منبع تحقیق درمورد رفتار انسان، آداب و رسوم، قرن نوزدهم

دانلود پایان نامه ارشد

ورزش است. به نظر الياس بازي ورزشي مدلي را عرضه مي کند که جامعه شناس به کمک آن مي تواند به ساختار اجتماعي فکر کند(دوفرانس، 1385: 149 ).الياس34 معتقد است هر فدر جوامع متمدن تر مي شوند قيود بيشتري بر رفتارهاي افراد اعمال مي کنند.وي معتقد است در دوران قديم پديده شرم و دستپاچگي و انزجار به معناي کنوني وجود نداشت چرا که در قديم زن ها خيلي راحت در ميان مردم به بچه هاي خود شير مي دادند يا در رودخانه شنا مي کردند يا حتي در قرون وسطي فاصله بين خانه و حمام را برهنه طي مي کردند.در زمان حاضر بعضي از اين رفتارهامانند مانند شير دادن را مي توان در ميان روستاييان مشاهده کرد. اما با اين حال اگر افراد چنين رفتارهايي را در زمان حاضر انجام دهند دچار شرم و دستپاچگي خواهند شد.بنابراين از نظر الياس جوامع هر چه متمدن تر مي شوند قيود بيشتري بر رفتارهاي افراد اعمال مي کنند.مهمترين نکته که در بحث الياس به خشونت فوتبال ربط پيدا مي کند اين است که اين قيود بر تن و بدن هم اعمال مي شود و در واقع بشر در عصر جديد ياد مي گيرد که جسم خود را تربيت کند و تحت انضباط خاصي دربياورد.انضباط تن به معناي اعمال خشونت بر تن خود و عدم اعمال خشونت بر ديگري است.در قديم افراد خيلي راحت مي توانستند در صورت عصبانيت با هم دعوا کننداما بشر در عصر جديد ياد مي گيرد که خود را کنترل و دست به خشونت نزند و در واقع بدن را تحت انضباط خاصي دربياورد.از نظر الياس پديده دستپاچگي در عصر جديد در ميان مردم بسيار بيشتر از عصر جديد ديده مي شود.از نظر الياس هر هر قدر بشر متمدن تر مي شود از خشونت ظاهري بيشتر فاصله مب گيرد.الياس دولت در شکل حاضر را تا حد بسيار زيادي دولت کنترل کننده ميداند،دولتي که مي خواهد خسم و روح را تحت کنترل حود درآورد و نظام مند کند.الياس تحت تأثير انديشه هاي فرويد و مارکس است.وي ستايشگر تمدن و فرهنگ جديد نيست.اين تمدن و فرهنگ اگرچه براي بشر چيزهايي را به همراه دارد اما خود انگيختگي و شادابي را از بشر گرفته و او را تحت قيود و انظباط درآورده است.الياس و همکار او دانينگ در مورد تحليل ورزش نيز از همين نظريه استفاده مي کنند.ورزش در واقع به نوعي جبران آن خشونت هاي فيزيکي است که در قديم مجاز شمرده مي شد و هم اکنون مجاز شمرده نمي شود.لذا ورزش به شکل روش مند و فعلي اش از اوايل قرن نوزدهم شروع شد،چرا که در همين زمان است که زندگي دروني و بيروني آنقدر کنترل شد و به نظم درآمده که ضرورت دارد جاهاي ديگري براي تخليه خشونت به رسميت شناخته شود.(اباذري،1381: 21-20)

تئوري کنترل اجتماعي/نظارت
به طور کلي کنترل اجتماعي را از مهمترين مباحث اجتماعي مي دانند.بعضي تا آنجا پيش رفته اند که نه تنها تمامي جامعه شناسي بلکه علوم اجتماعي را مباحثي در حوزه کنترل اجتماعي مي دانند. حقيقت اين است که کنترل اجتماعي با اولين گام هاي انسان ها به سوي تکوين جامعه پديد مي آيدو هيچ جمع يا جامعه اي را از آنان اباء نيست.از آنجا که جامعه يا گروه اجتماعي همواره در صدد است ناپايدارترين رفتار انساني را در کنترل خويش درآورد،پس سخن نه در لزوم يا عدم لزوم کنترل اجتماعي است،بلکه در حدود آن ،شيوه ها و روش هاي اعمال شده از جانب جامعه در راه تحقق آن و انواع آن است.در واقع يکي از اساسي ترين شيوه هاي کنترل اجتماعي در راه تأثير بهتر و مؤثرتر بر رفتار انسانها،آموزش رفتار اجتماعي از آغاز کودکي(روند اجتماعي شدن) است.با اين شيوه هنجارها،قواعد و الگوهاي اجتماعي در اعماق ذهن انسان ها قرار مي گيرد و در اصطلاح، فرايند دروني سازي هنجارهاي اجتماعي تحقق مييابد.لذا هنگامي که خواسته هاي جامعه بدين طريق جزئي از وجود انسان ها گردد،اعمال آنها نيز با سادگي بيشتري صورت مي پذيرد و انسانهائي که بدينسان هنجارها،قواعد و قوانين جامعه را اخذ مي کنند،آنرا به دل مي پذيرند و حتي به نوعي فراگرد قداست بخشي نير صورت مي پذيرد.( مهدوي،19:1363)
بنابراين کنترل اجتماعي مجموع وسايل و شيوه هاييي است که با استفاده از آنان يک گروه يا يک واحد اعضاي خود را به پذيرش رفتارها،هنجارها،و قواعدي در سلوک و حتي آداب و رسوم منطبق با آنچه گروه مطلوب طلقي مي کند سوق دهد.کنترل اجتماعي يکي از اشکال فشار اجتماعي است و به دو وجه صورت صورت مي گيرد.نخست از طريق اعمال اجبار اجتماعي که با کاربرد وسائل گوناگوني نظير مجازات هاي حقوقي و تنبيه انجام مي شود.دوم- از طريق اقناع که بر اساس آن افراد را به انجام رفتارهاي يکسان مجبور و آنان را به پذيرش هنجارهاي رفتاري با تکيه بر آزادي و يا دست کم رعايت آن وادار مي سازند.(اين وسايل عبارت اند از:تبليغ ،اعطاي پاداش و اعتبار و مناصب و مقامات،تمجيد و استعانت از ارزش هاي اخلاقي).
افراد در اکثر موارد کاري جز سازگاري و انطباق خود نمي کنند.يعني در واقع نظر خود را تغيير مي دهند،از توقعات خود مي کاهند،منابع رضايت و خشنودي خود را جابه جا مي کنند و نظير اين کارها را انجام مي دهند.تمام اينها به واسطه حضور مستقيم يا غير مستقيم مکانيسم هاي نظارت اجتماعي(نظير خانواده،مدرسه،دوستان،وسايل ارتباط جمعي) است که بر رفتارافراد حاکم بوده و هنجارها را تنظيم مي نمايند.(همان)
نظريه هاي کنترل همنوايي را حاصل وجود پيوند هاي اجتماعي بين افراد جامعه و اعمال انواع کنترل از طرف جامعه بر افراد دانسته و ناهمنوايي را ناشي از گسستن پيوند هاي شخص با نظم قراردادي جامعه مي دانند.تراوس هيرشي معتقد است که کجروي معلول ضعف و يا گسستگي تعلق فرد به جامعه است.از نظر او اجزاء تعلق و وابستگي به جامعه به قرار زير است:
1 . اتصال با ساير افراد
2. پذيرفتن نقش ها و مشارکت در فعاليت هاي اجتماعي که ارزش و نتايجي براي براي آينده دارد.
3. اعتقاد به ارزش هاي اخلاقي،هنجارهاي فرهنگي،و امثال آن
هيرشي مي گويد،کيفيت هر کدام از اجزاء فوق مي تواند در هر مورد خاص موجد همنوايي و يا علت ناهمنوائي و کجروي باشد.(صديق سروستاني،60:1380)
وي معتقد است که وابستگي به جامعه داراي چهار عنصر است:
1-علاقه:کساني که به ديگران توجه يا علاقه دارند به رفاه و احساسات آنان حساس بوده و مايلند با مسئوليت عمل کنند و برعکس
2-تعهد:احساس بدهکارييا ديني که مردم نسبت به جامعه دارند و هر چه سرمايه گذاري افراد در تحصيلات،سوابق شغلي،خانه و ساير دارايي هاي خود بيشتر باشد دليل بيشتري دارند که همنوا با جامعه باشند تا که بتوانند دستاوردهاي خود را حفظ کنند.
3-مشغوليت:کساني که بيکارند فرصت بيشتري براي انحراف دارند.
4-ايمان-عقيده:وفاداري فرد به ارزش ها و اصول اخلاقي جامعه باعث دور شدن از مشارکت در امور انحرافي مي شود.کساني که وفاداري ضعيفي به اعتقادات اخلاقي جامعه دارند ممکن است بيشتر تمايل داشته باشند که ارزش هاي آن را ناديده بگيرند و از هنجارهاي اجنماعي انحراف ورزند.از نظر هيرشي،ونداليسم معلول کاهش و فقدان نظارت و کنترل اجتماعي است.(امانت،99:1373)
نظريه کنش اجتماعي پارسونز
در نظريه کنش،تالکوت پارسونز جامعه شناس کارکردگرايي کوشيده است نشان دهد هر کنشي اعم از کنش بهنجار يا نابهنجار،توسط صور خاص از ساختارهاي اجتماعي ساخته و توليد مي شوند.از اين رو کنش بزهکارانه نيز توسط فرد در چارچوب شرائط و و ساختار اجتماعي و وسايل و مسيرهايي جهت نيل به اهداف قابل تبيين مي باشد.پارسونز اختيار و اراده ي انساني را در انجام افعال و کردار خود انکار نکرده و در عين حال نقش و تأثيرات ساختاري را در کنش آدمي ناديده نمي گيرد.از اين منظر ونداليسم چون ديگر صور نابهنجاري ها در چارچوب شرائط و ساختار اجتماعي و وسايل و مسير هايي جهت حصول به اهداف فرهنگي قابل تبيين است.
روسکو هينکل اصول نظريه کنش پارسونز را در هفت اصل خلاصه مي کند:
فعاليت هاي اجتماعي بشر از آگاهي نسبت به خود و ديگران و وضعيت هاي خارجي سرچشمه مي گردد.
به عنوان فرد،انسان براي دست يابي به مقاصد،اهداف،منظورها،نقشه ها و يا غايت هاي ديگر عمل مي کند.
افراد انساني از ابزار،تکنيک ها و روش هاي مناسب سود مي جويند.
مسير هاي کنش افرد به وسيله شرائط و يا موقعيت هاي تغيير ناپذير محدود مي گردد.
بر اساس اراده يا قضاوت،افراد به انتخاب،سنجش و ارزيابي کنش مي پردازند.
معيارها،قواعد،يا اصول اخلاقي در تصميم گيري افراد دخالت دارد.
هر تحقيق درباره روابط اجتماعي مستلزم آن است که پژوهشگر از شيوه هاي تحقيقي چون تفهيم،بازسازي خيالييا همدلي و يا از تجارب ديگران استفاده کند(تبريزي،99:1383)
از نظر پارسونز کنش هاي اجتماعي در محيط شکل مي گيرد.اولين محيط،محيط فيزيکي است.محيط فيزيکي واقعيتي عيني و برون ذهني است که انسان ها از طريق آن با محيط فيزيکي در ارتباط هستند.از ديگر محيط هاي کنش،واقيت غايي است که در عالم واقع وجود ندارد،ولي به صورت نمادي و بيشتر در قالب افکار و عقايد و ايده آل ها تجلي پيدا مي کند.غايت ها و الگو ها هستند که رفتار بهنجار و نابهنجار کنشگر را تعريف مي کنند.فرد در نظريه پارسونز موجودي خلاق و داراي اراده و انتخاب مي باشد،اما در انتخاب وسايل و راه ها جهت رسيدن به اهداف تحت نظام جبر هاي اجتماعي قرار دارد.در واقع جامعه و نظام فرهنگي معين مي کند کدام راه درست و کدامين مسير نادرست است.(تنهايي،147:1380)
نظريه خرده فرهنگ ميلر
ميلر35 کژرفتاري را نوعي واکنش افراطي مي داند که با مناسبات فرهنگي فرهنگ فرعي طبقه پايين جامعه ارتباط دارد و در طي ساليان متمادي پيدايي و استمرار يافته است.او علت ظهور و دوام اين خرده فرهنگ را در در ناز جامعه به نيروي کارگران نيمه ماهر مي داند که بايد به انجام کارهاي سخت ،تکراري و خسته کننده تن در داده و بيکاري را تحمل کنند.فرهنگ مذکور رضايت خاطر و خرسندي اعضا را در خارج از محيط جستجو مي کند و مي کوشد نارضايتي و خستگي شغلي را از اين طريق برطرف کند.لذا با روي آوردن به اعمال هيجاني،خستگي کار را برطرف مي کند.ميلر استدلال مي کند که در اثز پيروي از رفتارهاي فرهنگي که در بردارنده عناصر اصلي الگوي کلي فرهنگ طبقه پايين است،خود به خود از برخي هنجارهاي قانوني،انحراف بوجود مي آيد.در عمل اين انحراف به صورت ويرانگري،حمله و ضرب و شتم،حقه بازي،زرنگي،فريبکاري و ساير اعمال خلاف ظاهر مي شود و هدف کسب وجهه و شهرت است.از نظر ميلر اين عوامل در چهارچوب عناصر اصلي الگوي کلي فرهنگ طبقه پايين قابل درک است.(تبريزي،86:1383)
تئوري مبادله اجتماعي(هومنز36)
در اصطلاح مبادله،عملياتي است که از طريق آن شخص يا گروهي خدمت يا کالائي را به گروه يا شخصي ديگر در مقابل دريافت کالا يا خدمتي هم ارز،تسليم مي دارد.هر يک از طرفين مبادله امتيازي مييابد،جه به نظرش کالايي که دريافت داشته حائز ارزش مبادله اي بيشتري نسبت به آنچه تسليم داشته،مي باشد.در معناي مجازي نيز به هنگام بيان صوري از ارتباطات اتماعي بين انسان ها يا بحث از روابط متقابل بين افراد يا گروه ها،در سطح حياط فکرييا عاطفي،باز سخن از مبادله به ميان مي آيد.به طور کلي مبادله پايه و اساس زندگي در جامعه است،لذا با تکميل روابط متقابلي که از طريق مبادله صورت مي گيرد ،هر واحد يا هر جزء از حياط اجتماعي از خدمات و کالاهائي که ديگران توان ارائه آنرا دارن،برخوردار مي شود.
بطور کلي ،افرادآرزوها و اهداف شخصي روشني براي خود دارند،هر کسي ممکن است به چيزهايي نياز داشته باشد،اما اين نياز ها،اهداف مشترک نيستند،لذا خواسته و اهداف شخصي و منحصر به فرد افراد،انگيزه هاي خودخواهانه اي به آنان مي دهد،و اگرچه فرهنگ نيز در اين گرايش داراي نقش مي باشد،در عين حال انگيزه ها در جهت دستيابي به کالاها،لذات و رضايت خواسته شده،سوق داده مي شوند،در واقع افراد بر اساس خودخواهي به کنش مي پردازند تا به لذت يا رضايت مطلوب خود برسند،ليکن هر کسي در ازاي آنچه مي گيرد چيزي بايد بدهد،به عبارت ديگر اگر رضايت متقابل وجود نداشته باشد،هيچ تعامل اجتماعي صورت نخواهد گرفت. در اين بده بستان هميشه دريافت پاداش متضمن هزينه(کوششي که صرف حصول رضايت و پاداش هاي بالقوه اي شده که در نتيجه

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان، آموزش و پرورش، صاحب نظران Next Entries منبع تحقیق درمورد رفتار پرخاشگرانه، آموزش و پرورش، قرن نوزدهم، گروه مرجع