منبع تحقیق درمورد حسي، تشبيه، طرفين:

دانلود پایان نامه ارشد

و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
يوسفا مصر شد از قند لبت بزم رقيب کلبهيي هست که بي روي تو بيت الحزن است . (همان)
تشبيه بليغ مشبّه: لب مشبّه به: قند وجهشبه: شيريني (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
به کله گوشه ي شاهان ندهم افسر فقر تا چه نخوت که درين خرقه ي پشمين من است
(همان: 99)
تشبيه بليغ مشبّه: فقر مشبّه به: افسر وجهشبه: ارزشمندبودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
شور عشقم مبر وچرخ زنان هم چو فلک اشک خونين به رخم عقده ي پروين من است
(همان)
1- تشبيه بليغ مشبّه:معشوق مشبّه به: فلک وجه شبه: چرخ زدن (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
2- تشبيه مرکّب بليغ مشبّه: اشک خونين به رخ من مشبّه به: عقده ي پروين در فلک وجه شبه: چرخ زدن چيزي سرخ و درخشان بر روي سطحي روشن (تحقيقي و مرکّب) طرفين: حسي به حسي افراد: مرکّب به مرکّب
کوه اگر با همه سختي بکشد بار غمت زيراين بار مپندار به تمکين من است
(همان)
تشبيه بليغ مشبّه: غم مشبّه به: بار وجهشبه: سنگين بودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد
جور کز پيش تو، بزم مي ومعشوق من است زخم کز تيغ تو، باغ گل و نسرين من است
(وصال، 1378: 99)
تشبيه مرکّب مفروق مشبّه: 1- جور تو 2- زخم تيغ تو مشبّه به: 1- مي و معشوق2- باغ گل و نسرين وجه شبه: 1- شادي که حاصل از چند چيز باشد. (تحقيقي و مرکّب)2- زيبايي که حاصل از چند چيز باشد. (تحقيقي و مرکّب) طرفين: 1- عقلي به حسي 2 – حسي به حسي افراد: در هر دو مورد مفرد مقيّد به مرکّب مي باشد. از لحاظ آوردن وجه شبه وادات: 1- مفصّل مؤکّد 2- بليغ
روي چون آينه ات مظهر انوار حق است شاهد مطلب حق ديده ي حق بين من است
(همان)
تشبيه مجمل مرسل مشبّه: روي مشبّه به: آينه وجهشبه: بازتاب نمودن حقايق (تخييلي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد ادات: چون
بهر اين گوهر شاهانه که سفتي تو وصال بر لب شاه جهان گوهر تحسين من است
(همان)
تشبيه بليغ مشبّه: تحسين مشبّه به: گوهر وجهشبه: ارزشمند بودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
شبان تيره خيال رخ تو ماه من است هزار روز نهان درشب سياه من است
(همان)
تشبيه بليغ مشبّه: خيال رخ تو مشبّه به: ماه وجهشبه: روشنايي و هدايتگري (تخييلي و متعدّد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد
مگو چه عذر به رندي وعاشقي گويي لب نگار ومي لعل عذر خواه من است
(همان) تشبيه بليغ مشبّه: لعل(لب) مشبّه به: مي وجهشبه: سرخي (تحقيقي و
مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
وصال زمزمه ي شعر وجام صبحدمي چراغ مدرسه و درس صبحگاه من است
(وصال، 1378: 100)
تشبيه بليغ مشبّه: جام صبحدمي مشبّه به: چراغ مدرسه وجهشبه: روشنايي و هدايتگر بودن (تحقيقي و متعدّد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد مقيّد به مفرد مقيّد
منت به وصف نمودم به خلق چون مه نو کنون هر آنچه به من مي رسد سزاي من است
(همان)
تشبيه بليغ مشبّه: “ت” در منت مشبّه به: مه نو وجهشبه: زيبايي و درخشاني (تحقيقي و متعدّد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد مقيّد
به ياد لعل لبت حال ما دگرگون است کسي که باده از اين جام مي خورد چون است
(همان)
تشبيه بليغ مشبّه: لب مشبّه به: لعل وجهشبه: سرخي (تحقيقي و متعدّد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
به خاک ميرود و گنج عشق در دل اوست گداي کوي محبت به رتبه ي قارون است
(همان)
1- تشبيه بليغ مشبّه: عشق مشبّه به: گنج وجهشبه: گرانبها بودن (تحقيقي و متعدّد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد
2- تشبيه بليغ مشبّه: گداي کوي محبت مشبّه به: قارون وجه شبه: منزلت داشتن (تحقيقي و متعدّد) طرفين : حسي به حسي افراد: مفرد مقيّد به مفرد
سينه به خشنودي تو مجمر عود است ديده به دلجويي تو دجله ي خون است
(همان: 101)
1- تشبيه مفروق بليغ مشبّه: 1- سينه 2- ديده مشبّه به: 1- مجمر عود 2- دجله ي خون وجهشبه: 1- معطر بودن (تحقيقي) 2- سرخي (تحقيقي) طرفين: در هر دو مورد حسي به حسي مي باشد. افراد: در هر دو مورد مفرد به مفرد مقيّد مي باشد.
2- تشبيه خيالي بليغ مشبه: ديده مشبّه به: دجله ي خون وجه شبه: سرخي و پر آب بودن (تحقيقي و متعدّد) طرفين: حسي به حسي افراد : مفرد به مفرد مقيّد
آه من آمد نشان سوز نهانم دود برون گويد آتش به درون است
(وصال، 1378: 101)
تشبيه تمثيل بليغ مشبّه: آه من آمد نشان سوز نهانم مشبّه به: دود برون گويد آتش به درون است وجه شبه: سياهي که نشان از سوختن وآتش دارد. (تخييلي و مرکّب) طرفين: حسي به حسي افراد: مرکّب به مرکّب
هندوي زلف تو غارتگر عقل و دين است گر شه انصاف دهد دزد ولايت اين است . (همان)
تشبيه مفصّل مؤکّد مشبّه: زلف مشبّه به: هندو وجهشبه: غارتگر بودن (تخييلي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
هم چو پروين همه اجزاي وجودم شده چشم ليک با جلوه ي خورشيد رخت پروين است
(همان)
1- تشبيه مرکّب مطلق مشبّه: اجزاي وجودم مشبّه به: پروين وجهشبه: پر ازچشم بودن (تخييلي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مرکّب به مرکّب ادات: هم چو
2- تشبيه بليغ مشبّه: رخ مشبّه به: خورشيد وجهشبه: درخشندگي (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
بس عجب نيست مغان گر بمن آرند سجود کز غمت سينهام آتشکده ي برزين است (همان)
تشبيه بليغ مشبّه: سينه مشبّه به: آتشکده ي برزين وجهشبه: شعله ور بودن (تخييلي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد مقيّد
دفتر شعر وصال و صفت شاهد و مي هست خلدي که در او کوثر وحورالعين است
(وصال، 1378: 101)
تشبيه مرکّب بليغ مشبّه: دفتر شعر وصال وصفت شاهد و مي مشبّه به: خلدي که دراو کوثر وحورالعين است وجهشبه: جايگاهي زيبا که درآن شرابي گوارا ومعشوقاني زيبا باشد. (تخييلي و مرکّب) طرفين: حسي به عقلي افراد: مرکّب به مرکّب
روي چو ماه توماه روي زمين است ناله ي ما از تو بر سپهر برين است
(همان) تشبيه بليغ مشبّه: روي مشبّه به: ماه وجهشبه: درخشان و زيبا بودن
(تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
هر که مر او را نگارخانه توباشي خانه ي او چون نگارخانه ي چين است
(همان: 102)
1- تشبيه بليغ مشبّه: تو مشبّه به: نگارخانه وجهشبه: زيبايي (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
2- تشبيه مجمل مرسل مشبّه: خانه ي او مشبّه به: نگارخانه ي چين وجهشبه: زيبايي (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد مقيّد به مفرد مقيّد ادات: چون
سبحه و زنّار هر دو را بگسستيم زلف تو از کف نشد که حبل متين است
(همان)
تشبيه بليغ مشبّه: زلف تو مشبّه به: حبل متين وجهشبه: تکيهگاه و هدايتگر بودن (تخييلي و متعدّد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد مقيّد به مفرد مقيّد
بود وصال از ازل فرشته ي گردون ليک کنون از غم تو خاک نشين
(وصال، 1378: 102)
تشبيه بليغ مشبّه: وصال مشبّه به: فرشته ي گردون وجهشبه: بالا مقام بودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به عقلي افراد: مفرد به مفرد مقيّد
به رويش طره ي پرتاب گويي که سنبل بر کنار ياسمين است
. (همان)
تشبيه مرکّب بليغ مشبّه: طره بر رويش مشبّه به: سنبل بر کنار ياسمين وجهشبه: قرار گرفتن چيزي گرگره و زيبا در کنار سطحي سفيد و زيبا و لطيف (تحقيقي ومرکّب) طرفين: حسي به حسي افراد: مرکّب به مرکّب
عجب مکن چو پري گر ز آدمي برمم که کار من به نگاري پريوش افتاده است . (همان: 105) تشبيه مطلق مشبّه: “م” در برمم مشبّه به: پري وجهشبه: رميدن از آدمي (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به عقلي افراد: مفرد به مفرد ادات: چو
به بيدلي زنيم

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد حسي، (تحقيقي، تشبيه Next Entries منبع تحقیق درمورد حسي، تشبيه، طرفين: