منبع تحقیق درمورد دوران باستان، عرضه کنندگان، حقوق مصرف

دانلود پایان نامه ارشد

مادي نداشت ،اما ميتوانست مصداق کلمه مال محسوب شود.51
چنين مواردي را بايد نشانگرآن دانست که اهميت آثار فکري در ميان اين قبايل به لحاظ دلالتي که بر شخصيت و اعتبار عضو قبيله دارند ،بيش از اشياء و اموال مادي است و از اين رو اختصاص آنها به اشخاص يا قبايل ، داراي اهميت بيشتري از تملک اموال مادي است.از سوي ديگر پذيرش پيوند مالکيت با اين آثار يا رسوم مبيّن آن است که حتي در نزد انسان هاي بدوي نيز تصور نسبتاٌروشني از اين مفاهيم به عنوان اموري که داراي هويت مستقل و قابل تملک هستند ،وجود دارد.با اين حال بايد توجه داشت که در ميان اين جوامع ، مالکيت بر آثار مزبور بيش و پيش از آنکه صبغه ي اقتصادي داشته باشد،رنگ معنوي و اخلاقي دارد. هرچند اهميتي که اين امور براي مردمان اين جوامع داشته ،ممکن است از اهميت آن نزد جوامع متمدن کمتر نباشد .
3-1-1-2. مالکيت ادبي و هنري در دوران باستان
در دوران باستان اگر چه علاقه به بهره بردن از آثار فکري ديگران وجود داشت،اما اين علاقه نه متوجه منافع مادي اثر،که معطوف به منافع معنوي آن بود.البته توجه و تعلّق خاطرپديد آورندگان به حقوق اخلاقي (معنوي )خود امري است که ريشه در ذات بشر و به ويژه خويشتن دوستي او دارد و بعيد است که بتوان زمان و مکاني را يافت که انسانها از چنين تمايلات و تعلّق خاطرهايي کاملاٌ دور باشندو از تعرّض به مخلوقات فکري خود احساس وابراز ناراحتي نکنند.در دوران باستان اين احساسات و داوري ها غالباٌدرچهارچوب اصول اخلاقي قرار مي گرفتند و به دايره حقوق وارد نمي شدند.52تنها در روم قديم نشانه هايي قابل توجه از مفهوم مالکيت فکري را ميتوان يافت. به عنوان نمونه نمايشنامه نويساني همچون ترنس53 حق اجراي آثار خود را مي فروختنديا مي توان به نظر گايوس54 اشاره کرد که چنين نظر داد که وقتي يک هنرمند نقاش بر روي تابلو نقاشي مي کند،نقاشي مزبور حق برتر او خواهد بود.
3-1-1-3. مالکيت ادبي و هنري از قرون وسطي تا عصر جديد
در قرون اوليّه ي دوران مسيحيّت،صومعه ها محل آموزش مذهبي شدند و اتاق هاي کتابت ،کارگاه ناسخان ويژه ي صومعه گرديدند که گاه به عنوان کارکنان نشر کتاب تحت نظر مستقيم کتاب داريا سلاح دار صومعه (به عنوان سرپرست ناسخان ) فعاليت مي کردند.
اولين دعوايي که در خصوص حق مؤلف(کپي رايت ) درتاريخ به ثبت رسيده ، دعواي فينيان عليه کلمبا55 است که در اواسط قرن ششم ميلادي مطرح شد. سنت کلمبا که در آن زمان دوران آموزش مذهبي خود را نزد فينيان مي گذراند ،بطور پنهاني از روي مزامير زيبا و منحصر به فردي که نزد او بود ،نسخه برداري کرد . فينيان از اين عمل شاگردش نزد پادشاه وقت ،درمت56 رفته ودستور استرداد کپي را خواستار شد .شاه درمت دردستوراسترداد کپي به فينيان عبارتي را بر زبان آورد که در تاريخ ماندگار شد : براي هر ماده گاو،گوساله اش.57 اين عبارت که به نظر برخي از نويسندگان ، هسته ي نظريه کپي رايت در نظام کامن لو را تشکيل مي دهد ، مي تواندنشانگر وجودمفهومي از حقّ نشر درآن زمان دانسته شود.مفهومي که البته بيشتر از جنبه ي مادي اثر بر ويژگي معنوي آن تکيه دارد.58اما حق نشر اصولاٌ زماني مطرح شد که فن آوري رسانه و شرايط بازار ،سرقت آثار ادبي و نشر آثار ديگران را سودآورساخت .59 تااواخر قرن پانزدهم آثار ادبي عمدتاٌ شامل کتاب هاي مذهبي بودند که کشيشان و راهبان مدت زمان زيادي را صرف کار طاقت فرساي تحرير آنها ميکردند تا اثري فاخر را پديد آورند.بديهي است نيروي کار فراوان و در عين حال ماهري که تهيه اين کتابها مي طلبيد ،سرقت ادبي را به امري بي اهميّت تبديل مي ساخت.به علاوه بي سوادي عمومي موجب شده بود که بازار مناسبي براي کتاب وجود نداشته باشد وعملاٌ نيازي به حمايت دولت از حقوق مؤلفان اين کتابها احساس نمي شد.60 اما اختراع دستگاه چاپ در اروپا درميانه ي قرن پانزدهم موجب تغييراتي اساسي در بازار کتاب شد.زماني که حق نشر با توجه به تغيير شرايط ياد شده ،ارزش مالي يافت،طبيعتاٌ هم براي ناشران قانوني منافع مالي به دنبال داشت و هم براي ناشراني که مبادرت به نشر غير قانوني مي کردند.اين بود که با شيوع اين گونه سود جويي ها ،حمايت از حقوق مؤلف و ناشر مجازآثار او نيز ضرورت يافت.در واقع تغييرات بازار کتاب در نتيجه ي اختراع دستگاه چاپ باعث شد که حق نشر داراي ارزش اقتصادي شود و طبيعتاٌ هم موضوع مبادله و داد و ستد قرار گيرد و هم موضوع دستبرد .آنچه اين جنبه هاي حقوقي را براي آثار ادبي و حق نشر آنها ايجاد کرد واقعيات موجود در زمان پيدايش دستگاه چاپ و در واقع نيازهاي اجتماعي آن روز جوامع بود.همواره اين واقعيات اجتماعي و اقتصادي هستند که حقوق را به دنبال خود مي کشند و در اين مورد هم اتفاق افتاد.
ريشه هاي تاريخي حق نشر به معناي امروزين آن،به امتيازات،قوانين و مقرراتي باز مي گردد که بعد از اختراع دستگاه چاپ وضع شدند ،هرچند اين مقررات در آغاز بيش از آنکه در پي حمايت از مؤلفان باشند ،منافع ناشران را در بر داشتند.اختراع چاپ ،حمايت از مالکيت ادبي را به مسأله اي با فوريت و اهميت روز افزون مبدل ساخت که روز به روز هم بر اهميت آن افزوده مي شود و لزوم حمايت همه جانبه تر از اين حقوق را به دنبال مي آورد.
3-1-2. پيدايش و توسعه ي مالکيت صنعتي
روايتي مشکوک پيشينه ي انديشه ي حق اختراع را به يونان باستان باز مي گرداند،سازوکاري که مخترعان را تشويق به آشکار ساختن چيزهاي تازه وسودمند براي جامعه مي نمود. مشوّق مورد نظر ممکن بود به شکل پاداش يا جايزه يا به صورت حق انحصاري نسبت به اختراع باشد.نقل شده است که در يونان قانوني به تصويب رسيده بود که به موجب آن کساني که در زمينه ي پخت و پز دست به ابداع غذاهاي لذيذ مي زدند ، به مدت يکسال از حقي انحصاري نسبت به منافع حاصل از خوراکي ابداعي خود بهره مند مي شدند وديگر آشپزها نمي توانستند در اين مدت غذاي ابداع شده توسط او را تهيه کنند.اين امر باعث تشويق ديگران به رقابت با او و تهيه ي غذايي بهتر مي شد .61
اگر چه درستي اين روايت و وجود چنين قانوني را نمي توان بطور قطع پذيرفت ،اما نفس وجود ايده ي نظام تشويق که به موجب آن هرکس در قبال ابداع خود از حمايت حکومتي و تشويق و پاداش بهره مند مي شد ،نشانگر نزديکي ميان انگيزه اي است که در آن زمان مطرح بوده و انگيزه اي که اينک نيز در حقوق مدرن مالکيت فکري مطمح نظر است و اين امر مبيّن برخاستن ايده ي حق اختراع از طبيعت بشري است که محدود به زمان حال نيست و ريشه در ذات بشر دارد.
علائم تجاري از دنياي باستان تاکنون همواره نشانگر هويت سازندگان و عرضه کنندگان کالاها وخدمات بوده است.قريب سه هزار سال پيش صنعت گران هندي امضاي خود را بر روي محصولاتي که به بازارهاي ايران مي فرستادند ،حک ميکردند.کالاهاي چيني هم که حدود دو هزار سال پيش در بازارهاي خاور ميانه عرضه مي شد،حاوي نشان توليد کنندگانشان بود.در همان زمان ظروف و اشياي سفالي رومي با حدود هزارعلامت تجاري متفاوت دربازار يافت مي شدکه برخي از آنان آنقدر شناخته شده و معتبر بودندکه موردکپي برداري هم قرار مي گرفتند.باشکوفايي تجارت در قرون وسطي ،استفاده ازعلامت مخصوص به منظور متمايز ساختن کالاهاي تجّار وصنعت گران گسترش چشمگيري يافت،هرچند درآان زمان اين علائم هنوز اهميت اقتصادي قابل توجهي نداشتند.62
بدين ترتيب تاجران و صنعت گران از آن زمان تاکنون از علائم براي تشخيص کالاهاي خود بهره مي بردند.در گذشته هرچند دادگاه هاعملاٌ با دعاوي مربوط به علائم تجاري مواجه بودند،اما قانون مدوّني در خصوص علائم وجود نداشت و دادگاه ها برمبناي قواعد عرفي به اين دعاوي رسيدگي مي کردند.مشکل اصلي اين بود که تجار براي موفقيتشان در طرح دعوي ناچار بودند که مالکيتشان بر علامت مورد نظر را اثبات کنند که اين امر هم با مشکلات فراوان همراه بود و تا حدودي بستگي به شهرت علامت تجاري حک شده بر روي کالا داشت.63
آنچه که در ابتداي امر مورد نظر بود،حمايت از حقوق توليدکنندگان و عرضه کنندگان کالاها و خدمات بود. اما درطول زمان مي توان تحولي را مشاهده کرد که طي آن علامت تجاري از صرف انحصار و امتيازي که براي حفظ حقوق توليد کنندگان پديد آمده بود، فراتر رفته و براي حفظ حق انتخاب مشتريان درتميز کالاهاي مشابه در نظر گرفته مي شد.بعدها اين حق استفاده از علامت تجاري مخصوص به کالايي تجاري و مصداقي بارز از مال و ثروت تبديل شد و رابطه ي ميان صاحب علامت تجاري با علامت ،مصداقي روشن از رابطه ي مالکانه گرديد.
در زمان هاي پيشين نظر بر اين بود که علامت تجاري بايد براي حفظ حقوق مصرف کنندگان کالاها و حفظ منافع جامعه مورد حمايت قرار گيرد.در حقوق انگلستان در قرن نوزدهم حقوق دانان و قضات جوهر علامت تجاري را اين امر مي دانستند که به مصرف کنندگان اجازه مي دهد بتوانند ميان توليد کنندگان و تجّار مختلف تمايز قايل شوند.اين نکته در تصميمات قضايي گوناگوني مطرح شده است که حقّ توليد کننده ي يک محصول نسبت به علامت تجاري خود، عبارت است از حقّ انحصاري استفاده از آن به منظور شناخته شدن توليد کننده يا محل توليد محصول. بدين ترتيب استفاده انحصاري از علامت تنها به کاربرد آن در کالاهايي مربوط مي شد که براي آنها استفاده ازآن علامت در خواست شده بود و في نفسه به عنوان حقّي مستقل مورد حمايت قرار نمي گرفت.حقّي بي قيد وشرط براي ثبت کردن هرگونه علامت تجاري وجود نداشت و به عبارتي ثبت علامت تجاري يک امتياز بود نه حق.64
به اختصار مي توان بيان کرد که حيات تجارتي علائم تجاري با شناسايي آنها توسط جامعه ي مصرف کننده آغاز مي شود.همزمان با رخ دادن اين امر ،بازرگانان صاحب شيئ انتزاعي و مجرّدي مي شوند که لااقل به صورت بالقوّه ، مستقل از کالاها و خدماتي که علامت مربوط به آن هاست، قابل بهره برداري هستند.به طور کلي بايد گفت که قانون گذاران استفاده ي مستقل از علائم تجاري را در انطباق با شناسايي آن از سوي جامعه ي مصرف کننده که در واقع حيات تجاري رادرآن دميده ،مورد پذيرش قرار مي دهند.بدين ترتيب صاحبان علائم تجاري مجاز به استفاده بي قيد و شرط از آن نيستند و براي اعطاي مجوز بهره برداري و يا انتقال آنها مؤظّف به رعايت محدوديت هايي هستند که قانون گذار معين نموده است.
با اين حال با گذشت زمان ،گسترش مفهومي علامت تجاري و تعميم آن به اصوات ، رايحه ها ،رنگ ها و شکل ها و سست شدن محدوديت هاي ناظر بر نقل و انتقال علائم تجاري ، حقوق علائم تجاري را به سمت مالکيت گرايي هر چه بيشتر سوق داده و تحت تاثير اين مالکيت گرايي ،هدف غالب حقوق علائم تجاري به سمت حمايت از منافع تجّاردگرگون شده و زبان توصيف علائم تجاري از امتياز و انحصار به مالکيّت تغيير يافته است. در نتيجه ي توسعه ي حقوق علائم تجاري بيشتر تابع نيازهاي صاحبان علائم تجاري گرديده و حمايت از حقوق و منافع مصرف کنندگان به بخش ديگري از حقوق نقل مکان کرده است.65
3-2. پيشينه مالکيت فکري در جوامع اسلامي
خواندن ونوشتن در نهضت اسلام يک فريضه وضرورت عقيدتي بود.درهمين دوره است که پيامبر (ص) فرمود: “اطلبو العلم ولو بالصّين “66ويا “قُيِّدوا العلم بالکتابه “67، فرماني که مبناي رستاخيز بزرگ علمي مسلمانان شد وحوزه هاي گسترده اي رادر دانش نظري وتجربي پديدآورد.تا پيش از پيدايش تمدن اسلامي،تأليف و تدوين علوم اسلامي يک رسالت و مسؤوليت علمي – ديني بود که از سوي صاحبان علم و دين احساس مي شد و اصولاٌحق و حقوقي نداشت،آن گونه که تعليم و تدريس علوم اسلامي نيز يک فريضه ديني بوده و در تلقي مسلمانان نخستين،گرفتن اجرت براي کتابت قرآن و حديث و خريد وفروش آيات و احاديث مکتوب، مکروه بود. در پي حادثه سقيفه و اقتدار رژيمهاي خلافت ،شيعه اماميّه که اسلام را در تماميّت آن نمايندگي مي کرد ، بر اين ضرورت تأکيد داشت.اين واقعيت تا آنجا برجسته وآشکار است که امام علي (ع) در پي کودتاي نخبگان عليه نهضت اسلام،به تدوين ميراث وحي پرداخته وپس از انجام آن ،درمسجد مدينه حضور يافت وبه مسلمانان اعلام کرد که قرآن را باهمه

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد جبران خسارت، قاعده لاضرر، نقض حقوق Next Entries منبع تحقیق درمورد ترجمه متون، کشف المحجوب، نهضت ترجمه