منبع تحقیق درمورد خاورمیانه، امنیت انرژی، توسعه اقتصادی، سیاست خارجی

دانلود پایان نامه ارشد

که تضاد منافع عمده ای با چین ندارد اما دارای پیشینه ی همکاری سیاسی با چین است. هدف پکن در مقابل ایران، ایجاد مشارکتی پایدار و چند بعدی است که به دو طرف امکان می دهد برای تلاش های مشترک جهت حل مشکلات گوناگون و نگرانی های مشترک به راحتی رو به سوی یکدیگر آورند. از این دیدگاه، کمک به تهران برای اهداف مهمی که در نظر دارد، راهی برای افزایش نفوذ چین در منطقه ای کلیدی در جهان است.امتیاز دوم حمایت متقابلا سودمند پکن از پیشنهادات خط لوله ایران این است که شرکت های چینی منافع خوبی از آن بدست می آورند و بازارهای صادرات کالاهای چینی را گسترش می دهد. بازار ایران بسیار رقابتی و شلوغ است این به سود چین است که از این فرصت ها که شرکت های سایر کشورها ممکن است بنابر دلایل سیاسی یا سودمندی محدود آن را خطرناک بیابند، استفاده کند. امتیاز سوم حمایت از پروژه های خط لوله تهران برای پکن،پرورش و تقویت چند قطبی بودن است. پکن و تهران هر دو معتقدند که هدف اصلی سیاست امریکا،تضمین کنترل امریکا بر نفت خاورمیانه به عنوان ابزار مورد نیاز امریکا برای سلطه ی جهانی است. استقرار یک سیستم بزرگ انتقال انرژی خزر به بازارهای جهانی، مستقل از کنترل امریکا و در حقیقت تحت کنترل مقاومت کنندگان آگاه و بیدار علیه استکبار و سلطه ی امریکا مانند ایران و چین، از نفوذ جهانی امریکا می کاهد. ساده تر آن که حمایت چین از پروژه های خط لوله خزر ،راهی برای مقابله با تلاش امریکا برای کنترل جریان های نفتی جهان است (گارور ، 1383: 125)
3)امنیت انرژی :نگرانی اصلی جمهوری چین
امنیت انرژی در سالهای اخیر به دلایل مختلف از حاشیه به متن مباحث بین الملل آمده و به گونه ای روز افزون بر اهمیت آن افزوده شده است. تردید و نگرانی جدی در توانایی تامین انرژی از مناطق پرخطر و غیرقابل اعتماد در جهان باعث شده است تا سیاستگذاران همواره نگران افزایش تقاضای جهانی برای نفت، ضریب اطمینان و قیمت عرضه ی انرژی و انتقال آن از مسیرهای مطمئن و…. شده است این امر برای اقتصادهای درحال رشد همچون اقتصاد کشوری همچون چین دارای بسی اهمیت بسزایی است. نزدیک شدن به پایان عصر نفت، به ویژه برای واردکنندگان بزرگی همچون چین، زنگ خطری جدی به شمار می رود، زیرا هرگونه خلل در جریان انرژی می تواند با ایجاد مشکلات جدی در توسعه اقتصادی چین بر امنیت ملی این کشور تاثیر منفی بر جای بگذارد (شریعتی نیا ، 1384 : 2 ) توسعه اقتصادی چین در دو دهه ی اخیر و افزایش تصاعدی نیاز این کشور به انرژی و نیز محدود و ناکافی بودن منابع انرژی داخلی آن، سبب شده تا امنیت انرژی و چشم انداز آن برای این کشور به امری پر اهمیت و در عین حال نگران کننده تبدیل شود، زیرا هر گونه اخلال در جریان انرژی می تواند با ایجاد مشکلات جدی در مسیر توسعه ی اقتصادی چین، بر بقای حزب کمونیست در قدرت، تاثیرات منفی عمیقی برجای بگذارد( Fang ,2008)اکنون با توجه به چشم انداز افزایش مصرف چین در آینده نزدیک، امنیت انرژی به عنوان مسئله ای مرتبط با توسعه اقتصادی به بخش لاینفکی از اهداف سیاست خارجی چین تبدیل شده است. در واقع امنیت انرژی، به معنای داشتن مقدار کافی منابع انرژی برای توسعه پایدار سیاسی، اقتصادی،اجتماعی و زیست محیطی در جهت بقای سیستم های انسانی و محیطی است که دارای چهار بعد ذخایر استراتژیک، حفظ و افزایش بهره وری انرژی ، تنوع ساخت و تنوع واردات و مدیریت معاملات انرژی می شود(jian, 2011 :16) در واقع ، چینی ها درک کردند که امنیت انرژی نیز می تواند حوزه ای برای آسیب پذیری استراتژیک چین باشد، به ویژه اگر ایالات متحده در پی استفاده از این نقطه آسیب پذیر برآید. زیرا امریکا مسیر عبور نفت وارداتی آنان از خلیج فارس تا دریای چین جنوبی را تحت کنترل دارد . ضعف قدرت نظامی چین، به ویژه نیروی دریایی آن در چنین شرایطی، این کشور را وادار می سازد تا در پی برقراری پیوندهای نزدیک با کشورهای نفتی به ویژه در خلیج فارس برآید تا بواسطه ی آن بتواند آسیب پذیری خود را در این زمینه را به حداقل کاهش بدهد، از این رو می توان گفت که امنیت انرژی عنصری اصلی منافع چین در خلیج فارس را تشکیل می دهد ( Leverett & Badder,2005)
بنابراین محافظت از رشد اقتصادی چین با وجود ناامنی در بازار تولید و عرضه و انتقال انرژی برای مقامات چینی با دشواری هایی همراه است. با در نظر گرفتن این شرایط، مسئله امنیت انرژی برای چین به عنوان یکی از مهمترین موضوعات سیاست خارجی این کشور مطرح است. به عبارت دیگر، امنیت انرژی چین در وضعیت فعلی یکی از اولویت های استراتژیک سیاست خارجی چین به شمار می آید که طبیعتاً بر رفتار آن در صحنه بین الملل تاثیرات پراهمیتی خواهد گذاشت (واعظی، 1387 : 8 ) سران چین شدیدا در مورد امنیت انرژی چین نگران انند. از جمله نگرانی های عمده چین این است که شاید آمریکا از نفوذ خود برای محدود ساختن واردات نفت چین در صورت وقوع درگیری بر سر تایوان استفاده کند یا اینکه آن حوادث خارجی منجر به نواسان‌های قیمت شدیدی شود که به اقتصاد چین لطمه وارد سازد. به همین علت راه‌های مختلف برای برطرف ساختن این نگرانی‌ها به کار گرفته شدند. وزارت خارجه چین از ایجاد روابط نزدیک با کشورهای بزرگ تولید کننده نفت دفاع کرد. از دیگر سو شرکت‌های بزرگ چینی از فعالیت‌های گسترده بین المللی سود برده، آن را برای تحقق وضعیت رقابتی جهانی مورد علاقه‌شان، حیاتی می‌دانستند (( Downs, 2004, 21-41
هر دو راه حل به همکاری با ایران اشاره داشتند. ایران نیز در مورد امنیت انرژی (که در مورد تهران صادرات آن بود) نگران بود. تهران از تحریم‌های غربی که صادرات نفت ایران را مختل می‌ساخت، می‌ترسید. در واقع، ایران و چین هر دو نیازمند امنیت هستند، ایران برای عرضه و چین برای تقاضا. ایران می‌تواند منبع قابل اطمینانی برای نیازهای انرژی چین به شمار رود، چین هم می تواند شریک مطمئنی در تولید نفت ایران باشد.
با این حال تحلیلگران چینی معتقدند : بعد از 11 سپتامبر و تهاجم آمریکا به عراق، چین بیش از پیش نگران تامین امنیت انرژی مورد نیاز خود از این منطقه شد و درصدد عقد قراردادهایی برای متنوع سازی واردات انرژی خود برآمد. به اعتقاد برخی صاحب نظران، با توجه به سلطه آمریکا بر مناطق خلیج فارس و سایر مناطق نفتی مهم جهان، این کشور می تواند از نفت به عنوان یک سلاح در برابر چین بهره بگیرد. اخوان کاظمی در همین رابطه می گوید : «نگرانی های چین از این لحاظ به ویژه به دنبال افزایش حضور امریکا در خلیج فارس، عراق و آسیای مرکزی تحت عنوان مبارزه و جنگ با تروریسم گسترش بیشتری پیدا کرده است » (اخوان کاظمی، 1384 : 171 ) بنابراین اقتصاد چین به شدت به تحولات بازار انرژی وابسته است. اقتصاد چین نیازمند 50 میلیون تن نفت است، در نتیجه کوچکترین تحولی در بازار نفت می تواند برای این کشور مشکلات بزرگی ایجاد نماید . (ترابی،1389: 1111)در آینده نزدیک، چین با اتخاذ رتبه اول در زمینه مصرف انرژی ، خود را ملزم خواهد یافت تا به عنوان عامل تعیین کننده و احتمالاً مسلط در صحنه جهانی جهت تامین منابع انرژی و تامین امنیت مسیرهای انتقال آن عمل نماید(فرهادی،1389: 13) از این رو رهبران چین، موضوع انرژی را به عنوان نگرانی اصلی کشورشان تلقی می کنند و منابع فراوانی را جهت تامین منابع انرژی برای آینده توسعه اقتصادی کشورشان به کار گرفته اند. در این زمینه درآینده دو چالش در مقابل رهبران چین قرار خواهد داشت. اول بایستی آنان منابع انرژی کافی را برای رشد و توسعه اقتصادی فراهم آورند و دوم این که بایستی نوع حامل های انرژی را با عنایت به اولویت شان برای چین تعیین نمایند. چگونگی برخورد چین با این دو چالش، تاثیرات مهمی را در صحنه جهانی از خود به جای خواهد گذارد. بدین ترتیب مسلماً بزرگترین چالش اقتصادی و صنعتی چین یافتن و انتقال چین میزانی از نفت، گاز طبیعی و سایر حامل های انرژی خواهد بود و به تبع آن احتمال وقوع چالشهای بین المللی را نمی توان از نظر دور داشت.(فرهادی، 1389: 15)
از جمله نگرانی های چین، سلطه امریکا و حضور این کشور در مناطق عمده تولید کننده انرژی جهان است . علاوه بر این، چینی ها قدرت برتر امریکا را در مسیرهای دریایی انتقال نفت به کشورشان، عاملی برای نگرانی در زمینه امنیت انتقال انرژی عنوان می کنند. چین به منظور پرهیز از رویارویی مستقیم با امریکا در این زمینه مذاکراتی با امریکا انجام داده است . ( موسوی شفائی و دارابی،139075 🙂 در این راستا نمایندگان شرکت های نفتی چین، دائماً در پی یافتن منابع جدید نفت و گاز، از کشورهای خاورمیانه به آفریقا، آمریکای لاتین و جنوبی سفر می کنند تا آمادگی پکن را برای سرمایه گذاری در طرح های جدید اکتشاف نفت و گاز و افزایش تولید منابع هیدروکربوری اعلام کنند.( اقتصاد ایران،1389: 67 )تا در صورت بروز هر نوع چالشی در روابط این کشور با امریکا گزینه های متعددی جهت دریافت نفت داشته باشد. یکی از تلاش چین برای یافتن منابع نفتی، این کشور را تبدیل به رقیبی جدی برای ایالات متحده و به‌ویژه در خاورمیانه، آسیای مرکزی و آفریقا کرده است. این مساله باعث شکل گیری سیاست‌های خارجی جدید چین در قبال کشورهای صادر کننده انرژی شده است که گاه در تضاد مستقیم با سیاست انرژی آمریکا قرار دارد؛ به عنوان نمونه، می‌توان به سرمایه‌گذاری چین در کشورهای ایران، سوریه و سودان اشاره کرد (حق شناس، 1390: 62)
در چند دهه ی اخیر، کشورهای خاورمیانه که دارای ذخایر قابل توجهی از انرژی می باشند مورد توجه چین قرار گرفته اند. در حقیقت، پکن در چارچوب سیاست خارجی خود، خاورمیانه را به عنوان بازاری عمده برای کالاهای چینی تلقی می کند. چینی ها سود حاصل از گسترش تجارت با خاورمیانه را برای خرید انرژی از این کشورها اختصاص می دهند. با توجه به حجم مبادلات می توان مدعی شد که تجارت و همکاری اقتصادی نقش مهمی در شکل دهی به سیاست خارجی چین نسبت به خاورمیانه دارد. انرژی مهمترین عامل پیوند چین و خاورمیانه محسوب می شود. نفت خاورمیانه به دلیل منابع عظیم و هزینه کمتر واردات، برای چین مقرون به صرفه است. سهم خاورمیانه در تامین انرژی چین در سال 2010 ، 46 درصد بود که پیش بینی ها حاکی از آن است که این میزان تا سال 2020 به 70 درصد خواهد رسید. چینی ها برای کاهش نگرانی از وابستگی به خاورمیانه راهکارهایی همچون دیپلماسی فعال برای برقراری ارتباط با کشورهای دارنده انرژی ؛ فراهم کردن زمینه حضور شرکت های چینی در سرمایه گذاری و توسعه میادین نفتی و همچنین تشویق سرمایه گذای متقابل شرکت های نفتی خاورمیانه در بخش های بالایشگی چین به کار گرفته است . ( موسوی شفائی و دارابی،1390: 67)همچنین چین تلاش می کند با جستجو در سایر مناطق جهان مانع آسیب پذیری خود در برابر نوسانات احتمالی واردات نفت از منطقه حساس خاورمیانه شود. آسیای مرکزی از مناطق مورد نظر چین در تامین این هدف است. ( موسوی شفائی و دارابی،139068 🙂 در مجموع روند تحولات اقتصادی چین در سالهای پیش رو و نیز آمار و ارقام مربوط به وضعیت کنونی و آتی تولید و مصرف انرژی در این کشور ، حاکی از آن است که چین برای تداوم رشد اقتصادی خود به صورت روزافزونی به واردات انرژی وابسته شده و تامین انرژی و امنیت آن هر روز پیش از گذشته به یکی از ارکان و شروط اساسی توسعه اقتصادی ، حفظ مشروعیت و بقای نظام سیاسی این کشور مبدل می شود .( موسوی شفائی و دارابی،1390: 60) پس واردات انرژی چالش بزرگی برای چینی هاست. هم تامین منابع انرژی و هم امنیت مسیرهای انتقال انرژی پر مشکل اند و به عنوان اموری مخاطره انگیز تلقی می شوند که می توانند به توقف روند توسعه اقتصادی کشور منجر شوند. برای رهبران چین احتمال محاصره دریائی توسط آمریکا در دریای جنوب این کشور، امری غیرقابل چشم پوشی است . بیش از نیمی از نفت وارداتی چین از خاورمیانه تامین می شود که همین مسئله ، نگرانی چین را درباره امنیت انرژی افزایش می دهد .علاوه براین ، 85 درصد انرژی وارداتی از مناطق حساسی مانند تنگه های مالاکا ، هرمز و

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد خلیج فارس، نفت و گاز، شرکت ملی، دریای خزر Next Entries منبع تحقیق درمورد ایالات متحده، شورای امنیت، سیاست خارجی، شورهای اسلامی