منبع تحقیق درمورد انقلاب اسلامی، ایران و چین، نگاه به شرق، انقلاب اسلامی ایران

دانلود پایان نامه ارشد

جهت مهار بلوک کمونیست تلقی می‌شد (حامی، 1390: 259) پس از روی کار آمدن دکتر مصدق در ایران، پکن از ملی شدن صنعت نفت ایران در سال 1951 و برنامه های ملی دکتر مصدق نخست وزیر وقت ایران حمایت کرد و در اوایل دهه 1960 خرید مقادیر کمی نفت از ایران را آغاز کرد. روابط دو کشور در اواسط دهه 1960 به دلیل شکاف در روابط چین و شوروی و آغاز تنش زدایی در روابط آمریکا و شوروی رو به گرمی گرایید.
سال 1971 را می توان نقطه عطف مهمی در روابط ایران و چین به شمار آورد. در این سال ایران با پذیرش جمهوری خلق چین در جمع اعضای سازمان ملل، تصمیم گرفت پکن را به عنوان تنها دولت قانونی چین واحد شناسایی کند و روابط دیپلماتیک خود را با آن کشور از سرگیرد. منافع ایران و چین با ظهور مسکو به عنوان دشمن مشترک به یکدیگر نزدیکتر شد.(People’s Daily , November 21 , 2006 ) در واقع چین از گسترش روابط با ایران چندین هدف را دنبال می‌کرد: پکن، ایران را به عنوان مانعی در جهت آرزوهای جاه‌طلبانه شوروی در دستیابی به خلیج فارس ارزیابی می‌کرد و سران چین، فارغ از درگیری‌های خود با ایالات متحده، تلاش‌های شاه مخلوع ایران و حمایت آمریکا از وی را در راستای تشکیل قوی‌ترین ارتش منطقه در آسیای جنوب غربی با رضایت می‌نگریستند. علاوه بر اوضاع بین المللی، از سرگیری روابط ایران و چین مطلوبیت هایی برای دو طرف داشت از جمله این وضعیت با «سیاست نگاه به شرق» محمدرضا پهلوی همخوانی داشت. البته سیاست نگاه به شرق محمدرضا پهلوی با آنچه امروز در سیاست خارجی کشور ما به سیاست نگاه به شرق معروف است، تفاوت ماهوی و ترکیبی داشت. سیاست نگاه به شرق رژیم پهلوی، بیشتر حوزه اقیانوس هند منجمله استرالیا، اندونزی ، تایلند ، هند و پاکستان و … را در برمی گرفت . به علاوه محمد رضا شاه دنبال گسترش روابط با جهان و تثبیت موقعیت منطقه ای خود به عنوان ژاندارم منطقه و سیاست نگاه به شرق، وجه تکمیلی سیاست خارجی غرب محور ایران بود. (قاضی زاده و طالبی فر، 1390: 154) بدین ترتیب طی دهه 1970 روابط اقتصادی ایران و چین در حد قابل قبولی گسترش یافت. تجارت دو کشور به طور پیوسته سیر صعودی داشت و ایران به چین کمک های توسعه ای ارائه می کرد. بطور خلاصه شکل گیری روابط ایران و چین در دهه 1970 متاثر از چهار تحول مهم بود :
– استیلای سیاسی دنگ شیائو پنگ و اتخاذ سیاست مدرنیزه کردن چین
– عادی سازی روابط آمریکا و چین
– انقلاب ایران و سپس استقرار نظام جمهوری اسلامی
– تغییر روابط ایران و آمریکا از وضعیت اتخاذ استراتژیک به سمت خصومت و دشمنی
با توجه به توضیحات فوق می توان گفت : چین و ایران در اینکه تجارب تاریخی مشابهی را در باب فروپاشی سلسله های پادشاهی، پشت سر گذاراند، با یکدیگر مشترک هستند همچنین این دو کشور در باب حضور منطقه ای آمریکا و تبلیغات ناشی از ملاحضات امنیتی، نگاه مشترکی دارند. اکثر مقامات چین و ایران بر این باورند که نظام فعلی حاکم در جهان که بر پایه سلطه قدرتهاست، بسیار غیرمنصفانه است. از این رو بیشتر ملاحظات و توجه خود را به ارتقای جایگاه و روابط معطوف داشته اند. بدین ترتیب چین در جهت افزایش مناسبات با ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای و یافتن جای پایی در منطقه برآمده است (طابنده و متقی، 1389: 27)
تا پیش از انقلاب اسلامی، ایران روابط اقتصادی و سیاسی گسترده ای با ایالات متحده و کشورهای اروپایی داشت و کشورهای غربی و به خصوص امریکا سرمایه گذاری های قابل ملاحظه ای را در منابع نفت و گاز ایران انجام می دادند. در این دوران رابطه ایران با اتحاد جماهیر شوروی و چین صرفا رابطه ای اقتصادی بود و رژیم شاه از چین و شوروی بیشتر در جهت ایجاد موازنه در روابط بین المللی ایران استفاده می کرد. با وقوع انقلاب اسلامی، وضعیت بین المللی ایران به کلی تغییر یافت. روابط ایران و امریکا قطع شد و سطح روابط کشورهای اروپایی با ایران بسیار کاهش یافت. در اوایل انقلاب نیز ایران با شوروی و چین ارتباطات اقتصادی و تجاری محدودی داشت(حسن زاده، 1387: 99) محققان چینی هم در ابتدا مانند بسیاری از ناظران کشورهای غربی و شوروی و حتی کشورهای خاورمیانه، از پیش بینی انقلاب اسلامی غافل ماندند (حامی، 1390: 83)علت این امر آن بود که تربیت و آموزش محققان غربی و کمونیستی بر علوم اجتماعی نظام‌های سرمایه‌داری و مارکسیستی تمرکز داشته که هر دو از واقعیات دنیای اسلام (به‌ویژه شیعه) دور بوده‌اند (حامی ، 1390: 84) اما در این میان چینی‌ها نیز وقتی دریافتند که پیروزی انقلاب اسلامی به معنای پایان یافتن تسلط آمریکا بر ایران و برچیده شدن پایگاه‌های آن کشور بوده و شوروی نیز نفوذی در آن نخواهد داشت، تا حدود زیادی نسبت به سمپاشی‌های غرب در خصوص خطر ایران انقلابی بی‌اعتنا شده و حتی با پیشنهاد محاصره‌ی اقتصادی ایران و عملیات طبس مخالفت و از عملکرد غربی‌ها انتقاد کردند. البته سردرگمی اولیه‌ی چینی‌ها ناشی از عدم شناخت کافی کارشناسان چینی از هویت اسلامی انقلاب ایران بود (Dekmejian ,1985, 28-33) با این حال دولت چین بلافاصله سه روز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، نظام جدید این کشور را به رسمیت شناخت و برای توسعه روابط ابراز تمایل نمود( میر،‌1368: 8) و در ادامه با بازدید هیئت بلندپایه‌ی این کشور به سرپرستی هوا لوانگ جانشین مائو، رهبر وقت چین روابط دو کشور وارد مرحله‌ی حساسی شد. در واقع با پیروزی انقلاب اسلامی روابط دو کشور دستخوش تغییر شد (حامی، 1390: 260) چین در مورد انقلاب اسلامی ایران تابع دو نیرو و منطق متفاوت بود: نیروی اول که از احساسات و تجارب انقلابی مردم چین نشات می‌گرفت، مبتنی بر تایید اصالت انقلاب اسلامی ایران به عنوان یک حرکت تاریخی ضد امپریالیستی بود. اما نیرو و منطق دوم که از عمل‌گرایی سیاسی (پراگماتیسم) و توازن سیاست خارجی چین با آمریکا در منطقه ریشه می‌گرفت، مبتنی بر تامل در مورد آثار این انقلاب بود که در امنیت و ثبات منطقه‌ی خاورمیانه و مناطق اطراف آن، احساس نگرانی نهفته بود (امیدوارنیا، 1369: 58) به دنبال تسخیر سفارت آمریکا از سوی دانشجویان، شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه ای را جهت تحریم ایران مطرح کرد و این طرح سازمان ملل، چین را بر سر دوراهی قرار داد. از یک سو روابط ایران و چین به تازگی بهبود یافته بود و رای مثبت چین به تحریم ها می توانست پایانی بر این روند تازه آغاز شده باشد و از سوی دیگر روابط ایالات متحده و چین به تازگی گرم تر شده بود و مخالفت با این تحریم ها می توانست آمریکایی ها را ناراضی کند. چین در این دوراهی، ایران را برگزید و از تایید قطعنامه تحریم خودداری کرد. (حسن زاده ، 1387 : 101 ) البته چین از گروگان‌گیری اعضای سفارت سابق آمریکا در ایران حمایت ننمود، اما تاکید کرد که نباید در امور داخلی دیگر کشورها مداخله کرد. تاکید بر لزوم عدم دخالت در امور داخلی کشورهای دیگر در واقع مخالفت با عملکرد سفارت سابق آمریکا در ایران به شمار می‌رفت. اما نفس عمل گروگان‌گیری مورد تایید چین واقع نشد(میر،1368: 8) هر چند که رویدادهای بعدی از جمله توانایی جمهوری اسلامی ایران در حفظ و ادامه‌ی موجودیت خویش، پیروزی بر نیروهای متجاوز عراقی (به‌ویژه آزادسازی خرمشهر)،‌ تعقیب سیاست نه شرقی و نه غربی، ثبات قدم در برابر مسئله‌ی افغانستان، همراهی با کشورهای جهان سوم و نهضت غیرمتعهدها،‌ تامین اتکا به نفس نسبی در زمینه‌ی تولید سلاح و فقدان بدهی خارجی به رغم مشکلات پس از پیروزی انقلاب و بروز جنگ تحمیلی،‌ در بالا بردن اهمیت ایران در نظر جمهوری خلق چین تاثیر بسزایی داشت و ابراز حسن نیت‌هایی در موارد مختلف از طرف پکن منجر شد، اما به هر حال از شواهد متعدد چنین برمی‌آید که جمهوری خلق چین نظر موافقی با صدور انقلاب در منطقه نداشته است، زیرا در درجه‌ی اول آن را عامل بی‌ثباتی برخی از نظام‌های سیاسی منطقه و فراهم شدن فرصت بهره‌برداری برای شوروی می‌دانست و در درجه‌ی دوم از تاثیر احتمالی آن بر مسلمانان خود و منطقه وسیعی در مرزهای چین (پاکستان، افغانستان و آسیای مرکزی) نگران بود. همچنین باید اشاره نمود که پکن در میانه انتخاب دو راه متفاوت و متضاد، اغلب سعی کرده است هم تمنیات آمریکا – که در سطح کلان اقتصادی به آن نیازمند است – تامین شود و هم ایران را از دست ندهد. خود این دوگانگی باعث می‌شود تا سطح روابط ایران و چین تا اندازه‌ای معین رشد کرده واین روابط برای ایران، که چین را وزنه‌ای برای مقابله با آمریکا تلقی می‌کند، در حد مطلوب نباشد (Penge, 2007) با این وجود، واشنگتن از دهه 90 تاکنون چین را متهم به انتقال فناوری پیشرفته به ایران می کند. آمریکا معتقد است که پکن نه تنها با فروش حجم انبوهی از تسلیحات متعارف همانند موشک های زمین به زمین، موشک های ضد تانک ، موشک های کروز و بالستیک و هواپیمای جنگی به ایران باعث شده است تا بنیه نظامی ایران تقویت شود بلکه با قراردادن چین در صدر لیست کشورهای صادرکننده فناوری تسلیحاتی به ایران، پکن را متهم می کند که به تهران در دستیابی به تسلیحات غیرمتعارف نیز یاری رسانده است .در این اثنا، روابط هسته ای تهران و پکن از جمله مواردی است که همواره باعث نگرانی سران کاخ سفید بوده است.آغاز همکاری در خصوص فناوری هسته ای دو کشور به اوایل دهه 90 بازمی گردد. گرچه مقامات هر دو طرف بارها تاکید کرده اند که خدمات و فناوری ارائه شده از سوی پکن تنها کاربرد صلح آمیز داشته و براساس بندهای معاهده عدم تکثیر ان .پی . تی صورت گرفته است،با این حال همین همکاری های صلح آمیز هسته ای به دلیل فشارهای شدید آمریکا علیه چین به طور یکجانبه از سوی چین لغو شد. (حسن زاده ، 1387 : 102 )

با وقوع جنگ تحمیلی و مشکلات روزافزون داخلی در برخی موارد روابط ایران با سایر کشورها را کاهش داد. اما چین همچنان به عنوان یکی از شرکای مهم تجاری باقی بود. با آغاز جنگ عراق- ایران پکن به سرعت درخواست پایان دادن به جنگ، خویشتنداری دو طرف عدم مداخله قدرتهای خارجی و حل منازعه توسط مذاکرات صلح آمیز را کرد. در کنار این توصیه های اخلاقی؛ سران چین تصمیم گرفتند که نهادهای چینی به طور مستقیم به هیچ یک از دو کشور ایران یا عراق اسلحه نفروشند. فروش های غیر مستقیم ( فروش ها به طرف های سومی که بعداً می توانستند این اقلام رابه ایران یا عراق بفروشند) در هر حال مجاز بود. با قطع شدن فروش های (مستقیم)،اردن به اصلی ترین مرکز انتقال مهمات چینی تبدیل شد.(گارور، 1388: 261) همزمان با آغاز جنگ، اهمیت چین برای رهبران جمهوری اسلامی بیش از پیش آشکار شد. چین در طول سالهای جنگ به یکی از معدود شرکای بین المللی ایران تبدیل شده بود. جمهوری اسلامی ایران برای تامین جنگ افزارهای خود از یک سو و گریز از تحریم های بین المللی از سوی دیگر، چین را بیش از پیش حائز اهمیت یافت و پکن نیز به نوبه خود با حمله شوروی به افغانستان بار دیگر دچار کابوس گسترش نفوذ شوروی شده بود. (حسن زاده ،1387 : 102 ) روزنامه «مردم» ارگان حزب کمونیست چین نوشت: «جنگ ایران و عراق بهانه‌ای به دست شوروی می‌دهد تا نیروهای خود را به خلیج فارس اعزام نماید» (روزنامه انقلاب اسلامی، 1359 ) بنابراین،چین، ایران را شریک منطقه ای بسیار مهمی تلقی می کرد و در نتیجه روابط دو کشور طی دهه 80 تحت تاثیر از دو جنگ منطقه ای بیش از پیش تقویت شد.
البته در جریان جنگ تحمیلی مقامات چینی اظهار داشتند از مداخله در مناقشات بین کشورهای جهان سوم که ریشه‌ی تاریخی داشته باشد، خودداری می‌کنند و آن را «مسائل باقی مانده‌ی تاریخ» می‌نامند که باید «از طریق مذاکرات و روش‌های مسالمت‌آمیز حل و فصل شود». به عقیده‌ی چین، هدف رقابت دو ابرقدرت در مناطق مختلف دنیا، از جمله در خاورمیانه، تسلط بر منابع و نقاط استراتژیک است و بر اتحاد و اتفاق کشورهای جهان سوم تاثیر منفی می‌گذارد و باعث بروز جنگ‌های منطقه‌ای (مانند جنگ ایران و عراق) می‌شود که هر لحظه خطر گسترش بیشتر را در پی‌دارد و سایر کشورهای جهان سوم باید در آن بی‌طرف بمانند. در این مقطع، موضع چین در

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد تحریم های اقتصادی، تحریم اقتصادی، اقتصاد ایران، سیاست خارجی Next Entries منبع تحقیق درمورد سیاست خارجی، نظام بین الملل، ایران و چین، شورای امنیت