منبع تحقیق درمورد حسي، طرفين:، تشبيه

دانلود پایان نامه ارشد

مشبّه: من و عشق مشبّه به: سمندر و آتش وجه شبه: بودن دو چيز در کنار هم بدون آسيب رساندن به هم. (تحقيقي و مرکّب) طرفين: عقلي به حسي افراد: مرکّب به مرکّب
سروي چو قدت در همه گلزار ارم نيست گل چون تو کم است ارنه گل و باغچه کم نيست
(همان: 157)
تشبيه عکس مفروق بليغ مشبّه: 1- سرو 2- گل مشبّه به: 1- قد 2- تو وجه شبه: 1- بلندي وتناسب (تحقيقي و متعدّد) 2- زيباي ولطافت (تحقيقي ومتعدّد) طرفين: در هر دو مورد حسي به حسي افراد: در هر دو مورد مفرد به مفرد
بوستاني که نه يار است، کم از زندان نيست ور به زنداني و يار است، کم از بستان نيست
(همان)
تشبيه مفروق مرتب بليغ مشبّه: 1- بوستان بدون يار2- زندان با يار مشبّه به: 1- زندان 2- بوستان وجه شبه: 1- غم بار بودن (تحقيقي و مفرد) 2- شادماني و خرّمي (تحقيقي و مفرد) طرفين: در هر دو مورد حسي به حسي مي باشد. افراد: درهردو مورد مفرد مقيّد به مفرد مي باشد
شب به پايان شد و افغان مرا پايان نيست راستي روز قيامت چو شب هجران نيست
(همان: 158)
تشبيه بليغ مشبّه: روز قيامت مشبّه به: شب هجران وجه شبه: طولاني
بودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد مقيّد به مفرد مقيّد
نقد جانداري و جانان طلبي ؟ شرمت باد اي گران جان گهر وصل چنين آسان نيست
(وصال، 1378: 158)
تشبيه بليغ مشبّه: وصل مشبّه به: گهر وجه شبه: ارزشمند بودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
پتک غم بر سر ما کوبي و پروا نکني دل سنگين تو نازم، که کم از سندان نيست
(همان)
1- تشبيه مفصّل مؤکّد مشبّه: غم مشبّه به: پتک وجه شبه: کوبيدن و ضربه زدن (تحقيقي و مفرد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد
2- تشبيه بليغ مشبّه: دل مشبّه به: سندان وجه شبه : سخت بودن که دوگانه، مفرد وتحقيقي مي باشد. در رابطه با مشبّه در معناي نامهربان بودن اما نسبت به مشبّه به در معناي حقيقي آن به کار رفته است. طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد
در راه تمناي تو خاريست وجودم آن خار که در چشم خرد کم ز سنان نيست
(همان: 159)
1- تشبيه بليغ مشبّه: وجود مشبّه به: خار وجه شبه: بي ارزش بودن و آزار دهنده (تحقيقي و متعدّد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
2- تشبيه بليغ مشبّه: خار مشبّه به: سنان وجه شبه: زخمي کردن (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
چشمه ي خضر به غير از لب خندان تو نيست مطلع مهر به جز چاک گريبان تو نيست
(همان)
1- تشبيه مفروق بليغ مشبّه: 1- لب خندان 2- چاک گريبان مشبّه به: 1-چشمه خضر 2 – مطلع مصر وجه شبه: 1- عمر جاويدان بخشيدن (تخييلي و مفرد) 2- درخشيدن (تحقيقي و مفرد) طرفين: 1- حسي به عقلي 2- حسي به حسي افراد: در هر دو مورد مفرد مقيّد به مفردمقيّد
آب خضر ار چه به جامش بود، اي خاک برو هر که او تشنه لب چاه زنخدان تو نيست
(وصال، 1378: 159)
تشبيه بليغ مشبّه: زنخدان مشبّه به: چاه وجه شبه: فرو رفته گي (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
گو کواکب همه خورشيد شود روز مرا روشني نيست چو خورشيد گريبان تو نيست
(همان)
تشبيه تسويه مفصّل مؤکّد مشبّه: 1- کواکب 2- گريبان مشبّه به: خورشيد وجه شبه: روشني (تحقيقي و مفرد) طرفين: در هر دو مورد حسي به حسي مي باشد. افراد: 1- مرکّب به مفرد 2- مفرد به مفرد
ملک دل تسخير کن پس نوبت شاهي نواز ورنه اين کار اساس خيمه و خرگاه نيست
(همان: 160)
تشبيه بليغ مشبّه: دل مشبّه به: ملک وجه شبه: ارزشمند بودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد
هر زنخداني که بيني نيست جانپرور وصال آب خضري را که مي گويند در هر چاه نيست
(همان)
تشبيه مضمر بليغ مشبّه: زنخدان مشبّه به: چاه وجه شبه: فرو رفتگي (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
شب نيست کز فراق تو اي آفتاب حسن از آب ديده دامن من پر ستاره نيست
(همان: 161)
تشبيه بليغ مشبّه: آب ديده مشبّه به: ستاره وجه شبه: درخشان بودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد مقيّد به مفرد
تا کي وصال سوزد و پنهان کند به عشق همچون تو سنگدل دلش از سنگ خاره نيست
(وصال، 1378: 161)
تشبيه مضمر بليغ مشبّه: دل تو (معشوق) مشبّه به: سنگ خاره وجه شبه: سخت بودن، دوگانه، مفرد وتحقيقي مي باشد که براي مشبّه در معناي نا مهربان بودن و براي مشبّه به در معناي حقيقي به کار رفته است. طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد مقيّد به مفرد مقيّد
تا با چه زور ملک جهانش مسخر است شاهي که گوهري چو تواش در خزانه نيست
(همان)
تشبيه مجمل مرسل مشبّه: تو مشبّه به: گوهر وجه شبه: گرانبها بودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد ادات: چو
گرچه درياي غمش را خطري نيست که نيست صبر اي دل، که در آنجا گهري نيست که نيست
(همان)
تشبيه بليغ مشبّه: غم مشبّه به: دريا وجه شبه: گسترده و عميق بودن (تحقيقي و متعدّد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد
اي که با لعل لبت چاره ي رنجوران است دردمندي زتو در رهگذري نيست که نيست
(همان)
تشبيه بليغ مشبّه: لب مشبّه به: لعل وجه شبه: سرخ بودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
به جز از ميوه ي وصلت که جهان طالب اوست در تو اي باغ لطافت ثمري نيست که نيست
(همان: 162)
1- تشبيه بليغ مشبّه: وصل مشبّه به: ميوه وجه شبه: مفيد و شيرين بودن(متعدّد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد . 2- تشبيه مفصّل مؤکّد مشبّه: تو مشبّه به: باغ وجه شبه: لطيف
بودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
خواجه گو گر بتوان پنجه ي آمال بتاب ورنه با لشکر عزمت ظفري نيست که نيست
(وصال، 1378: 162)
تشبيه بليغ مشبّه: عزم مشبّه به: لشکر وجه شبه: قوي بودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد
با سر کوي تو کس ياد ز رضوان نکند ترک گلخن ز پي باغ جنان اين همه نيست
(همان)
تشبيه مضمر بليغ مشبّه: سر کوي تو مشبّه به: رضوان وجه شبه: زيبايي وطراوت (تحقيقي و متعدّد) طرفين: حسي به عقلي افراد: مفرد مقيّد به مفرد
ملک دل جوي وصال، ار سر وسعت داري زان که با دل سعه ي کون و مکان اين همه نيست
(همان: 163)
تشبيه بليغ مشبّه: دل مشبّه به: ملک وجه شبه: ارزشمند بودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد
از دل چو گذشتي به جهان مملکتي نيست شه را که نه اين ملک بود سلطنتي نيست (همان)
تشبيه بليغ مشبّه: دل مشبّه به: ملک وجه شبه: ارزشمند بودن(تحقيقي و مفرد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد
گر سلطنت حسن به هر کس ندهد دست کالاي وفا نيز به هر مملکتي نيست
(همان: 164)
1- تشبيه بليغ مشبّه: حسن مشبّه به: سلطنت وجه شبه: ارزشمند بودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
2- تشبيه بليغ مشبّه: وفا مشبّه به: کالا وجه شبه: ارزشمند بودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد
گوهري در صدف سينه نهان ساخته اي اين گهر سفتن مژگان تو بي چيزي نيست
(وصال، 1378: 164)
تشبيه بليغ مشبّه: سينه مشبّه به: صدف وجه شبه: سفيدي ودرخشندگي (تحقيقي و متعدّد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
سيمش همه اشک است و زرش زردي رخسار هشدار که اين سيم و زر اندوختني نيست
(همان: 165)
1- تشبيه مفروق بليغ مشبّه:1- اشک 2- زردي رخسار مشبّه به: 1- سيم 2- زر وجه شبه: 1- سفيدي ، درخشش و ارزشمند بودن (تحقيقي و متعدّد) 2- درخشش، زردي و ارزشمند بودن (تحقيقي و متعدّد) طرفين: در هر دو مورد حسي به حسي مي باشد. افراد: 1- مفرد به مفرد 2- مفرد مقيّد به مفرد
هر کو چو وصال آتش عشقش به دل افتاد در آتش دوزخ تن او سوختني نيست
(همان: 166)
تشبيه مفصّل مؤکّد مشبّه: عشق مشبّه به: آتش وجه شبه: سوزاندن (تحقيقي و مفرد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد
ز رشکي که ساغر زدي با حريفان دلي نيست کز غم چو ميناي مي نيست
(همان)
تشبيه بليغ مشبّه: دل مشبّه به: ميناي مي وجه شبه: شکننده بودن، دوگانه، مفرد و تحقيقي مي باشد که براي مشبّه در معناي مجازي وبه معني غمگيين بودن اما براي مشبّه به در معناي حقيقي آن به کار رفته است. طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد مقيّد
به حسني که باقي نه، فاني چه کردي چه سود از بهاري که ايمن ز دي نيست
(همان)
تشبيه مضمر مفصّل مؤکّد مشبّه: حسن مشبّه به: بهار وجه شبه: فاني بودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
وصال با همه زشتي طفيل نيکان است که بوستان گل و ميوه بي گياهي نيست
(وصال، 1378: 167)
تشبيه تمثيل بليغ مشبّه: وصال در کنار نيکان مشبّه به: گياه در کنار بوستان گل و ميوه وجه شبه: بودن چيزي بي ارزش در کنار موجودي با ارزش و زيبا (تحقيقي و مرکّب) طرفين: حسي به حسي افراد: مرکّب به مرکّب
بس آدمي که نظر بست و هم اسير تو گشت که از کمند غمت خلق را رهايي نيست
(همان)
تشبيه مفصّل مؤکّد مشبّه: غم مشبّه به: کمند وجه شبه: اسير کردن (تحقيقي و مفرد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد
به محفلي که تويي شمع را ببرم سر که با وجود تو حاجت به روشنايي نيست
(همان)
تشبيه تفضيل مفصّل مؤکّد مشبّه: تو مشبّه به: شمع وجه شبه: روشنايي (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد حسي، (تحقيقي، تشبيه Next Entries منبع تحقیق درمورد حسي، طرفين:، تشبيه