منبع تحقیق درمورد حسي، طرفين:، (تحقيقي

دانلود پایان نامه ارشد

مفرد به مفرد
2- تشبيه مضمر مفصّل مؤکّد مشبّه: عاشق مشبّه به: پروانه وجه شبه: سوختن (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد

از وعدهي وصلش بگو، همدم، به وقت مردنم زيرا که تا خوابم برد افسانهاي بايد مرا
(وصال، 1378: 30)
تشبيه مضمر بليغ مشبّه: وعده ي وصل مشبّه به: افسانه وجهشبه: زيبا و واقعيت نداشتن (تحقيقي و متعدّد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد مقيّدبه مفرد
باده فزون چه مي دهي، اين قدر اي پسر مرا چون زشراب عشق تو، نيست زسر خبرمرا
(همان)
تشبيه مفصّل مؤکّد مشبّه: عشق مشبّه به: شراب وجهشبه: بيخبري (تحقيقي و مفرد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد
هم چو نيم ز لاغري، شوق لب تو در دهان نيست عجب اگر بود گفته چو نيشکر مرا
(همان: 31)
1- تشبيه مطلق مشبّه: “م” در نيم مشبّه به: ني وجهشبه: لاغري (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد ادات: هم چو
2- تشبيه مجمل مرسل مشبّه: گفته مشبّه به: نيشکر وجهشبه: شيريني (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد ادات: چو
زهد نمودهام سپر پيش خدنگ غمزه ات با تو مقاومت رسد الحق از اين سپر مرا
(همان)
1- تشبيه مفصّل مؤکّد مشبّه: زهد مشبّه به: سپر وجهشبه: مقاومت کردن (تحقيقي و مفرد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد
2- تشبيه بليغ مشبّه: غمزه مشبّه به: خدنگ وجهشبه: زخمي کردن واز بين
بردن (تخييلي و متعدّد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
بادهي جرعه جرعهام، گريه دجله دجله شد بي رخ دوست ساقيا، مي مده اينقدر مرا
(همان)
تشبيه بليغ مشبّه: باده ي جرعه جرعه مشبّه به: گريه دجله دجله وجهشبه: فراواني (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
ما تماشاي تو از آينه ي دل کرديم چشم اغيار نبيند نظر پنهان را . (وصال، 1378: 31)
تشبيه بليغ مشبّه: دل مشبّه به: آينه وجهشبه: صاف وپاک بودن (تحقيقي و متعدّد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد
چند بيهوده دهي پند من حيران را آتشم، دور کن اي دوست زمن دامان را
(همان: 32)
تشبيه بليغ مشبّه: “م” در آتشم مشبّه به: آتش وجهشبه: سرخ و سوزاننده (تحقيقي و متعدّد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
زآتش عشق مرا چند حذر فرمايي کار اين سوخته بگذشت، بگو خامان را
(همان)
تشبيه بليغ مشبّه: عشق مشبّه به: آتش وجهشبه: سوزاندن (تحقيقي و مفرد) طرفين: عقلي به حسي (تحقيقي) افراد: مفرد به مفرد
تا تو در ياد مني جانب بستان نروم من که همراه بهشتم چه کنم بستان را
(همان)
تشبيه بليغ مشبّه: تو مشبّه به: بهشت وجهشبه: زيبايي و خرمي (تحقيقي و متعدّد) طرفين: حسي به عقلي افراد: مفرد به مفرد
از ناز يکي جلوه ده آن سرو روان را تا سرو قدان برتو فشانند روان را
(همان)
تشبيه بليغ مشبّه: قد مشبّه به: سرو وجهشبه: بلندي و تناسب (تحقيقي و متعدّد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
از روي توپيداست که سوداي من از کيست؟ آن شعله بنازم که دليل است دخان را
(وصال، 1378: 33)
تشبيه مضمرملفوف بليغ مشبّه: 1- روي2- سوداي من مشبّه به: 1- شعله2- دخان وجهشبه: 1- سرخ بودن (تحقيقي و مفرد)2- سياهي (وجه شبه دوگانه، مفرد وتحقيقي مي باشد، در مورد مشبّه در معناي گمرا ه کننده اما در مورد مشبّه به در معناي حقيقي آن به کار رفته است). طرفين: 1- حسي به حسي 2- عقلي به حسي افراد: 1- مفرد به مفرد 2- مفرد مقيّد به مفرد
چه خصميت به دل و دين پارسايان است که باز کردهاي از هم کمند گيسو را
(همان)
تشبيه بليغ مشبّه: گيسو مشبّه به: کمند وجهشبه: بلند بودن وبافته شده (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
نسبت به عارضت نتوان داد ماه را بسيار فرق ها بود از گل، گياه را
(همان: 34)
1- تشبيه تفضيل بليغ مشبّه: عارض مشبّه به: ماه وجهشبه: درخشندگي و زيبايي (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
2- تشبيه مضمر ملفوف بليغ مشبّه: 1- عارض 2- ماه مشبّه به: 1- گل 2- گياه وجهشبه: 1- سرخ و لطيف (تحقيقي ومتعدّد) 2- بي ارزش بودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: در هر دو مورد حسي به حسي مي باشد. افراد: در هر دو مورد مفرد به مفرد مي باشند.
بيم جمال تست که آيينه ي دل است ورنه من از کجا و چنين ضبط آه را؟
(همان)
1- تشبيه بليغ مشبّه: دل مشبّه به: آيينه وجه شبه: صاف وپاک بودن (تحقيقي و متعدّد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد
2- تشبيه بليغ مشبّه: جمال تو مشبّه به: آيينه ي دل وجه شبه: صاف وپاک بودن (تحقيقي و متعدّد) طرفين: حسي به عقلي افراد: مفرد مقيّد به مفردمقيّد
با ما مگو کز آتش عشقش چنين مسوز اين خود به برق گو که نسوزد گياه را
(وصال، 1378: 34)
1- تشبيه بليغ مشبّه: عشق مشبّه به: آتش وجهشبه: سوزاندن (تحقيقي و مفرد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد
2-تشبيه مضمرملفوف مشوش بليغ مشبّه: 1- عشق 2- ما مشبّه به: 1- برق 2- گياه وجهشبه: 1- سوزاندن (تحقيقي ومفرد) 2- سوختن (تحقيقي و مفرد) طرفين: 1- عقلي به حسي 2- حسي به حسي افراد: در هر دو مورد مفرد به مفرد مي باشد.
مگذار جام باده در اين موسم بهار کمترنه يي ز خاک، ببين جام لاله را
(همان)
تشبيه بليغ مشبّه: لاله مشبّه به: جام وجهشبه: سرخ بودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
هر که او شست به مي دفتر دانايي را خواند از مصحف عشق آيت رسوايي را
. (همان: 35)
1- تشبيه بليغ مشبّه: دانايي مشبّه به: دفتر وجهشبه: راهنما بودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد
2- تشبيه بليغ مشبّه: عشق مشبّه به: مصحف وجهشبه: راهنما بودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد
از چه چون گل نزنم جامه ي جان چاک، که نيست فرق در کوي تو گلچين و تماشايي را . . (همان: 36) تشبيه مطلق مشبّه: “م” در نزنم مشبّه به: گل وجهشبه: چاک کردن جامعه (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد مقيّد ادات: چون . سلوک وادي خونخوار عشق يکسانست چه راه گمشدهاي را، چه رهنمايي را
(وصال، 1378: 37)
تشبيه مفصّل مؤکّد مشبّه: عشق مشبّه به: وادي وجهشبه: خونخوار بودن(تخييلي و مفرد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد
چو مور عاجزم از دانهاي و طرفه ترآنک کزآب ديده بگردانم آسيايي را
. (همان)
تشبيه مطلق مشبّه: “م” درعاجزم مشبّه به: مور وجهشبه: عاجزبودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد ادات: چو
اي چشمه ي حيوان به لب لعل تو پنهان مپسند چنين سوخته جان، تشنه لبي را
(همان: 38)
1- تشبيه بليغ مشبّه: لب لعل مشبّه به: چشمه حيوان وجهشبه: زندگي جاودان بخشيدن (تخييلي و مفرد) طرفين: حسي به عقلي افراد: مفرد مقيّد به مفرد مقيّد
2- تشبيه بليغ مشبّه: لب مشبّه به: لعل وجهشبه: سرخي (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد حسي، طرفين:، (تحقيقي Next Entries منبع تحقیق درمورد حسي، طرفين:، تشبيه