منبع تحقیق درمورد رادیو و تلویزیون، وسایل ارتباط جمعی، ارتباط جمعی، نقش آفرینی

دانلود پایان نامه ارشد

فرهنگي عمق تاريخي و بين المللي مي بخشد».(خجسته،1388)
2-15-24-4- ارتباطات و امپرياليسم فرهنگي: سلطه غرب بر شرق
امپرياليسم فرهنگي،‌ اشاره به شيوه هايي است كه طي آن انتقابل برخي از محصولات،‌مد و سبك زندگي از كشورهاي فرداست به كشورهاي فرودست و بازارهاي وابسته صورت مي گيرد و به ايجاد الگوهاي خاص تقاضا و مصرف مي انجامد. اين الگوها بر ارزش ها، آرمان ها و رويه هاي غربي مهر تأييد مي زند و باعث سيطرة فرهنگ غربي و سرمايه داري بر فرهنگ هاي محلي مي شود. ارتباطات و رسانه يكي از تأثير گذارترين ابزارهاي نهادي هستند كه اين فرايند را تسريع و سازماندهي مي كنند.
2-15-25-نظرية مخاطب: مطالعات فرهنگي و مخاطبان فعال
در مطالعات فرهنگي، رسانه ها و مخاطبان در چارچوب ساختارهاي گفتماني و ايدئولوژيك قدرت جاي مي گيرند.
مفهوم فرهنگ براي نظريه پردازان مطالعات فرهنگي، اشاره اي به ابعاد زيبايي شناختي يا روشنفكري آن نيست. فرهنگ در اين رهيافت، به عنوان امر سياسي و به عنوانِ متون و رويه هاي زندگي تعريف مي شود. به اين معنا كه انديشمندان مطالعات فرهنگي صرفاً به حوزة نخبگان علاقه ندارند، بلكه به ويژه  به فرهنگ عامه توجه دارند. « مطالعات فرهنگي بر پاية تغيير گرايش از تحليل فعاليت هاي فرهنگي حاكم يا نخبگان به تحليل فعاليت هاي فرهنگي عامه شكل گرفت » (حیاتی،1387).
2-15-26-استوارت هال49: رمزگذاري / رمزگشايي و نظرية دريافت
استوارت هال در مقالة رمزگذاري / رمزگشاييِ گفتمان تلويزيوني (1973) ، بر اين نكته تأكيد مي كند كه فرايند ارتباط – از لحظة توليد پيام تا لحظة دريافت پيام از سوي مخاطب بايد به عنوان يك كليت در نظر گرفته شود. هال استدلال مي كند كه امكان استنباط بيش از يك برداشت يا قرائت از متون رسانه اي وجود دارد؛ يعني ميان پيامي كه به وسيلة فرستنده رمزگذاري مي شود و آنچه از سوي مخاطب رمزگشايي مي شود، لزوماً انطباق يا همانندي وجود ندارد.
هال، ضمن حمله به نظرية رفتارگرايي در ارتباطات از جمله الگوي لاسول، مي نويسد: «معنا» يك توليد و روية اجتماعي است. جهان سازندة معنا و زبان، مولد معناست(ذکایی،1387).
الگوي رمزگذاري  / رمزگشاييِ هال، برخلاف رويكرد رفتارگرايي در ارتباطات، تقارن مستقيم و سر راست بين معناي مورد نظر فرستنده و چگونگي تفسير آن معنا به وسيله دريافت كننده را رد مي كند. به عبارتي ، رمزهاي رمزگذار و رمزگشا الزاماً همسان نيست.
رسانه ها و زندگي روزمره
زندگي روزمره داراي ماهيت نسبتاً فراگير، ناپايدار و سيّال است و به آساني از زير بارِ هرگونه تعريف شانه خالي مي كند. رفتارهاي روزمره معمولاً و نوعاً آگاهانه، از روي تأمل و مبتني بر محاسبات عقلاني نيست، بلكه ناشي از عادت ها و رسوبات ذهني است(ساروخانی،1375).
 2-15-27-نظرية پُست مدرنيسم  و ارتباطات:
رسانه، تصوير و وانمايي
مفهوم پست مدرنيسم علي رغم رواج گسترده، مفهومي پيچيده و غامض است كه طيف گسترده اي از رويكردهاي مربوط به رسانه ها را در بر مي گيرد.
پست مدرنيسم مي كوشد تقريباً در همة انواع فعاليت هاي فكري نشان دهد كه آنچه ديگران آن را يك «واحد»، يك وجود، يا مفهوم منفرد و تام پنداشته اند، يك كثرت است. هر چيز به وسيلة رابطه با چيزهاي ديگر ساخته شده است، از اين رو، هيچ چيز ساده، بي واسطه يا تماماً حاضر نيست و هيچ تحليلي از هيچ چيز نمي تواند كامل و نهايي باشد.
انكارِ تعاليِ هنجارها براي پست مدرنيسم جنبه اي قاطع و تعيين كننده دارد. هنجارهايي همچون  حقيقت، نيكي، زيبايي و عقلانيت ديگر مستقل از فرايندهايي كه اين هنجارها بر آنها حكومت يا دربارة آن ها داوري مي كنند، نيست؛ بلكه محصولاتي از اين فرايندها و ذاتي در آن ها هستند(سرفراز،1388).
ويژگي هاي فرهنگي پست مدرنيسم اشاره اي است به روح مسلط زمان و گرايش هاي خاص هنري و فرهنگي. زايل شدنِ ايمان به علم و عقل در پست مدرنيسم، به اين معناست كه هيچ اشتراك نظر و باور يا اعتقاد پايدار و ثابتي در عصر حاضر وجود ندارد، و لذت جويي، فردگرايي و زيستن در لحظة حاضر، ميل غالب و روح زمانة ماست. زيگمونت باومن ( 1384) ، روابط پست مدرن را نوعي پاره پاره شدن، سطحي شدن، نشأت گرفته از مصرف گرايي و فقدان مسئوليت اخلاقي در قبال ديگران ارزيابي مي كند.
ليون50(1999) ، به دو جنبة پست مدرنيته اشاره مي كند. نخست، ظهور و گسترش رسانه هاي جديد و فناوري هاي اطلاعات و ارتباطات كه عامل تغيير اجتماعي و نشانة جهاني شدن است، و دوم ظهور فرهنگ مصرف و اضمحلال همزمانِ اَشكالِ معين توليد(سبحانی،1387).
2-15-28-جُرج ريتزر51: مك دونالدي شدن
جرج ريتزر(1972) بيشتر به تداوم بين مدرنيته و پست مدرنيته باور دارد تا به تمايز بين آنها . طبق ديدگاه وي، ما در جامعة مك دونالدي شده كه معرّفِ مدرنيتة پيشرفته است زندگي مي‌كنيم.  او اصطلاح مك دونالدي شدن را براي اشاره به فرايندي ابداع كرده است كه در آن، اصول رستوران هاي غذاي فوري به تدريج بر بخش هايي از جامعة آمريكا و نيز بر بقيه جهان مسلط مي شود.
بنا به اذعان ريتزر، ايدة مك دونالدي شدن، از نظرية مشهور ماكس وبر در مورد عقلاني شدن غرب و در نهايت عقلاني شدن بقية جهان گرفته شده است . وبر عقيده داشت كه غرب به طور فزاينده اي تحت سلطة‌آنچه كه او « عقلانيت صوري» مي نا ميد، يا تحت سلطة يك سلسله از قوانين، مقررات و ساختارهايي در مي آيد كه بيش از پيش مانع مي‌شوند تا مردم بهترين وسيلة ممكن را براي دست يافتن به هر هدفي كه طالب آن هستند، جست و جو كنند(سبحانی،1387).
نظرية مك دونالدي شدن  مي گويد اگر چه امروز ديوان سالاري ها هنوز مهم اند، ولي سرمشق بهتري از فرايند عقلاني شدن، رستوران هاي غذاي فوري است. اين سرمشق نه تنها مظهر عقلانيت صوري است، بلكه موفقيت آن منجر به اين شده است كه به الگويي مبدل شود كه نه تنها انواع كسب و كارها بلكه بسياري از سازمان ها و نهادهاي  فراگير ديگر نيز از آن تقليد كنند.
ريتزر، ويژگي ها و جنبه هاي اساسي مك دونالدي شدن را بر شمرده كه عبارتست از 4 مورد ç 1) كارآيي  2) محاسبه پذيري  3) پيش‌بيني پذيري  4) كنترل(سید محسنی،1381)
2-15-29-نظرية رسانه‌هاي جديد
«رسانه‌هاي جديد» مجموعة متمايزي از فناوري‌هاي ارتباطات و داراي ويژگي‌هاي مشترك «ديجيتالي بودن» و دسترسي گستردة شهروندان به آن براي «استفادة شخصي» است.
اينترنت، نمونة بارز رسانة جديد و تبلور و ويژگي هي فوق است. اينترنت، علاوه بر توليد و توزيع پيام، به پردازش، مبادله و ذخيرة اطلاعات مي پردازد كه مؤيد يك نهاد خصوصي اما به مثابة ارتباطات عمومي است و صر فاً داراي فعاليت حرفه اي و به لحاظ بروكراتيك، سازماندهي شده نيست.
 مك كوايل(1999): چهار مقولة اصليِ رسانه هاي  جديد را شناسايي و معرفي مي كند.
2.      رسانة ارتباطات ميان فردي: اين مورد شامل تلفن، موبايل و ايميل است.
3.      رسانة { ايفاي } نقش تعاملي: شامل باز ي هاي ويدئويي و كامپيوتري
4.   رسانة جست و جوي اطلاعات: اينترنت يا تارنماي جهان گستر، مهمترين مورد از اين نوع رسانه است. كه منبع گسترده اي براي دسترسي تلقي مي شود. اينترنت همچنين مجرايي براي بازيابي و اصلاح اطلاعات است(سید محسنی،1381).
5.   رسانة مشاركت جمعي: اين مقوله به ويژه شامل استفاده از اينترنت براي مشاركت و مبادلة اطلاعات، عقايد و تجربه و توسعة روابط شخصي فعال است.
در يك جمع بندي كلي، ابعاد و ويژگي هاي رسانه هاي جديد را مي توان چنين برشمرد:
1)     تعاملي بودن: امكان پاسخگويي و يا نوآوري و خلاقيت به وسيلة كاربر براي عرضة ديدگاه‌هايش به منبع يا فرستنده.
2)     حضور اجتماعي: احساس ارتباط شخصي با ديگران كه با استفاده از رسانه‌ها ايجاد مي‌شود.
3)   غناي رسانه اي: پيوند بين چارچوب‌هاي متفاوت ارجاع،‌ تقليل ابهام و فارهم كردن علائم و نشانه‌ها و… به وسيلة رسانه‌ها
4)     استقلال (خودمختاري): كنترل كاربر بر محتوا و استفاده و نيز استقلال او از منبع
5)     بازيگوشي: استفاده براي سرگرمي و لذت، عليه فوايد و ابزاري بودن
6)     خصوصي ( خلوت ) بودن: استفاده از رسانه يا محتواي خاص
7)     شخصي بودن: شخصي و منحصر به فرد بودن محتوا و استفاده (ضیایی پرور،1387)
2-16-عصر دوم رسانه ها
مفهوم عصر دوم رسانه ها، در خلال  دهة 1980 ، جايگاهي به دست آورده بود كه با «جامعة رسانه اي ساده »، متفاوت بود . براي تدوين تمايز عصر اول و دوم رسانه ها، مي توان به قدرت گستردة اينترنت در ابتداي دهة 1990 ميلادي استناد كرد.
جان ون دايك52(1945)، ظرفيت هاي ارتباطي رسانه هاي جديد (عصردوم رسانه ) در مقايسه با ساير اشكال ارتباطي را چنين بر مي شمارد:(قاسمی،1392)
1.   سرعت  2. دامنة دسترسي 3. ظرفيت ذخيره 4. دقت 5. گزينش گري 6. تعامل 7. غناي تحريك 8. پيچيدگي 9. حفاظت از حريم خصوصي.
برخی از دانشمندان و نظریهپردازان معتقدند که در حلقه ارتباطات و تعاملات بشری، مخاطب حق انتخاب و گزینشی عمل کردن پیامها و رسانههای حامل آنها را دارد و میتواند بیشترین تأثیرگذاری و نقش آفرینی را در ایجاد حلقه ارتباط ایفاء کند. از مهمترین نظریهها در این زمینه میتوان به نظریه استحکام (تأثیر محدود) اشاره کرد.
بر اساس این نظریه ،که در دهه ۱۹۴۰ و توسط پل لازارسفلد53(1946)جامعهشناس اتریشی و برنارد برلسون54(1942)ارائه شد، پیام قدرت ندارد و فرد به انتخاب خودش پیام را انتخاب میکند؛ لذا مخاطب پویا است و تقویت عقاید موجود به علت تأثیر پیامهای ارتباطی است. پیام، تغییرات بنیادی ایجاد نمیکند، بلکه عقاید و گرایشها را استحکام میبخشد. این نظریه با تأکید بر حق انتخاب مخاطب، معتقد است که عوامل غیرارتباطی مانند سن، شغل و خانواده، که به مخاطب مربوط است در اثرگذاری پیام اهمیت بیشتری دارد(کیا،1387).
شکل کاملتر این اندیشه را میتوان در نظریه نیازجویی یا استفاده و رضایتمندی یافت که بر اساس آن، مخاطب از نیاز خود آگاه است و فرایند انتقال پیام پنج ویژگی دارد: مخاطب پویاست؛ رقابت رسانه با خود و دیگر پدیدهها برای تأمین نیاز مخاطبان، الزامی است؛ مخاطب جستجوگر است و برای تأمین نیازها و رضایت خود، روشهای مختلفی را میآزماید؛ مخاطبان برای تأمین نیازهای معرفتی خود، رسانه موردنظر را آگاهانه انتخاب می کنند؛ برای تأمین نیازهای اساسی، منابع مختلف ارتباطی و غیرارتباطی با یکدیگر در ارتباط هستند(کاروثر،1381).
برخی دیگر از نظریهپردازان معتقدند که مخاطب به طور مستقیم تحت تأثیر پیامهای منتشرشده توسط رسانهها قرار نمیگیرد. پل لازارسفلد در اواسط قرن بیستم بهکمک بنیاد راکفلریک مرکز تحقیقی در زمینه رادیو ایجاد، و در مطالعات خود به انگیزهها، رفتارها و واکنشهای مختلف روحی افراد در مقابل پیامهای ارتباطی توجه کرد. تحقیقات لازارسفلد به همراه برلسون، که به ارائه نظریه دیگری با عنوان نظریه دومرحلهای بودن پیام ارتباطات انجامید، شامل سه نکته مهم بود:
پیام به صورت یکنواخت اثر نمیکند.
برخورد توده مخاطبان با پیام براساس ساختار و مواضع قبلی آنها است.
پیام رسانهها از طریق واسطهها به مخاطبان میرسد.
طبق این نظریه، هرچند پیامها از رادیو و تلویزیون پخش میشود، پس از عبور از واسطههای خاصی، یعنی رهبران افکار یا گروه های مرجع به مخاطبان میرسد؛ یعنی رسانهها ابتدا رهبران افکار و سپس افراد دیگر را تحت تأثیر قرار میدهند. رهبران افکار مورد اعتماد دیگران هستند و اثربخشی مطالب (پیامها) براساس همسویی آنها با نظریات رهبران افکار مشخص میشود. اگر رسانهای بتواند این گروه را متقاعد کند، پیامهایش بر افراد عوام جامعه نیز مؤثر خواهد بود. در واقع رسانهای موفق است که بتواند رهبران افکار را تحت تأثیر قرار دهد(محمدی،1382).
لازارسفلد و برلسون دریافتند که پخش تبلیغات از طریق وسایل ارتباط جمعی، باورهای رایج را در مجاری خاصی قرار میدهد. به نظر آنها، تأثرات اجتماعی رسانهها (رادیو) را میتوان با اتومبیل مقایسه کرد؛ زیرا هر دوی آنها (اتومبیل و رادیو) موجب افزایش پویایی و تحرک می شود و بر عقاید و افکار مردم تأثیر بیشتری میگذارد.هم چنین در

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد پسااستعمار، دال و مدلول، مفهوم وجود، صنعت فرهنگ Next Entries منبع تحقیق درمورد نظریه وابستگی، ارتباطات میان فردی، گونه شناسی، تغییرات نگرشی