منبع تحقیق درمورد ایران و چین، خلیج فارس، سیاست خارجی، آسیای مرکزی

دانلود پایان نامه ارشد

این که به نیاز ایران به چین اشاره کنند ابایی نداشته و در اجرای پروژه ها خواستار سهمی برابر (فارغ از کیفیت، قیمت و زمان اجرای پروژه در مقایسه با دیگران ) با آنچه از سوی شرکت های اروپایی پیشنهاد می شود، هستند. (قاضی زاده و طالبی فر، 1390: 163) البته نباید از نظر دور داشت که وضعیت موجود نیز گذرا بوده و تحث تاثیر شرایط بین المللی و موضوع هسته ای کشورمان و تحریم های اعمال شده توسط غرب شکل گرفته است. همچنین چین نیز قدرتی نوپا است که ابرقدرتی خود را در میدان اقتصادی و در زمینه تولید ثروت جستجو می‌کند. از این رو نباید انتظار داشت که چینی‌ها برای ایران خود را در برابر آمریکا قرار دهند. آنها روابط خود را ایران را بر پایه سود و زیان اقتصادی تنظیم می‌کنند و ایران را کشوری می‌دانند که می‌تواند بخشی از نیاز چین به انرژی را تامین کند. چینی‌ها هزینه رویارویی با آمریکا را بسیار سنگین ارزیابی کرده‌اند و بی‌گمان هر گاه لازم آید، عطای ایران را به لقایش خواهند بخشید. پس این امر ضرورت تدوین تاکتیک های مناسب و رفتار شناسی و بازنگری مناسبات فی ما بین برای برون رفت از وضعیت موجود را بدیهی می نماید. بدین منظور ، ایجاد تغییرات شکلی و ماهوی در سیاست ها و برنامه های کشور در استراتژی نگاه به شرق به طور اعم و در مناسبات با چین به طور اخص حائز اهمیت است. برای تحقق این مهم، امکانات و ظرفیت های موجود پاسخگوی پتانسیل های موجود نیستند و نیاز به بازبینی جدی دارند. در همین راستا، مناسبات پکن _تهران طی چند سال گذشته رشد کمی داشته41، ولی رشد همه جانبه در ابعاد مختلف را تجربه نکرده است . برای مثال ، به رغم این که زمینه های همکاری متنوع شده ، مناسبات فی ما بین در بخش های فرهنگی ، تحقیقات و تکنولوژی در اندازه های مورد انتظار تعریف نشده است. (http://www.aftabnews.ir/vdcfxedj.w6djxagiiw.html)با وجود این به نظر می رسد ظرف دو دهه آینده ، چین حداقل قدرت دوم اقتصادی جهان شود. قدرت اقتصادی مذکور فرصت زیادی به چین می دهد تا به تحکیم موقعیت سیاسی خود در منطقه و جهان بپردازد و قدرت نظامی خود را از رده چندم کنونی به سطوح پیشرفته ارتقاء دهد. بنابراین ایران با هر استراتژی و سیاستی، در درازمدت ناگزیر است روابط خوبی با این قدرت نوظهور داشته باشد. حتی با فرض عادی شدن روابط ایران با آمریکا، نه تنها نمی توان از چین غفلت کرد، بلکه باید روابط حسنه ای با آن کشور داشت . (قاضی زاده و طالبی فر، 1390: 163) همچنین نباید از نظر دور داشت که چین فعلا می خواهد رهبری جهان سوم را هم در دست داشته باشد. از این رو ، ایفای نقشی مثبت در قضیه ایران برای مقامات پکن بسیار اهمیت دارد . (قاضی زاده و طالبی فر، 1390: 166) البته پتانسیل‌های ایران در روابط با چین را به صورت زیر می‌توان تقسیم بندی کرد:
– جمعیت باسواد، کارشناس و نخبه ایران؛
– منابع انرژی گسترده؛
– بازار مصرف گسترده
در نتیجه دستگاه منطقی روابط ایران و چین بدین شکل قابل ترسیم است:
– رابطه ایران و چین متاثر از مولفه‌های ثابت است و مسائل بین‌المللی و منطقه‌ای تاثیری بر روند آن نمی‌گذارد. این فرضیه بر این اصل استوار است که ایران، چین را فقط به خاطر خود چین و چین، ایران را فقط به خاطر خود ایران می خواهد و فراز و نشیب هایی که در رابطه هر یک از این دو با کشورهای دیگر به وجود میآید، تاثیری بر روند مناسبات رو به توسعه ایران وچین ندارد.
– رابطه ایران و چین تحت تاثیر محیط منطقه ای است و هرگونه بی‌ثباتی در محیط منطقه‌ای ایران بر دیدگاه چین نسبت به ایران تاثیر می گذارد. بر اساس این فرضیه، چین به دلیل نیازش به انرژی، مخالف هرگونه بی‌ثباتی در منطقه‌ای است که ایران در آن مستقر است. خاورمیانه، آسیای غربی، خلیج فارس، آسیای مرکزی، حوزه دریای خزر از جمله حوزه‌های تابع منطقه ای است که چین نسبت به تحولات آن حساسیت نشان می‌دهد
– رابطه ایران و چین تحت تاثیر رابطه چین و آمریکا قرار دارد. در این خصوص دو دیدگاه وجود دارد: هر چه روابط آمریکا و چین بهبود یابد، روابط ایران و چین نیز بهبود خواهد گرفت. دیدگاه دوم آن است که هر چه روابط چین و آمریکا رقابتی تر باشد، پکن برای موفقیت در بازی رقابتی با آمریکا به ایران نزدیک‌تر خواهد شد (سجاد پور، 1380: 269)
اگر جمهوری اسلامی ایران به حمایت چین در رقابت با آمریکا به ویژه در عرصه هسته‌ای نیاز جدی دارد، باید با ایجاد مزیت برای چین مانع سنگینی امتیازات آمریکا به سود چین گردد. این بدان معنی است که جمهوری اسلامی ایران باید امتیازی بزرگ را در قبال کسب امتیازی بزرگتر (حمایت قطعی چین از مسئله هسته‌ای ایران در شورای امنیت) برای چین در نظر بگیرد .(شفیعی، 1385: 49)
نتیجتا پیرامون روابط ایران – چین باید گفت ایران اصول و اهدافی ثابت و مشترکی را در روابط خود با چین اتخاذ کرده و سعی نموده است بر مبنای آنها به پیش برود. این اصول واهداف عبارتند از احترام متقابل، اطمینان و اعتماد سازی، همکاری در مسائل منطقه‌ای و بین المللی، تفاهم متقابل، امنیت آسیایی، همکاری‌های جمعی، امنیت تولید و عرضه انرژی و سرانجام ثبات در غرب و شرق آسیا. می‌توان این موارد را به صورت جزیی‌تری نیز بیان کرد: فقر، تروریسم، مواد مخدر، درگیری‌های فرقه‌ای و قومی، آزادی‌های اساسی و حقوق بشر (شریعتی نیا، 1385 :33)

ی)مقابله با یکجانبه گرایی امریکا: رویکردی همسو میان دو کشور

درک چین از منافع خود نیز در حال تغییر است. در حال حاضر نگرش سیاست خارجی چین به جهان کاملاً اقتصادی است. چین گسترش مناسبات با کشورهای مختلف جهان را بر اساس منافع تجاری و اقتصادی خود سنجیده و عمل می کند. در دوره جدید خیزش مسالمت آمیز چین بر اساس معیارهای اقتصادی و تجاری تعریف شده است. اما از دیگر سو، اهمیت مناسبات چین با هر کشوری در جهان تحت الشعاع روابط آن با تنها یک کشور- ایالات متحده آمریکا- قرار دارد.( Zakaria ,2008,85) پس این تصور را نباید به خود راه داد که چینی‌ها هیچ اقدامی در جهت منافع ما انجام نخواهند داد. اگر ایران در آینده، روابط خود را با چین به گونه‌ای هدایت کند که منحنی روابط ایران با چین با منحنی روابط آمریکا با چین برخورد پیدا نکند، در این راه موفقیت حاصل خواهد شد. اما اگر منافع امنیتی یا اقتصادی چین به دلیل روابط با ایران در تقابل با منافع آمریکا و غرب قرار گیرد، به طور منطقی، چینی‌ها از ما عبور خواهندکرد (شریعتی نیا، 138522: ) چین امروز، چین منافع محور است. بنایراین رویکردهای ایدئولوژیک از سیاست خارجی و دکترین امنیتی چین رخت بر بسته و یالااقل کم رنگ شده است. این دگرگونی هم در ساختار حزب کمونیست و شعارهای آن نمود یافته و هم در مصادیق مختلف سیاست خارجی و استراتژی امنیت ملی چین هویدا است (مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری، 1380: 253) با این توضیح می‌توان با چینی‌ها به یک تفاهم عمومی دست یافت. چینی‌ها امروز ایران را یک کشور همسایه تلقی می‌کنند. در سال 1980، ایران بخشی از سیاست نفتی چین در خلیج فارس محسوب می‌شد، تحولات بین المللی سبب گردید اکنون ایران به صورت یکی از همسایگان چین درآید (شریعتی نیا، 1385: 23) تقویت زمینه های همکاری و به کارگیری ظرفیت های مکمل کشورها برای توسعه مناسبات با یکدیگر، به میزانی از اعتماد و تضمین منافع مشترک نیاز دارد. رسیدن به این مهم در روابط ایران و چین در گرو ایجاد یک مکانیسم فعال و پویا و گفت وگوهای مستمر و ملموس است تا دو طرف قانع شوند که همکاری و هم قدمی، منافع دو طرفه را در بردارد . (قاضی زاده و طالبی فر، 1390: 209) البته از نظر استراتژیک، همان‌گونه که آمریکائی‌ها ایران را در محاصره خود قرار داده‌اند، با چین نیز رفتاری مشابهی صورت داده و این کشور را از جانب کره، ژاپن، فیلیپین، تایوان تحت محاصره قرار داده است (شریعتی نیا، 1385: 23) پس از 11 سپتامبر 2001 که امریکا به بهانه آن درصدد تحکیم موقعیت خود در جهان برآمد، مقابله چین با یک جانبه گرایی آمریکا آغاز شد. در این دوره حوادثی نظیر بازتاب‌های جنگ کوزوو، طرح سپر دفاع موشکی آمریکا، گسترش ناتو به شرق( تا آسیای مرکزی)، طرح سپر دفاع موشکی در شرق آسیا و… زمینه را برای رقابت چین و آمریکا فراهم کرد. با این حال سیاست یکجانبه گرایی آمریکا که مهم ترین شاخص آن بی توجهی به نقش سازمان ملل در مسایل صلح و امنیت بین المللی بود و متاثر از آن مداخله آمریکا در افغانستان و عراق و قلمداد شدن چین به عنوان رقیب اصلی آمریکا در عرصه بین المللی، پکن را به سوی اتحاد و ائتلاف با قدرت‌های دیگر جهت مقابله با این سیاست حرکت داد،که سازمان همکاری شانگهای یک نمونه از آن محسوب می‌شود.(شفیعی ، 1385: 40-41) همچنین مشاهده می کنیم که تداوم حمایت آمریکا از تایوان سیر صعودی نیز به خود گرفته است، تقویت پیمان‌های دوجانبه نظامی آمریکا با ژاپن،کرۀجنوبی، اتحاد آمریکا با ژاپن و حتی تایوان علیه کرۀشمالی که متحد چین محسوب می شود، تلاش آمریکا برای استقرار سپر دفاع موشکی در آسیای شرقی که توازن استراتژیک را به زیان چین برهم می زند، حضور مؤثر آمریکا در آسیای مرکزی که بعد از جنگ سرد به حوزه نفوذ چین تبدیل شده است. همه ی این عوامل موجب گشته تا چین نیز با یکجانبه گرایی امریکا به مقابله بپردازد. (شفیعی، 1385: 41) به همین دلیل، پس از آنکه ایران از سوی آمریکا به عنوان یکی از اعضای محور شرارت معرفی شد، جیانگ زمین به ایران سفر کرد و علاقه‌مندی چین را به سرمایه‌گذاری در صنایع نفت و گاز ما ابراز داشت. نکته پراهمیت آن است که روابط ما با چین نباید به تزریق تنش در صحنه بین المللی منجر شود (شریعتی نیا، 1385: 24) نهایتا رابطه ایران و چین تحت تاثیر رابطه چین و آمریکا قرار دارد. در این خصوص دو دیدگاه وجود دارد: هر چه روابط آمریکا و چین بهبود یابد، روابط ایران و چین نیز بهبود خواهد گرفت. دیدگاه دوم آن است که هر چه روابط چین و آمریکا رقابتی تر باشد، پکن برای موفقیت در بازی رقابتی با آمریکا به ایران نزدیک‌تر خواهد شد (سجاد پور ، 1380: 266)
با این وجود، نباید از نظر دور داشت که چین در میان کشورهای آسیایی با داشتن بالاترین مصرف و نرخ رشد مصرف و همچنین برخورداری از سریع ترین رشد اقتصادی، نگرانی های جدی تری در قبال تضمین تامین انرژی مورد نیاز اقتصاد خود دارد، زیرا دستیابی به منابع انرژی عاملی اساسی در تضمین تداوم توسعه اقتصادی به مثابه انتخاب استراتژیک چین است. رشد اقتصادی سریع چین در سالهای اخیر، افزایش سریعی در مصرف انرژی این کشور موجب شده است. به عنوان مثال، مصرف نفت این کشور بین سالهای 1995 تا 2008 یعنی یک دهه بیش از دو برابر شده و به 05/8 میلیون بشکه در روز رسیده است. رشد مصرف چین به قدرت صورت گرفت که این کشور در سال2003 با پیشی گرفتن از ژاپن به دومین مصرف کننده نفت در جهان تبدیل شد. در سوی دیگر ایران به عنوان چهارمین کشور دارای ذخایر نفتی و دومین کشور منابع گازی و نیز موقعیت ارتباطی این کشور بین دریای خزر و خلیج فارس همواره مورد توجه چین می باشد. (طابنده و متقی، 1389: 39-40) در حقیقت، چین در روند توسعه اقتصادی، نیاز روزافزونی به انرژی دارد و به دنبال مناطقی برای سرمایه گذاری و تضمین امنیت انرژی می گردد و یکی از عرصه های مناسب (به شرط اطمینان طرف چینی در خصوص امنیت انرژی ) می تواند ایران باشد. این در حالی است که چین بازار بزرگ مصرف آینده دنیا است و ایران نیز یکی از بزرگترین تولیدکنندگان انرژی در جهان است. چین یک بازار قابل اتکاء برای ایران است و ایران نیز با توجه به ذخایر عظیم نفتی یک تامین کننده قابل اتکا برای ایران است و ایران نیز با توجه به ذخایر عظیم نفتی یک تامین کننده قابل اتکاء برای چین به شمار می رود. در حقیقت دو کشور ایران و چین در دو سوی آسیا از نظر اقتصادی مکمل یکدیگر قلمداد می شوند. کشور چین روز به روز نیاز بیشتری به مصرف انرژی دارد و ایران نیز به نوبه خود یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت و گاز است. همچنین چین برای توسعه خود نیاز به انرژی تمیز

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد ایران و چین، خاورمیانه، امنیت انرژی، سیاست خارجی Next Entries منبع تحقیق درمورد مصرف انرژی، مصرف کننده، نگاه به شرق، حمل و نقل