منبع تحقیق درمورد زنجیره تأمین، عدم قطعیت، نیروی کار، حمل و نقل

دانلود پایان نامه ارشد

– قیمت و هزینه نگهداری در نقاط مشتری 125
جدول ‏‏428- فواصل بین موجودیتهای زنجیره تأمین 125
جدول ‏‏429- پارامترهای مربوط به قیمت خرید و تخفیف 125
جدول ‏‏430- پارامترهای مربوط به جریمه کمبود 126
جدول ‏‏431- زمان تدارک بین کارخانه و مشتری و بین کارخانه و تأمین کننده 126
جدول ‏432- مقادیر اجزاء تابع هدف برای مسئله قطعی 126
جدول ‏‏433- اجزای تابع هدف برای ده سناریوی نمونه 128

1- کليات تحقيق

1-1- مقدمه
برنامه ریزی تولید همواره یکی از ارکان غیر قابل تفکیک در امر تولیده بوده است. امروزه، با پیچیده تر شدن شرایط تولید، برنامهریزی کلی تولید نقش بسزایی در موفقیت شرکتهای بزرگ تولیدی ایفا مینماید. اين شرايط عبارتند از:
• افزايش تنوع محصولات
• افزايش پيچيدگي تقاضا
• کاهش دورة عمر محصول
• تغییرات سریع در تقاضای بازار و سلیقه مشتریان
• فشرده شدن رقابت جهانی
• نیاز روزافزون به افزایش کیفیت و ضرورت کاهش هزینههای زاید
• کاهش زمان تحویل کالا به مشتریان
• توسعه شرکتهای بزرگ چند ملیتی و گسترش روز افزون زنجیره تأمین
• عدم قطعیت موجود در پارامترهای موثر در تولید و زنجیره تأمین
همه این عوامل منجر گشته برنامهریزی کلی تولید جایگاه ویژه خود را خصوصاً در زنجیرههای بزرگ تأمین حفظ نماید. توليد اقتصادي و سودآور ايجاب ميکند که براي کليه مراحل تولید از تأمین مواد اولیه از تأمینکنندگان گرفته تا تولید محصول در کارخانهها و توزیع محصولات نهایی به مشتریان، برنامهریزی جامع و دقيق صورت گرفته تا ضمن استفاده بهینه از منابع موجود، هزینههای کل سیستم تولیدی کمینه گردد. عدم قطعیت موجود در زنجیره تأمین که معمولاً در مواردی نظیر پیش بینی نادقیق تقاضا، زمان تدارک متغیر، تحویلهای دیرهنگام، ارسال ناقص سفارشات، نوسانات هزینهها و قیمت، تخفیف مقداری و مناسبتی، سفارشات متورم شده و غیره رخ میدهد، همواره اثرات نامطلوبی نظیر تأخیر، ناتمام ماندن سفارشات و تحمیل هزینههای اضافی بر سیستم تولیدی میگذارد. بنابراین یکی از اهداف مهم برنامهریزی کلی تولید، تعمیم برنامهریزی متمرکز از یک شرکت منفرد به تمامی موجودیتهای زنجیره تأمین و در نظر گرفتن توأمان همگی فاکتورهای موثر در تولید میباشد به نحویکه برنامه تهیه شده توانایی پاسخگوئی به عدم قطعیتهای موجود را داشته باشد. بنابراین در تحقیق حاضر، ضمن یکپارچه نمودن برنامهریزی تولید کلی با برنامهریزی زنجیره تأمین، تلاش شده است رویکردهای نوینی در این عرصه برای مواجهه با انواع مختلف عدم قطعیت ارائه گردد.
1-2- تعاريف كلي از حوزه تحت بررسي
هدف از این بخش ارائه تعاریف مختصر از مفاهیم، استراتژی ها و راهکارهای برنامهریزی تولید ادغامی در زنجیره تأمین غیر قطعی میباشد.
1-2-1- برنامه ریزی تولید
بنا به تعريف، برنامهريزي توليد به معناي فرايند تصميمگيري در خصوص منابعي است که سازمان براي عمليات توليد آيندهاش به آنها نياز دارد و نيز تخصيص اين منابع جهت توليد محصول مورد نظر در تعداد مورد نياز و با کمترين هزينه. در حقيقت ميتوان برنامهريزي توليد را ايجاد محدوده و مرز جهت عمليات توليدي آيندة سازمان تعبير نمود. با توجه به تعريف فوق، دو هدف اساسي را میتوان براي برنامهریزی توليد برشمرد:
الف) تعيين برنامههاي توليد بر اساس هزينهها و سياستهاي مديريت در خصوص مسائل مالي، توسعه ظرفيت، خدمت به مشتري و پويايي نيروي کار.
ب) کمک به مديريت جهت نشان دادن تأثيرات سياستهاي مختلف روي هزينهها، ميزان موجودي و توليد.
برنامهریزی را میتوان از دیدگاههای متفاوت به انواع مختلفی تقسیم بندی نمود ولی یکی از کاربردیترین و مرسومترین این تقسیمات، تقسیم بندی براساس بُرد زمانی برنامهریزی میباشد. بطورکلی برنامهریزی را میتوان به سه دسته بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت تقسیمبندی کرد. برنامهریزی تولید نیز از این قائده مستثنی نیست. بسته به مطالباتی که از یک برنامهریزی تولید داریم، افق زمانی آن میتواند بلند مدت، میان مدت و یا کوتاه مدت باشد (شکل 1-1).

شکل ‏11- برنامه ریزی بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت
کوچکترین واحد زمانی برنامهریزی، دوره نامیده میشود. فرض بر این است که دوره قابل شکسته شدن به واحدهای کوچکتر نمیباشد. بسته به نوع صنعت و هدف از برنامهریزی، واحد زمانی دوره میتواند یک شیفت کاری، روزکاری، هفته و یا حتی ماه باشد.
ساختار کلی برنامهریزی و کنترل تولید را میتوان به صورت شکل 1-2 نمایش داد.

شکل ‏12- برنامه ریزی و کنترل تولید
همانطور که در شکل 1-2 مشخص است، سیستم برنامهریزی و کنترل تولید به سه سطح تقسیم شده که عبارتند از خط مقدم1، موتور2 و پشتیبانی3 که در ادامه به اختصار به توضیح هر یک خواهیم پرداخت.
خط مقدم، قسمتی از برنامهریزی تولید است که با استراتژیهای کلان شرکت در ارتباط است. افق برنامه ریزیهای آن 1 تا 5 ساله است و از سه قسمت مدیریت تقاضا، برنامهریزی منابع و برنامهریزی عملیات و فروش تشکیل یافته است. برنامهریزی عملیات و فروش با گرفتن اطلاعات مربوط به پیش بینی تقاضا، استراتژیهای کلان شرکت و نیز برآورد سرانگشتی منابع، اقدام به تهیه برنامه عملیاتی و فروش میکند که معمولاً افق برنامهریزی آن چند ساله است. این برنامهریزی اغلب برحسب یک واحد ادغامی است و از این جهت به آن برنامهریزی ادغامی نیز گفته میشود. این برنامهریزی ادغامی سپس در یک سطح پائینتر با استفاده از تکنیکهای برنامهریزی تفکیکپذیر، برنامه مدون شدة فروش برای محصولات ادغامی را به برنامهای برای فروش به تفکیک نوع محصول تبدیل مینماید که خروجی چنین اقدامی سربرنامه تولید (4MPS) است که افق آن نیز معمولاً یکساله میباشد.
سطح موتور که ورودی اصلی خود را از سربرنامه تولید میگیرد، با استفاده از تکنیکهای برنامهریزی مواد و ظرفیت، برنامههایی با جزئیات بیشتر و با افق برنامهریزی کوتاهتر برای مواد و ظرفیت مورد نیاز فراهم میآورد. برنامهریزی مواد مورد نیاز (5MRP) و برنامهریزی ظرفیت (6CP) در این حوزه قرار میگیرد.
در نهایت در سطح پشتیبانی، شاهد سیستم هایی جهت پشتیبانی از زنجیره تأمین شرکت از یکسو و برنامهریزی عملیات در کف کارگاه از سوی دیگر هستیم. آنچه در برنامهریزی کف کارگاه صورت میگیرد نوعاً برنامههایی از جنس زمانبندی و تعیین توالی کارها بر روی ماشینها و تخصیص نیروی انسانی به ماشین آلات میباشد.
1-2-2- برنامه ریزی تولید ادغامی
طبق تعریف، برنامهریزی تولید ادغامی یک برنامهریزی میانمدت در شرکتهای تولیدی است که میزان و زمان تولید، موجودی و سطوح نیروی کار را جهت پاسخگویی به تغییرات احتیاجات خالص (تقاضا) در یک افق زمانی سه تا 18 ماهه تعیین مینماید (گالگو7 2001). با معلوم بودن (یا پیش بینی) تقاضای بیرونی و منابع فیزیکی شرکت در طول افق برنامهریزی، این برنامه تلاش مینماید تا ضمن بهترین استفاده از منابع موجود، هزینههای کل سیستم تولیدی را کمینه نماید. این برنامه بایستی روشها و استراتژیهای مختلفی را برای فائق آمدن بر نوسانات تقاضا و هزینههای مرتبط با آن، ارائه نماید. در شکل 1-3، رابطه برنامهریزی تولید ادغامی با سایر فرآیندهای برنامهریزی تولید، مشخص گردیده است.

شکل ‏13- رابطه برنامه ریزی تولید ادغامی با سایر فرآیندهای برنامه ریزی تولید
1-2-3- واحد ادغامی
طبعاً به دلیل بازة زمانی نسبتاً طولانی و نیز تنوع محصولات، امکان این که برای هر نوع محصول و هر نوع مدل از محصول، تخمینی از تعدادی که بایستی فرضاً در طی چند دوره آتی تولید گردند کمتر وجود خواهد داشت. در برنامهریزی تولید ادغامی چند محصولی، محصولات به چند خانواده تقسیم میشوند و هر خانوادة محصول، نماینده چندین محصول شبیه به هم میباشد. این شباهت میتواند بر اساس شباهت ظاهری، شباهت فرآیندهای تولیدی و یا شباهت هزینههای تولیدی و سود حاشیهای باشد. هر خانواده محصول در واقع یک واحد ادغامی خوانده میشود و آن واحد ادغامی نماینده همه محصولات آن خانواده خواهد بود. مقادیر پارامترهای مربوط به یک واحد ادغامی در واقع میانگین مقادیر آن پارامترها برای محصولات مربوط به آن خانواده میباشد. لذا با انتخاب یک یا چند واحد مشترک مابین تمام محصولات یک خانواده، یک برنامة تولید ادغامی ایجاد میشود. واحد ادغامی میتواند کیلوگرم، متر، بشکه، نفرساعت، واحد پول و یا حتی یک مدل همگن از یکی از محصولات آن خانواده باشد.
1-2-4- استراتژی های برنامه ریزی تولید ادغامی
1- تغییر در میزان نیروی کار، از طریق استخدام و یا اخراج که منجر به تغییر در نرخ تولید میگردد. این استراتژی معمولاً در شرکت هایی که نرخ تولید، مبتنی بر نیروی کار است مورد استفاده قرار میگیرد. اخراج بی رویه معمولاً توسط قوانین دولتی محدود میشود و ممکن است تبعات منفی زیادی برای کارکنان به همراه داشته باشد. آموزش کارکنان میتواند یک استراتژی مناسب برای افزایش بهرهوری کارکنان برای جبران نرخ تولید اضافی مورد نیاز در پیک تقاضا باشد. استفاده از نیروی کار پاره وقت نیز از جمله استراتژیهای مرسوم در این حوزه قلمداد میشود.
2- تغییر در نرخ تولید از طریق افزایش شیفتهای کاری، اضافه کاری و یا برونسپاری بخشی از تولید به خارج از شرکت.
3- تجمیع موجودیهای فصلی؛ معمولاً بالانس بین هزینههای نگهداری موجودی و هزینههای تغییر نرخ تولید از جمله سوالات اساسی است که در بسیاری از موردهای واقعی بایستی بدان پاسخ داده شود. تلفیق موجودیهای فصلی محصولاتی که دارای بازه زمانی پیک تقاضای متفاوتی هستند میتواند در تنظیم نرخ تولید مؤثر باشد.
4- برنامهریزی سفارشات عقب افتاده؛ از جمله استراتژیهای مورد استفاده در تنظیم نرخ تولید بویژه در زمانهای پیک تقاضا است و معمولا بایستی یک بالانس بین هزینههای ناشی از تأخیر در تحویل سفارشات و هزینههای تغییر نرخ تولید و یا نگهداری موجودی صورت پذیرد.
5- تحت تأثیر قرار دادن تقاضا از طریق تبلیغات، ترویج محصول و تخفیف قیمت
1-2-5- هزینه های مرتبط با برنامه ریزی تولید ادغامی در زنجیره تأمین
1- هزینههای اساسی تولید؛ شامل هزینه خرید مواد اولیه از تأمین کنندگان، هزینه مستقیم نیروی کار، هزینه راه اندازی و سربار تولید میگردد. این هزینه ها معمولاً به دو دسته هزینه ثابت و متغیر تقسیم میشوند.
2- هزینههای مرتبط با تغییر در نرخ تولید؛ هزینههای مرتبط با استخدام، اخراج و یا آموزش کارکنان از یک طرف و نیز هزینههای جبرانی مرتبط با اضافه کاری و برونسپاری از طرف دیگر در این حوزه قرار میگیرند.
3- هزینههای مرتبط با نگهداری موجودی و سفارشات عقب افتاده.
4- هزینههای توزیع و حمل و نقل؛ هزینههای حمل و نقل مواد اولیه از تأمین کنندگان به کارخانجات و نیز هزینههای حمل و نقل محصولات نهائی از کارخانجات به نقاط مشتری. این هزینه ها نیز معمولاً به دو دسته هزینههای ثابت و متغیر تقسیم میگردند.
1-2-6- روش های حل مسائل برنامه ریزی تولید ادغامی
به طور کلی روشهای حل برنامهریزی ادغامی به دو دسته کلی زیر تقسیم میشوند:
1- روشهای گرافیکی و مبتنی بر جدول؛ در رویکردهای مبتنی بر جدول، سعی میشود بطور ابتکاری با تلفیقی از استراتژیهای مرسوم در برنامهریزی تولید ادغامی یک برنامه شدنی مناسب تهیه گردد. طبیعتاً این روش ها، جواب بهینه را ارائه نمی دهند.
2- رویکردهای ریاضی؛ رویکردهای ریاضی خود به دستههای زیر قابل تقسیم میباشد:
2-1- رویکردهای مبتنی بر برنامهریزی ریاضی
2-2- قوانین تصمیم خطی
2-3- مدل ضرائب مدیریت
2-4- شبیه سازی
2-5- قوانین جستجوی تصمیم
در تحقیق حاضر از رویکرد برنامهریزی ریاضی استفاده شده است و در فصل مرور ادبیات، تحقیقاتی که در این حوزه ها صورت پذیرفته است مرور خواهد شد.
1-2-7- عدم قطعیت و انواع آن
عدم قطعیت8 به معنی حالتی است که اطلاعات کافی در مورد یک واقعه یا نتایج آن وجود ندارد بنحویکه نتوان وضعیت واقعه یا نتایج آتی حاصل از آن را بطور دقیق توضیح داد.
گالبریث9(1973) عدم قطعیت را به عنوان تفاوت بین حجم اطلاعات مورد نیاز برای انجام یک کار و حجم اطلاعاتی که قبلاً

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد زنجیره تأمین، عدم قطعیت، حمل و نقل، مدل پیشنهادی Next Entries منبع تحقیق درمورد عدم قطعیت، زنجیره تأمین، مدل سازی، حمل و نقل