منبع تحقیق درمورد خاورمیانه، خلیج فارس، حقوق بشر، ایالات متحده

دانلود پایان نامه ارشد

این وجود اسرائیل در نیم قرن گذشته یک منبع تهدید امنیت ملی برای همسایگان عرب خود بوده، ولی تهدید تنها متوجه چند کشور بوده است و بقیه کشورهای عربی، به اسراییل به عنوان یک تهدید ایدئولوژیک و سیاسی می نگریسته اند که این تلقی نیز به تدریج در حال تحول است. اما دیگر کانون شکل گیری بحران در خاورمیانه نبوده است
ب)امکان همگرایی منطقه ای با مورد اسلام
در نگاه اول به نظر می رسد از آنجا که کشورهای منطقه دارای مذهب اسلامی می باشند این وجه اشتراک خوبی جهت همگرایی کشورهاست در صورتی که این عامل کاملا عکس عمل کرده و موجب اختلاف کشورها نیز شده است. بدین ترتیب از جمله علل عدم ایجاد یک اتحاد یا در سطح بالاتر همگرایی منطقه ای در خاورمیانه بر اساس عنصر اسلام می توان دلایل ذیل را برشمرد:
الف) نو پا بودن نظامهای سیاسی و یا حداقل در حال انتقال بودن این نظامها در دنیای اسلام است. تقریباً تمامی کشورهای مسلمان نشین در حال تحول فکری و فلسفی و روشی در منطق و پایه های نظامهای سیاسی خود هستند. به عبارت دیگر، حتی یک کشور اسلامی را نمی توانیم پیدا کنیم که نظام سیاسی آن از پایه های مستحکم فلسفی و فکری برخوردار باشد و مسایل و مشکلات مقبولیت و مشروعیت آن را تهدید نکند. در این شرایط بی اطمینانی، نا پایداری، ایجاد« روابط استراتژیک» تقریباً غیر ممکن است. (سریع القلم ، 1379: 115)
ب) مساله دیگری که زمینه توافق بر محور «اسلامیت» را تقلیل می دهد، تلقی متنوع و بعضاً متضاد مسلمانان از موضوعات و مفاهیم و تفاسیر اسلامی است. تلقیات تشیع از غرب با تلقیات عموم اهل سنت از همین مفهوم بسیار متفاوت است. اهل سنت روحیه همکاری بیشتری با دولت، حاکمان و قدرتهای غربی دارند در حالی که شیعیان سیاسی، دولت ستیز و غرب ستیز هستند و تعارضات آنها با حاکمیت و اقتدار به مراتب قوی تر است.
ج) دنیای اسلام منبع سرمایه، علم، تحقیق، تکنولوژی و تولید نیست و زندگی حاکم بر جهان امروز تحت تاثیر این گونه واقعیات است. تفاوتهای قومی، مذهبی، ملی و تاریخی هر چند زمینه ساز اختلاف است ولی نیازهای واقعی جوامع میتواند این گونه تفاوتها را با وجود عقلانیت ابزاری، عقب براند و منطق را حاکم کند. مجموعه دنیای اسلام از توان بسیار محدودی در جدول ظرفیتهای تولیدی و علمی برخوردار است
د) از همه جالب تر اینست که در دنیای مسلمان نشین، بیشتر نگرانی های امنیتی کشورها از ناحیه دیگر کشورهای مسلمان نشین است؛ چه در میان اعراب و چه در میان ایران، ترکیه و اعراب و متاسفانه این امر موجب شده تا دفاع و امنیت اکثریت قاطع کشورهای مسلمان با سازمان ها و دولت های غربی باشد و نه اتحادیه های درون دنیای اسلام، حتی نهادی مانند شورای همکاری خلیج فارس تنها با چتر دفاعی و امنیتی و حمایتی امریکا قابل تفسیر و دوام است؛ شش کشور عضو این شورا از ساده ترین ابزار تولید سلاح برخوردار نیستند؛ کشور مصر با کمک های امریکا بر روی پای خود ایستاده است، ترکیه عضو ناتو می باشد،کشورهای تازه استقلال یافته آسیای مرکزی و قفقاز علاقه شدیدی به اتصالات غربی پیدا کرده اند و توان و زمینه بهره برداری های تکنیکی، سرمایه داری و فکری از دیگر کشورهای مسلمان را مشاهده نمی کنند، شمال آفریقا عمدتاً با اروپا همکاری می کند، کشورهای مسلمان آسیایی با الگو گیری از ژاپن حرکت می کنند و دنیای عرب در منطقه خاورمیانه به امریکا و اروپا متصل است
ه) بسیاری از کشورهای مسلمان نشین هنوز به واحدهای پایدار کشور-ملت تبدیل نشده اند و بحران مشروعیت و شیوه های نهادینه شده انتقال و گردش قدرت هنوز متبلور نشده است و نگرانیهای امنیتی در میان حکام بسیاری از این کشورها وجود دارد. کشورهای حوزه خلیج فارس از عراق بیشتر نگرانند تا از اسراییل. (سریع القلم ، 1379: 114)
ی) و در نهایت اسلام گرایان در بسیاری از کشورهای عربی در شمار مخالفان دولت قرار دارند اما هیچ یک از آنها به عنوان جایگزینی برای رژیم‌های موجود یا نظام دولتی منطقه مطرح نیستند. ( بوزان، 1381: 644) اما اسلام گرایان در برقراری ائتلاف سیاسی فراگیر در بین خود یا بین کشورها ناتوان بوده و در میان خود نیز به بخش ها و دسته های رقیب تقسیم شده‌اند. سرکوب دولتی، که اغلب از بیرون کشور هم پشتیبانی می‌شود، به خوبی توانسته است توانایی نظامی اسلام گرایان را در هم شکند
بدین ترتیب ، اهداف پیگیری شده توسط کشورهای منطقه، متفاوتند. برای مثال،در سالهای اخیر رقابت جهت دستیابی به قدرت برتر منطقه ای میان ایران و ترکیه و عربستان شکلی جدیدی به خود گرفته است . ترکیه و ایران جهت رسیدن به توسعه ی اقتصادی و پیشی گرفتن از یکدیگر در تلاشند. به همین علت است که دستیابی ایران به انرژی هسته ای ، ناخرسندی کشورهای خاورمیانه را ایجاد نموده است.جالب توجه است که اروپا و امریکا هم در خاورمیانه اهداف خاص خود را پیگیری می کنند. اهدافی که شامل: مهار ایران و عراق، جلوگیری از اشاعه سلاح‌های کشتار جمعی، بازدارندگی تروریسم،جلوگیری از بی‌ثباتی جریان نفت و دست‌کاری در قیمت‌های آن، حفظ فرآیند مذاکرات صلح اعراب و اسرائیل و حمایت از حقوق بشر بوده است. اما اختلاف اساسی در مورد چگونگی برخورد با این مسائل بوده است (حاجی یوسفی، 1384: 171) منطقه خاورمیانه به دلیل دخالت نیروهای خارجی در روند محتوای تصمیمگیری ها بین المللی تر شده است و چنین متغیری از توان دولتها در ارتباط متقابل منطقی و مبتنی بر حسن نیت به شدت می کاهد(سریع القلم ، 1379: 84)

ج)استراتژی امریکا در مدیریت خاورمیانه
اساساً استراتژی امریکا در این منطقه حفظ وضع موجود و مدیریت بحران است. در مقابل، ایجاد و تغیرات تدریجی در نظام های سیاسی نیازمند یک استراتژی چند جانبه است و در مجموعه شرایط آرام و ثابت، قابلیت اجرایی دارد که خاورمیانه فعلی عاری از آن می باشد. به جرأت می توان ادعا کرد که بی ثبات ترین منطقه دنیا، منطقه خاورمیانه است. ( Kechnichian,1998,239-25)با این وجود امریکا از اختلافات جاری میان کشورها نهایت بهره برداری امنیتی، تسلیحاتی و اقتصادی را کرده است. (سریع القلم، 1379: 83) فعلا ایالات متحده آمریکا به عنوان بازیگر عمده در امنیت منطقه‌ای خاورمیانه مطرح است، امریکا حتی جهت ترغیب کشورهای عربی منطقه برای حل مسأله اعراب و اسرائیل تلاش بیشتری به عمل آورد و دولت بوش( پدر) در این زمینه آماده بود تا برای حل و فصل موضوع بر اسرائیل نیز فشار آورد و با وجود بحرانهای داخلی در درون کشورهای عربی اما امریکا همواره رژیم‌های اقتدار گرا را در بسیاری از کشورها برقرار نگاه داشته و برخی اوقات تغییرات را در صف بندی ها به وجود می‌آورد تا کنترل منطقه را در دست خود داشته باشد. بنابراین حمله این کشور به افغانستان و عراق از یک سو و ارائه طرح هایی چون نقشه راه و خارمیانه بزرگ که هدف عمده آن تامین امنیت اسرائیل، کمک به گسترش نفوذ اسرائیل از جنبه های سیاسی و اقتصادی در منطقه بود از دیگر سو نماد بارز چنین سیاستی است( جوادی فتح، 1384: 28)

د) روابط کشورهای مسلمان خاورمیانه با ایران
واقعیت منطقه ی خاورمیانه این است که در خاورمیانه دو کانون اصلی وجود دارد، عرب ها و غیر عرب ها که شامل ترکیه، ایران و اسرائیل (یهودی ها) می شود. وجود میراث تقابل بین عرب‌ها و ترک‌ها از دوران عثمانی، توجیهی قومیت مدارانه از نا امنی‌ها به دست می‌دهد و حتی اگر مذهب را نیز در نظر بگیریم اسرائیل با اعراب( که عمدتاً مسلمان یا مسیحی هستند) تمایز مذهبی دارند و ایران نیز وجهی از شیعه در برابر سنی را در درون جهان اسلام نشان می‌دهد.با تمام این وجود انتظار وحدت، اتحاد و ائتلاف میان کشورهای مسلمان از بین می رود. در حالی که در منطقه خاورمیانه اغلب کشورهای مسلمان عربی به جای تاکید بر عنصر اسلام بیشتر بر عنصر عربی تاکید می ورزند تا خود را از سایر کشورهای منطقه متمایز کنند.حتی با وجود رشد ناسیونالیسم عربی در کشورهایشان، همواره از لفظ دنیای عرب استفاده می نمایند.در حالی که اگر پدیده ای به نام دنیای عرب وجود داشت، صدام حسین، به خاک کویت تجاوز نمی کرد و یا مصر، اردن و حتی سازمان آزادی بخش فلسطین بر اساس بنیانهای قومی دنیای عرب رفتار می کردند و معاهدات جداگانه ای را با اسرائیل تنظیم نمی کردند. بنابراین بنیان ناسیونالیسم عربی بیش از آن که همکاری و هماهنگی برانگیزد، رقابت و کشمکش بین عربی را برانگیخته است و همین معادله را می توان در مورد روابط بین جهان اسلام در نظر گرفت. از این رو این منطقه دستور کارهای جداگانۀ بین عربی و بین اسلامی دارد. رقابت‌های بین عربی مسابقه بر سر رهبری جهان عرب، همچنین نزاع بر سر قلمرو، آب و ایدئولوژی در کنار مسایل قبیله‌ای و جانشینی‌های سلطنتی، تنش های بین عربی میان کشورهای عرب حوزه خلیج فارس و عراق و همراه با آن اختلاف‌ها بر سر بهای نفت، بیم کلی کشورهای این حوزه از جاه طلبی های سایر کشورها و مناقشه‌ها بر سر منابع نفتی مشترک مرزی را در بر می‌گیرد.( بوزان، 1381: 638) از این رو الگو‌های دوستی و خصومت در خاورمیانه به نحو چشم‌گیری سرنوشتی پیچاپیچ و متداخل دارند. با این حال اگر ما به روابط ایران با دنیای عرب توجه داشته باشیم، بجز سوریه که موردی خاص است، ایران با هیچ کشور عربی روابط قابل اتکایی ندارد و در دوران پس از انقلاب اسلامی، پر آشوب ترین روابط خارجی ایران با دنیای عرب بوده و هنوز بسیاری از بدبینی ها و تصورات گذشته وجود دارد. حتی اگر به دوران قبل از انقلاب نیز توجه کنیم، روابط ایران و عرب در یک دایره بزرگتری به نام استراتژی خاورمیانه ای امریکا معنی داشت. ایران هم به لحاظ قومی، هم از حیث مذهبی و هم از نظر سیاسی با اعراب احساس بیگانگی می کند و بحران مشروعیت و امنیت در دنیای عرب به این شکاف سیاسی- فرهنگی پیوسته مساعدت بخشیده است. ( Sariolghalam,1998, 425-435) هویت سیاسی ایران و زنده بودن جامعه ایرانی و توانمندیهای متعدد جغرافیایی، تاریخی و اجتماعی ایران در هیچ کدام از کشورهای عربی نمونه دومی ندارد. اعراب به ایران حداقل به عنوان یک همسایه نامطمئن و در یک طیف سیاسی به عنوان یک شریک مظنون و در مورد بعضی از دول عربی، به عنوان دشمن می نگرند.
طی سالهای گذشته، آمریکا حلقه محاصره علیه ایران را روز به روز تنگ‌تر کرده به گونه‌ای که ایران در مناطق مهمی از نواحی مرزی خود مانند دریای خزر، هیرمند، اروندرود، جزایر ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک با همسایگان خود معضلات جدی داشته و در عزم خود مبنی بر تحرک منطقه‌ای و همکاری با کشورهای همجوار با سیاست سدبندی36 مضاعف آمریکا مواجه گشته است. تسخیر عراق ضمن تسهیل سنگر گرفتن دشمنان ایران در این کشور (مانند اسرائیل)، می‌تواند حلقه محاصره پیش گفته را تنگ‌تر کرده و با طرح مسائلی در مورد خلق عرب، کردستان بزرگ ، قرارداد 1975 الجزایر و مداخلات ایران در بین شیعیان عراق به راحتی مرزهای مساله‌دار ایران را گسترش و از توان تحرک ایران در عراق نفت‌خیز و شیعه نشین جلوگیری بعمل آورد. می‌توان ادعا کرد که همسایگان ایران رفته رفته به بازیگری تبدیل می‌شوند که برای گسترش روابط با ایران، مجبور به هماهنگی با آمریکا هستند، ایران و آمریکا قهرا همسایه شده‌اند و دشمنی دو همسایه ضریب امنیت ملی را متزلزل می‌سازد (غریاق زندی ، 1386: 135) همدستی قطب‌های انرژیک منطقه با آمریکا تحرک اقتصادی و سیاسی ایران را به شدت تحث تاثیر قرار خواهد داد، بخصوص که قدرتهای بزرگ فرامنطقه‌ای به توافقی در خصوص شیوه اداره عراق در آینده، دست یابند همچنین آمریکا با مطرح کردن ایران در کنار عراق و کره شمالی به عنوان محور شرارت، با بهانه‌های متعدد نظیر حمایت از تروریسم، اخلال در فرآیند صلح خاورمیانه، عدم رعایت حقوق بشر و در نهایت تولید سلاحهای کشتار جمعی و هسته‌ای ایران را تحت فشار مضاعف بین المللی قرار داده است (غریاق زندی، 1386: 148) و در نهایت و مهم تر از همه ، ایالات متحده که تحت تاثیر جدی لابی صهیونیسم ، بر آن است تا هویت، مشروعیت و مقبولیت نظام جمهوری اسلامی ایران را مخدوش نماید. به طوری

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد خاورمیانه، خلیج فارس، شورای همکاری خلیج فارس، افغانستان Next Entries منبع تحقیق درمورد خاورمیانه، انقلاب اسلامی، اسلام گرایی، ایالات متحده