منبع تحقیق درمورد خلیج فارس، شورای همکاری خلیج فارس، افغانستان، عربستان سعودی

دانلود پایان نامه ارشد

امنیت جمعی در خلیج فارس، امنیت پایدار شکل بگیرد. (شهابی ،1386 :202)
3) نفوذ ایران در عراق
دولتمردان شورای همکاری از به قدرت رسیدن شیعیان در عراق نگرانند و این نگرانی به لحاظ دو مسئله است: الف) محدود شدن قدرت اهل تسنن در عراق و تشکیل دولت شیعی
ب) امکان اینکه در کشورهای خلیج فارس شیعیان تحرکاتی از خود بروز دهند و یا قدرت را در اختیار بگیرند و سهم بیشتری را در توان قدرت و مشارکت در حاکمیت طلب کنند و این در حالی است که در این کشورها حکومت‌ها در اختیار اهل تسنن است29. در کشوری نظیر بحرین که اکثریت آن را شیعه‌ها تشکیل می‌دهند. اگر حاکمیت در دست شیعه‌ها قرار بگیرد،‌ توازن سیاسی حوزه خلیج فارس به هم خواهد خورد و چون احتمال می‌دهند که شیعه‌ها با ایران ارتباط فکری و یا تشکیلاتی داشته باشند، موازنه موجود به نفع تهران خواهد شد و ژئوپلیتیک منطقه تغییر می‌یابد. (شهابی ،1386 : 185) در این ارتباط در اجلاس «نقش ناتو در امنیت خلیج فارس» اظهار شد: «توان نسبی ایران در منطقه پس از انحلال ارتش عراق افزایش یافته است. هر چند انتقادهایی از این ارتش درگذشته وجود داشت، اما این ارتش (ارتش بعثی عراق) توازن استراتژیک را در رویارویی با گرایش‌های سلطه‌جویانه ایران در منطقه برقرار می‌کرد»( حافظیان، 1383) بدین ترتیب شورای همکاری خلیج فارس، برخوردی دو گانه و همراه با تردید و دودلی در مقابل تهران در پیش گرفته است. این مواضع دو گانه ناشی از عوامل زیر است:
1- شورای همکاری علاقه مند است در کنار ایران باشد و وارد چالش‌های جدی با ایران نشود تا امنیت منطقه به هم نخورد. ولی ظاهرا به اهداف ایران اطمینان و اعتماد ندارد. ایران را یک کشور توسعه طلب و شیعی ارزیابی می‌کند که در فکر توسعه هلال شیعی است و می‌خواهد بر کشورهای منطقه تسلط داشته باشد. تحریکات برخی دولت‌های منطقه و قدرت‌های فرامنطقه‌ای و حتی اظهارات و برخی عملکردهای ناصواب تهران بر این سوءتفاهم‌ها می‌افزاید.
2- اگر چه مالکیت جزایر سه گانه طبق اسناد تاریخی برای صاحب‌نظران بی‌غرض و ایرانی‌ها موضوعی حل شده است و ایران آن را حق مسلم خود می‌داند. ولی به همان اندازه نیز دولتمردان امارات آن را حق خود فرض می‌کنند. این موضوع، همواره بر تصمیمات شورای همکاری سایه می‌اندازد و در سال‌های اخیر در کلیه قطعنامه‌ها و اجلاس‌های سران و وزرای خارجه منعکس شده است30.(حجار ، 1381)
ب)برخورد شورای همکاری خلیج فارس با ایران پس از حوادث 11 سپتامبر
در سال 2001 مسأله فلسطین در رأس مسائل مورد توجه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس قرار گرفت و این امر زمزمه های نزدیکی ایران و کشورهای عضو شورا را نوید می داد. به عنوان مثال در آوریل 2001، ایران« کنفرانس بین المللی حمایت از انتفاضه فلسطین» را با حضور پارلمان های اسلامی و تعدادی از سازمان های فلسطینی و عربی برگزار نمود. در ماه مارس نیز دولت عراق طی کنفرانسی در بغداد که در ارتباط با انتفاضه الاقصی با مشارکت نیروهای مردمی عربی بر پا شد، از سازمان ملل متحد خواست تا یک میلیارد یورو از درآمدهای نفتی این کشور را، که در چارچوب توافق نفت در مقابل غذا به فروش می رسد، برای حمایت از فلسطینیان اختصاص دهد. دولت بغداد، طی همین کنفرانس، شروع نام نویسی برای« ارتش قدس شریف» را اعلام نمود. (سلامه،1382: 126) در سطح جوامع منطقه نیز دعوت به تحریم کالاهای امریکایی برای حمایت از انتفاضه فلسطین افزایش یافت، قراردادهای دولتی و غیر دولتی با شرکت های امریکایی و همچنین سفرهای توریستی از کشورهای خلیج فارس به ایالات متحده کاهش پیدا کرد و از سوی دیگر کمک های مردمی به ملت فلسطین شاهد افزایشی بی سابقه بود. (سلامه،1382: 127)
بر خلاف تشنجی که در مناسبات بین المللی کشورهای عضو شورای همکاری، در سال 2001 وجود داشت، رابطه این کشورها با ایران پیشرفت قابل ملاحظه ای داشت. شرکت هواپیمایی عربستان سعودی، به طور رسمی دفتر خود را در تهران گشود و همچنین موافقت نامه همکاری در زمینه های اقتصادی، بازرگانی، سرمایه گذاری، علمی، فنی و ورزشی نیز بین دو کشور امضاء رسید. (سلامه، 1382: 136) ایران و بحرین نیز موافقت نامه همکاری اقتصادی در زمینه های مالی، پزشکی، بیمه، ماهیگیری و سرمایه گذاری به امضا رساندند. موافقت نامه‌ی دیگری نیز در زمینه‌ی تبادل اطلاعات و فن آوری در صنعت پتروشیمی، میان دو کشور امضا شد. عمان و ایران به بررسی و مطالعه توانایی های بنادر دو کشور برای حمل و نقل درایی و ارسال کالا به کشورهای واقع در اقیانوس هند پرداختند. کویت نیز به بررسی پروژه 1/1 میلیارد دلاری انتقال آب از سد کرخه پرداخت. سفر شیخ حمدان بن زایدآل نهیان به تهران، در ماه اوت و به دنبال آن سفر محمد علی ابطحی، فرستاده ویژه رئیس جمهوری ایران به ابوظبی، نوید دهنده بهبودی روابط دو جانبه بود.
مهم ترین دستاورد مناسبات شورای همکاری با ایران در سال2001 در زمینه امنیتی بود. واقعیت این است که کشورهای منطقه بیش از آن که از ایران آسیب نظامی دیده باشند، آسیب امنیتی دیده اند؛ از این رو، انعقاد این موافقت نامه های همکاری های امنیتی اهمیتی مضاعف یافت. موافقت نامه امنیتی31 میان عربستان سعودی و ایران، حین دیدار امیر نایف بن عبدالعزیز، وزیر کشور عربستان، از تهران در ماه آوریل به امضا رسید.(سلامه،1382: 136 ) این موافقت نامه ها، به دنبال حوادث یازدهم سپتامبر اهمّیت فوق العاده‌ای پیدا کرد، زیرا با توجه به بروز مشکلات عبور و مرور غیر مجاز از مرزهای آبی و خاکی ایران و پاکستان و افغانستان، همکاری های دو جانبه، برای حفظ ثبات خلیج فارس میان ایران و عربستان سعودی جلوه‌ی برجسته تری پیدا کرد. به نظر می رسد، دلیل عدم انعقاد قرارداد همکاری میان کشورهای منطقه، بیش از آنکه به علت اختلافات فی مابین ایران و برخی از کشورهای منطقه نظیر مسأله جزایر سه‌گانه میان امارات متحده عربی و ایران باشد، به این دلیل است که چنین موافقت نامه‌ی گروهی مهمی نیازمند شفافیت بیشتر کشورها و تبادل اطلاعات در چارچوب گروهی وسیع تری می باشد و بدیهی است که کشورهای منطقه هنوز به اجماعی در این سطح نرسیده‌اند.(سلامه، 1382: 137) جالب اینجاست که کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در انعقاد موافقت نامه های«امنیت داخلی» و« امنیت دفاعی منطقه ای» حد فاصل قائل اند؛ به طوری که کشورهای منطقه«موافقت نامه های امنیت داخلی» را با ایران منعقد می کنند و« موافقت نامه های امنیت منطقه ای» را با امریکا.بنابراین در سطح منطقه، اجماعی میان کشورها برای همکاری و همگرایی وجود ندارد.در واقع؛ کشورهای منطقه ایران را تهدید امنیتی به حساب می آورند نه شریکی جهت تامین امنیت منطقه ای و بیش از اینکه در پی همگرایی منطقه ای باشند به دلیل ملاحظات صرفا امنیتی، به دنبال موازنه سازی، مبارزه ی تسلیحاتی و … می باشند.معمای امنیت مواضع این کشورها تحت تاثیر خود قرار داده است و هر حرکتی در جهت افزایش قدرت و به معنی تهدید قلمداد می شود که عکس العمل سریع کشورها را جهت موازنه سازی بر می انگیزد.البته تشکیل شورای همکاری خلیج فارس نیز نمود بارز این موازنه سازی در برابر ایران و عراق بود.
با این وجود، حادثه 11 سپتامبر2001، نظام منطقه ای خلیج فارس را دستخوش تحولات جدیدی نمود. از این رو اعضای شورای همکاری خلیج فارس باید از دیپلماسی جدیدی استفاده می نمودند که قادر به درک متغیر های منطقه ای و بین المللی باشد. اگر این دیپلماسی در چارچوب شورای همکاری نباشد موفقیت آمیز نخواهد بود. چرا که ناشی از این بحران و حمله ‌نظامی امریکا علیه افغانستان، متهم شدن کشورهای خلیج فارس بخصوص عربستان به دلیل حضور تعداد بسیاری از اتباع کشورهای عضو شورای همکاری در سازمان القاعده، امکان برخورد جدی افزایش یافت چرا که به زعم امریکا این کشورها مراکز پدید آمدن افراط گرایی اسلامی در جهان هستند در نتیجه منابع تهدید جدیدی علیه ثبات سیاسی و حاکمیت ملی اعضای شورا، تحول در ائتلافهای نظامی و در نهایت دموکراسی و مشارکت سیاسی میان کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس ایجاد شد که می توان نتیجه‌ی آن را موضوع امروز در بیداری اسلامی دید. در واقع حوادث یازدهم سپتامبر دارای بازتاب سیاسی محسوسی در روابط میان کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و ایالات متحده بود. ایالات متحده به حق این کشورها و در رأس آنها عربستان سعودی برای شناسایی هویت واقعی عاملان این حوادث توجهی نکرد ( ادریس و همدانی،1381: 200).بدین شکل، بستر و زمینه ی همگرایی کشورها فراهم شد تا در سایه ی اتخاذ مواضع مشترک و هماهنگ به اهداف خود برسند اما اینگونه نگشت و همانطور که می بینیم شورا با بروز هر بحرانی دچار تشویش و عدم اقدام درست شده و هر یک از کشورها به شدت احساس ناامنی از قدرت های فرا منطقه ای و کشورهای همسایه خود کرده و یا حتی نگران سرایت اوضاع وخیم کشورهای همسایه می باشند. مانند موج انقلاباتی که در بیداری اسلامی رخ داد، نهایتاً اینکه شورای همکاری خلیج فارس عملاً در تقابل با ایران قرار گرفت و حتی خود نیز دچار ناکارآمدی شد. به همین دلیل عضویت و همکاری در چنین سازمانی که علیه اعضای خود تغییر رویه می دهد و به عدم پشتیبانی می پردازد نه از لحاظ عقلی صحیح است و نه تامین کننده ی منافع ملی ماست. پس از یازدهم سپتامبر2001 و با حمله امریکا به افغانستان موضع این کشورها کاملاً چرخید، حتی با وجود فشار افکار عمومی کشورهای عضو شورا، سفر به افغانستان را برای اتباعی که خواهان جهاد بودند منع کردند. در نهایت فشارهای داخلی و خارجی موجب شد تا کشورهای عضو گفتگوهای دوجانبه را در زمینه‌تروریسم، تقویت نیروهای نظامی و کشتی های دریایی و ارتقای سطح امنیت داخلی با امریکا را انجام دهند این امر موجب افزایش حضور دریایی امریکا در اقیانوس هند، دریای عرب و خلیج فارس شد. علاوه بر این باید کمک های اطلاعاتی این کشورها را به امریکا را نیز افزود.درست در جایی که انتظار می رفت هماهنگی و یکپارچگی میان اعضا فزونی یابد و به سمت ترکیب منطقه ای پیش روند اما هر یک از اعضا راه خود را پیش گرفتند و به سیاست همراهی و دنباله روی از سوی امریکا روی آوردند

ج) ایران و توازن قوا در خلیج فارس
ایران جزئی از زیر سیستم خلیج فارس است و از همین رو هم می‌تواند بر تحولات منطقه تاثیر گذار باشد، و هم از این تحولات تاثیرپذیر، این تاثیرگذاری و تاثیرپذیری به ویژه از لحاظ امنیتی موجب شده که ایران دارای نقش استراتژیک مهمی در خلیج فارس باشد، همان‌‌گونه که این منطقه برای ایران دارای اهمیت استراتژیک است32 . شورای همکاری از اوایل دهه 1990، جهت گیری ها و همگرایی اقتصادی را تقویت کرد و به دنبال تکامل و وحدت اقتصادی بود. (اسدی، 100:1389) شورای همکاری در حال حاضر به دنبال امضای FTA (موافقت نامه تجارت آزاد ) با اتحادیه اروپا است. با این حال هیچ گفتگو و همکاری جدی بین ایران و شورا تاکنون انجام نشده است و روابط ایران بر شورای همکاری در دوره های مختلف، فراز و نشیب هایی داشته است.( اسدی، 1389: 100) کشورهای عضو شورا ی همکاری خلیج فارس به دنبال روند رو به فزون همگرایی های منطقه ای در دنیا، طی دو دهه اخیر در این مسیر گام های موثری برداشته اند. اما در این خصوص علیرغم تلاش های انجام شده از سوی کشور ایران و حضور در همگرایی های منطقه ای مانند اکو(ECO) و هشت کشور در حال توسعه اسلامی(D8) ، موفقیت چشمگیری در عمل در جهت افزایش منافع تجاری حاصل نشده است. اما تلاش شورای همکاری خلیج فارس در همسایگی ایران و به عنوان شرکای طبیعی تجاری با فرصت ها و تهدیدهای تجاری برای ایران همراه خواهد بود. ایجاد اتحادیه گمرکی بین اعضای شورای همکاری خلیج فارس بر تجارت ایران قطعا اثرگذار است. بر اساس مطالعات تجربی، کاهش و یا حذف موانع تجاری بین کشورها از طریق برقراری موافقت نامه های همگرایی منطقه ای در قالب ترتیبات تجاری ترجیحی و یا اتحادیه گمرکی، باعث گسترش تجارت بین اعضاء می شود؛ اما این افزایش تجارت بین کشورهای عضو به زیان کشورهای غیر عضو نیز خواهد بود.(

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد خلیج فارس، جزایر سه گانه، شورای همکاری خلیج فارس، امارات متحده عربی Next Entries منبع تحقیق درمورد خلیج فارس، شورای همکاری خلیج فارس، نخبگان سیاسی، ساختار سیاسی