منبع تحقیق درمورد آسیای مرکزی، دریای خزر، امنیت ملی، منافع ملی

دانلود پایان نامه ارشد

این منطقه یکی از امن‌ترین و اقتصادی‌ترین مسیرهای دسترسی به بازارهای جهانی در عرصه‌های گوناگون را ارائه کرده است اما به دلیل سیاست‌های تقابل جویانه امریکا و وابستگی دولت‌های منطقه، از این مزیت بهره‌برداری مناسب نشده است( حسینی فائق، 1386: 104) البته معلوم است که در شرایط کنونی علاوه بر نیازهای حیاتی این کشورها و نظر تعیین کننده روسای جمهور آنها، نقش امور مالی و تامین اعتبارات لازم در اجرای پروژه بسیار مهم خواهد بود. لذا دستگاههای سیاستگذار ملزم هستند متناسب با منافع ملی به حمایت از طرح های توسعه راه و حمل و نقل بپردازند.( بیگدلی،1381: 26)

ب)تقابل منافع ایران و امریکا در آسیای مرکزی و قفقاز
فروپاشی و خلا قدرت اتحاد جماهیر شوروی، زمینه را برای حضور و رخنه دیگر قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای در کشورهای تازه استقلال یافته، فراهم ساخت. در واقع ضعف‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در کشورهای تازه استقلال یافته، پذیرای چنین رخنه خارجی بوده و زمینه را برای حضور بیگانگان فراهم آورده است (فلاحت پیشه، 1380: 19) کم کم حضور شرکت‌های مختلف نفتی، ساختمانی و اقتصادی غرب در منطقه افزایش یافت و از جانبی دیگر فشار سیاسی برای نفوذ در نظام تصمیم‌گیری کشورهای تازه استقلال یافته شدت گرفت و زمینه برای تنش‌ها و رقابت‌های گسترده اقتصادی و سیاسی میان کشورهای درون و برون منطقه مهیا گردید. در این زمینه تنش‌های چهارگانه ذیل قابل پیش بینی است:
1. برخورد منافع بین امریکا و روسیه در تداوم رقابت نیم قرن گذشته.
2. برخورد منافع بین روسیه و ترکیه به دلیل نفوذ این متحد امریکا و عضو ناتو به محدوده امنیت ملی روسیه.
3. برخورد منافع بین ترکیه و ایران به عنوان دو قدرت منطقه‌ای با تضادهای فرهنگی، سیاسی و امنیتی.
4. برخورد منافع بین ایران و امریکا به دلیل اجرای دکترین «مهار دو جانبه» و «قانون داماتو».
پیدایش رقابت‌های بین المللی ابعاد تازه‌ای از امنیت و تهدید منافع ملی را برای ایران پدیدار ساخت. زیرا ایالات متحده و رقیبانی همچون اسرائیل و ترکیه با هدف پیشبرد همکاری های اقتصادی و کمک به کشورهای منطقه و در قالب طرح‌های مختلف نظیر مبارزه با تروریسم، گسترش دموکراسی، طرح‌های ترانزیتی بین‌المللی و … در پی گسترش نفوذ خود در منطقه هستند. ولی در حقیقت به منظور محدود سازی ایران وارد منطقه شدند. حضور صهیونیست ها در کنار مرزهای ایران می تواند در دراز مدت برای ایران خطرناک باشد (میر حیدر، 1380: 181) نفوذ امریکا بر کشورهای منطقه خصوصا کشور آذربایجان ، جو عدم اعتماد کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز را نسبت به ایران ایجاد کرده است . از دیگرسو، ضعف استقلال و حاکمیت، تهدید های امنیتی علیه همسایگان و همچنین ترس از تسلط مجدد روسیه بر این منطقه، کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز را بسوی غرب و در راس آنها امریکا متمایل ساخته است. از سوی دیگر امریکا با اطلاع از این موضوع تمام تلاش خود را به کار بست تا بازسازی و ساماندهی مجدد روسیه را به تعویق اندازد و در همین دوره رشته‌های نفوذ اقتصادی و سیاسی خود را در این منطقه تقویت کند (نقیب زاده،1381: 82) و با استقرار نیرو و پایگاه نظامی در این منطقه سعی در کنترل هر دو کشور روسیه و ایران دارد. در واقع، امریکا بیشترین سرمایه‌گذاری‌ در جنبه‌های مختلف حضور و نفوذ خارجی خود در یک دهه گذشته را در آسیای مرکزی و قفقاز اختصاص داده است. روس‌ها برای پس راندن امریکایی‌ها در این مناطق فقط روی ایران حساب می‌کنند در حالی که امریکایی‌ها از مساعدت‌های اقتصادی یا نظامی و حتی فرهنگی آنکارا، اسلام آباد، اسرائیل یا ریاض بهره ‌می‌گیرند. در این اوضاع و احوال هر تنش قومی در حوزه دریای خزر یا پیرامون آن مانند ناآرامی‌های آبخازیا کردستان مورد استفاده این دو رقیب قرار می‌گیرد. این منازعه ابعادی جهانی داشته و برای آینده تعیین کننده است(نقیب زاده، 1381: 83) همچنین هر چه درگیری میان ایران و امریکا در آسیای مرکزی و قفقاز ادامه یابد، شرایط برای بهره‌برداری بازیگران دیگر همچون ترکیه، اسرائیل و حتی چین و پاکستان فراهم خواهد بود. این موضوع به ویژه در مورد شرایط ترانزیت نفت، گاز و کالاهای دیگر از آسیای مرکزی و قفقاز به خارج از منطقه مشهود است (فلاحت پیشه ، 1380: 45) ترکیه و اسرائیل عمدتا نقش مجری اهداف کوتاه و بلند مدت واشنگتن را بازی می‌کنند. برای مقابله با این نفوذ استیلا جویانه، ایران باید بتواند به منزله پل ورود دیگر بازیگران جهان شرق و غرب عمل نماید. ژاپن، اروپا و حتی چین و روسیه می‌توانند با حضور اقتصادی خود، نوعی تعادل نسبی را در منطقه ایجاد نمایند که ضمن ممانعت از تک قطبی شدن تدابیر امنیتی، فضای مانورامنیت ملی ایران را نیز تامین کنند.در این اثنا،امریکا منطقه‌ی آسیای مرکزی و قفقاز را عرصه‌ی منافع راهبردی خود می‌داند و حوزه خزر با ذخایر انرژی قابل ملاحظه آن، در کانون توجهات مقامات این کشور قرار دارد. به نظر می‌رسد که هدف نهایی امریکا، اعلام کنترل بر تمامی منطقه و تثبیت نفوذ خود است و این کشور در اجرای این سیاست به سرمایه بخش خصوصی، بویژه شرکت‌های نفتی دل بسته است. بنابراین راهبرد امریکا در منطقه، در نهایت نه اقتصادی، بلکه استراتژیک و سیاسی است. علایق دیگر کشورهای غربی در منطقه تا حدی متفاوت با امریکاست. اروپا خواهان توسعه نهادهای دموکراتیک در جمهوری‌های جدید و تقویت ثبات در منطقه است و دولت‌های اروپایی درصدد بهره‌گیری از فرصت موجود برای دستیابی به منابع انرژی جدید به منظور کاهش اتکای به انرژی خاورمیانه و روسیه هستند.(میرحیدر، 1380: 182) از دیگر قدرت‌های موثر بر منطقه می‌توان به حضور نیروهای نظامی پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) اشاره کرد. ناتو پس از فروپاشی شوروی از طریق برنامه مشارکت برای صلح و شورای مشارکت اروپا – آتلانتیک، به برقراری ارتباط امنیتی در منطقه مبادرت ورزید که با استقبال برخی کشورهای منطقه مانند قزاقستان و آذربایجان روبرو شد. به نظر می‌رسد از اهداف ناتو مبنی بر گسترش به سمت منطقه آسیای مرکزی و قفقاز، مهار روسیه و ایران باشد (حسینی فائق،1386: 107 )استراتژی امریکا در زمینه ی تسلط بر منابع انرژی و اعمال کنترل بر مسیر خطوط لوله انتقال آن ضرورت حضور بیشتر نظامی و سیاسی این کشور در منطقه خزر و کشورهای حاشیه آن را ایجاب می نماید . حمایت بیشتر از ترکیه، حمله به عراق، شدت یافتن تبلیغات علیه ایران و طرح پرونده ی هسته ای ایران و اعلام آسیای مرکزی به عنوان منطقه منافع حیاتی امریکا و تایید آن در استراتژی امنیت ملی این کشور در سپتامبر 2002 همگی از این موضوع حکایت دارد.امریکا هم اکنون ضمن پنهان نکردن علایق خود به منابع انرژی در منطقه آسیای مرکزی ، خزر و قفقاز ، دلایل حضور خود در این منطقه را گسترش دموکراسی در جمهوری های تازه استقلال یافته ، جلوگیری از گسترش تسلیحات کشتار جمعی از طریق تجارت غیر قانونی اسلحه، حمایت از ثبات سیاسی و اقتصادی در منطقه و جلوگیری از منازعات قومی اعلام می نماید (سنایی، 1383: 162) ضمن در نظر گرفتن علایق امریکا به نفت و گاز نباید از نظر دور داشت ، که ثبات نسبی رژیم های موجود در آسیای مرکزی تا اندازه ای مرهون تلاش های امریکا برای دستیابی به منابع انرژی این منطقه است (روزنامه ایزویستیا،11 نوامبر1997 )با ثابت شدن موقعیت امریکا در منطقه در اواخر 2001 و اوایل 2002 میلادی تا حد زیادی تعیین کننده نوع سیاست خارجی ایران در آسیای مرکزی شد. طی تمام دوره بعد اصلی‌ترین رویکردهای تاکتیکی سیاست ایرانی در کشورهای آسیای مرکزی در راستای نفوذ و اثبات در تمام زمینه‌های مساعد برای رفع تحریم‌های سیاسی و اقتصادی ایران صورت گرفت (سنایی، 1388: 6)

ج)رژیم حقوقی دریای خزر، نمونه ی کوچکی از همگرایی
بی شک پی ریزی بسترهای حقوقی لازم از طریق انعقاد قراردادهای لازم با کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز و تدوین یک رژیم حقوقی جامع با کشورهای حاشیه ی دریای خزر که متضمن منافع جمعی و مبتنی بر اتفاق آرا باشد به تحقق یک رژیم همکاری کمک خواهد کرد. در حقیقت، جرقه ی همگرایی منطقه ای می تواند با ایجاد چنین رژیمی در منطقه زده شود. به هر حال انعطاف پذیری کشورها، در نظر گرفتن منافع همه، اجتناب از یکجانبه گرایی و ممانعت از دخالت قدرت های بزرگ فرا منطقه ای را کلید اصلی نیل به این اهداف می توان دانست( صفری، 1383 :66 ) اگر چه عمده‌ترین عاملی که حوزه دریای خزر را به کانون کشمکش‌های سیاسی، نظامی و اقتصادی تبدیل کرده منابع عظیم انرژی و سایر مواد خامی است که حدس زده می‌شود در این منطقه وجود دارد؛ اما کم و کیف آن هنوز به درستی روشن نشده است (نقیب زاده،1381: 74) از جانب دیگر، عملکرد دولت‌ها در مسئله بهره‌برداری از منابع انرژی یکسان و یکدست نیست. قزاقستان موفق‌ترین مورد بهره‌برداری و همچنین انتقال انرژی در منطقه است (سجادپور، 1383: 102) علاوه بر منابع انرژی، اهمیت ژئوپلیتیک حوزه خزر از آن روست که در چهارراهی واقع می‌شود که چندین زیر سیستم منطقه‌ای را به هم متصل می‌سازد: از یک سو اروپا و از سوی دیگر خاورمیانه، در یک طرف قفقاز و در طرف دیگر آسیای مرکزی (نقیب زاده،1381: 75) رقبای ایران از این چشم‌انداز نگرانند که جمهوری اسلامی در قرن بیست و یک میلادی به عنوان کانون عمده ای در حمل و نقل انرژی یعنی «سوخت» جهان آینده مطرح شود لذا جمهوری اسلامی باید تلاش کند تا در کوتاه و بلند مدت، رقبای خارجی توان صدمه زدن به این شرایط طلایی را نداشته باشند (مجتهدزاده،1383 : 11-9).متاسفانه ضعف‌های اقتصادی اغلب کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز زمینه را برای نفوذ پذیری ساختار و تدابیر امنیتی منطقه‌ای موجود فراهم آورده است (فلاحت پیشه، 1380: 75) قابل توجه است که عدم دسترسی کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز به آبهای آزاد نه تنها این کشورها را در توسعه اقتصادی و ارتباط با جهان و بازارهای مصرف با دشواری مواجه می‌سازد، بلکه این امر موجب نوعی وابستگی به کشورهای مسیر انتقال یا ترانزیت می‌شود که بر وضعیت ژئوپلیتیک منطقه تاثیری قابل ملاحظه گذشته است. مثال بارز این وضعیت، انتقال منابع انرژی است که از یک موضوع تجاری و اقتصادی به مسئله سیاسی و ژئواستراتژیک تبدیل گردیده است. در این میان ایران با توجه به موقعیت جغرافیایی خود، یعنی قرار گرفتن در فاصله دو کانون بیضی استراتژیک انرژی جهان که در آن بیش از 70 درصد نفت اثبات شده و بیش از 40 درصد ذخایر گاز طبیعی جهان متمرکز است، دارای یک ویژگی استراتژیکی خاص است و نمی‌توان از ایفای نقش طبیعی این کشور در انتقال منابع انرژی منطقه خزر به بازارهای جهان برای همیشه جلوگیری کرد (میرحیدر، 1380: 169) در واقع، موقعیت خاص ترانزیتی ایران می تواند عاملی مهم جهت ایجاد روابط جسنه و دو جانبه میان کشورهای منطقه شود. ایران نیز برای تثبیت خود به عنوان یک کرویدر عمده برای انتقال این منابع به بنادر خلیج فارس تلاش بسیار نموده است. ایران با قرار گرفتن میان دریای خزر و خلیج فارس، اقتصادی ترین راه برای صدور منابع عظیم هیدروکربن همسایگان شمالی جدید ایران یعنی قزاقستان ترکمنستان و آذربایجان است (گارور، 1383: 111) ولیکن استفاده از خط لوله ایران مستلزم افزایش هماهنگی میان کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز با کشورهای جنوبی و غربی آسیا می‌باشد. چرا که امکان دسترسی کشورهای شمالی تنها از طریق همسایگان جنوبی و غربی آسیا در شرایط بهینه فراهم خواهد بود.در غیر اینصورت بهره‌برداری از منابع انرژی در منطقه‌ای که به خاطر جغرافیایی بسته و بنابر ماهیت منابع، پیوستگی و اتصال وجود دارد، در قالب رقابت آمیزی قابل بهره‌برداری نیستند (سجادپور، 1383: 101) با وجود تلاش جمهوری اسلامی ایران، مبنی بر ایجاد ارتباطات و پیوندهای پایدار و فراهم نمودن فرصت های جذاب همکاری در زمینه های اقتصادی – تجاری وترانزیت اما ضعف استقلال همسایگان شمالی، منجر به حضور منفی بیگانگان و تدابیر امنیتی تحمیل شده از سوی آنها شده و نتیجه ی این امر این می شود که شرایط را برای اعتماد و روحیه

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد آسیای مرکزی، نفت و گاز، سیاست خارجی، تاجیکستان Next Entries منبع تحقیق درمورد خلیج فارس، جزایر سه گانه، شورای همکاری خلیج فارس، امارات متحده عربی