منبع تحقیق درمورد حسي، طرفين:، تشبيه

دانلود پایان نامه ارشد

به مفرد
عشق زورآور شد و افکند رازم برملا خويش را آماده ي تير ملامت کن دلا . . (همان).
تشبيه بليغ مشبّه: ملامت مشبّه به: تير وجهشبه: صدمه زدن و نابود کردن (تحقيقي و متعدّد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد.
يار اغيارت نمود اين ناله شبگيرما وه که نخجير از براي ديگران زد تيرما . (همان: 39)
تشبيه مضمر ملفوف مشوش بليغ مشبّه: 1- يار 2- ناله شبگير مشبّه به: 1- نخجير 2- تير وجهشبه: 1- صيد شدن (تحقيقي و مفرد) 2- شکار کردن (تخييلي و مفرد) طرفين: در هر دو مورد حسي به حسي مي باشد. افراد: در هر دو مورد مفرد به مفرد مي باشد. مصحف روي نکو تفسير او بد نامي است يا در اين مصحف مبين، يا باش بر تفسير ما
(وصال، 1378: 39)
تشبيه بليغ مشبّه: روي نکو مشبّه به: مصحف وجهشبه: هدايت گر بودن (تخييلي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد مقيّد به مفرد
آتش روي تو ما راست به جان، زان نگرفت نه برخ زلف تو آرام و نه دل در بر ما
(همان: 40) .
تشبيه بليغ مشبّه: روي مشبّه به: آتش وجهشبه: سرخ و سوزان بودن (تحقيقي و متعدّد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
ماييم و عشق و بار غم، آن کار ما اين بار ما در عشقمان حاصل ستم، اين سود و آن بازار ما
(همان) تشبيه بليغ مشبّه: غم مشبّه به: بار وجهشبه: سنگين بودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد
زنّاربندکعبه جو، ماييم! با زاهد بگو اين کعبه ي ما روي او، آن زلف او زنّار ما
(همان)
تشبيه مفروق بليغ مشبّه: 1- روي او 2- زلف او مشبّه به: 1- کعبه 2- زنار وجهشبه: 1- قبلهگاه بودن (تحقيقي و مفرد) 2- نماد ونشانه بودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: در هر دو مورد حسي به حسي مي باشد. افراد: در هر دو مورد مفرد به مفرد مي باشد.
اين شيخ شوخ شاخ زن گاويست شاخش در دهن کفر است پيش او سخن تا نشنود اسرار ما . . (همان) تشبيه مفصّل مؤکّد مشبّه: شيخ مشبّه به: گاو وجهشبه: شاخ زدن (که تحقيقي، مفرد و دوگانه مي باشد که در رابطه با مشبّه آزار دهنده ونسبت به مشبّه به در معناي حقيقي به کار رفته است). طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
هر چند جام وصل کم آمد به کام ما ته جرعهاي نصيب جم آمد ز جام ما
(وصال، 1378: 43)
تشبيه بليغ مشبّه: وصل مشبّه به: جام (شراب) وجهشبه: شيرين و خوش گوار بودن (تحقيق ومتعدّد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
ما بيخودان بادهي عشقيم از آن سبب رنج خمار نيست به شرب مدام ما
(همان)
تشبيه مفصّل مؤکّد مشبّه: عشق مشبّه به: باده وجهشبه: بي خودي (تحقيقي و مفرد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد
اکنون که بر رخ تو نيفتد نگاه ما شايد حجاب غير شود برق آه ما
(همان: 44)
تشبيه بليغ مشبّه: آه مشبّه به: برق وجهشبه: سوزاندن و از بين بردن (تخييلي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
اي خوشهچين خرمن وصل تو مدعي گردد شرار خرمن تو برق آه ما
(همان)
1- تشبيه بليغ مشبّه: وصل مشبّه به: خرمن وجه شبه: ارزشمند بودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
2- تشبيه بليغ مشبّه: آه مشبّه به: برق وجهشبه: سوزاندن واز بين بردن (تخييلي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد

از ابر چشم ما شده شاداب گلشنت اي خوي آتشين تو برق گياه ما
(وصال، 1378: 44)
1- تشبيه بليغ مشبّه: چشم مشبّه به: ابر وجهشبه: باريدن (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
2- تشبيه بليغ مشبّه: خوي آتشين مشبّه به: برق وجهشبه: سوزاندن (تخييلي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد مقيّد به مفرد
3-تشبيه بليغ مشبّه: ما مشبّه به: گياه وجه شبه: سوختن (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
هر کس وصال، همدم ما شد به روز هجر گريد بسان شمع به روز سياه ما
(همان)
تشبيه مطلق مشبّه: هر کس مشبّه به: شمع وجهشبه: گريان بودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد ادات: بسان
زان که شد سلسله ي اهل جنون طرهي او سر به صحرا ز چه داد اين دل ديوانه ي ما؟
(همان)
تشبيه بليغ مشبّه: طره او مشبّه به: سلسله وجهشبه: گره گره بودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد مقيّد به مفرد
بادهاي جو که بجز يار ز خاطر ببرد وان به ديوان وصال است و به ميخانهي ما . (همان)
تشبيه مفصّل مؤکّد مشبّه: ديوان وصال مشبّه به: باده وجهشبه: فراموش کردن هر آنچه غير از يار (تحقيقي ومفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد مقيّد به مفرد
عمر گذشته آب ز جو رفته شد، کجاست ساقي که بار ديگرش آرد به جوي ما . (همان: 45)
تشبيه بليغ مشبّه: عمر گذشته مشبّه به: آب زجو رفته وجهشبه: چيزي
که غير قابل برگشت باشد. (تحقيقي و مفرد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد مقيّد به مفرد مقيّد
گرديم خاک درگه روشن دلي وصال گر عيب ما چو آينه گويد به روي ما
(وصال، 1378: 45)
1- تشبيه بليغ مشبّه: “م” در گرديم مشبّه به: خاک درگه وجه شبه: بي ارزش بودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد مقيّد 2- تشبيه مطلق مشبّه: انسان روشن دل مشبّه به: آينه وجهشبه: بازگو و منعکس کردن حقيقت(تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد مقيّد به مفرد ادات: چو
اي دل به نام صدر هرات ار سخن کني آفاق پر گهر کني از گفتگوي ما
(همان)
تشبيه بليغ مشبّه: گفتگوي ما مشبّه به: گهر وجهشبه: ارزشمند بودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد مقيّد به مفرد
اگر خواهي گل عشقش مجو بيهوده زين گلها که اين گلها ز دلها بر دمد، اما نه اين دلها
(همان: 46)
تشبيه بليغ مشبّه: عشق مشبّه به: گل وجهشبه: زيبايي و طراوت داشتن، معطر بودن (تحقيقي و متعدّد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد
چرا چون شمع سر تا پا نسوزم ز آتش غيرت که من پروانه ي اوباشم و او شمع محفله ما
. (همان: 47)
1- تشبيه مطلق مشبّه: “م” نسوزم مشبّه به: شمع وجهشبه: سوختن (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد ادات: چون . 2- تتشبيه بليغ مشبّه: غيرت مشبّه به: آتش وجه شبه: سوزاندن
(تخييلي و مفرد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد . 3- تشبيه مفروق بليغ مشبّه: 1- من 2- او مشبّه به: 1- پروانه 2- شمع وجهشبه: 1- سوختن (تحقيقي و مفرد) 2- درخشيدن (تحقيقي و مفرد) طرفين: در هر دو مورد حسي به حسي مي باشد. افراد: در هر دو مورد مفرد به مفرد مي باشد.
ز آتش باده است رويش با فروغ يا مگر افتاده عکس گل در آب
(وصال، 1378: 47)
1- تشبيه مفصّل مؤکّد مشبّه: باده مشبّه به: آتش وجهشبه: فروغ (تخييلي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
2- تشبيه مرکّب بليغ مشبّه: روي مشبّه به: عکس گل در آب وجهشبه: زيباي و سرخي حاصل از دو چيز (تحقيقي و متعدّد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مرکّب
قطره بر نسرين و شبنم بر چمن يا خويت بر چهره يا بر گل گلاب
(همان)
تشبيه جمع مرکّب بليغ مشبّه: خويت بر چهره مشبّه به: 1- قطره بر نسرين 2- شبنم بر چمن 3- گلاب بر روي گل وجهشبه: در هر سه مورد قرار گرفتن چيزي درخشان بر روي چيزي لطيف وزيبا. (تحقيقي و مرکّب) طرفين: در هر سه مورد حسي به حسي مي باشد. افراد: در هر سه مورد مرکّب به مرکّب مي باشد.
دل بر افروز ازآتش ساغر

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد حسي، طرفين:، (تحقيقي Next Entries منبع تحقیق درمورد حسي، طرفين:، تشبيه