منبع تحقیق درمورد رشد اقتصادی، جهانی شدن، شورای امنیت، اقتصاد جهانی

دانلود پایان نامه ارشد

در حوزه ی جنوب از شرایط مطلوبی برخوردار نیستند و نیازمند سرمایه گذاری کلان می باشند (Karagiannis,2003 : 151) تحریم امریکا به منافع ایران در میدان های نفت و گاز دریای خزر نیز زیان هنگفت و احتمالا جبران ناپذیری را وارد کرده است. بارزترین نمود تشنج و خصومت امریکا نسبت به ایران را می توان مخالفت صریح این کشور با خطوط لوله انتقال نفت از طریق ایران و عدم بهره برداری ایران از موقعیت ترانزیتی خود دانست که بی تردید منافع بلند مدت ایران را با چالش مواجه ساخت (سنایی، 1383: 166) به رغم آنکه عبور خطوط لوله گاز از ایران دارای توجیه اقتصادی قوی تری بود، ولیکن امریکا مانع از آن شد.تحريم هاي اعمال شده عليه بانكهاي ايراني توسعه همكاريهاي اقتصادي با كشورهاي ديگر را مشكل مي كند و بيشترين ضربه را به اقتصاد ايران وارد می کند. همچنین موجودی حسابهای ایران در بانک های خارجی تحت کنترل شورای امنیت درمی آید ( خضری،1385: 10) روابط بانکی کشور با بانک های خارجی متوقف شد و اعتبار مالی ایران در جهان کاهش پیدا کرد. گشایش اعتبار ایران در کشورهای دیگر به شدت مختل شده و در نتیجتا بخشی از وجوه نقدی ایران توسط امریکا و دولتهای همپیمانش از طریق پرونده سازی های مختلف مصادره شد همچنین نرخ ارز خارجی بسیار شده و در مقابل با کاهش ارزش ریال مواجه هستیم. در زمینه مالی؛ تحریم های اقتصادی سبب ایجاد ذهنیت منفی در کشورها نسبت به تمرد ایران از قوانین بین المللی و ناقض صلح بین المللی، موجب شد که متحدان امریکا به ایران وام ندهند همچنین تحریم های اقتصادی فرصت هایی را که از تجارت و مراوده کردن با کشورهای دیگر وجود دارد از ایران دریغ می کند. به عنوان مثال اقتصاد امریکا چیزی حدود 30 درصد اقتصاد جهانی است. زمانی که کشوری خودش را از مراوده کردن با امریکا محروم می کند از نظر اقتصادی مفهومش این است که پتانسیل رفاهی 30 درصد تولیدات دنیا عملا محروم است. همین مورد در خصوص کشورهای دیگر نیز صادق است . میزان مبادلات ایران با کشورهای اروپایی حدود 25 تا 30 میلیارد دلار است . در نتیجه ی سیاست تحریم غرب، جمهوری اسلامی ایران چاره ای ندارد جز اینکه به دنبال آلترناتیوهایی باشد تا خلاهای اقتصادی خود را پر نماید. البته همین امر یکی از دلایل تمایل ایران به سیاست نگاه به شرق و تاکید بر کشور چین شد، چرا که تنها این کشور با داشتن میزان تولیدات بسیار، توان جایگزینی غرب را برای ایران داراست .

پیروزی انقلاب اسلامی و قطع مناسبات ایران و آمریکا، محدودیت های ناشی از دسترسی ایران به امکانات و تجهیزات مورد نیاز از آمریکا وکشورهای غربی را به دنبال داشت و در این راستا جمهوری اسلامی ایران تلاش کرد تا با سایر قدرت های جهانی و برخوردار از فناوری مؤثر، روابط نزدیک تری برقرار کند تا ضمن افزایش فرصت ها، توانمندی ها، امکانات و قدرت ملی، آسیب پذیری و تهدیدات متصور بر ضد امنیت ملی کشور راکاهش دهد(قدسی، 1384: 14) قطعا از جمله کشورهایی که ایران سعی در گسترش روابط با آنها را دارد، کشورهایی هستند که بتوانند اهرم فشاری در برابر تحریم‌ها و تهدیدهای غرب باشند. کشورهایی مثل: مالزی، چین، ژاپن و روسیه و هند را می‌توان گزینه‌های بسیار مناسب برای اهداف ایران دانست (شفیعی وصادقی، 1389: 311) در این میان با کمی دقت متوجه می شویم که با توجه به رشد سریع بنیان های استراتژیک چین، این کشور در آینده نزدیک در معادلات جهانی قدرت و تعیین ثبات منطقه ای و امنیت جهانی به عنوان یک متغیر کلیدی ایفای نقش می کند و عملکرد استراتژیک آن سیاست جهانی راتحت تاثیر قرار خواهد داد(قدسی، 1384: 14) همچنین این کشور دارای قدرت اتمی و حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل می باشد که این خود برای ایران حائز اهمیت است. از سوی دیگر چین و ایران هیچ سابقه مخالفت با یکدیگر نداشته اند و هر دو در مسائل حساس استراتژیک با یکدیگر هم فکری می کنند. تحلیلگران ایرانی چین را به این علت که هم چین و هم ایران از سوی ایالات متحده به عنوان کشورهای مخالف آمریکا قلمداد می شوند و به همین دلیل مورد هدف آمریکا هستند، متحد طبیعی به حساب می‌آورند. (کاپیلا، 1384: 12) روابط نزدیکتر میان چین و ایران، قدرت آمریکا را برای مذاکره درباره موضوعات اقتصادی، نظامی و هسته ای کاهش می دهد. این هم پیمانی جدید یک سازوکار با صنعت دوجانبه و مبتنی بر پاسخگویی به نیازهای دو کشور است. (استیل بک ، 1384: 13) این گرایش ایران با اشتیاق چین نیز همراه شد. چین برای استفاده از راههای جدید برای تامین انرژی و دسترسی به بازارهای جدید برای کالاهایش بسوی ایران متمایل گردید. چین سالهاست که نگران تک مسیر بودن ورود نفت خام و مایع از طریق اقیانوس هند است که در تنگه مالاکا نظارت و دخالت احتمالی نیروهای امریکایی مستقر در منطقه را به همراه دارد. چینی ها امیدوارند که خط لوله ای نیز از ایران و یا دریای خزر از طریق خشکی به بخش های غربی چین برسد. بازار مصرف در کشورهای افغانستان، آسیای مرکزی و ایران نیز آنقدر جذاب است که هزینه ی ایجاد راههای جدید از سین کیانگ به سمت غرب را اقتصادی می سازد. در حقیقت هر دو کشور به یکدیگر نیاز های استراتژیکی دارند بر طبق نظریه ی همگرایی این دو کشور اکنون در مرحله ی همکاری های اقتصادی و فنی هستند و با عمیق تر شدن این همکاری ها، روابط سیاسی میانشان نیز نمود خاصی می یابند و به دست می یابند. در این قسمت لازم است تا قبل از ورود به بحث اصلی نگاهی گذرا به کشور چین داشته باشیم و آشنایی اندکی با آن پیدا کنیم.

نگاهی گذرا به کشور چین
چین با جمعیت 1,330,044,544 نفر و مساحت 9,596,960 کیلومتر مربع در شرق آسیا واقع شده است . در حدود 23 درصد از جمعیت چین کمتر از 14 سال دارند و 70 درصد جمعیت در فاصله سنی 64-15 سال و مابقی بالای 65 سال دارند. میانگین امید به زندگی در چین 73 سال است و نرخ با سوادی در این کشور 9/90 در صد است(حسن زاده ، 1387: 3) چین بزرگترین کشور جهان است. این کشور دارای فرهنگ غنی و تمدنی کهن بوده و بیشترین جمعیت جهان را در خود جای داده است. تحولات دهه های اخیر در نظام بین الملل که با شاخصه های جهانی شدن، منطقه گرایی و توجه جدی به رشد اقتصادی همراه بوده است شرایط جدیدی را برای چین رقم زده است.( طابنده و متقی،1289: 26) در خلال بیست سال گذشته، چین تحولات گسترده ای راتجربه کرده است. این تحولات علاوه بر آن که موجب تغییراتی در تمامی ابعاد جامعه چینی ها گردید، باعث شد روابط این کشور باجهان خارج نیز دستخوش تحولاتی شود. از این رو باید درآغاز هزاره جدید، ارزیابی مناسبی از این تحولات و تاثیر آنها بر جایگاه و موقعیت جهانی و منطقه ای این کشور داشت. واقعیت این است که بعد از سال1987 ، اقتصاد چین سالانه به طور متوسط تقریباً 10 درصد رشد کرده است. این میزان از رشد اقتصادی، چین را به لحاظ درآمد سرانه واقعی تقریباً در سطح کشورهای جنوب اروپا قرار داده است. از نظر شاخص برابری قدرت خرید، تخمین زده می شود که سهم چین از تولید ناخالص جهانی تقریباً 6/11 درصد است؛ این بدان معناست که چین اکنون دومین قدرت اقتصادی بزرگ جهان است. لذا باید اذعان داشت که چین نقش مهمی در اقتصاد جهانی دارد و بدیهی است بعد از پیوستن این کشور به سازمان تجارت جهانی این سهم افزایش چشمگیری خواهد داشت(قدسی، 1384: 14) در سال 2007، تولید ناخالص داخلی چین بر اساس حفظ قدرت خرید معادل 1/7 تریلیون دلار برآورد شده که با توجه به جمعیت، درآمد هر فرد چینی سالانه به 5400 دلار می رسد. این کشور در طول سه دهه گذشته رشد اقتصادی بالایی را تجربه کرده است و در سال 2007 رشد اقتصادی آن به 9/11 درصد رسید37. چین از جمله کشورهایی است که در جهان پسا آمریکایی فرید زکریا حضور پررنگی دارد. ناپلئون در کلامی معروف گفته است: «بگذارید چین بخوابد چون وقتی برخیزد جهان را تکان خواهد داد» چین کشوری است که توانسته خود را با تحولات جدید و نیروهای آن یعنی جهانی شدن و ملی‌گرایی همسو کند به تبع آن چین توانست با وجود این نیروهای جدید به سمت «ادغام همکاری جویانه جهانی»38 حرکت کند (طابنده و متقی، 1389: 33) در واقع، این کشور بیشترین تاثیرات را از فرایند جهانی شدن گرفته است و به دنبال این پویایی سریع، اولاً جایگاه این کشور در منطقه و جهان به سرعت ارتقا یافته است و ثانیاً چالشهای پیدا و پنهان جدیدی را پیش روی کشورهای قدرتمند جهان خصوصاً ایالات متحده آمریکا قرار داده است. ( طابنده و متقی،1289: 26) در جمهوری خلق چین، التهاب، افراطی گری و عواطف و احساسات سیاسی و اجتماعی کمتر به چشم می خورد و در عوض، احساسات ملی، بیگانه پذیری و رشد شاخص های حرکت عقلایی و سودمحور، همگانی شده است. در این جامعه نخبه گرایی و دیوانسالاری حزبی، هادی توده های فرمانبر چینی است. پس ایران باید شبکه ای فکور از نخبگان تاثیرگذار را مورد توجه قرار دهد و در صورت ضرورت از همراهی آنان بهره ببرد. (قاضی زاده و طالبی فر، 1390: 210) در عرصه روابط خارجی نیز نخبگان حزبی از درایت و توانایی نوآوری برخوردارند و سیاست خارجی را تابعی از جو داخلی و توده ای نکرده اند. بطوری که نقش و تاثیرگذاری چین تا جایی است که حل بحرانهای مهم بین المللی و مسائل اقتصادی جهانی، بدون حضور این کشور امکان چندانی ندارد. (قاضی زاده و طالبی فر، 1390: 181)در یک نگاه کلی، عملگرایی،هدفمندی و محوریت منافع ملی، عناصر اصلی تصمیمگیری در چین امروز است و عقل جمعی حاکمیت زیادی در هسته های تصمیم گیری دارد و شایسته سالاری و نخبه پروری و زایش ایده های نو در آحاد این جامعه عظیم به طور روز افزونی نهادینه می شود ( (http://www.aftabnews.ir/vdcfxcdj.w6djxagiiw.html رهبران اصلاح طلب حزب به رهبری دنگ، با تلفیق سه مولفه تئوری های مارکس و لنین، عقلانیت سیاسی و ساختاری سود محور غربی و عقلانیت اخلاقی و ارزشی بومی، به مدل توسعه چینی شکل دادند. مدلی که رشد اقتصادی و رفاه عمومی مردم این کشور را بر مدار اقتدار سیاسی و امنیتی و مناسبات دوستانه با جهان خارج همراه کرده است. در مدل توسعه چینی، مدیریت هوشمند و ساختار یافته حزبی، نقش بی بدیل در رشد هدفمند و برنامه ریزی شده این کشور ایفا کرده است . چین با در پیش گرفتن سیاست های عقلانی در دو حوزه سیاست داخلی و خارجی، در سه دهه گذشته توانسته است به موفقیت های عظیمی دست یابد. کسب این موفقیت ها در ترکیب با قابلیتهای وسیع این کشور، آن را به قدرتی بزرگ و تاثیرگذار و یکی از کاندیداهای ابرقدرتی در قرن بیست و یک تبدیل کرده است. در « حوزه اقتصادی – تکنولوژیک »، اقتصاد چین سریع ترین نرخ رشد در جهان را در سه دهه اخیر تجربه کرده است. با چنین رشدی، تولید ناخالص داخلی این کشور از حدود دویست میلیارد دلار در سال 1980، به بیش از سه تریلیون دلار در سال 2008 رسیده است که رشد شگفت آوری را نشان می دهد. حجم تجارت این کشور در همین دوران از حدود بیست میلیارد دلار به حدود دو تریلیون دلار رسیده است و ذخایر ارزی آن از نزدیک به صفر در سال 1990، به دو تریلیون دلار در سال 2008، افزایش یافته است. بر مبنای پیش بینی ها، رشد اقتصادی این کشور به رغم بحران مالی گسترده در جهان، با یک درصد کاهش همچنان تداوم خواهد یافت. (قاضی زاده و طالبی فر، 1390: 182) چین به رغم رشد اقتصادی بالا، در کنترل تورم نیز بسیار موفق عمل کرده است به گونه ای که در سال 2007 با وجود رشد 12 درصدی، قیمت ها تنها به اندازه 8/4 درصد افزایش یافتند. بر اساس آخرین اطلاعات، نرخ بیکاری در چین معادل 4 درصد است که نسبت به سالهای گذشته کاهش قابل توجهی در شاخص بیکاری این کشور دیده می شود (حسن زاده ، 1387: 4)صادرات چین با رشد بسیار بالای خود در سال 2007 به 22/1 تریلیون دلار رسید. کشور امریکا با وارداتی معادل 4/21 در صد از کل صادرات چین، بزرگترین شریک تجاری چین بشمار می رود و پس از او، هنگ کنگ، کره جنوبی، آلمان بیشترین در صد از صادرات این کشور را به خود

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد خاورمیانه، انقلاب اسلامی، اسلام گرایی، ایالات متحده Next Entries منبع تحقیق درمورد سیاست خارجی، سیاست خارجی چین، ایران و چین، توسعه اقتصادی