منبع تحقیق درمورد خلیج فارس، خاورمیانه، محیط امنیتی، سازمان شانگهای

دانلود پایان نامه ارشد

نمی‌تواند از سیاست‌های رادیکال کشوری همانند ایران حمایت گسترده و فراگیر به عمل آورد(حق شناس، 1390: 74) در این راستا مقامات چینی نیز در تماس های متعدد از طرفهای ایرانی خواسته اند که با تعدیل در اصول خود، در جهت تغییر وضعیت موجود گام بردارند. در این زمینه، آنها به روند حرکت پکن طی سه دهه اخیر اشاره می کنند که چین با شروع سیاست درهای باز، بسیاری از اصول انقلابی و اندیشه های “مائو” را به بوته فراموشی سپرد و براساس وضعیت نوین بین المللی و نرم های رایج ، مناسبات خود را با جهان خارج تنظیم کرد. حتی در روند هماهنگ سازی با جهان خارج، حزب کمونیست چین «لباسهای فرم اجباری مقامات در زمان مائو » را نیز به پوشش رسمی رایج کت و شلوار و کراوات تغییر داد.آنها بر این باورند که تاکید تهران بر اصول انقلابی و ایدئولوژیک باعث شده است چین برای مناسبات خود با ایران، تحت فشار مضاعف کشورهای غربی قرار گیرد. (قاضی زاده و طالبی فر، 1390: 205) در نهایت از جمله عوامل این رویه ی دو سویه ی چین می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
– اولویت اول سیاست خارجی چین، تحقق محیط امن پیرامونی برای تداوم روند توسعه اقتصادی داخلی است. این امر، پایه و اساس کلیه سیاست گذاری ها، برنامه ها و عملکردهای دولت چین در بخش های مختلف سیاسی و اقتصادی است.چینی ها همکاری های اقتصادی را با تمرکز بر تامین بخش زیادی از انرژی مورد نیاز خود و فروش کالاهای ساخته شده چینی در اولویت می دانند ولی جمهوری اسلامی ایران سعی کرده است با بهره گیری از همکاری های اقتصادی، توازن معقولی در بخش های سیاسی برقرار و حداکثر حمایت چین را در برابر فشارهای غرب در مورد برنامه ی هسته ای ایران جلب کند. (Bill ,2001 , 89-100) از سوی دیگر منطقه خاورمیانه محل مناسبی برای صادرات کالاهای چینی است و از این مهم تر بحث انرژی و امنیت انرژی خاورمیانه است. به دلیل روند رو به رشد اقتصاد این کشور و نیاز روز افزون این کشور، به انرژی ثبات و تامین امنیت خاورمیانه برای چین حائز اهمیت است اما تکثیر سلاح‌های هسته‌ای و مسابقه تسلیحاتی در این منطقه می‌تواند منافع چین را در خاورمیانه به خطر اندازد و امنیت عرضه انرژی کشورهای منطقه چین را خدشه‌دار کند به همین علت چین، هسته ای شدن ایران را برخلاف منافع راهبردی خود می داند.
– از سوی دیگر بر اساس نظریات مطرح شده در روابط بین الملل برای اینکه یک کشور تبدیل به هژمون جهانی شود ابتدا باید هژمون منطقه ی خود شود سپس با هژمون مناطق دیگر به رقابت بپردازد . با هسته ای شدن ایران، یک دولت هسته‌ای دیگر در منطقه پیرامونی چین شکل می گیرد و این موقعیت چین را به عنوان قدرت هسته ای کاهش می دهد و در نتیجه توان بازدارندگی چین تحلیل می‌رود.
– همچنین با دستیابی ایران به فناوری هسته ای ، چین هم مانند امریکا نگران انتقال این فناوری از سوی ایران به سایر کشورهای اسلامی است. این امر ممکن است بر روی منطقه ی مسلمان نشین چین که خواهان تجزیه طلبی هستند تاثیربگذارد. بنابراین،‌ حمایت از ایران در موضوع هسته‌ای نه اولویت چین است و نه در جهت منافع راهبردی این کشور قرار دارد. مهم‌ترین اولویت اصلی سیاست خارجی ایران در وضعیت فعلی پیشبرد برنامه هسته‌ای و مقابله با آمریکاست، در حالی که اولویت اصلی چین در شرایط موجود، پیشبرد سریع توسعه اقتصادی است . در حقیقت چین در حوزه هایی که دارای منافع است به تقویت مناسبات دو جانبه ی خود با ایران می پردازد و از سوی دیگر از همکاری با ایران در موضوع هسته ای سرباز می زند و در اعمال فشار غرب علیه ایران با آنها همراه می شود. چین با اینکار نه بطور کامل به ایران متمایل می شود و نه بسوی غرب . بلکه سعی می کند به نوعب مناسبات خود را ترتیب دهد تا به سوی هیچ یک از دو طرف منحرف نشود
همانطور که گفته شد با اینکه پکن با اقدام واشنگتن برای انتقال پروژه اتمی ایران توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی به شورای امنیت و اعمال تحریم ها از سوی آمریکا مخالفت کرده و بر حل این مسأله از طریق مذاکرات تاکید کرده است اما در این باره ایران نباید چشم امیدی به چین بدوزد. بر اساس تعریفی که این کشور از خود در ساختار نظام بین الملل دارد و با توجه به اولویت های اقتصادی این کشور نباید از چین توقع داشت که در مساله ی هسته ای در کنار ایران بایستد. ولیکن از نظر ایران، چین به عنوان یکی از اعضای دائمی شورای امنیت که از حق وتو برخوردار است و ضمنا در میان قدرت‌های بزرگ نزدیک‌ترین روابط را با جمهوری اسلامی ایران دارا می‌باشد، یکی از تاثیرگذارترین قدرت‌ها در پرونده‌ی هسته‌ای ایران تلقی می‌گردد. شناخت و درک خاستگاه سیاست‌های چین در قبال پرونده‌ی هسته‌ای ایران و نقشی که در این مورد می‌تواند ایفا کند، در این برهه از هر جهت حائز اهمیت است (حامی، 1390: 213). البته روابط ایران و چین یک رابطه‌ای نامتقارن است و ایران نباید انتظار زیادی از طرف چینی خود داشته باشد. با وجود اهمیت ایران برای چین به عنوان یک منبع انرژی، نمی‌توان تنها این عامل را در جهت اتحاد راهبردی چین و ایران موثر دانست. با توجه به اهمیت راهبردی ایران، نباید فراموش کرد که اهمیت مبادلات بازرگانی چین و آمریکا ده‌ها بار بیش از مبادلات بازرگانی چین و ایران است. بنابراین، چه در گذشته و چه اکنون، هر گاه چین مجبور به انتخاب میان آمریکا و کشورهای دیگر شده، ترکیبی را برگزیده که قطع مبادلات عظیم تجاری‌اش با آن حیات این کشور را به خطر نیندازد. چین با آمریکا در حال حاضر 120 میلیارد دلار مبادلات بازرگانی دارد و به لحاظ اقتصادی به گونه‌ای به این مبادلات وابسته است که قطع آن برای یک روز هم برای چین قابل تحمل نیست. بنابراین، چین مایل به انجام کاری نیست که روابطش را با آمریکا مخدوش کند و به همین دلیل بحث بازی چین با کارت ایران پیش می‌آید اگرچه چین به روابط بلند مدت خویش با ایران به عنوان یک قدرت منطقه‌ای، با داشتن یک موقعیت ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک و مشرف بر خلیج فارس و دریای خزر و وابستگی فزاینده خود به انرژی، به ایران به عنوان منبعی مهم برای تأمین انرژی خویش در آینده ارج می‌نهد. چین اما از دیگر سو تعامل و مناسبات رو به گسترده تجاری و بازرگانی با آمریکا و اروپا دارد و نمی‌خواهد که در مسیر رسیدگی به پرونده هسته‌ای ایران به روابط مزبور که در جهت پیشبرد اهداف راهبردی آن کشور برای تبدیل شدن به یک ابرقدرت اقتصادی می‌باشد، لطمه‌ای وارد شود.
با توجه به اولویت چین در پیشبرد توسعه اقتصادی، تغییر در انتخاب راهبردی چین در کوتاه مدت و بلند مدت بعید به نظر می‌رسد. در صورت تشدید جو تخاصم میان ایران و غرب احتمال دارد این کشور – البته با تاخیر و تعدیل به شیوه خاص خود – در کنار غرب قرار بگیرد از آنجا که از اولویت‌های اساسی سیاست خارجی چین در وضعیت فعلی،‌ عدم تعارض با منافع راهبردی آمریکاست،‌ اگر چین با ایران وارد همکاری‌های راهبردی شود، در واقع منافع راهبردی آمریکا را به چالش کشیده است، بنابراین استفاده احتمالی چین از حق وتوی خود در موضوع هسته‌ای ایران – در شرایط حاد- بسیار بعید به نظر می‌رسد

سازمان همکاری شانگهای و روابط ایران و چین
سالهاست که موضوع گسترش همکاری های منطقه ای در دستور کار جمهوری اسلامی ایران بوده و پی گیری شده است. سامان دادن به مناسبات و همکاریها در چارچوب سازمان های منطقه ای ، از یک سو بهترین شیوه ی رسیدگی مشترک به موضوعات و مسایل منطقه ای و از سوی دیگر راهکاری است سودمند برای مطرح ساختن خواسته ها وگرایش های منطقه ای در جهان. ایران با برخورداری از ذخایر سرشار نفت و گاز و نیز جایگاه ویژه ی ژئوپولیتیکی و ژئواکونومیک، گذشته از اینکه می تواند از برنامه های سازمان شانگهای در زمینه های اقتصادی بهره ببرد، می تواند بسیاری از تنگناها از جمله در مورد سرمایه گذاری خارجی، افزایش صادرات و تقویت بنیه ی اقتصادی کشور را به کمک این سازمان تا اندازه ای از میان بردارد و با توجه به ذخایر قابل توجه انرژی در ایران، این کشور در پی تحکیم همکاری های خود با دیگر کشورها در بخش انرژی است، و این یکی از دلایل پیوستن به سازمان همکاری شانگهای است(استیل بک، 1384: 13) پیوستن ایران به سازمان شانگهای که بر مبارزه تروریسم، جدایی خواهی و جلوگیری از بنیادگرایی و تندروی مذهبی تاکید دارد، به جامعه بین المللی نشان می دهد که ایران به روشنی و با اراده راسخ، رویارویی با این سه خطر منطقه ای و جهانی را جزو برنامه های کلان و اصول سیاست خارجی خود قرار داده است و این می تواند بخشی از تبلیغات و فرافکنی های امریکا و همپیمانان غربی اش را بی اثر سازد (حق شناس و بشیری ، 1390: 91)
ایران سازمان شانگهای را همچون باشگاهی از کشورهای همفکر می بیند که برای منافع ژئواستراتژیک اش در آسیای مرکزی اهمیت دارد سودمندتر از هر چیز برای ایران بهره گیری از سازمان شانگهای برای ایجاد و تحکیم ثبات در محیط امنیتی خویش است زیرا محیط امنیتی ایران همپوشی های بسیار با محیط امنیتی دیگر اعضای آن دارد. اهمیت این موضوع زمانی روشن می شود که توجه داشته باشیم که بر پایه ی سند چشم انداز، که بعنوان استراتژی کلان کشور است، ایران باید در بیست سال آینده به جایگاه نخست علمی، اقتصادی و تکنولوژیک در منطقه جنوب باختری آسیا برسد. امروزه محیط امنیتی ایران سخت ناآرام و ناپایدار است. زیرا از یک سو به خاورمیانه و عراق و از سوی دیگر به افغانستان، پاکستان و آسیای مرکزی پیوند می یابد که بی گمان از بی ثبات ترین و خطرناک ترین مناطق جهان به شمار می آیند.(واعظی، 1385: 14) همانطور که می دانیم از جمله اهداف امریکا در مورد کشورمان، محصور کردن جمهوری اسلامی ایران می باشد. در این باره یکی از مهم ترین برنامه های امریکا، ایجاد چالش میان ایران و همسایگان کشورمان بوده است. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، نقش امریکا در ایجاد تنش بین ایران و همسایگان شمالی مان کاملا محسوس است لذا با توجه به اینکه بخشی از امنیت ملی ما با همسایگان مناطق شمالی گره خورده است، حضور جمهوری اسلامی ایران در این سازمان، می تواند موجب همگرایی بین ما و همسایگان شمالی را فراهم کند که این موضوع با منافع ملی کشورمان نیز سازگار است. امریکا با تنظیم برنامه های گوناگون و استفاده از عوامل و موفقیت های ویژه ، در پی منزوی کردن جمهوری اسلامی ایران بوده است. بنابراین کشورمان با عضویت در این پیمان می تواند عمق راهبردی خود را افزایش دهد. عضویت ایران در این اجلاس نه تنها باعث حفظ موقعیت جغرافیای سیاسی و جغرافیای راهبردی خود می شود، بلکه این موقعیت افزایش نیز خواهد یافت ( خلیج فارس و امنیت ملی، 1390: 9) ایران برای مدت زمانی است که تحت فشارهای بین المللی و مخصوصا قدرت های خارجی در خلیج فارس قرار دارد. این امر، بویژه پس از برکناری صدام و اشغال عراق در این کشور منجر به نگرانی های شدید امنیتی شده است. از سوی دیگر جنگ خلیج فارس نشان داد که کشورهای منطقه در موقعیتی نیستند که در کنار کشورهای همسایه خلیج فارس در مقابل تهاجم امریکا ایستادگی کنند، ایران باید در پی دستیابی به اتحادی امنیتی و نظامی برای تامین امنیت مرزها و مردمش و همینطور امنیت توسعه ی اقتصادی و منابع انرژی اش باشد(رحمان،1385: 137) البته عضویت ایران این امکان را برای سازمان همکاری شانگهای فراهم می کند تا از آسیای جنوبی به آسیای مرکزی و سپس خلیج فارس گسترش یافته و تبدیل به یک سازمان اقتصادی و امنیتی کاراتر شود. ایران می تواند به مرکز فعالیت انرژی برای چین و روسیه تبدیل شود. تهیه نفت و گاز از ایران برای این دو غول اقتصادی منطقه را قادر می سازد نیاز انرژی خود را برآورده سازند. همچنین ایران آسان ترین و کوتاه ترین جاده برای انتقال انرژی آسیای مرکزی به خلیج فارس است که بدین طریق این منطقه را به زیر ساختار توسعه یافته ی فعلی عرضه ی نفت به جهان وصل می کند اگر چه چین و رسانه ی رسمی این کشور امکان تبدیل سازمان همکاری شانگهای به رقیبی برای امریکا و ناتو را رد کرده اند، استراتژی اشتباهی

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد ایالات متحده، شورای امنیت، سیاست خارجی، شورهای اسلامی Next Entries منبع تحقیق درمورد سازمان همکاری شانگهای، سازمان شانگهای، یکجانبه گرایی، خلیج فارس