منبع تحقیق درمورد رفتار پرخاشگرانه، آموزش و پرورش، قرن نوزدهم، گروه مرجع

دانلود پایان نامه ارشد

يک انتخاب معين و کنار گذاشتن انتخاب هاي ديگر از دست رفته) است.بنابراين رفتار روزمره مردم پاسخي به خواسته و محاسبه فردي است و کنشگران در انتخاب هاي خود(در مقايسه ميان پاداش ها و هزينه هاي کنش هاي بديل)از آزادي زيادي برخوردارند.اما قوي ترين انگيزه يا پاداش مشترک در اين تعامل،تأييد اجتماعياست و به نظر مي رسد مردم در زندگي روزمره در جستجوي مطلوب واقع شدن هستند و از آن در روابط اجتماعي خود لذت مي برند،لذا اشخاصي را که دوست دارند و تأييد مي کنند،ترجيح مي دهند و از کساني که منتقدشان هستند و آنها را خطاکار مي پندارند مي پرهيزند.با در نظر گرفتن تأييد اجتماعي به عنوان يک پاداش عمومي مي توان پيش بيني کرد که ميزان تأييد اجتماعي متقابل(نياز به پذيرش اجتماعي) ميان کساني که آزادانه و به طور منظم با يکديگر همکاري دارند بالاست.
در واقع اينکه برخي اشخاص دچار رفتار نابهنجار مي شوند،اينگونه رفتار ناشي از تقويت کننده هاي ثانوي است.مثلاً ناکامي از ارضاي نيازها موجب بروز رفتار پرخاشگرانه مي شود،از اين رو آرزوي دستيابي به امتيازات همنوائي با ديگران انگيزه رفتار نابهنجار است،چرا که بر اثر فقدان عدالت توزيعي،و عدم ارضاي انتضار پاداش،نارضايتي و مخالفت با هنجارهاي جامعه(هنجارشکني و نابهنجاري) و سپس کجروي و انحرافات اجتماعي را بدنبال خواهد داشت.(مهدوي،24:1365-23)
نظريه محروميت نسبي تد گار
تد گار مي کوشد علل در هم شکستن خشونت آميز نظم را در نظريات خود بيان کند و به اين سئوال پاسخ مي دهد که کدام شرايط اجتماعي بر حجم و شکل و در نتيجه پيامدهاي خشونت تاثير مي گذارد.
وي نظريه خود را بر اساس اين فرض مقدماتي ظاهرا بديهي که نارضايتي علت اساسي ستيز خشونت آميز است شروع مي کند. اين نارضايتي مفروض جهت انجام کنشهاي خشونت آميز نتيجه ايجاد محروميت نسبي در افراد است و محروميت نسبي به عقيده گار عبارت است از تفاوت درک شده بين انتظارهاي ارزشي افراد (وسايل و شرايط زندگيي که افراد معتقدند به راستي حق آنهاست). و توانايي ارزشي آنها (وسايل و شرايطي که فکر مي کنند استعداد بدست آوردن و نگهداري ان را دارند). به اين ترتيب تواناييهاي ارزشي اشاره به اموري دارند که عمدتا در محيط اجتماعي و فيزيکي بايد آنها را يافت. آنها شرايطي هستند که شانس تصوري مردم را در زمينه تحصيل يا حفظ ارزشهاي معين مي کنند که افراد به نحو مشروعي انتظار بدست اوردن آنها را دارند و انتظارات ارزشي کالاها و شرايط زندگي است که مردم خود را بطور موجهي مستحق آن مي بينند. محروميت نسبي بر اساس مقايسه وضعيت فعلي فرد با گذشته، آرمانهاي انتزاعي يا معيارهايي که توسط يک رهبر يا گروه مرجع طراحي شده است و ارجاع به گروه هاي ديگر شکل بگيرد.(دليري،815:1382).
مارسل موس
به زعم او واقعه ي اجتماعي واقعيتي جامع است که با توجه به ماهيت پويا و فراگير خويش در پيوند با ساختار کلي جامعه است. بر اين اساس رفتارهاي جمعي تماشاگران فوتبال را نيز بايد انعکاس ساختار فرهنگي جامعه دانست. به نظر موس نمايش هاي اجتماعي به معناي روش هاي موجود جامعه در عرصه ي عمل و تفکر با خصوصيات ساختار اجتماعي مرتبط است.(عسکري خانقاه،109:1381).
نظريه بورديو
بورديو37 مفاهيمي چون عادات، سرمايه و ورزش را مورد بررسي قرار می دهد. عادات، ذهنيت اجتماعي مردم را شرح داده و سيستم طبقه بندي را كه رفتارها، اعتقادات، سلائق و تكنيك هاي جسماني مردم را به وجود مي آورند معرفي مي نمايد. رفتارها و عادات، در برگيرنده ظرفيت بي حد و حصر در زمينه ايجاد تفكر، ادراك، حالات و رفتارهايي است كه به تناسب در شرايط وموقعيت هاي اجتماعي و تاريخي ايجاد مي شود.در مورد سرمايه مي توان دريافت كه افراد جامعه ظرفيت ها و انواع مختلفي دارند. سرمايه اقتصادي با ثروت مادي، سرمايه فرهنگي با منابع فرهنگي نظير دانش هنري و آموزش مرتبط است.سرمايه اجتماعي نيز با چارچوب هاي اجتماعي در خانواده ها، دوستان، همكاران و سرمايه
سمبليك با افتخارات پرستيژ و ساير ارزش ها مرتبط مي باشد.ورزش بيشتر با واقعيت عيني اجتماع مرتبط است و شامل يكسري روابط تاريخي و عيني بين موقعيت ها در اشكال مختلف قدرت است. اين واژه ها به يكديگر وابسته هستند. عادات هر فرد باسرمايه وي عجين شده و به موقعيت ورزشي وي مي افزايد. در نهايت حركات و تمرينات فرهنگي او را تعيين خواهد كرد.عادات همان ذهنيت هستند اما از نوع اجتماعي آن . ورزش حالتي واقع گرايانه دارد كه از روابط بين عوامل اجتماعي پديد مي آيد. از نظر بورديو تمرين و ورزش به عنوان بازي در نظر گرفته مي شود. عاملان اجتماع موقعيت هاي بازي را بر اساس انواع مختلف عادات و رسوم به كار مي برند.(فتحی،158:1388-157).
بورديو در مباحث خود به طبقه اجتماعي و ورزش نيز اشاره مي كند. وي معتقد است عادات هرطبقه اجتماعي از طريق ورزش و ساير فعاليت هاي فرهنگي طبقه اجتماعي در باشگاه هاي ورزشي و انتخاب آنها از سوي ورزشكاران ظهور مي يابد. به طوري كه باشگاه هاي ورزشي انحصاري در به عضويت گرفتن اعضاء خود محدوديت هايي را در نظر مي گيرند و افراد سطح بالا را با سطح بالاي سرمايه در باشگاه هاي خاص مي يابيم.ورزشكاران در هر طبقه اجتماعي هزينه بالايي براي ورزش مي پردازند، از نظر اجتماعي با اعضاءخاصي در ارتباطند، از نظر فرهنگي به نوع لباس پوشيدن، زبان و رفتار خاصي اهميت مي دهند و از لحاظ سمبوليك نيز كساني را كه داراي عناوين قهرماني هستند راحت تر به عضويت ميپذيرند.
بورديو معتقد است كه علاوه بر سرمايه و طبقه اجتماعي، افراد با تفاوت هاي جسمي يا سمبوليك
نيز از يكديگر مجزا مي شوند.آنچه امروزه در انتخاب كنش هاي متفاوت از جمله رفتارهاي ورزشي افراد جامعه اهميت داردشيوه زندگي است كه از رويكرد پير بورديو جامعه شناس فرانسوي گرفته شده و ناشي از منش است. منش ساختار ذهني يا شناختي فرد است كه از طريق آن با جهان برخورد مي كند مي يابد ( ريتزر38، 721:1371). به نظر بورديو مهم ترين عامل هايي كه مي توانند نحوه توزيع رفتارهاي ورزشي در ميان اقشارمتفاوت جامعه را توضيح دهند عبارتند از:
1. سرمايه اقتصادي شامل : درآمد پولي، ساير منابع مالي، دارايي ها و حقوق مالي
2.سرمايه فرهنگي شامل گرايشات و عادات ديرپايي كه طي فرآيند جامعه پذيري حاصل مي
شوند و هدف هاي فرهنگي ارزشمندي نظير قابليت هاي تحصيلي و مهارتي را به دنبال دارد.
3.وقت آزاد(بورديو،1381)
چهارچوب نظري
نظريه هاي جامعه شناسي ابزارهايي براي طرح پرسش هاي مهم،تفسير اطلاعات و رويدادها،تنظيم اهداف تحقيق و انتخاب راهبرد هاي دستيابي به اهداف مورد نظر هستند که به ياري محققان و پژوهشگران مي آيند.نظريه ها در معرض تفسير ودگرگوني اند و از نظر کاربرد بعضاً با محدوديت هايي مواجه هستند چيزي که واضح است اين است که هيچ کدام از تئوري هاي جامعه شناختي به تنهايي قادر به تبيين همه مسائل و موضوعات اجتماعي نيستند.
يکي از نظريه هايي که در سال هاي اخير توجه جامعه شناسان را در زمينه ورزش و تبيين مسائل اجتماعي آن به خود جلب کرده است ديدگاه کارکرد گرايي ساختي است.در اين تحقيق اين نظريه به عنوان يکي از عمده ترين منابع الهام بخش الگوي نظري براي موضوع مطرح شده مورد استفاده قرار مي گيرد.اين نظريه ريشه در نظريه هاي اجتماعي جامعه شناسان قرن نوزدهم از جمله دورکيم و اسپنسر دارد.محور توجه اين ديدگاه معطوف به نقش سيستم هاي اجتماعييا جوامع ،اجزاء،ساختارها يا نهادهاي مختلف در يکپارچگي،هماهنگي،سازگاري و سلامت کل سيستم يا جامعه است.بنابراين الگوي نظري اين ديدگاه بر اين اصل است که نهادهاي اجتماعي بر حسب کارکرد هاي ضروري شان قابل فهم هستند. بر اساس اين ديدگاه نيروي محرکه موجود در تمام جنبه هاي زندگي اجتماعي،تمايل هر نظام اجتماعي به حفظ خود در وضعيتي متعادل است که امکان استمرار عملکرد مؤثر آن را ممکن مي سازد.اين تعادل به منظور گسترش و شکل گيري وفاق،ارزشهاي مشترک،و عملکرد هماهنگ در عرصه هاي اصلي زندگي اجتماعي(مانند اقتصاد،دين،خانواده،آموزش و پرورش وسياست و…) به طور طبيعي به دست مي آيد. وعلاوه بر مبنا قرار دادن ديدگاه کارکردگرايي به عنوان مبناي تئوريک براي اين تحقيق،نظريه ديگري که مورد تأکيد قرار مي گيرد و بخشي از متغير هاي تحقيق از اين ديدگاه گرفته خواهد شد مدل علي- توصيفي کلارک است.کلارک در اين مدل در چارچوب يک روانشناسي اجتماعي متغيرهاي تأثيرگذار بر رفتار بزهکارانه را تبيين کرده است.وي در الگوي خود از هشت گروه متغيرهاي مستقل و در عين حال به هم مرتبط استفاده کرده است.که براي اين مطاله سه گروه از متغيرهايي که جنبه زيست شناختي دارد کنار گذاشته مي شوند و پنج گروه ديگر با رويکردي کارکردي–ساختي مورد استفاده قرار مي گيرند.اين پنج گروه با عنوان متغيرهاي مؤثر بر جامعه پذيري،عامل هاي جمعيتي،اقتصادي و اجتماعي،بحرانها و وقايع،عامل هاي وضعيتي دسته بندي شده اند.
هر چند که الگوي نظري مطاله حاضر الهام بيشتري از رويکرد کارکرد گرايي–ساختي گرفته است اما با رجوع به تعابيري که نظريه هاي مختلف در مورد انحرافات و کژرفتاري ها ارائه مي دهند به نظر مي رسد که هيچ نظريه ايي نمي‌تواند به طور کامل آن را تبيين کند.هر نظريه اي قوت و ضعف خاص خود را دارد.بعضي از نظريه ها در تبيين انحرافات و آسيب هاي اجتماعي از ديگر نظريه ها متقاعد کننده‌تراند.نظريه هاي فرد گرايانه نظير زيست شناسي و روانشناسي براي تبيين رفتار انحرافي کساني که مکرر مرتکب قانون شکني مي شوند مناسب اند.در ارائه راهکارهاي علمي براي کاهش خشونت و رفتارهاي انحرافي در جامعه نظريه هاي فردگرايانه بر تغييرات فردي متمرکز شده و به اصلاحات اجتماعي توجه کمتري مي نمايد.جامعه شناسي انحرافات با دو رويکرد متفاوت انحرافات اجتماعي را مورد تحليل قرار مي دهد،ساختي و موقعيتي.در رويکرد ساختي طبقه اجتماعي-اقتصادي به عنوان متغير اساسي در نظر گرفته شده است.از طرف ديگر رويکرد موقعيتي عمدتاً بر عوامل جامعه پذيري تأکيد نموده است.کاستي هاي موجود در اين دو رويکرد ضرورت يک رهيافت ترکيبي را که بتواند تبيين جامعي از پديده خشونت مطرح شده در موضوع ارئه دهد،ايجاب مي نمايد.در رويکرد ساختي نظريه هايي مطرح است که در تبيين انحرافات و کژ رفتاري‌ بر متغير زمينه اي تأکيد دارند و آن را به وسيله عواملي توضيح مي دهند که نه به فرد بلکه به نظام اجتماعي مربوط مي شود.نظريه هاي بي سازماني اجتماعي،نظريه هاي خرده فرهنگي،نظريه هاي کنترل قدرت در ذيل اين نظريه قرار مي گيرد.نظريه هاي خرده فرهنگي به الگوهاي فرهنگي رفتار که در ساختار طبقاتي جامعه موجود است توجه نموده و اذعان مي دارد که جوانان طبقات پايين جامعه در مراکز آموزشي با ناسازگاري بين ارزش هاي خرده فرهنگي طبقه متوسط مواجه شده و مرتکب رفتار انحرافي مي شوند.مطالعاتي که در موردکژ رفتاري هاي اجتماعي بر اساس رهيافت ساختي انجام شده اغلب برکژرفتاري طبقه پايين جامعه متمرکز شده و در در تبيين رفتار انحرافي به عوامل اقتصادي مخصوصاً تأکيد مي شود.رهيافت موقعيتي معتقد است که نه همه مردم طبقات پايين جامعه لزوماً مرتکب رفتار انحرافي مي شوند و نه طبقات اجتماعي ديگر از اين نوع رفتار مبرا هستند.نظريه کنترل اجتماعي نمونه اي از اين رهيافت مي باشد.با توجه به کاستي هاي موجود در هر يک از نظريه ها،به نظر مي رسد که راه رسيدن به درک بهتر و تبييني جامع از انحرافات و کژرفتاري ها ترکيب نظريه هاي موجود مي باشد.آميختن اين نظريه ها چنانچه بر توانمندي نسبي هر يک بنا شود،توانايي تبيين را افزايش مي دهد بنابراين اين تحقيق با يک چارچوب نظري ترکيبي از نظريه هاي موجود در پي تبيين پديده خشونت و پرخاشگري تماشاگران فوتبال در استاديوم هاي ايران بر مي آيد،که هم به ابعاد ساختاري در سطح کلان مانند ساختار اقتصادي و… و هم به نظريه هاي خرد از جمله نظريه مبادله هومنز توجه خواهد کرد،هر چند در اين تحقيق تأکيد بيشتري بر عوامل ساختاري خواهد شد اما به ديگر متغير ها که در سطح خرد مطرح مي شود نيز پرداخته خواهد شد.به اين دليل که بررسي

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد رفتار انسان، آداب و رسوم، قرن نوزدهم Next Entries منبع تحقیق درمورد سرمایه فرهنگی، وجود خداوند