منبع تحقیق درمورد خودآگاهی، مدل شایستگی، دانش و آگاهی، منابع انسانی

دانلود پایان نامه ارشد

عملکرد مبنایی را برای مقایسههای جزییتر میان شغلهای مدیریتی و افرادی که در این پستها هستند فراهم میکند. دوم، عملکرد موفق در هر یک از این طبقهبندیهای عملکرد مدیریتی میتواند به مجموعهای از خواص، ویژگیها، یا کیفیتها نسبت داده شود. به این مجموعه از قابلیتهای فردی میتوان به عنوان «شایستگیهای رهبری» اشاره کرد. بنابراین، شایستگی مجموعهای از صفات شخصی است که برای عملکرد موفق در بعد عملکرد رهبری یا مدیریتی مورد نیاز است. مدل شایستگی زبان مشترکی را در توصیف قابلیتهای رهبری و الزامات شغل برای پستهای مدیریتی فراهم میکند. بعلاوه، مدل شایستگی اشتقاق نمودار شغلی مدیریت را با استراتژی سازمان پیوند میزند(Dai et.al, 2010: 200)
مدل مبتنی بر شایستگی50 سازمان را به سازگاری با تغییرات در محیط کار توانمند میسازد و این اطمیان را میدهد که کارکنان مهارتها و قابلیتهای درست بمنظور عملکرد بالا دارند. این رهیافت همچنین رفتار روز به روز کارکنان را با اهداف و استراتژیهای سازمانی بزرگتر همتراز میسازد. آن در سیستمها و فرایندهای منابع انسانی همچون انتخاب، آموزش، توسعه، مدیریت عملکرد و حفظ کارکنان ثبات ایجاد میکند. مدلهای شایستگی همچنین میتوانند در مربیگری و مرشدیت، و سیستمهای پاداش مورد استفاده قرار گیرند. در یک مدل مبتنی بر شایستگی، سازمان عوامل حیاتی موفقیت را شناسایی میکند. آن همچنین شایستگیها یا عناصر کلیدی برای موفقیت کارکنان را شناسایی میکند. پری51 (1996) شایستگیها را به عنوان دستهای از دانش، مهارتها، و اندیشههای مرتبط توصیف کرده بود که قسمت اعظم شغل یک شخص را تحت تاثیر قرار میدهد. شایستگیها بر خلاف استانداردهای خوب پذیرفته شده میتوانند اندازهگیری شوند و از طریق آموزش و توسعه بهبود یابند. آنها همچنین نقشها و انتظارات را مشخص میکنند (Cook, 1999: 37; Amendola, 2008: 24). بیشتر شایستگیهای اصلی مدیریت عمومی هستند و بیشتر مدیران و یا رهبران صرف نظر از وظیفه یا سازمان آن را بکار میبرند. پری (1998) چهار دسته از شایستگیهای اصلی قابل شناسایی و قابل اندازهگیری را پیشنهاد کرده است که قلمروهای اداری، ارتباطی، نظارتی، و شناختی را شامل میشود (Amendola, 2008: 24). از طرفی، شایستگیهای کلیدی مدیریتی عبارتند از: ارتباطات، برنامهریزی و اداره، کار تیمی، فعالیت استراتژیک، بین فرهنگی، و شایستگی خود مدیریتی (Slocum and et.al., 2008: 4).
مدلهای شایستگی دانش، مهارتها و رفتارهای حیاتیتری را بیان میکنند که عملکرد موفق را نسبت به نوع خاصی از شغل یا حرفه تحریک میکند. آنها شایستگیها را به لحاظ رفتاری، بکارگیری نشانههای رفتاری توصیف میکنند بطوریکه رهبران، مدیران، و کارکنان میتوانند شایستگیها را زمانیکه نشان داده میشوند تشخیص دهند. مدلهای شایستگی باید محتوای کار و ارتباط ارزشهای سازمان را منعکس کنند. مدلهای شایستگی به سازمانها اجازه میدهد که بین آموزش و توسعه رهبری در برنامه کسب وکار سازمان و هر چالشی که پیش روی سازمان است پیوندی را برقرار نماید. آنها همچنین میتوانند محرک تغییر سازمانی باشند و چارچوبی را برای بهبود مداوم فراهم نماید (Wright, 2004: 34).
حداقل چهار فرض اساسی و غامض برای مدلهای شایستگی رهبری وجود دارد:
یک مجموعه واحدی از ویژگیها که به اندازه کافی رهبران اثربخش را توصیف میکند (و بنابراین، آن ویژگیها رفتارهایی را پیشبینی میکنند که با پیشبینی اثربخشی سازگار هستند)؛
هر یک از این ویژگیها مستقل از دیگری و از محتوا هستند، از اینرو داشتن بیشتر هر یک از این ویژگیها سبب میشود که شخص رهبر بهتری شود (یعنی، آنها افزایشی هستند، و رهبران اثربخش مجموعه سادهای از اجزایشان هستند)؛
بدلیل اینکه مدیریت ارشد معمولاَ شایستگیها را خجسته و مبارک میدانند و اغلب اوقات حتی به تولید و ایجاد آنها کمک میکنند، آنها شیوه اثربخشتری بمنظور تفکر درباره رفتار رهبر است؛
هنگامیکه سیستمهای منابع انسانی مبتنی بر شایستگیها هستند، این سیستمها بطور موثر کار میکنند (Hollenbeck, 2006: 399).
مدلهای شایستگی برای افراد و سازمان در توسعه مهارتهای رهبری مفید بوده است. شایستگیها به افراد کمک میکنند از طریق:
تلخیص تجارب و بصیرت رهبران،
مشخص کردن میزانی از رفتارهای رهبری مفید،
فراهم کردن ابزاری که افراد بتوانند از آن برای توسعه خود استفاده کنند، و
طرح کلی چارچوب رهبری که بتواند بمنظور کمک به انتخاب، توسعه، و درک اثربخشی رهبری مورد استفاده قرار گیرد.
شایستگیها، هنگامیکه بطور صحیح طراحی میشوند، وسیله نفوذ تجارب و بینش متصدیان رهبری در یک سازمان هستند. تجربه شخصی که از گروه بزرگی از مدیران و مجریان بدست آمده است در تعداد محدودی از شایستگیها خلاصه میشود. شایستگیها میتوانند رهنمود روشنی را برای رفتارهایی که متصدیان فکر میکنند مرتبط با اثربخشی هستند فراهم کنند. آنها میتوانند ابزار آموزشی شگرفی را برای افرادی که تلاش میکنند یاد بگیرند چگونه میتوان اثربخشی بیشتری داشت فراهم کنند. بعلاوه، شایستگیها به افراد کمک میکنند که درک کنند چگونه آنها و دیگران میتوانند رهبر اثربخشی باشند. فرد میتواند مسئولیتهای بیشتری بر عهده بگیرد و در فرایند توسعهشان مستقل عمل کنند (Hollenbeck, 2006: 402).
سازمانها نیز از استفاده از مدلهای شایستگی منتفع میشوند. شایستگیها به سازمانها کمک میکند از طریق:
برقرار کردن ارتباط شفاف که رفتارهای رهبر در آن حائز اهمیت است،
کمک به متمایز کردن عملکرد افراد،
پیوند رفتارهای رهبر با جهتهای استراتژیک و اهداف کسبوکار، و
ارائه مدل منسجم و یکپارچهای از رهبری که متناسب پستها و موقعیتهای رهبری بسیار است (Hollenbeck, 2006: 402).
در کار رهبری یا نفوذ سه مهارت یا شایستگی کلی وجود دارد: تشخیص. یعنی توانایی فهم و موقعیتی که شخص میخواهد در آن نفوذ کند. تطابق. یعنی توانایی تطابق رفتار خود و دیگر منابع در دسترس شخصی برای روبرو شدن با شرایط احتمالی. برقراری ارتباط. یعنی توانایی ایجاد ارتباط به شیوهای که مردم به آسانی آن را بفهمند یا بپذیرند (هرسی و بلانچارد، 1375: 28)
در یک بررسی، شایستگیهای رهبری در حوزه نظامی برشمرده شده است. در این بررسی، 11 عنصر در ایجاد مدل شایستگی رهبری برای دانشجویان دانشکده افسری انتخاب شده است که در ذیل به این عناصر و تعاریف آنها اشاره میشود:
فداکاری: متعهد کردن خود بطور کامل در انجام وظیفه یا حرفه خاص، صرفنظر از نفع شخصی، وفادار به ملت و نظام.
برنامهریزی و برنامهنویسی: آگاهی از اصول، قواعد کلی و فرایندهای اساسی در وظایف و سازمانهای نظامی، توانایی مرتب کردن وظایف در یک رویه اثربخش.
روابط میانفردی: احترام و شکیبایی دو جانبه، ظرفیت در ایجاد و حفظ روابط دو جانبه با دیگران.
ارتباط نوشتاری: توانایی در خواندن و درک اطلاعات و اندیشههای نوشته شده.
ارتباط شفاهی: توانایی در گوش دادن و درک اطلاعات و اندیشههای بیان شده.
هوش و آگاهی: توانایی کسب و بکار بستن دانش و آگاهی، داشتن سطح بالایی از تحصیلات یا از نظر فکری، تیزبین بودن، روانی فکر.
پایائی عاطفی: حالت شخصی که از نظر عاطفی بالغ است، توانایی مهار خود یا رفتار فردی، خود کنترلی، خود ارزیابی.
قضاوت اجتماعی: آگاهی داشتن از عادات اجتماعی و اجتناب از عواملی که سبب قانونشکنی میشود، آگاهی از روابط بین سازمانها و افراد.
رفتار نظامی: حالت نظامی مجسم شده در ظاهر، لباس، رفتار، بیان، و مانند آن.
تصمیم: توانایی در گرفتن تصمیم بر اساس قضاوت منطقی.
تاثیرات دیگر: برانگیزاننده و مشوق دیگران در دستیابی به اهداف سازمان. تشویق کننده (Tian, et al. 2009: 531).
بکینگ و هاپمن (2005) در بررسی خود، هفت شایستگی اصل را شناسایی کردند که عبارتند از: (1) پذیرش افکار جدید (انعطافپذیری، توانایی یادگیری، تنوع و تغییر مهارتهای مدیریتی)؛ (2) درستی و راستی (صدافت، اصالت، شفافیت، مسئولیتپذیری، اعتماد بنفس و تعهد)؛ (3) ابتکار و خلاقیت (خلاقیت مهارتهای حل مسأله، توانایی ریسکپذیری، فعال بودن)؛ (4) دانش و آگاهی در سطوح متفاوت تحلیل؛ (5) نتیجه گرا بودن (پردازش اطلاعات، قطعیت، تحلیل، عملکرد)؛ (6) مهارتهای سازمانی (برنامهریزی، ارزیابی، توسعه کارکنان، تفویض اختیار، ساخت تیم، مهارتهای سازمانی)؛ (7) مهارتهای اجتماعی (مهارتهای زبان شناختی، ارتباطات فرا فرهنگی، معرفی و گزارش مهارتها، توانایی گوش دادن، ادراک میان فردی، شبکهسازی، مهارتهای تاثیر و اعمال نفوذ، قدرت اقناع، مهارتهای مدیریت تغییر، تفکر استراتژیک) (Yuksel, 2008: 182).
در بررسی دیگر، کانگر (1999) یازده شایستگی را که برای رهبران مهم است بیان میکند: 1. برقرار کردن جهت و سو، 2. تفکر استراتژیک، 3. توانمندساختن دیگران، 4. ایجاد همترازی، 5. توانایی در اثربخشی فردی و تیمی، 6. ارتباطات آشکار، 7. برنامههای پیشفعالانه، 8. انجام دادن کارها با برتری و تفوق، 9. خودآگاهی، 10. شفافیت در یادگیری، و 11. مهارتهای فنی و وظیفهای (Thurgood, 2008: 149).
در پژوهش دیگری، چهار قلمرو شایستگی رهبری تحت عنوان قابلیتهای شخصی و صفات حرفهای در حوزه پزشکی شناسایی شده است که عبارتند از: (1) کار با دیگران؛ (2) تغییر شکل یافتن خدمات؛ (3) مدیریت کسب وکار؛ و (4) تنظیم جهت.
هر یک از این قلمروها در چهار عنصر بقسمتهای جزءتر تقسیم شدهاند. برای مثال، یکی از عناصر در درون قلمرو قابلیتهای شخصی و صفات حرفهای خودآگاهی است، یعنی پزشکان ” از ارزشها، اصول، فرضیات، قوتها و محدودیتهای خودشان آگاهند و قادراند از تجربیات دیگران چیزهایی بیاموزند”. برای اثبات خودآگاهی، پزشکان نیاز خواهند داشت که شایستگی را طبق اصول زیر نشان دهند:
شناخت، تبیین و مفصلبندی ارزشها و اصولشان، درک چگونگی تناسب اینها با حرفه، خدمات و سازمان بهداشت و درمان که جزیی از آن هستند، و تطبیق تفاوتهایی که بوجود آمده است؛
شناسایی نقاط قوت و محدودیتهایشان، و تاثیر رفتارشان بر دیگران؛
شناسایی هیجانات و تعصباتشان و درک اینکه چگونه اینها میتوانند تعصبات و رفتارشان را تحت تاثیر قرار دهند؛ و
دستیابی، ارزشگذاری و فعالیت در بازخورد از منابع متنوع (Clark and Armit, 2008: 40).
در بررسی دیگر، شایستگیهای رهبری در پنج حوزه شناسایی شده است که عبارتند از: (1) صفات شخصی؛ (2) مهارتهای میان فردی؛ (3) تمرکز بر نتایج؛ (4) رهبری سازمانی؛ و (5) شایستگیهای تخصصی.
صفات شخصی
اخلاقیات: اعتماد؛ امانت و درستی؛ صمیمیت؛ درستکاری؛ انصاف با همه؛ اخلاق کاری قوی با خود و دیگران؛ درک مباحث جنسیتی؛ نشاندادن بصیرت.
تمرکز بر هدایت نفس: هدایت نفس یادگیرنده؛ به پیش بردن برنامهها؛ توانایی سازماندهی کردن زمان و تعهدات.
احترام: مودب بودن با همه؛ بدستآوردن همه افراد.
مهارتهای میانفردی
مهارتهای ارتباطی: تعریف روشن انتظارات؛ داشتن مهارتهای کلامی و نوشتاری خوب؛ بوضوح نشاندادن اینکه چطور شغل هر فردی به چشمانداز سازمان کمک میکند؛ ارتباطات با همه بخشها و سطوح؛ داشتن چشمانداز برای خود و ارتباط با آن؛ کمک به دیگران در یافتن پاسخها؛ حفظ سیاستهای باز؛ تسهیل ارتباطات دوجانبه.
مهارت شنیداری: بطور فعال گوشدادن؛ داشتن زمان برای همه افراد؛ داشتن ساختاری برای سئوالات و اطلاعات.
مهارتهای نرم- کار کردن با دیگران: بیان اندیشههای مثبت؛ بردبار و صبور بودن نسبت به دیگران؛ قابلیت نزدیک شدن به دیگران؛ مهربان و غمخوار بودن، منعطف بودن؛ درگیر کردن کارکنان؛ وظیفهشناس بودن؛ منتقد نبودن؛ حامی و پشتیبان بودن.
تمرکز بر نتایج
تفکیکپذیری مسائل: جستجو برای تفکیکپذیری خلاق و متناسب با مسائل؛ حمایت از کارکنان؛ اجازه دادن به کارکنان که مسائلشان را خود حل کنند؛ حل کردن تعارضات و حرکت به سمت موقعیتهای پیش رو؛ رسیدگی کردن به خطاها و تخلفات از اعتماد؛ نشان دادن تحمل و شکیبایی؛ پذیرش اشتباهات و به دیگران اجازه دهیم که از اشتباهات شان درس

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد توسعه خود، ساخت اجتماعی، مدیریت عملکرد، تفویض اختیار Next Entries منبع تحقیق درمورد کسب و کار، مدیریت زمان، تفکر استراتژیک، پذیرش تغییر