افزایش اعتماد به نفس افراد، مهارت های حل مس ئله آن ها را بهبود بخشیده و به رضایت بیشتر منجر می شود.
ویژگی دیگر افرادی که از سبک مقابله کارآمد مساله مدار استفاده می کنند، سطح تنش پایین است.

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد سلامت روان، راهبردهای مقابله، راهبردهای مقابله ای، روانشناسی Next Entries منبع تحقیق درمورد سلامت روان، سبک های دفاعی، راهبردهای مقابله، سلامت روانی