منبع تحقیق درمورد آموزش و پرورش، نظام آموزشی، کیفیت آموزش، بازار کار

دانلود پایان نامه ارشد

از کشورهای جهان و به ویژه کشورهای جهان سوم با مسائل زیر روبرو بوده اند:
الف) افزایش و تنوع تقاضا برای آموزش: افزایش و تنوع تقاضا برای آموزش، از میزان رشد جمعیت و توسعه علوم و فنون و تکنولوژی تأثیر می پذیرد. از جمله موارد تنوع تقاضا برای آموزش در سال های اخیر، آموزش های کاربری در سطح متوسطه و عالی است.
ب) بحران مالی و دشواری در تأمین هزینه ها: هزینه های آموزش همانند هزینه های خدمات اجتماعی دیگر تحت تأثیر تغییرات اقتصادی قرار دارد. رشد بودجه آموزش و پرورش با افزایش تقاضا برای آموزش در اغلب کشورها هماهنگ نیست. کاهش هزینه سرانه آموزشی در بسیاری از موارد موجب محدودیت درفرصت های یادگیری می شود و نابرابری فرصت های آموزشی را به جای می گذارد( میرهادی،1382).
نظام آموزشی ایران نیز همواره با چالش هایی روبرو بوده است به گونه ای بخصوص در سطوح آموزش‌های پایه و رسمی برخوردار از یک نظام سنجش ملی برای ارزیابی وضعیت آموزش و پرورش کشور نیست و کارایی و اثر بخشی فعالیت ها مورد اندازه گیری و سنجش و ارزیابی قرار نمی گیرد. نظام آموزشی ایران از یکپارچگی لازم برای سیاست گزاری، برنامه ریزی، هدایت و کنترل و ارزیابی در سطوح مختلف تحصیلی برخوردار نیست و مراجع سیاست گذار متعدد در وزارت خانه هایی هم چون آموزش و پرورش، علوم و تحقیقات و فناوری، بهداشت ودرمان و آموزش پزشکی، کار و امور اجتماعی و شوراهایی از قبیل شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای عالی آموزش و پرورش و ستاد هماهنگی آموزش های فنی و حرفه ای و شوراهای درون وزارت خانه ای وجود دارد که خود سبب گردیده تا یکپارچگی در نظام آموزشی فراهم نگردد. به دلیل عدم یکپارچگی در نظام آموزشی ایران تربیت نیروی انسانی متخصص و کارآمد برای سطوح مختلف تحصیلی از سازوکارهای مشخص و روشنی تبعیت نمی کند و بعضاً در جذب و به کارگیری نیروی انسانی به دانش و مهارت حرفه ای معلمان توجه لازم صورت نمی گیرد. اهداف نظام آموزشی ایران از نظر اجرایی عملیاتی نشده است و غالباً در قالب مضامین کلی در اسناد رسمی منعکس شده است. مصادیق عملی و اجرایی اهداف مشخص نیست و دستیابی به آن نیز قابل ارزیابی و سنجش نیست. فارغ التحصیلان نظام آموزشی متناسب با اهداف، نیازها و مقتضیات زندگی اقتصادی، اجتماعی آینده تربیت نمی شوند. این امر خود به چارچوب برنامه های درسی بر می گردد که این برنامه ها با مقتضیات زندگی آینده طراحی نشده است. مهارت های اساسی زندگی، سلامت و مسائل اخلاقی و تربیتی برای زندگی با دیگران در چارچوب برنامه های درسی پیش بینی نشده است. نظام جذب و نگهداری و انگیزه سازی بین معلمان در آموزش و پرورش از کارایی لازم برخوردار نیست و خود موجب تبعیض هایی در نظام حقوق و دستمزد بین معلمان با سایر کارکنان دولت شده است. و به کاهش انگیزه شغلی معلمان منجر گردیده است. مدیریت منابع در آموزش و پرورش ایران کارا عمل نمی کند و بسیاری از منابع با صرفه های اقتصادی مورد استفاده قرار نمی گیرد و استفاده بهینه از منابع را مورد خدشه قرار داده است. به علاوه شیوه های تمرکز در تصمیم گیری ها، مدیریت ها را از پویایی لازم برخوردار نمی سازد. نظام آموزشی ایران تحت تأثیر روش های سنتی و غیر قابل انعطاف و تغییر، موجب گردیده است تا دانش آموزان فاقد روحیه خلاقیت، نوآوری، پرسش گری و جستجو گری باشند. و این خود سبب پایین بودن کیفیت فعالیت های آموزشی شده است. باورهای ارزشمند فرهنگی در دانش آموزان کاهش یافته و ناهنجاری های اجتماعی و بحران های ناشی از آن بیشتر گردیده است و به عبارت دیگر مدرسه نمی تواند نقش مؤثر خود را در کاهش بحران های اجتماعی ایفا کند و متناسب با نیاز های نوظهور اجتماعی و فرهنگی جوانان دانش آموز عمل کند.دانش آموزان در شیوه آموزش های سنتی از روش های تولید دانش و حل تناقضات و قدرت انتخاب گری محدودهستند. برنامه های درسی و روش های آموزشی متناسب با پیشرفت علوم و تکنولوژی از تغییر و انعطاف لازم برخوردار نیست و دانش آموزان را متناسب با نیازهای بازار کار و کارآفرینی تربیت نمی کند. توانایی های علمی و مهارت های حرفه ای معلمان و کارشناسان آموزشی در ایران پایین است. اطلاعات و دانش نظری و تجربی معلمان و کارشناسان به روز نمی شود و خود سبب می گردد تا بهره وری منابع انسانی در آموزش و پرورش پایین باشد. فرصت های آموزشی برابر در سطوح بالای تحصیلی ودر بین دختران و جمعیت روستایی و عشایری برقرار نیست. جایگاه فناوری اطلاعات و ارتباطات در حوزه های سیاست گذاری، توسعه و اجرا و اثرات آن در آموزش و پرورش به خوبی تبیین نشده است و زیر ساخت‌های آن نیز تدارک دیده نشده است( محسنی نیا، 1385).

نارسائی‌های مقطع آموزش و پرورش ابتدایی ایران:
دفتر اطلاع رسانی و سنجش افکار(1387)، از جمله مهمترین مشکلات و نارسائی های مقطع آموزش ابتدایی را به صورت ذیل برشمرده است:
عدم کیفیت و انعطاف پذیری محتوی و متدهای آموزشی و نادیده انگاشتن خلاقیت، نظم، مسئولیت پذیری و انجام فعالیت های گروهی.
فقر اقتصادی و عدم تقبل هزینه های بالای آموزشی دانش آموزان توسط والدین و تأثیرات سوء آن بر آموزش فرزندان.
عدم تعهد والدین جهت گمارش کودکان رده های سنی 6 تا 10 سال به مدارس ابتدایی به واسطه ضعف قوانین آموزشی کشور.
عدم صراحت موضوعات آموزشی و عدم هماهنگی موضوعات مذکور با الگوی های پیشرفت کشور و در نتیجه فقدان هماهنگی میان آموزش و بازار کار.
ایجاد وقفه در کیفیت آموزش و روش ها و تجهیزات داخلی به واسطه اعمال تغییرات سریع جهانی در زمینه توسعه علمی.
حال در دنیای درحال تغییر امروز برنامه ریزی آموزشی نوعی ضرورت برای ملت هاست زیرا به جهت ترسیم نقشه ی راه برای آینده، به تشخیص زود هنگام و به هنگام مشکلات احتمالی پرداخته و هرز رفتن نظام آموزشی جلوگیری نموده و ذی نفعان را زودتر به سرمنزل مقصود می رساند.

2-14-1) مفهوم برنامه ریزی آموزشی:
برنامه ریزی آموزشی در کل، عبارت است از تهیه و تبیین هدف های واضح و روشن بر مبنای سیاست‌های منبعث از فلسفه ی مورد نظر و طراحی راهبردهای کارآمد و اثربخش برای دسترسی به آن هدف‌ها در حوزه‌ی تعلیم و تربیت یا آموزش و پرورش است. برنامه ریزان آموزشی، گروهی صاحب نظر و کارشناس متخصص اند که بر مبنای فلسفه ی فکری حاکم بر جامعه، در حوزه ی آموزش و پرورش، آن چنان سیاست گزینی و هدف گذاری می کنند و آن چنان در تعیین و تشخیص و فراهم کردن زمینه های تأمین منابع و امکانات می کوشند که بتوانند با اثر بخش ترین راه ها و روش های ممکن، نیازهای تعلیم و تربیت کشور را برطرف نمایند.
نیازها در دنیای دانش محورامروز بسیار گسترده، مسائل آموزشی و پرورشی بسیار فراوان و پیچیده و راه حل ها و راهبردها در سایه ی پژوهش ها و تجربه ها بسیار گوناگون اند. بنابراین می توان گفت برنامه ریزی آموزشی هنر شناخت درست، انتخاب درست و تدوین نظامی درست برای همه ی مؤلفه های دست در کار تربیت است. به عبارتی بسیار ساده، مفهوم برنامه ریزی آموزشی تبیین و تعریف، نظام مندی، توالی و زمانبندی کارهایی است که در حوزه ی آموزش و پرورش ودر جهت تحقق هدف ها باید انجام بشود(رئیس دانا و همکاران، 1390).

2-14-2) تعاریف برنامه ریزی آموزشی:
ساده ترین تعریف برای برنامه ریزی آموزشی تعریفی است که یونسکو(1988) ارائه داده است و آن
عبارت است از: تهیه و تدوین برنامه برای آموزش در گستره ای مشخص، زمانی معین، سطحی خاص برای رسیدن به تمامیت و مقاصد آموزشی گوناگون. به تعبیر یونسکو برنامه ریزی آموزشی« اقدامی علمی و منطقی برای حل مسائل آموزشی است»( رئیس دانا و همکاران، 1390).
برنامه ریزی آموزشی از چارچوب مشخص برنامه ریزی تبعیت می کند؛ یعنی عملی فرایندی است و طی مراحلی مستمر و منظم با توجه به فلسفه ی کلی آموزش و پرورش به تعیین نیازها، اولویت ها، فرصت ها، منابع، امکانات و محدودیت ها و تهدیدها می پردازد؛ بر آن مبنا هدف های غایی و مقاصد کلی را تعیین می نماید و یا بر مبنای هدف ها و نیازهای تعیین شده از قبل، فعالیت های دست یابی به هدف ها را سازماندهی می کند؛ سپس با بهره گیری از روش ها و راهبردهای مؤثر و کارا به تهیه و تدوین برنامه می‌پردازد. قلمرو برنامه ریزی آموزشی وسیع است و از حوزه های خرد تا کلان را شامل می شود.
( مهرمحمدی،1380) می نویسد: قلمرو برنامه ریزی آموزشی معطوف به وضع شاخص ها و هدف های کمی برای نظام آموزشی در سطوح متفاوت از خرد تا کلان و ارزیابی تحقق آن از نظر کمیت هاست همچنین کومبز30(1970) برنامه ریزی آموزشی را کاربرد منظم روش های تحلیلی درباره ی هر یک از اجزای نظام آموزشی به منظور استقرار یک نظام آموزشی کارآمد تعریف می کند. این تعریف گفته شده است که اولین تعریف دقیق و علمی از برنامه ریزی آموزشی بوده است که در اولین کتاب کومبز در همین موضوع با عنوان « برنامه ریزی آموزشی چیست؟» ارائه شده است(مشایخ،1380).
آدامز31(1970)، براساس ادبیات انتشار یافته در مقوله ی برنامه ریزی آموزشی یک بررسی تطبیقی در مقیاس بین المللی انجام داده و تعاریفی را به شرح زیر استخراج کرده است:
« برنامه ریزی یک فرایند انتخاب عقلایی- فنی است.»
این تعریفی است که سازمان همکاری های اقتصادی توسعه، در سال1962 میلادی به دست داده است.
« برنامه ریزی یک راهبرد تصمیم گیری و کنترل شده به وسیله سیاست و اعمال قدرت است.» این تعریف توسط ویلر32 در سال 1980 مطرح شده است.
«برنامه ریزی عبارت است از تعامل و فراعمل بر مبنای تصمیم‌هایی که حاصل گفت و شنود است.» این تعریف در سال 1973 توسط فریدمن33 ارائه شده است.
برنامه ریزی تهیه ی نقشه هایی از زمان، فضا و علیت ها در جایگاه های جدید است. این تعریف نیز در سال 1985 توسط اینبر34 به دست داده شده است.
« برنامه ریزی یک فرایند آموزشی یا یادگیری اجتماعی است.» این تعریف نیز از فریدمن(1984) است.
شپرد35(2010) از قول دیویس36( 1994) می نویسد: برنامه ریزی عبارت است از تهیه و تدوین هدف‌های واضح و روشن، طراحی راهبردهای کارآمد و اثر بخش به منظور دست یابی به هدف های منبعث از نیازهای پیچیده ی فردا( رئیس دانا و همکاران، 1390).
اما آیت اللهی(1377) می گوید: خود آدامز برنامه ریزی را تلاشی برای برآورد پیشاپیش چگونگی تحقق هدف ها تعریف کرده است.

2-15) کارایی:
امروزه ضرورت و نقش دورهِ آموزش و پرورش ابتدايي را فقط در توسعه مهارت ها و قابليت‌هاي شناختي به طور اعم و آموزش و آماده كردن كودكان براي ورود به مدارج تحصيلي بالاتر خلاصه نمي‌كنند، بلكه آن را به طور اخص عامل و اساس هرگونه تحول آغازين در عرصه رشد و توسعه اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي مي‌دانند. لذا مجامع بین المللی بر ضرورت دسترسی به آموزش ابتدایی همگانی تأکید دارند. بنا بر گزارش یونیسف(2005) علیرغم تلاش های ملی وبین المللی فراوانی که در جهان برای دسترسی همه‌ی افراد واجب التعلیم گروه سنی دوره ابتدایی صورت می گیرد اما هم چنان 115 میلیون کودک در جهان خارج از مدرسه بوده و به آموزش و پرورش دسترسی ندارند(یونیسف، 2005).
از طرفی در چند سال گذشته، سازمان بین المللی برنامه ریزی آموزشی (1989) اعلام نموده است کیفیت آموزشی به طور جدی و عملاً در تمام کشورهای در حال توسعه ودر بسیاری از کشورهای صنعتی زیر سؤال رفته است. فقط والدین، معلمان و کارفرمایان نیستند که از پایین آمدن استانداردهای آموزشی سخن می‌گویند، بلکه مدیران، برنامه ریزان و سیاستمداران نیز از این وضعیت گله دارند و نیاز به بهبود را گوشزد می‌کنند(عزیززاده و همکاران، 1374).
لذا این عبارت به خوبی بیان گر اهمیت مطالعه در خصوص کارایی نظام های آموزشی است و نشان می‌دهد که این موضوع به صورت یک مسئله جهانی مطرح است. انجام تحقیقات مستمر در خصوص کارایی نظام های آموزشی و تعریف شاخص های مناسب برای انجام این پژوهش ها و اطلاع از تعداد دانش آموزانی که یک دوره ی تحصیلی را با موفقیت به پایان می رسانند و نیز تعدادی که در هر سال تحصیلی از نظام آموزشی خارج می شوند و به

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد آموزش و پرورش، نظام آموزشی، کیفیت آموزش، بازار کار Next Entries منبع تحقیق درمورد نظام آموزشی، تعلیم و تربیت، آموزش و پرورش، علم اقتصاد