منبع تحقیق درمورد خاورمیانه، خلیج فارس، شورای همکاری خلیج فارس، افغانستان

دانلود پایان نامه ارشد

نمی‌کند. آنها اظهار می‌دارند به کشورهای قدرتمند منطقه خصوصا عراق و ایران اطمینان ندارند و تهدیدات عراق نسبت به کویت در دهه 60 میلادی و سال‌های نخستین استقلال این کشور و سپس تجاوز عراق به خاک کویت و اشغال آن را شاهد می‌آورند و چنین استدلال می‌کنند که اگر در سال 1991 به کمک کویت نمی‌آمدند، اکنون کشوری به نام کویت در پهنه گیتی و عرصه جغرافیایی خلیج فارس وجود نداشت.( شهابی ،1386 :127) اگر ایران قادر باشد به این کشورها ثابت کند که امنیت آنها امنیت ایران و ثبات منطقه از اهداف استراتژیک ایران به شمار می‌رود، گامی بزرگ برداشته و همگرایی را توسعه می‌بخشد که حاصل آن استقرار امنیت پایدار در منطقه خلیج فارس است و عکس آن، تبعات بسیار زیان‌باری برای هر دو طرف در برخواهد داشت.(امان زاده،1369) در مقطع کنونی، روابط ایران و شورای همکاری خلیج فارس به صورت دوجانبه و جمعی در شرایط مناسبی نیست. در مجموع با بررسی دوره های مختلف روابط ایران و شورای همکاری خلیج فارس، می توان به چند نکته اشاره کرد: اول اینکه روابط ایران با شورا تابعی از حوادث منطقه ای ،موقعیت بین المللی ایران، تحولات داخلی ایران و اختلافات داخلی شورا بوده است. دوم اینکه به جز دوره 1990 تا 1992و 1997 تا 2004، وجه غالب روابط شورا با ایران تنش بوده است و حتی در دوره های 1990 تا 1992و 1997تا 2004، که تنش کمتر بوده، شورا علاقه ای برای کار گروهی با ایران از خود نشان نداده است.( اسدی،1389: 104 -105)نگرانی شورا از گسترش نفوذ ایران در حوزه عربی؛ که مصادیق آن را نفوذ ایران در عراق و همچنین لبنان و فلسطین اعلام می کنند که باعث نگرانی آنها می شود. به اعتقاد آنها این حوزه اساساً حوزه ای عربی است و ایران نباید تا این اندازه در این حوزه ها نفوذ داشته باشد. بنابراین ماهیت شورای همکاری از ابتدا ضد ایرانی بوده است چرا که شورا از روز نخست نیز به دنبال وحدت جهان عرب است.( قاسمی نراقی، 1378: 22) شورای همکاری خلیج فارس از زمان شکل گیری تاکنون بیش از 108 جلسه وزارتی در سطح وزرای خارجه و 28 اجلاس سران برگزار کرده است. در تمامی بیانیه های سیاسی صادر شده از سوی شورای همکاری چه در سطح سران و چه در سطح وزرای خارجه مهمترین موضوع ایران بوده است. در بخشی از تاریخ شورای همکاری تنها موضوع ایران مطرح بود که می توان به دوره اولیه شکل گیری شورا و زمان جنگ ایران و عراق اشاره کرد. در مقطعی از تاریخ شورا مانند زمان حمله عراق به کویت نیز ایران به دلیل موضع گیری خود، برای شورا اهمیت یافت. با این حال، ایران همچنان مهم ترین موضوع برای شورای همکاری، حداقل در موضع گیری های سیاسی است.همانگونه که اشاره شد شورای همکاری خلیج فارس مهم ترین حامی امارات متحده عربی در ادعاهایش نسبت به جزایر استراتزیک سه گانه در خلیج فارس بوده است. عربستان سعودی به عنوان موثرترین عضو شورای همکاری خلیج فارس نفوذ خاصی بر مصوبات و تصمیمات آن داشته و دارد و مشکلات سیاسی و ایدئولوژیک آن کشور با جمهوری اسلامی ایران باعث مواضع ضد ایرانی شورای همکاری بوده است.

3)عدم پیوند خاورمیانه با جمهوری اسلامی ایران
منطقه ی خاورمیانه بطور سنتی شامل کشورهای مسلمان عرب، ایران، ترکیه، افغانستان و پاکستان بوده که از لیبی در شمال آفریقا شروع و تا افغانستان ادامه پیدا می کند. یکی از ویژگی های بارز این منطقه آن است که اکثریت کشورهای آن عرب و یا مسلمان سنی هستند. محیط هرج و مرج گونه ی خاورمیانه فاقد یک ساختار و ترتیبات امنیتی مورد اجماع کشورهای منطقه است و در فقدان چنین سازوکارهایی، ترتیبات و پیمانهای مختلف و گاه متعارض شکل گرفته اند. اتحادیه ی عرب، شورای همکاری خلیج فارس، سازمان امنیت جمعی، سازمان همکاری شانگهای، پیمان گوام، سازمان انتخاب دموکراتیک، پیمان ناتو و ترتیبات فرعی آن در منطقه و قراردادهای دو جانبه میان کشورهای منطقه و کشورهای فرا منطقه ای، وضعیت پیچیده ای را بوجود آورده است که جمهوری اسلامی ایران در هیچ یک از آنها حضور ندارد.از این رو، محیط امنیتی خاورمیانه در وضعیت کنونی و وضعیت های احتمالی آینده تهدیدات مختلفی را برای جمهوری اسلامی ایران در برداشته و وضعیت منطقه کاملا متفاوت از دهه 1990 و پیش از آن است. از این رو به نظر می رسد که سیاست دفاعی ایران بایستی خود را با توجه به این وضعیت جدید و در پاسخ به تهدیدات برخاسته از آن منطبق باشد.(کرمی، 1384: 52 ) با وجود مشکلاتی که برای جمهوری اسلامی ایران در آسیای مرکزی ، خزر ، قفقاز و جنوب آسیا وجود دارد اما مشکل اصلی همچنان از محیط خاورمیانه است. چرا که همه ی این مناطق در وضع فعلی به عنوان بخشی از خاورمیانه ی بزرگ قلمداد می شوند و نیز اینکه، مشکلات و تهدیدات اصلی امنیت ملی ایران، در ارتباط با ویژگی ها و شاخص های خاورمیانه است. مثلا حضور امریکا در افغانستان، آسیای مرکز ی و عراق ، با مساله ی تروریسم مرتبط است که به زعم امریکایی ها پدیده ای خاورمیانه ای است به همین جهت در سیاست خارجی ایران مساله ی نگاه به شرق مطرح شد. در حقیقت این مساله زمینه را برای همکاری با کشورهای شرقی همچون چین ، روسیه و… ، نهادها و سازمان هایی همچون شانگهای و مجامع بیشتر نموده است که این امر می تواند به مشارکت در ترتیبات منطقه ای نیز منجر شود و یا حداقل از شکل گیری ترتیبات ضد ایرانی جلوگیری نماید و یا مانع از سمت گیری آنها علیه ایران گردد. ضمن اینکه ایران طبق این سیاست سعی کرده تا در کنار چین و روسیه و سایر کشورهای شرقی قرار گرفته تا از این طریق بتواند به اهداف امنیتی، اقتصادی و سیاسی خود نایل گردد. به هرحال در وضعیتی که هیچ سازوکار نظامندی برای مسائل امنیتی در منطقه خاورمیانه وجود نداشته و محیط امنیتی منطقه نیز متاثر از عوامل درونی کشورها، تعاملات بین دولتها و عوامل فرامنطقه ای، در نوعی آنارشی به سر می برد، بر اساس اصل عدم اطمینان، سیاست خارجی ایران نمی تواند دو اصل خوداتکایی و اتحاد را برای قدرتمندی، بازدارندگی و دفع تهدیدات نادیده بگیرد. علاوه بر حضور امریکا در قفقاز، آسیای مرکزی، خلیج فارس،عراق و افغانستان، ناتو نیز در قالب ترتیبات مختلف در مناطق مختلف مجاور ایران حضور دارد (کرمی، 1384: 52)
محیط امنیتی خاورمیانه از مشکلات داخلی کشورها، میان دولتها و نبود سازوکارهای امنیت سازی رنج می برد و فضای منطقه یک فضای ناامن، نا مطمئن و بطور مزمن کشمکش زا است که دخالت قدرت های بزرگ خارجی نیز با تاثیر گذاری بر سطوح درون کشوری ، بین دولتی و منطقه ای بر پیچیدگی آن افزوده است. این وضعیت با توجه به پایان نظام دو قطبی از سال 1990 و به ویژه از 11 سپتامبر 2001 دچار نوعی ابهام و سردرگمی ناشی از قرار گرفتن آن در دستور کار امنیتی امریکا و برخی دولت های همپیمان می شود

در واقع خاورمیانه در حال حاضر به یک پروژه ی امریکایی تبدیل شده است مشکلات امنیتی در این منطقه به طور کلی دارای سه بعد است :
1) کشمکش های داخلی
2) کشمکش های میان دولت های منطقه
3) کشمکش های ناشی از حضور قدرت های فرا منطقه ای
در سطح داخلی مهم ترین عوامل عدم ایجاد ثبات وامنیت عبارتنداز: ضعف دولت- ملت سازی در خاورمیانه و ساختار سیاسی اقتدارگرا. اغلب کشورهای منطقه یا دارای سیستم پادشاهی اند و یا جمهوری که در نهایت به دیکتاتوری ختم می شود.از نظر اقتصادی، کشورهایی که دارای منابع زیر زمینی غنی مانند نفت می باشند، اقتصاد رانتیر دولتی بر آنها حاکم است و سایر کشورها همچون سودان ، افغانستان و… فقیرند در نگاه کلی این کشورها با عدم توسعه ی اقتصادی و سیاسی و فرهنگی مواجه اند و شکل گیری دولت مدرن و یا حتی دولت – ملت به معنای وستفالیایی آن هنوز اتفاق نیافتاده بلکه دولتها عموما ساخته و پرداخته ی غرب می باشند، در کنار این عوامل شورش اقلیت ها ی قومی جهت خودمختاری نیز مزید بر علت شده است. عموم دولتها در منطقه ی مسلمان نشین جهان، دولتهای اقتداری هستند. امنیت حکومت کنندگان بر امنیت ملی اولویت دارد. هرگونه تفکر و تحرک و تبلیغی که پایه های فکری و سیاسی حکومت کنندگان را سست کند به مثابه تهدید امنیت ملی قلمداد می شود. در شمال آفریقا و خاورمیانه، بعضی رهبران نزدیک سی سال است که حکومت می کردند در حالی که کارآمدی و خلاقیت آنها به صفر رسیده بود.(سریع القلم، 1379: 122) دموکراسی در آنها کمیاب، استبداد متداول و به کارگیری زور و سرکوب در حیات سیاسی داخلی رایج است. ارتباط مستحکم بین رژیم‌های اقتدارگرا، منابع نفت، سرمایه‌های بین المللی و اتحاد با قدرت‌های بزرگ سبب شده است که این دولت‌های اجاره‌دار بتوانند نیروهایشان از جامعه مدنی به کار گیرند. هرچند ظاهراً در این منطقه بیشتر کشورها به مرحله مدرن گام نهاده‌اند اما عمدتاً ضعیف و پدید آمده از دورۀ استعمارزدایی هستند و نمودهای روشنی از عناصر پیشامدرن طایفه‌ای، قبیله ای و مذهبی در ساختار آنها، وجود دارد.( بوزان، 1381: 635) همینطور در خاورمیانه نمی توان برای تغییر وضعیت استعماری به دورۀ استقلال، مرحلۀ مشخصی را جستجو نمود. ترکیه، ایران و عربستان هیچ گاه رسماً مستعمره نشدند. در جاهایی چون مصر، عراق، اردن و عمان که حتی پس از کسب استقلال رسمی نیز قدرت های استعماری همچنان حضوری مقتدرانه داشتند، مرز بین استعمار و استقلال به مراتب کدرتر بوده است.( بوزان، 1381: 636) در حقیقت خاورمیانه مصداق بارزی از الگوی نمونۀ تبدیل یک فرایند پس از استعمار به یک ساختار کشمکش آفرین است. بسیاری از کشورهای حاصل از استعمار زدایی در آفریقا دارای مرزهای قراردادی و ریشه‌های فرهنگی و سیاسی سطحی هستند اما در خاورمیانه این وضعیت در نتیجه ایدئولوژی‌های پان عربی و پان اسلامیسم، مستعد وخیم تر شدن بوده و دولتهای تازه را از مشروعیت بی نصیب ساخته است، نخبگان رهبری در آنها با ناامنی روبرو بوده و کشور سازی برای آنها یک دلمشغولی بزرگ به حساب می‌آمد. هر چند سیاست داخلی عموماً آشفته و غیر دموکراتیک بود اما در بیشتر دورهها با موفقیت دردرون نظام‌های کشوری مهار می‌شدند.( بوزان، 1381: 669) با همۀ اینها، با وجود این که چارچوب دولت خاورمیانه استقرار یافته است، اما در سطح داخلی از جانب شماری از موجودیت های مادون کشوری که توانسته اند به عنوان بازیگران امنیت محور در سطح منطقه ای و جهانی ایفای نقش نمایند، با چالش روبرو می باشد. بارزترین اینها سازمان های فلسطینی و کردها بوده اند. از مهم ترین موارد استثنا نسبت به قاعدۀ کلی برتری دولت، کشمکش فلسطینی ها با اسرائیل است. با وجود داخلی تلقی شدن آن( بحران فلسطین) از برخی جهات کلید اصلی ترکیب امنیت منطقه ای در خاورمیانه است. با این نگاه کشمکش فلسطینی ها و اسرائیل با آپارتاید در آفریقای جنوبی مقایسه کردنی است که یک کشمکش امنیتی داخلی در درون یک قدرت منطقه ای به کل منطقه سرایت نموده و به یک پویش تعیین کننده در مجموعه امنیت منطقه ای تبدیل شد. از این رو نه تنها آوارگان فلسطینی به یک مشکل داخلی در لبنان و اردن تبدیل شدند، بلکه کشاکش بین فلسطینی‌ها و اسرائیل به نماد اصلی در سیاست عربی و اسلامی و نیروی اصلی پیش برنده در خصومت بین اسرائیل و کل جهان عرب تبدیل شده است. مورد استثنایی بعدی کردها هستند که به عنوان جمعیت عمدۀ غیر عربی با شمار بیش از 25 میلیون نفر در کشورهای ترکیه، سوریه، ایران و عراق پرا کنده‌اند و در درون خود، نیز به طایفه های متنازع و جنبش‌های شورشی چندگانه تقسیم شده‌اند.( بوزان، 1381: 646) نهایتا این واقعیت که نظام دولتها در این منطقه ساخته و پرداخته قدرت‌های منفور استعماری بود و حرکتی آگاهانه برای کاستن وحدت عربی تلقی می‌شد، کسب مشروعیت دولت های نوبنیاد را در پیش شهروندان‌شان به مراتب دشوارتر می‌سازد ( بوزان، 1381: 649) با وجود این مشکلات بعید است که این کشورها حتی تا سالهای بعدی نیز این کشورها بتوانند اهداف خود را یکی کرده و به همگرایی منطقه ای نایل شوند
در سطح رابطه ی میان دولتها، باید اذعان نمودکه ابهام در محدوده ی جغرافیایی (مرزها) و پراکندگی مناطق، عدم انسجام و

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد خلیج فارس، شورای همکاری خلیج فارس، برنامه هسته ای ایران، خاورمیانه Next Entries منبع تحقیق درمورد خاورمیانه، خلیج فارس، حقوق بشر، ایالات متحده