منبع تحقیق درمورد حقوق بین الملل، سازمان ملل، دیوان بین المللی، مجمع عمومی

دانلود پایان نامه ارشد

معروف به کنکوردا با کشورهای مسیحی و عضویت در معاهدات چند جانبه؛ 6. داشتن ناظر دائمی در سازمان های بین الدول. در مجموع، واتیکان یا سریر مقدس، یک موجودیت حقوقی بین المللی، دارای شخصیت حقوقی بین المللی، و از تابعان نسبتا فعال حقوق بین الملل است؛ هر چند دولت یا کشور به معنی کامل کلمه محسوب نمی شود (ضیائی بیگدلی، 1390، 305).
کلیسای کاتولیک موجودیتی می باشد که بدون اینکه بعضی از شرایط لازم برای دولت بودن را دارا باشد، تابع حقوق بین الملل محسوب می شود، و اعمال یک تابع حقوق بین الملل را انجام می دهد ، مانند اینکه نمایندگان دیپلماتیک را نزد سایر دربارها می فرستد و نمایندگان آنها را می پذیرد، با دولتهای مختلف قرارداد می بندد و پاپ همانند رئیس یک کشور عمل می کند و با دیگر سران کشورها مذاکره می کند. به هر صورت واتیکان یک پدیده و موجودیت منحصر به فرد در عرصه بین المللی به شمار می آید و همانند یک دولت از شخصیت بین المللی برخوردا است هر چند برخلاف دولتها محدودیت هایی نیز در این عرصه برای آنها ایجاد شده است، از جمله این محدودیت ها ، می توان عدم برخورداری از حق رای در سازمان های بین المللی اشاره کرد.

2 : لیختنشتاین
لیختن‌اشتاین سومین کشور کوچک در اروپا است. پایتخت آن شهر فادوتس است. زبان رسمی لیختن‌اشتاین آلمانی، مساحت آن ۱۶۰ کیلومتر مربع و جمعیت آن ۳۶ هزار نفر است. لیختن‌اشتاین در سازمان ملل متحد، شورای اروپا، کنفرانس امنیت و همکاری در اروپا، و اتحادیه بازرگانی آزاد اروپا عضویت دارد. میزان با سوادی در آن ۱۰۰٪ است. این کشور در مرکز اروپا قرار دارد و از شرق با اتریش و از غرب با سوئیس هم‌مرز است.کوه‌های آلپ در شرق این شاهزاده‌نشین قرار دارد. غرب کشور متشکل از جلگهٔ سیلابی رود راین است .پایتخت لیختن‌اشتاین فادوتس است اما بزرگ‌ترین شهر این کشور، شان با ۵ هزار و ۵۰۰ نفر جمعیت می‌باشد.حکومت این کشور پادشاهی مشروطه و حاکم آن یک شاهزاده است.این کشور در سال ۱۸۶۸ اعلان بیطرفی کرد. لیختن‌اشتاین که به واسطهٔ خاک اتریش از آلمان جداست، تنها شاهزاده‌نشین آلمانی بود که در ۱۸۷۱ به امپراتوری آلمان نپیوست. از سال ۱۹۱۹ سوئیس مسئولیت سیاست خارجی لیختن اشتاین را بر عهده گرفت و از ۱۹۲۴ این کشور از اتحاد گمرکی و پولی با سوئیس برخوردار بوده‌است، با این حال از ۱۹۸۹ نقش فعالتری در عرصهٔ بین‌المللی به خود گرفته‌است (www.fa.wikipedia.org).
لیختنشتاین که در مرز سوئیس واقع شده و با آن کشور روابط نزدیک دارد. از حیث نظام اقتصادی، کاملا در درون نظام کنفدرال سوئیس قرار داردو وظایف گمرکی و دیپلماتیک خود را به سوئیس واگذار کرده است. با این حال لیختنشتاین یک دولت شناخته می شود و در « دعوای نوته بوهم» در سال 1955 طرف اساسنامه دیوان بین المللی داگستری قرار گرفت. می دانیم که فقط دولتها می توانند اختلافات خود را به دیوان مذکور ارجاع دهند(بند 1 از ماده 34 اساسنامه دیوان بین المللی دادگستری). از آنجا که لیختن شتاین توانسته است طرف اساسنامه قرار گیرد چنین می توان نتیجه گرفت که دیوان مذکور آن را به عنوان دولت شناخته است (موسی زاده، 1389، بایسته های حقوق بین الملل عمومی، 104).
لیختن اشتاین که سومین کشور کوچک دنیاست، شاهزاده نشینی می باشد که در اروپا قرار دارد. این موجودیت به سوئیس وابسته است ولی موجودیت حقوقی جداگانه ای دارد و تابع حقوق بین الملل شناخته می شود. حضور لیختن اشتاین در میان تابعان حقوق بین الملل بار دیگر این مساله را به اثبات می رساند که کم بودن جمعیت یا کوچک بودن سرزمین و یا ناقص بودن حاکمیت تاثیری در تابع قلمداد شدن یک دولت ندارد.
3 : کشور های تحت حمایت
تحت الحمایگی نظامی است مبتنی بر قرار داد بین دو دولت که بر اساس آن دولت های طرف قرارداد اجرای صلاحیتهای مربوط به اداره امور را به طور غیر عادی بین خود تقسیم می کنند. دولت تحت الحمایه اصولا صاحیتهای برون مرزی خود را از دست می دهد. دولت حامی اداره نمایندگی های دیپلماتیکی و حمایت از اتباع دولت تحت الحمایه را به عهده می گیرد و از نظر بین المللی تنها وی دارای مسؤولیت است. از نمونه های نظام تحت الحمایگی می توان به نظام تحت الحمایگی انگلستان بر مصر در سال1914 اشاره کرد. لازم به یادآوری است که نظام فوق مبتنی بر قرار داد بین دو کشور انگلستان و مصر نبود و به طور یکجانبه به مصر تحمیل شده بود. نمونه دیگری از موجودیت های وابسته، کشور مراکش است. خاک این کشور به دو منطقه متعلق به فرانسه و اسپانیا و شهر بین المللی طنجه تقسیم شد. به موجب موافقتنامه تحت الحمایگی، دو کشور اروپایی بر امور داخلی اعمال می کردند. همانگونه که ملاحظه می شود، شرایط تحت الحمایگی در موارد مختلف متفاوت است. شرایط تحت الحمایگی نه تنها به شرایط موافقتنامه امضا شده بلکه به شرایطی که تحت آن دولت های دیگر آن رابطه را به رسمیت شناخته بودند، بستگی داشت (موسی زاده، 1389، بایسته های حقوق بین الملل عمومی، 100 ـ 99).
تحت الحمایگی حالت سرزمین هایی می باشد که در تحت حمایت یک ابرقدرت یا دولت قدرتمند قرار دارند ولی جزئی از خاک و قلمرو آن محسوب نمی شوند ولی دولت قدرتمند در کشور تحت حمایت حق حاکمیت و قضاوت هر چند مشروط و محدود دارد. به این دلیل که کشورهای تحت حمایت ضمن شرایط خاصی این وضعیت را قبول کردند و هر کدام از این شرایط تفاوت های زیادی با یکدیگر دارند، تعریف دقیق و روشنی از “تحت الحمایگی” ممکن نیست، و همه چیز برای یک تعریف صحیح و کامل به قرار داده منعقده میان دولت حامی و دولت تحت الحمایه بستگی دارد مقدار دخالت دولت حمایت کننده در کشور تحت حمایت بستگی به قرارداد و عرف دارد .
تحت الحمایه ناحیه ای است شبیه به مستعمره ولی با این اختلاف که دارای یک حاکم محلی است. در کشور تحت الحمایه امور مربوط به دفاع سیاست خارجی و بسیاری از امور دیگر در دست کشور قدرتمند حامی و یا به اصطلاح کشور مادر است (www.payam-aftab.com).
مفهوم تحت حمایت اغلب با مستعمره یکی شمرده می شود، در صورتی که این دو با هم تفاوت دارند چرا که در تحت الحمایگی قرار داد و رضایت دولت تحت حمایت حرف اول را می زند و شرایط را تعیین می کند ولی درباره استعمار یک کشور باید بگوییم که زور و قدرت دولت استعمار گر حرف اول را می زند و در این ارتباط رضایت کشور مستعمره هیچ جایگاهی ندارد و به نوعی کشور مستعمره اشغال شده است و همه نقش های مستعمره توسط کشور استعمار گر در عرصه بین المللی بازی می شود. اما برای اینکه بتوانیم متوجه شویم آیا یک دولت تحت حمایت تابع حقوق بین الملل قلمداد می شود یا خیر به دعوای حقوق اتباع ایالات متحده در مراکش در دیوان بین المللی دادگستری اشاره می کنیم.
در این قضیه کشور، مراکش به عنوان کشور تحت الحمایه مطرح شد. دیوان بین المللی دادگستری اعلام داشت ـ طبق عهدنامه فاس مورخ 1912 که شرایط رابطه میان فرانسه و مراکش به تعیین میکند ـ مراکش یک دولت باقی می ماند و ترتیباتی که دارای ماهیت قراردادی است اتخاذ نموده است. بنابراین مراکش هنوز به موافقتنامه هایی که پیش از عهدنامه تحت الحمایگی منعقد کرده، متعهد است و از آنجا که این موافقتنامه ها هنوز ملغی نشده، فرانسه نیز به آنها متعهد است. رای فوق موید این امر است که دولت تحت الحمایه تابع حقوق بین الملل است و قادر به امضای موافقت نامه ای است که طبق آن انجام بخشی از وظایف و اختیارات ناشی از حاکمیت خود را به قدرت دیگری محول کند و در عین حال شخصیت حقوقی خود را حفظ کند (ضیائی بیگدلی، 1390، و 101 ـ 100).
سان مارینو علی رغم اینکه تحت حمایت ایتالیا قرار دارد ولی یک طرف اساسنامه دیوان بین المللی دادگستری است (موسی زاده، 1389، بایسته های حقوق بین الملل عمومی، 104).
یکی از مشخصه های مهم برای تابع حقوق بین الملل قلمداد شدن یک دولت ، عضویت آن در دیوان بین المللی دادگستری می باشد، که سن مارینو ضمن اینکه تحت حمایت قرار دارد ولی این مشخصه مهم را نیز دارا می باشد. قاعدتا سن مارینو تابع حقوق بین الملل قلمداد شده است که یک طرف اساسنامه دیوان بین الملل دادگستری قرار گرفته است.
گفتار دوم : نهضت های آزادی بخش ملی
نهضت های آزادی بخش به لحاظ اینکه نماینده یک ملت در مبارزه مشروع، علیه یک قدرت استعمار گر خارجی یا دیکتاتوری داخلی می باشند، مورد توجه حقوق بین الملل قرار گرفته اند، اینکه این نهضت ها چه حقوق و تکالیفی در سطح جامعه بین المللی دارند مورد بحث در محافل حقوقی بین المللی می باشد و نحوه حضور این جنبش ها در میان تابعان حقوق بین الملل دارای ابهامات فراوانی است. در این گفتار به بررسی این گونه نهضت ها خواهیم پرداخت.
1 : تعریف نهضتهای آزادی بخش ملی
از زمانی که حق تعیین سرنوشت ملت ها و پایان دوران استعمار در عرصه بین المللی مورد توجه قرار گرفت و نهضتهای رهایی بخش در جامعه جهانی مطرح شدند، تعاریف و تعابیر مختلفی هم برای شناخت آنها مطرح شد ؛ زیرا ، دولتهای غربی بیشتر بر اساس منافع و مصالح سیاسی خود به تبیین این جنبش ها می پرداختند؛ به گونه ای که به نفی و سرکوب آنها می انجامید. کشورهای جهان سوم و دولتهای سوسیالیستی نیز در چارچوب مجمع عمومی سازمان ملل می کوشیدند که تعریف قابل قبولی از آنها ارائه بدهند تا بتوانند جایگاه موجهی در عرصه بین المللی پیدا نمایند. با توجه به این نوع از باور وبرداشت که نبردهای سازمان یافته مردمی ستمدیده که برای دستیابی به استقلال و با همه شکل های امپریالیسم و استعمار نو صورت می گیرد نبردهای رهایی بخش است. این مساله در سازمان ملل نیز مورد بررسی قرار گرفته است؛ چنانکه مجمع عمومی سازمان ملل با حمایت از این نهضتها ، کوشیده است تعریفی منطقی که موجب وجاهت قانونی و مشروعیت نبرد آنها در عرصه بین المللی شود، ارائه دهد. بر این اساس، مجمع عمومی سازمان ملل در بسیاری از قطعنامه هایش ، با تاکید بر حق خودمختاری، به عنوان یک اصل و حق خودمختاری سرزمینهای تحت استعمار ،نهضت های رهایی بخش را گروه هایی نامیده است که برای خود مختاری و رهایی از استعمار و اشغال بیگانه و رژیم های نژاد پرست، در راه احقاق حق تعیین سرنوشت ملت خود می کوشند. در برخی اسناد بین المللی نیز مساله نهضت های رهایی بخش مطرح شده است، چنانچه در سال 1977 در پی تشکیل یک کنفرانس دیپلماتیک برای تجدید نظر در حقوق بشر دوستانه و تعمیم این حقوق، دو پروتکل تصویب شد که در یکی از آنها، نهضتهای رهایی بخش گروههای مسلحی نامیده شده اند که برای دستیابی به حق تعیین سرنوشت با استعمار مبارزه می کنند (صادقی حقیقی، 1383، 29).
مجمع عمومی سازمان ملل با حمایت از این نهضت ها کوشیده است تعریفی منطقی که موجب وجاهت قانونی ومشروعیت آنها در عرصه بین المللی شود، ارائه دهد . بر این اساس،مجمع عمومی سازمان ملل در بسیاری از قطعنامه هایش، با تاکید بر حق خود مختاری، به عنوان یک اصل (ماده ۱ بند ۲ منشور ملل متحد)، و حق خود مختاری سرزمینهای تحت استعمار، نهضت های آزادی‌بخش را گروه‌هایی نامیده است که برای خود مختاری و رهایی از استعمار و اشغال بیگانه و رژیم‌های نژادپرست، در راه احقاق حق تعیین سرنوشت ملت خود می‌‌کوشند (ماده ۷۳ منشور ملل متحد.). در نهایت اگر بخواهیم به صورت خلاصه نهضتهای آزادیبخش ملی را تعریف کنیم باید بگوییم: برخی ملتهای زیر سلطه استعمار خارجی یا نژادی را که تشکیلات موجه وقابل ارائه دارند، نهضتهای رهایی بخش نامیدند (کاسسه، 1373، 120).
2 : چگونگی ایجاد نهضتهای آزادی بخش ملی
از رخدادهای مهم پس از جنگ جهانی دوم، ظهور گروه هایی است که به نام یک ملت با قدرتهای استعماری مبارزه می کنند؛ گروههایی که در واقع استعمار وقدرت های استعماری در پیدایش آنها نقش بسزایی داشته اند از زمانی که دولتهای قدرتمند با کاربرد زور و برای دستیابی به هدف های اقتصادی و سیاسی برخی از سرزمینها را تسخیر کزدند، در واقع باب استعمار گشوده شد، و کشورهای به نام مستعمره در جهان پدید آمدند. اما مردمان این مستعمرات به تدریج

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد حقوق بین الملل، سازمان های بین المللی، شخصیت حقوقی، سازمان ملل Next Entries منبع تحقیق درمورد حقوق بین الملل، حقوق بین الملل اقتصادی، حقوق اقتصادی، سازمان های بین المللی