منبع تحقیق درمورد خاورمیانه، کشورهای خاورمیانه، خلیج فارس، ایدئولوژی

دانلود پایان نامه ارشد

یکپارچگی قومیتی و هویتی، تعارضات ایدئولوژیکی، نفت می باشد. وضع امنیت بگونه ای است که بیشتر کشورها از همسایگان خود در مقایسه با قدرت های دوردست، هراس بیشتری دارند.( بوزان، 1381: 636)همچنین عدم شکل گیری سازمان، اتحادیه سیاسی، اقتصادی و امنیتی منطقه ای خاص از کشورهای خاورمیانه این محیط را کاملا ناامن نموده است.همانطور که گفته شد، بسیاری از کشورهای خاورمیانه با یکدیگر اختلافات مرزی و سرزمینی دارند. پرزدنت حافظ اسد، رییس جمهوری سابق سوریه در سال 1980 در سخنرانی خود پرسید: «کجا هستند آن دولت‌های عربی که فاقد هر نوع اختلاف مرزی باشند؟ اگر ما نظری به میهن عربی خود از منتها الیه شرقی تا منتها الیه غربی آن بیاندازیم به سختی می توانیم یک دولت عربی پیدا کنیم که اختلاف مرزی نداشته باشد.» اختلافات مرزی و ارضی کشورهای منطقه با یکدیگر همواره منشا بسیاری از منازعات بوده است (جعفری ولدانی،1374: 9) اکثر مرزهای خاورمیانه مرزهایی تحمیلی هستند زیرا قدرت های غربی آنها را تعیین کرده اند در این منطقه چیزی به عنوان مرز طبیعی وجود ندارد. قسمت اعظم مرزهای خاورمیانه بدون توجه به مسئله ی قومیت ها، فرهنگ و یا زبان روی زمین ترسیم شده اند(جعفری ولدانی ، 1388: 45) برای مثال: اختلاف تاریخی ایران و عراق بر سر آبراه اروند رود که هر چند ظاهر طی موافقت نامه الجزایر در سال 1975، حل شده بود، اما نقض این پیمان در سال 1980 توسط عراق، موجب بروز بزرگترین جنگ منطقه‌ای و طولانی‌ترین جنگ پس از جنگ جهانی دوم شد (حاجی یوسفی، 1384: 167) عراق با کویت نیز دارای اختلافات مرزی بوده است. ادعای امارات متحده عربی بر سر جزایر سه گانه ایرانی ابوموسی، تنب بزرگ و کوچک، از اهمیت زیادی برخوردار است. هر چند به دلایل واضح تاریخی این سه جزیره در حاکمیت ایران بوده اما نقض این حاکمیت توسط بریتانیا موجب شد تا وقفه‌ای در کنترل ایران بر این جزایر ایجاد شود (حاجی یوسفی، 1384: 167) عربستان سعودی و همسایگانش نیز دارای اختلافات مرزی عدیده‌ای هستند. عربستان سعودی و یمن دارای مرز مشخص شده ای‌ نیستند و هر دو کشور به سبب منابع نفتی احتمالی در منطقه مورد اختلاف خود، خواهان آن می‌باشند. قطر و بحرین نیز بر سر جزایر حوار و منطقه فشت الجبال34 اختلاف مرزی دارند به نحوی که اختلافات طرفین منجر به درگیری نظامی در سال 1986 گردید .
گروه‌های قومی – مذهبی به عنوان یکی از بازیگران فراملی، اهمیت بسیار زیادی در سیاست‌های داخلی و بین المللی پیدا کرده‌اند. اقدامات گروههای قومی مذهبی فراتر از مرزهای رسمی رفته و حمایت قدرت‌های خارجی را جلب کرده است. منازعات قومی -مذهبی در کشورهای خاورمیانه عمدتا به کردها، شیعیان و اهل تسنن مربوط می‌شودکردها یکی از مهم‌ترین گروه‌های قومی در خاورمیانه هستند. اهمیت بعد بین المللی قوم کرد ناشی از این واقعیت است که گروه‌های کردی در مرزهای سرزمینی یک دولت محدود نیستند و داخل مرزهای چند کشور مانند ترکیه، عراق، ایران و سوریه پراکنده شده‌اند. این مسئله یکپارچگی این کشورها را با مشکلات جدی روبه‌رو کرده است. کشورهای خاورمیانه اغلب از وجود کردها به عنوان اهرمی علیه یکدیگر استفاده کرده‌اند و در نتیجه منازعات بین کشورهای منطقه شدیدتر شده است (جعفری ولدانی،1388: 45) مسایل مذهبی – ایدئولوژیک نیز یکی از منابع عمده اختلافات در خاورمیانه بوده است. انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 موجب شد دو روند مذهبی و ایدئولوژیک در منطقه احیا و موجبات نگرانی کشورهای منطقه را فراهم سازد. از یک سو ایران به عنوان اسلام شیعه می‌توانست موجب بی‌ثباتی کشورهای منطقه به‌ویژه کشورهایی که دارای جمعیت شیعه (اقلیت یا اکثریت) بودند یعنی، عراق، بحرین و عربستان گردد و از سوی دیگر، ایدئولوژی رادیکال ایران که سمت و سوی ضد اقتدارگرایی و ضد غربی داشت، می‌توانست بی‌ثباتی کشورهای منطقه که همگی بدون استثنا اقتدارگرا و همچنین متمایل به غرب بودند (بسیاری جزء متحدان غرب بودند) گردد. البته سطوح درون کشوری و منطقه ای نیز از راه‌هایی چند با یکدیگر تداخل داشتند. گاهی دولتها از جناح های داخلی دیگر کشورها پشتیبانی نموده‌اند: لیبی و ایران پس از سال1979 از جنبش‌های رادیکال و عربستان سعودی از حرکت‌های اسلامی و محافظه کار پشتیبانی می‌نمودند. فعالیت‌های اندکی از سازمان‌های ملی چون حماس، جهاد اسلامی، حزب الله، عناصر راستگرای مذهبی یهودی و ساف عوامل مهمی در پویش‌های امنیتی پیرامون اسرائیل بوده‌اند. در لبنان، جناح‌ها و شبه نظامیان گوناگون پشتیبانی بیرونی دارند. در حوزه خلیج فارس گروه‌های بومی شیعی ارتباط‌هایی با ایران دارند. برخی از جنبه‌های سیاست منطقه‌ای( و در واقع جهانی) درون کشوری( داخلی) شده‌اند.( بوزان، 1381: 648-647) علاوه بر مواردی که در سطور فوق توضیح داده شد، ضروری به نظر می رسد که بطور خلاصه در باب اسرائیل و تاثیر اسلام در فرایند همگرایی منطقه ای نیز توضیحاتی را بدهیم.
در سطح بین المللی، حضور قدرت های فرامنطقه ای چون امریکا و انگلستان و سایر قدرت های غربی، خاورمیانه را به میدانی جهت رقابت بر سر دستیابی به منافع بیشتر میان غرب تبدیل نموده است بطوری که هر یک خاورمیانه را فضای حیاتی خود می دانند. با وجود تمام مشکلاتی که در منطقه وجود دارد ، هیچ سازوکار فراگیری برای حل آنها وجود ندارد.برخی سازوکارها نظیر نهادهای منطقه ای، تنها بخش هایی خاص از منطقه را شامل می شود. اتحادیه ی عرب و شورای همکاری خلیج فارس به کشورهای عرب و کشورهای جنوب خلیج فارس محدود هستند و سایر دولت ها در آن نقش ندارند. در نتیجه، مسایل امنیتی منطقه تابعی از رایزنی های دو یا چند جانبه، محدود و پنهانی است.چنین وضعیتی فضا را برای ابتکار عمل منفی امریکا در مسایل امنیتی منطقه باز گذاشته است (جونز،1998) اهمیت بسیار منطقه برای قدرت های بزرگ، فقدان نظام های مردم سالار ریشه دار در بخش هایی از منطقه، و روند ناکام دولت سازی در بسیاری از کشورها، دولت های منطقه را از ابتکار عمل در سطح منطقه بر قدرت های بزرگ، ایجاد نهادها و سازوکارهای بومی به منظور حل مشکلات محروم ساخته و آن را در وضعیت معضل امنیتی یا معمای امنیتی قرار داده است. در چنین فضایی است که محیط امنیتی منطقه بسیار خطرناک شده و بازی قدرت چه در سطح داخلی و چه منطقه ای، امکان توسعه ی واقعی را ناکام گذاشته است (کرمی، 1384: 40) همچنین به خاطر نفوذ و حضور قدرت های خارجی، امکان شکل گیری اتحاد ها و ائتلاف و در نتیجه ایجاد موازنه منطقه ای قدرت به درستی فراهم نشده است(کرمی، 1384: 39) بر اساس مطالبی که ذکر شد می توان نتیجه گرفت که مهم ترین ویژگی سیاسی و امنیتی کشوهای خاورمیانه ی عربی و حتی غیر عربی، وابستگی عمیق و ساختاری آن به دنیای غرب و به خصوص امریکا است. امنیت مجموعه جزیرة العرب از جنوب عراق تا جنوبی ترین نقطه عربستان سعودی با چتر نظامی و دکترین امنیتی امریکا محافظت می شود. حضور نظامی امریکا در خلیج فارس در بیست سال گذشته، ده برابر شده است. در دوران پس از جنگ دوم خلیج فارس، وابستگی نظامی و امنیتی کشورهای حوزه خلیج فارس و یا شورای همکاری خلیج فارس به مراتب افزایش یافته است. هیچ موضوعی در میان موضوعات مملکتی این کشورها، با اهمیت تر از امنیت آنها نیست. حضور نظامی امریکا در این منطقه طبعاً ارتباط مستقیمی با وضعیت سیاسی و امنیتی این کشورها دارد. نتیجتا به دلیل ضعف های ساختاری کشورهای عربی، امریکا نقش مهمتری در حفظ امنیت داخلی و ملی این کشورها به عهده گرفته است. ( Lesch, 1996, 279-379) اولین نتیجه این تحلیل این خواهد بود که منطقه خاورمیانه، یک منطقه بحرانی است وسر نخ امنیت آن در دست خودش نیست و یا فوق العاده ضعیف است. غرب به اندازه کافی اهرمهای فشار و نیروهای طرفدار خود را در این منطقه در اختیار دارد. (سریع القلم ، 1379: 73) عامل دیگری که این صحنه و نقشه سیاسی را پیچیده تر می کند منافع امریکا است. نفت، بازار فروش کالا و اسلحه در سر فصل منافع امریکا می باشد. امریکا به عنوان قدرتی که به حفظ وضع موجود علاقه مند است، تمایل به ایجاد تغیر در بافت سیاسی این منطقه نشان نمی دهد زیرا به عواقب و مخاطرات آن اطمینان ندارد.همه ی این عوامل موجب شده تا کشورهای خاورمیانه در پی تقویت نیروی نظامی و تسلیحات نظامی باشند . آمار منتشر شده از خرید تسلیحاتی کشورهای خاورمیانه این ادعا را ثابت می کند .از سوی دیگر هر یک از کشورهای خاورمیانه در پی هژمونی منطقه ای می باشند و این عرصه رقابت میان کشورها را افزون تر نموده است برای مثال طی نیم قرن گذشته، کشورهای مصر، عربستان، سوریه ، اسرائیل و عراق در خاورمیانه به دنبال هژمونی منطقه‌ای برآمده‌اند. کنش های ناشی از این جاه طلبی ها را می توان در رفتار صدام حسین در عراق مشاهده نمود (Rubin, 1998).
الف) اسرائیل محور تناقض با ایران
بسیاری از صاحب نظران یکی از منابع اصلی اصطکاک در روابط میان جمهوری اسلامی ایران- ایالات متحده امریکا را منازعه فلسطین- اسرائیل می دانند و بر این باورند که” این موضوع مهمترین موضوع در روابط ایران- ایالات متحده است( بهیار مقدم،1386: 135) برای اسرائیل نیز مساله اصلی در منطقه خاورمیانه ایران است زیرا ایران کشوری است پهناور و دارای امکانات فراوان مادی و نیروی انسانی و از همه مهمتر اعتقاداتی که با منافع اسرائیل تلاقی دارد. در نتیجه اصطحکاک میان ایران و اسرائیل باقی خواهد ماند. از این منظر موضوع ایران برای اسرائیل و امنیت آن بسیار جدی می باشد35. در این راستا،زنده نگه داشتن موضوع ایران به عنوان بزرگترین خطر منطقه ای و مخالف منافع امریکا در خاورمیانه، مخل امنیت دنیای عرب و مانع پیشرفت صلح در میان اعراب و اسرائیل از شاخه های این استراتژی نه تنها در محافل سیاسی و امنیتی داخلی امریکا بلکه از اجزاء لاینفک رسانه های جهانی است. (سریع القلم، ، 1379: 78) استراتژی بعدی اسراییل اینست که در منطقه خاورمیانه، ایران را به عنوان مهم ترین تهدید منطقه مطرح نماید. حتی در سطح منطقه ای نیز اسرائیل سعی کرده است میان ایران و دنیای عرب فاصله ایجاد کند و زمینه های برقراری روابط استراتژیک و پایدار به خصوص میان دو طرف خلیج فارس ایجاد نگردد.
برای جمهوری اسلامی ایران، مشکل اساسی این است که اسرائیل امکان اتحاد با همسایگانمان را پیدا کرده است. نگرانی ناشی از این است که امکان حضور این رژیم در مرزهای ما خیلی بیشتر از گذشته فراهم شده است. بطوری که یکی از تحولات جدی در منطقه خاورمیانه، روابط جدید اسرائیل با ترکیه است. روابط اسرائیل و ترکیه با امضا دو قرارداد در سالهای 1994 و 1995 در واقع تعادل قدرت منطقه ای را به هم زد. عمده مفاد این قراردادها، نظامی و امنیتی است. همچنین افزایش قدرت اقتصادی و تواناییهای منحصر به فرد اسرائیل در منطقه خاورمیانه مناسبات جدیدی را به وجود آورده است که انعکاس فراوانی نه تنها در روابط اعراب و اسراییل بلکه در روابط ایران با منطقه جنوبی خود دارد. (Omar Ali, 1993, 57-66) از سوی دیگر، اسرائیل به عنوان یک متحد و عامل امریکا و ناتو و عنصری خطرناک برای امنیت ملی ایران در منطقه تلقی می‌شود و بنابراین، امکان تحرک بیشتر این رژیم برای امنیت ملی ما تهدیدی جدی است (امین زاده، 1377: 44-40) بنابراین ، نزدیک تر شدن اسرائیل به همسایگان ایران به معنی فاصله گرفتن کشورهای منطقه و همسایه از جمهوری اسلامی ایران است. قدرت اسرائیل در کل منطقه خاورمیانه در حال افزایش است. اسرائیل محورهای اصلی مخالف خود را ایران و عراق می بیند. ایران نه تنها دارای قدرت است بلکه با اسرائیل مخالفت جدی و علنی می کند. مخالفت عراق با اسرائیل تاکتیکی است و مانند ایران جنبه ایدئولوژیک ندارد. بنابراین عراق از نظر اسرائیل قابل مدیریت است. (سریع القلم، 1379: 77) با اینکه مناقشه اعراب و اسرائیل مبنای اولیه پدید آمدن مجموعه امنیت منطقه ای خاورمیانه بوده است و حتی ضدیت با اسرائیل برای مشروعیت بسیاری از رژیم‌های منطقه کاربری گسترده و مهم داشته و دارد.اما با

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد خاورمیانه، خلیج فارس، شورای همکاری خلیج فارس، افغانستان Next Entries منبع تحقیق درمورد خاورمیانه، انقلاب اسلامی، اسلام گرایی، ایالات متحده