منبع تحقیق درمورد جهان بینی، گروه اجتماعی، جامعه شناسی، درون گرایی

دانلود پایان نامه ارشد

موجود در اثر می پردازد. از دیدگاه لوکاچ، «شخصیّت نمونه وار است» به عبارت دیگر، شخصیّت در یک گروه و طبقة اجتماعی شناخته می شود و وقتی گفته می شود فرد، منظور همان تیپ یا طبقه است. علاوه بر این مسائل، نکات عمده ای که می توان در عقاید و نظریات لوکاچ برشمرد، استفاده از مفاهیمی چون تامیّت، شیءوارگی و جهان بینی است. منظور او از تامیّت، همان ساختار کلّی زندگی است که جنبه های پنهان را نیز در بر می گیرد. بعلاوه از دیدگاه وی، در جامعة سرمایه داری، به دلیل اهمیّت پول و کالا، روابط مادّی جای روابط انسانی را گرفته است، از همین رو، فرد در رمان به دنبال ارزش های راستین که همان ارزش های کیفی است، به شیوه ای تباه به جستجو می پردازد. این نوع تعریف از رمان و رابطة فرد یا قهرمان، در نظریات گلدمن نیز مطرح شد.
لوسین گلدمن، شاگرد برجستة مکتب لوکاچ، با پیروی از عقاید او به عنوان بزرگ ترین منتقد جامعه شناسی رمان، پا به میدان گذاشت. او نیز به مانند لوکاچ، قهرمان رمان را فردی پروبلماتیک (مسئله دار) که درجستجوی ارزشهای راستین در جامعه ای تباه است، می داند. به زعم او جامعة تباه، همان جامعة سرمایه داری است که مفهوم شیءوارگي در آن مصداق مي يابد. در يك چنين جامعه اي است كه ارزش هاي راستين مثل عدالت و آزادي جاي خود را به ارزشهای مادّی و کمّی داده اند.
از نظر گلدمن، آفرينندة اثر ادبی نه یک فرد، که یک گروه اجتماعی است و در همین مورد، مفهوم «جهان نگری» را مطرح می کند. جهان نگری از دیدگاه او، طرز نگرش یک گروه اجتماعی در دوره ای خاص است و آن را مساویِ آگاهی جمعی بیان می کند. او معتقد است که تنها آگاهی فردی منجر به خلاقیّت هنری نمی شود، بلکه این گروه ها و طبقات اجتماعی هستند که می توانند به آفرینش هنری دست زنند. با این نگرش، گلدمن در تحلیل آثار ادبی، روشی به کار گرفت که از آن به «ساخت گرایی تکوینی» نام برد و در حقيقت، همان بيان جهان بيني در آفرينش اثر ادبي است. هدف گلدمن از روش ساخت گرايي، یافتن پیوند میان اثر ادبی و جهان بینیِ خاص نویسنده یا طبقة اجتماعی اوست و در واقع باید گفت ساخت گرایی تکوینی گلدمن، تعریفی کامل تر از نظریة بازتاب واقعیّت لوکاچ است.
او معتقد است میان ساختار اثر و ساختار جامعه، پیوندها و شباهت هایی وجود دارد و رمان از واقعیّت های اجتماعی جامعة خود پرده بر می دارد. گلدمن نیز به مانند لوکاچ، فرد را در ساختار جامعه تعریف می کند و او را متعلق به تیپ یا گروه خاصی از اجتماع می داند که بیان کنندة خصوصیّات گروهی خاص است.
از نظر او رمان، محصول جامعة بورژوایی و تحوّلات آن است، از این رو بازتاب دهندة آگاهی های طبقات دوگانه نیز است. به این ترتیب، با مروری بر نظریات صاحب نظران جامعه شناسی ادبیّات در نقد و تحلیل یک اثر ادبی، با در نظر گرفتن این نکات مهمّ و اساسی، به نقد و بررسی آثار داستانی محمود طیّاری می پردازیم و از آن جا که طیّاری یک نویسندة واقع گراست و در داستان های او از واقعیّت های روزمرّة زندگی اجتماعی روایت می شود، در نقد و بررسی آنها بیشتر از نظریات لوکاچ و گلدمن و به خصوص نظریة بازتاب واقعیّت بهره می گیریم. ضمن اینکه همة داستان ها قابلیّت تحلیل جامعه شناختی ندارند، بنابراین به نقد آن دسته از داستان هايي مي پردازيم، كه از اين قابليّت برخوردار هستند.

4-1-1) بخش اوّل: نقد مجموعة خانه فلزی
مجموعة داستانی خانة فلزی به عنوان اوّلین اثر داستانی طیّاری، در سال 1341انتشار یافت. با نگاهی به کلّ مجموعه و با در نظر گرفتن این مسئله که در تحلیل جامعه شناختی اثر، بررسی اوضاع و احوال و شرایط نگارش و زمینه های اجتماعی و فرهنگی آن، به لحاظ درک بهتر ارزشهای عامّ جامعه و ساختارهای زیبا شناسی حائز اهمیّت است، لذا با اشاره به تاریخ نگارش و بررسی موقعیّت نویسنده و جایگاه او در ساختار جامعه، به تفسیر و بررسی خواهیم پرداخت.
با نگاهی اجمالی به مضامین به کار رفته در دفتر اوّل، آن چه بيشتر به چشم مي خورد، فرآیند ها و نوسانات عاطفی و احساسی، هیجانات و اشتغالات ذهنی دوران نوجوانی و مضامینی این چنینی است. تاریخ خورده شده به پای این داستانها، سال 1338را نشان می دهد. سالهایی که به قول طیّاری «با سری تراشیده و موی کوتاه در مکتب کودتا بوده». سالهای جوانی و احساسات درحدّ دلتنگی و نوساناتی عاطفی در فضای خانه و بازار و فامیل و نظام. (ر.ك.رضا،38:1347)
طیّاری از نسلِ جوانانِ جامعة سالهای کودتاست. او داستان های این دفتر را در ایام جوانی خود به نگارش در آورده، به همین سبب، عادّی و طبیعی است اگر نوشته های او، رنگ رمانتیک و عاطفی به خود می گیرد. ضمن اینکه ادبیّات این دوره با «پوچ گرایی رمانتیک» همراه است. آدم های داستان های او، جوانانی هستند که یا در عشق شکست خورده اند و در مناسبات عاطفی، به یأس و بدبینی رسیده اند و یا طعم تلخ فقر و محرومیّت های زندگی، چاشنی زندگی شان شده است.
و امّا در دفتر دوّم، طیّاری به سمت آشفته فکری، پوچ گرايي و اندکی زشت نگاری کشانده می شود و از سطحي نگری دفتر اوّل، به درون گرایی در دفتر دوم می رسد. مضامین این داستان ها، انتقاد اجتماعی نویسنده از اوضاع واحوال اجتماع است. ترسیم زوایای پنهان درد و رنج مردم و دلهره های ذهنی و ابتذال شخصیّت ها در این داستان ها، تأثیر پوچی حاکم بر دوران است. آدم های این داستان ها، چون از جامعه و فضای حاکم بر آن بریده اند، به زندگی درون روی می آورند و برای گریز از آن به افیون و الکل پناه می برند.
نویسنده در این داستان ها، با دیدی انتقادی به جامعه، نقش اجتماع را در شکل دهی افراد و مشخص کردن جایگاه شان نشان می دهد و معتقد است نقش و پایگاه اجتماعیِ افراد از ساختار اجتماع و محیطشان نشأت می گیرد و این جامعه است که با فضاسازی های خود، افراد را در اقشار و طبقات مختلف و پایگاه های اجتماعی گوناگون می نشاند.
او همه جا از داستانهای این دفتر با عناوین «ورطه» و «سراب»، «یک جور شهرزدگی و کثافت، ورق و عرق، حبّ و تب» (رضا،45:1347) نام می برد و نشان می دهد که در فضایی که تیرگی و تعفّن و مرگ، بر همه جا سایه افکنده، قصد آگاه کردن مردمانی را دارد که در این «ورطه» غرق اند، بی آنکه بدانند و به واقعیّت های دردناک زندگی خو گرفته اند، بی آنکه درصدد رهایی از آن باشند. با توجه به این که داستانهای این مجموعه مربوط به سالهای پس از کودتا در کشور است، بر همین اساس، ویژگی های ذکر شده، ریشه دردوران سیاه پس از کودتا دارد. سرخوردگی، بدبینی، نومیدی و درون گرایی و فضایی تیره بر اغلب داستان ها چیره گشته است.
آغازی خوش و پایانی تلخ، ویژگی داستان هاي دفتر اوّل است که با تغیيری اساسی در دفتر دوّم، نویسنده، نگاه منفی و نومیدانه اش را از همان ابتدا بر فضای کلّی داستان ها حاکم می کند و خواننده با خواندن چند سطر اوّلِ هر داستان متوجه فضای کلّیِ داستان می شود.
نویسنده در این مجموعه، نهاد خانواده را نهادی سست و لرزان تصویر کرده، روابط محبّت آمیز و عواطف خانوادگی را از بین رفته مي بيند، آدم ها در نقش هاي اصلي خود ظاهر نمي شوند، پدر و مادر وظايف خود را فراموش كرده اند، فرزند هيچ بويي از محبّت نبرده، انسان ها حالت تعادلی ندارند و خوشی های زودگذر را بر همة ارزش ها ترجیح می دهند، بدی و خوبی را یکسان می بیند و بهشت و جهنمی نمی شناسند.
و نکتة آخر اینکه، طیّاری با نام هايي كه براي داستان هایش برگزیده مثل: «تهوع»، «سقوط»، «چپاول»، «شبانه» و «شاخه های کور»، فضای کلی داستان ها را برای خواننده مجسّم می کند.
4-1-1-1) نقد داستان چل منبر
داستان چل منبر تحلیلی از اجتماعی است پُر از اعتقادات کهنه و خرافات، روایتی است از جوانی متولی که غربت، محرومیّت های اجتماعی، فقر و حقارت های روحی از او انسانی سرخورده و مقهور سرنوشت ساخته است. از همین رو، رفته رفته عقده های روحی در درونش شکل گرفته و او را به سمت و سوی افکار شیطانی و وسوسه های گذرنده سوق داده است. اینها حقایقی است که جامعه به فرد تحمیل کرده است، ساختارهای اجتماعی و اقتصادی جامعه به گونه ای است که انسانی غربت زده و فقر کشیده را در خود نمی پذیرد، مردم از این تیپ آدم ها روی گردانند، هم از این روی است که فرد راهِ نجات خود را در این می بیند که خلافِ عُرف جامعه پیش رود، زیرا از راه درست هیچ گاه به مقصود نخواهد رسید:
«بلند می گفت: چرا شاخ شدید؟ چل تا منبر توي این شهره، برید یه گوشة دیگه …بذارید یه خورده ثواب بریم آخه. و نگاهش را توی چشم خوشگل هاشان می ریخت و توی دلش اضافه می کرد: قربون همه تون برم. مامانیای خوشگل! آخه شما دیگه چرا؟ تا دیروز که محلّم نمی کردید. صداتون می زدم، جوابمو نمی دادید. دنبالتون میومدم، ازم فرارمی کردید. بهتون می خندیدم، بِم اخم می کردید، حالا که می خوام یه خورده کار کنم، صنار پول درآرم، فردامو تأمین کنم. اومدید برام شاخ شدید، شمع هارو می دزدید! فوت شون می کنید.» (طياري،11:1341)
نویسنده در این جا، فرد را با محروميّت ها و عقده هاي شكل گرفته در اجتماع نشان مي دهد و از او به عنوان تيپي از محرومان جامعه نام مي برد. نویسنده سعی می کند ساختارهای داستان را با ساختارهای جامعه هماهنگ بیافریند. به این ترتیب، در جامعة نیمه دیوانسالاری این زمان، این نوع قشربندی اجتماعی و فاصله های طبقاتی، امری کاملاً طبيعي و مشهود بوده است. او در اين جا، زن ارباب محله را به عنوان تیپی از آدم هاي خرده بورژوا نام می برد که در سال گذشته روز عید قربان، دو گوسفند كشته و شکمبه و روده هایش را به متولي بخشیده است که به عنوان تیپی از طبقة فرودست و محتاج جامعه تصویر شده است.
از سوی دیگر نویسنده، مقوله های فرهنگی و پیوند آن با مسائل اجتماعی و اقتصادی را نیز مطرح می کند. خرافات و باورهای غلط و پوسیدة مردم و اعتقاداتِ کهنه شان، سبب ایجاد مکان هایی غیرمذهبی، شغل های کاذب، پديد آمدن شخصیّت های فرصت طلب و اشاعة فرهنگ نادرست گرديده و رشد و گسترش آن را در جامعه منجر می گردد. این باورها و اعتقادات کهنه، به ویژه در میان قشر زنان جامعه، به وفور دیده می شود:
«شعله ها توی صورتش سایه انداخته بودند و به او حالت یک امامزاده داده بودند و این حقه ئی بود که خودش زده بود: شمع ها را طوری روی منبر چیده بود که هر چه نور بود، پخش می شد توی صورت او و زن های اُمُل و مؤمن را به سویش می کشاند.» (همان،10:1341)
اين اعتقادات كهنه همان مقولات فرهنگي است كه در ساختار جامعه وجود دارد و بنابر گفتة گلدمن مصاديق آن را در اثر ادبي كه با ساختارهاي جامعه پيوند بر قرار كرده، مي توان ديد.
نكتة دیگر اینکه، دگرگونی ارزشهای حقیقی جامعه براساس دگرگونی های اجتماعی و اقتصادی شکل می گیرد و منجر به دگرگونی رفتار و ساخت های فکری و ذهنی شخصّیت و حتّی جهان بینیِ نویسنده می گردد. به عبارت دیگر، واقعیّتِ بیرونی جامعه، بر ساختارهای ذهنی فرد تأثیرگذار است. نویسنده نیز با توجه به اینکه خود از بطن اجتماع برخاسته، موادّ خام داستان های خود را نیز از اجتماع می گیرد و از فضای اجتماعی زمان می گوید.
4-1-1-2) نقد داستان شمع های مومی
در داستان شمع های مومی یک مدرسة دخترانه به تصوير كشيده مي شود. این داستان، روایت دختری را بیان می کند که از درس و مدرسه محروم می شود زیرا از نگاه پدر، مدرسه باید مثل کلیسا پاک باشد، حال که نیست، باید کُنج خانه نشست تا دامنت آلوده نشود. نویسنده در این جا، نگاهی انتقادی هم به اجتماعش، هم به عقاید شکل گرفته در آن دارد.
مریم، تیپ دختر نوجوانی است که نه برحسب شرایط اقتصادی، که براساس شرایط بدِ اجتماعی و فرهنگی، از تحصيل و مدرسه باز می ماند. با درک شرایط اجتماعی دوران پایانیِ دهة سی -1338- درمی یابیم که پیامدهای اجتماعی این دوران، که با دخالت

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد صاحب نظران، بازیهای زبانی، زیبایی شناختی، دوران کودکی Next Entries منبع تحقیق درمورد نقد داستان، اجتماعی و فرهنگی، نهاد خانواده، زنان و دختران